جشنواره ♦ سينماي ايران
محمد بهادري - پنجشنبه 22 آذر 1386 [2007.12.13]
مجله گل آقا شناخته شده ترين و با سابقه ترين نشريه طنز پس از انقلاب است. اين مجله که به مديريت مرحوم کيومرث صابري بنيان نهاده شد پس از درگذشت او توسط دخترش پوپک ادامه مسير داد. بانيان اين مجله اخيراً در حرکتي جالب تصميم به برگزاري اولين جشنواره فيلم هاي کمدي گل آقا گرفتند. در اين جشنواره که عليرضا خمسه سمت دبيري آن را برعهده داشت، 30 فيلم کمدي پس از انقلاب مورد نمايش و بررسي قرار گرفت.
احترام براي خنديدن
سينماي کمدي يکي از ژانرهاي مظلوم سينماي ايران است که در اين سال ها آنگونه که بايد مورد توجه قرار نگرفته است. همت موسسه اي مانند گل آقا که خود سال ها در عرصه طنز کار کرده براي برپايي اين جشنواره قابل تامل به نظر مي رسد. مراسم جمعه شب گذشته در فرهنگستان هنر برگزار شد. بسياري از چهره هاي سينماي کمدي و حتي جدي سينما دور هم جمع شده بودند تا به خنديدن احترام بگذارند.
عليرضا خمسه اجراي اين مراسم را برعهده داشت، سخنان خود را به عنوان دبير جشنواره در قالب كاراكتري ديگر بيان داشت. او گفت: اولين جشنوارهي كمدي "گلآقا" آغاز شد و اميدواريم عمرش ادامه داشته باشد. فيلمها با معيار گلآقايي ارزيابي و شادي در رديف اول اين ارزيابي قرار گرفت. حرف هاي او که با پخش تصاويري از زندهياد "كيومرث صابري همراه بود، چنين ادامه يافت: گمان نميكنم خنده بي تفكر چيزي مخصوص انسان باشد و همانطور كه گريه امري جدي است، خنده هم امري جدي محسوب ميشود، بنابراين به همين نسبت طنز را هم بايد جدي گرفت.
اعلام برگزيدگان بخش ديگر مراسم بود. با تقدير از پرويز پرستويي و حميد جبلي جايزهي بهترين بازيگر كمدي را رضا كيانيان و ژاله علو به فرهاد آييش اهدا كردند.
فرهاد آييش بازيگر "مكس" از دريافت جايزه بهترين بازيگر كمدي بعد از انقلاب تعجب كرد و آن را يك غافلگيري براي خودش دانست.
در اين مراسم بيش از هر جشنواره اي صداي خنده و دست زدن به گوش مي رسيد و در ميان همين دست زدن ها و خنده ها نام داريوش مهرجويي به عنوان کارگردان برگزيده نخستين جشنواره سينماي کمدي گل آقا- كارگرداني فيلمهاي "اجارهنشينها" و "مهمان مامان"- اعلام شد. اجراي برنامه نيز طنز آميز بود و حتي شوخي داريوش مهرجويي که تا دقايق آخر به عليرضا خمسه مجري و دبير جشنواره قول حضور مي داد و در نهايت بدون حضورش نام او به عنوان برگزيده اعلام شد و عليرضا خمسه اعلام کرد که جاي او خالي است و داريوش ديگري روي صحنه آمد تا از او تقدير کند
داريوش کاردان، در سخنان کوتاهي گفت: "خواهش ميکنم از دوستاني که دستاندرکار ارشاد و صدا و سيما و مطبوعات هستند، بس کنيد! ساختن اين همه فيلم کمدي، انتشار اين همه مجله طنز، برنامههاي طنز راديويي... خدا را خوش نميآيد! اين همه خنده، مردم را روده بر کرده، بيمارستانها ديگر جا ندارند، کارگرهاي کارخانههاي داروسازي (مخصوص داروهاي ضد افسردگي! ) بيکار شدهاند... کي قرار است جواب اينها را بدهد؟ اين همه مردم را اذيت نکنيد، مردم ما مردم خوبي هستند.
