گفت وگو♦ تئاتر ايران
پيام رهنما Prooz_rahnama@yahoo.com - پنجشنبه 22 آذر 1386 [2007.12.13]
اين روزها در محافل هنري نام سپيده نظري پور نويسنده، بازيگر و کارگردان تئاتر به خاطر اجراي نو و جسورانه اش از دو نمايش کلاسيک الکترا و رومئو و ژوليت در تالار مولوي تهران بر سر زبان هاست. سپيده نظري پورکارگردان که خود از بازيگران با سابقه تئاترتهران است درمورد چگونگي اقتباس اش و اجرايش از اين دو نمايش با روز به گفتگو نشسته است.

گفت و گو با سپيده نظري پور
بازيگري: وسوسه اي براي همه
چطورشد که به فکر اجراي اين نمايش ها در کنار يکديگر افتاديد؟
نمايش "الکترا، رومئو و ژوليت" را مدتي قبل با استفاده از دانشجويان تئاتر براي شرکت در جشنواره "سينايا" آماده اجرا کرده بودم، که در حال حاضر با همين هنرمندان دانشجو در تالار مولوي اجرا مي شود. اين دو نمايش هر دو از سرآمدهاي تراژدي در دنياي درام هستند وعلاقه به اين گونه نمايشي و شناخت من ازنمايش ايراني و شکل آن باعث شد تا اين دو نمايش را با هم به صحنه ببرم.
البته درمورد شکل اجرايي به نظر مي آيد که نمايش دوم شما به مسائل وويژگي هاي يک نمايش ايراني بيشتر نزديک باشد.
بله. درست است. نمايشنامه "رومئو و ژوليت" را به شيوه نمايشي ايراني تغيير دادم در اين اثر، رومئو در نقش سياه به صحنه مي آيد.
جهت اجراي خلاقه اين آثار دست به چه تغييراتي در متن هاي اصلي زديد؟
در بازنويسي نمايش "الكترا "همه شخصيت ها به غير از خواهر و برادر حذف شده اند و نمايش بر اساس تصميم گيري هاي اين دو نفر درباره مادرشان به مدت سي دقيقه اجرا مي شود.
نمايش شما دراماتورژي شده است.نقش دراماتورژ در توليد آثار کارگاهي مثل همين دو نمايش شما به چه ميزاني است؟
مهرداد راياني مخصوص بازنويسي نمايش "الکترا، رومئو و ژوليت" را انجام داده است، من معتقدم اگر در نمايش هاي كارگاهي دراماتورژ يا بازنويس وجود داشته باشد در تحليل ها كمك مي كند تا نقايص كار بر طرف شود.
به نظر مي آيد دراپيزود اول که نمايش "الکترا" اجرا مي شود تا حدودي به دليل انتخاب شکل اجرا و ريتم کندي که پيش آمده حوصله تماشاگران سرمي رود.
تا حدودي با اين مساله موافقم. نمايش الکترا از نظر داستاني هم قصه سنگيني نسبت به رومئو وژوليت دارد. خب داستان دوم را اغلب مردم مي شناسند ولي اولي با توجه به نشانه گذاري هايي که درراستاي کارگرداني آن طراحي شده است کمي با مزاج مخاطبين ناآشناست.به همين دليل است که الکترا را قبل از رومئووژوليت اجرا مي کنم تا ظرفيت هاي تماشاگرانم براي اجراي بعدي ايده آل تر باشد.
شما به عنوان يک کارگردان حرفه اي تئاتر که معمولا سالي يک نمايش را کارگرداني مي کنيد تا چه اندازه از همکاري با دانشجويان تئاتررضايت داشتيد؟
ببينيد من خودم يک دوره اي دانشجو بودم وهنوز هم خودم را يک دانشجو مي دانم به دليل اينکه من درطول هفته اغلب درکلاس هاي درس با دانشجويان همکاري دارم و درقبال نکاتي که به آنها انتقال مي دهم مطالب زيادي را هم مي آموزم. دانشجويان تئاتراز خلاق ترين و لايق ترين دانشجويان ايران هستند که به سختي درمحيطي که برايشان پيش بيني شده به فعاليت مي پردازند و در برابر سختي ها به هيچ عنوان کوتاه نمي آيند وخود را به مشکلات غالب مي کنند. دراين نمايش هم همه بازيگران با عشق وعلاقه اي مثال زدني براي توليد و اجراي يک نمايش به تمرين ها آمدند وهنوز هم به خوبي اين صفت درآنها نمايان است.
فکرمي کنم شما بيشترازکارگرداني بازيگري در تئاتر را هم تجربه کرده ايد و اتفاقا دراين زمينه مطالب و مقالات زيادي را هم چاپ کرده ايد. معمولاً درنمايش هايي که کارگرداني مي کنيد خودتان هم به ايفاي نقش مي پردازيد. برايتان سخت نبود که دراين نمايش خودتان بازي نکرديد؟
خير. من اعتقاددارم هر نقشي ويژگي هاي خاص خود نسبت به بازيگر آن را دارد و من اين ها را در مورد بازيگر زن نمايشم به خوبي ديدم. فکرکردم با توجه به خاص بودن اين نمايش تمام تمرکز خود را بر روي مساله کارگرداني بگذارم. اما خب بازيگري وسوسه اي است که هرکسي آن را در سر دارد، چه رسد به من که کارم اين است.
فکرنمي کنيد در اجراي رومئو و ژوليت بازيگر مردتان بيش از حد تلاش مي کند تا تماشاگران را به خنده وادارد؟
گمان نمي کنم. به دليل اينکه متن درجاهايي از نمايش شيريني خود را انتقال مي دهد و درصد باقيمانده را بازيگر در طول تمرينات کشف کرده است. البته دراينکه هرشب با توجه به فضا و حال و هواي تماشاگران بداهه سازي هايي شکل مي گيرد شکي ندارم و اين را بگويم که اين قسمت جزو ويژگي هاي يک نمايش ايراني از نوع سياه بازي است.
چيزي که درنمايش تان توجه راجلب مي کند مساله طراحي دکور و صحنه است. در مورد چگونگي رسيدن به اين طرح برايمان توضيح مي دهيد؟
بله. من به طراحي صحنه در نمايش بسيار اعتقاد دارم و بايد بگويم پژوهش هاي زيادي هم در اين رابطه داشته ام. ابتدا طراحي واسکيس هاي زيادي را درمورد اين دو کار زديم اما با درنهايت به اين نتيجه رسيدم که براي يک کار خلاقه با چنين فضايي بهتر است که از حداقل دکور استفاده کنم و همه انرژي خود را روي بازي بازيگرانم بگذارم. فکرمي کنم اين طوري نتيجه بهتري گرفتم.