سپس فرهاد توحيدي براي اهداي جايزه بهترين فيلمنامه نويس طنز روي صحنه آمد و خاطره اي گفت که با خنده مردم روبرو شد.او که همراه گلاب آدينه آمده بود تا جايزه پيمان قاسمخاني را اهدا کند، ازسفر هنرمندان به خوي براي کنگره مولانا گفت: "در فرودگاه مهرآباد آقاي جبلي را ديدم. ايشان از من پرسيدند داريم کجا ميريم؟ قراره چه کار کنيم؟ نکنه يهو بگن کاري کنيم؟ مثلا رقص سماع کنيم، من دامنم را نياوردم!" بعد توحيدي رو به خمسه اضافه کرد: "حالا اگر رقصي، چيزي هست، من دامنم را آوردهام!" پيمان قاسمخاني فيلمنامهنويس فيلمهاي "نان و عشق موتور هزار" و "مارمولك" هم جايزه بهترين فيلمنامهنويس را از گلاب آدينه و فرهاد توحيدي گرفت و هم هنگام گرفتن جايزه مثل بقيه ياد گل آقا را گرامي داشت و گفت: "من در داشتن لقب "سوپاپ" با ايشان اشتراک دارم، که موجب افتخار من است
پيمان قاسمخاني. در ادامه از منوچهر محمدي، تهيه کننده مارمولک روي صحنه آمد تا به پاس حضور مستمر و نفسگير يدالله صمدي در توليد فيلم کمدي از او تقدير کند. صمدي در يکي چند جمله ياد گل آقا را گرامي داشت: "کيومرث بزرگوار حتما اينجاست و دارد غشغش مي خندد. او خنده ساز بود و از خنديدن ديگران لذت مي برد. فکر کردم به افتخار و به شادي کيومرث صابري، پيشنهاد کنم يک دقيقه بخنديم، اما بعد ديدم از وقتي اينجا نشستهايم آنقدر خنديدهايم که حق مطلب ادا شده
در اولين بخش از تقديرها خمسه از حميد جبلي و ايرج طهماسب دعوت کرد تا به روي صحنه بروند، دوقلويي قديمي در سينماي ايران که سال هاست با هم کار مي کنند. براي تقدير از اين دو، مرضيه برومند کارگردان و فرشته طائرپور تهيه کننده روي صحنه رفتند.مرضيه برومند گفت که افتخار مي کند که اين دو، نه فقط در سينماي کودک و نوجوان، بلکه در عرصه سينماي کمدي حضور داشته اند و بدون آنها سينماي کمدي چيزي کم دارد. فرشته طائرپور از جاي خالي اين دو در سينماي امروز کودک و نوجوان گفت و سپس به هر کدام از اين دو سيني "شاغلام نشان" و يک عدد دوربين عکاسي اهدا شد.
مرضيه برومند كارگردان گفت: من يك جورهايي مادر اين دو هنرمند محسوب ميشوم و وقتي اين دو هنرمند را ميبينم كه هنوز بچه هستند، ياد گذشته ميافتم و افتخار ميكنم كه اينقدر موفق هستند و نقش بسيار مهمي در عرصه سينماي كمدي دارند بهطوري كه بدون اين دو ژانر كمدي ميلنگد.
فرشته طائرپور تهيهكننده سينما هم به غيبت سال هاي اخير اين دو زوج هنري در سينماي كمدي كودك اشاره كرد و ادامه داد: جاي خالي اين دو زوج هنري پُر نميشود اما اميدوارم به زودي شاهد حضورشان در اين حوزه باشيم.
پس از پخش تصاويري از مرتضي احمدي از اين هنرمند به خاطر "يك عمر لب پرخنده و صداي شادمانه" توسط عزتاله انتظامي آقاي بازيگر سينماي ايران تقدير شد.
عزتالله انتظامي با اشاره به سابقه شروع كار هنري مرتضي احمدي گفت: به خودم ميبالم كه مرتضي احمدي مسير اين سالهاي طولاني را به خوب سپري كرد و طاقت آورد تا به اينجا رسيد.
وي با اشاره به نشان جشنواره و تلويزيوني كه به احمدي اهدا ميشود، اين نشانها را كافي ندانست و اظهار داشت: اين براي مقام و منزلت "مرتضي احمدي" كه سالها براي تئاتر و سينما كار كرده است بسيار كم است و اي كاش ميشد از جاهاي ديگري هدايايي تهيه كرد و يا ايران خودرو كه به دنيا ماشين صادر ميكند ماشيني به ايشان جايزه ميداد.
انتظامي افزود: ما ديگر آيندهاي نداريم و اينبار هم مثل هميشه تحمل ميكنيم و اميدوارم از اين پس اين جوايز پربارتر شود.
مرتضي احمدي نيز از انتظامي به عنوان تنها پيشكسوتش بعد از 64 سال حضور در عرصه هنر نام برد و گفت: هميشه به او احترام گذاشتهام و تا زندهام اينكار را خواهم كرد و چه لذتي دارد كه آدم به پيشكسوت خودش احترام بگذارد.
از قسمت هاي متنوع اين مراسم مي توان به نمايش سياه باطي و نمايش کوتاه "تقصير" اشاره کرد که توسط زوج هنري مائده طهماسبي و فرهاد آئيش اجرا شد. کسي نمي دانست که اين نمايش در ازاء جايزه اي اجرا مي شود که قرار است به فرهاد آييش داده شود، اما زياد طول نکشيد تا معلوم شود. مجله گل آقا ويژه نامه اي نيز براي جشن منتشر کرده بود. در اين ويژه نامه طنزها، کاريکاتورها و کميک استريپ هاي مختلف ديده مي شد و ۳۰ فيلم کمدي منتخب اولين جشنواره کمدي گلآقا نيز معرفي شده بودند. همچنين گفتوگويي با مرتضي احمدي نيز در آن به چاپ رسيده بود.

