Rooz

سوال هاي امنيتي اسرائيل از آمريکا

گزارش بوستون گلوب از واکنش ها به گزارش امنيتي آمريکا - چهارشنبه 21 آذر 1386 [2007.12.12]


boston610.jpg

افرايم شنه

من 15 سال است که در حال انجام وظايف دولتي و پارلماني خود براي اسراييل هستم و همواره برنامه هسته ‏اي ايران را دنبال کرده ام. اين کار من به دليل آن بود که برنامه هاي ايران را تهديدي براي جامعه جهاني و ‏نيز براي موجوديت کشورم مي پندارم.‏

صادقانه بگويم که عناوين خبري مربوط به گزارش سازمان امنيت ملي درباره ايران – که مي گويد ايران ‏تلاش هاي نظامي هسته اي را در سال 2003 متوقف کرده است- مرا گيج و مبهوت کرده است. بعد از ‏مطالعه قسمت هايي از اين گزارش که منتشر شده، با همه احترامي که براي نويسندگان آن قائل هستم، سه ‏سوال را از آنها مي پرسم:‏

شما نوشته ايد، "ايران علي رغم توقف برنامه هاي تسليحاتي در سال 2003، برنامه اعلام شده خود مبني بر ‏غني سازي اورانيوم را از ژانويه 2006 از سر گرفته است. ايران در سال 2007 به پيشرفت چشمگيري در ‏استقرار دستگاه هاي سانتريفوژ در نطنز دست پيدا کرده است ..." و گفته ايد، "ايراني ها در حال توسعه طيفي ‏از قابليت هاي فني هستند که اگر بخواهند، مي توانند از آن براي توليد سلاح هاي هسته اي استفاده کنند."‏

اگر ايران غني سازي اورانيوم و توسعه آن تکنولوژي ها ر ادامه مي دهد، پس دقيقاً چه چيزي را در سال ‏‏2003 متوقف کرده است؟

براي ساخت يک بمب هسته اي به دو ماده اوليه نياز است: وسايل لازم براي شکافت هسته و ابزار خاص ‏انفجاري.‏

توليد وسايل لازم براي شکافت هسته اي نياز به تاسيسات عظيم صنعتي، نظير آنچه در نطنز است، دارد که به ‏راحتي قابل شناسايي است. از طرف ديگر، براي توليد و توسعه ابزار انفجاري، يک دستگاه کوچک هم کفايت ‏مي کند. سايز و محدوده چنين امکاناتي بسيار شبيه يک آزمايشگاه دورافتاده است. به همه اينها روي هم رفته ‏‏"گروه تسليحاتي" مي گويند. تنها نابودي اين "گروه تسليحاتي" را مي توان "توقف برنامه تسليحات هسته اي" ‏ناميد. مي توانيد با اطمينان بگوييد چنين آزمايشگاهي در ايران وجود ندارد؟ آيا پوشش اطلاعاتي شما از ايران ‏به قدري جامع و نافذ هست که چنين نتيجه گيري را اثبات کنيد؟‏

گزارش مي گويد، "ما با اطمينان بالايي بررسي کرده ايم که ايران در نهايت از قابليت علمي، فني و صنعتي ‏لازم براي توليد سلاح هسته اي، در صورت تصميم به انجام اين کار، برخوردار است." ولي در عين حال ‏نوشته ايد "... ما اطلاعات کافي نداريم که در مورد عزم ايران به ادامه توقف اين برنامه، قضاوت قطعي ‏کنيم."‏

اگر شما آگاهي کامل از مقاصد اين رژيم نداريد، که اين قابل درک است، چطور مي دانيد يا خواهيد دانست که ‏چنين تصميمي از سوي آنها گرفته نشده و به اجرا درنيامده است؟

شما نوشته ايد، "شواهد اطلاعاتي فزاينده اي نشان مي دهد ايران درگير فعاليت هاي پنهان غني سازي ‏اورانيوم است ولي قضاوت ما اين است که چنين تلاش هايي احتمالاً در پاييز 2003 متوقف شده و لا اقل تا ‏اواسط سال 2007 احتمالاً از سرگرفته نشده است."‏

شما مي گوييد "احتمالاً". اما قضاوت شما مبني بر "عدم از سرگرفتن برنامه تسليحات هسته اي ايران از ‏اواسط 2007 به اين طرف تنها برپايه اين فرض است که در هيچ جاي ايران برنامه هسته اي مخفي در ‏جريان نيست. آيا شما مطمئن هستيد؟

براساس گزارش امنيتي، "زماني بين سال هاي 2015 تا 2020" ايران مقدار اورانيوم غني شده لازم براي ‏توليد يک سلاح را در اختيار خواهد داشت. موشک هاي بالستيک لازم براي حمل چنين سلاحي تا اسراييل، و ‏نيز کشورهاي خليج فارس و کشورهاي اروپايي، هم در حال حاضر آماده عمليات است. ‏

ما نمي توانيم منتظر پاسخ اين سوال بمانيم. برآوردهاي چنين گزارشي از سازمان امنيت ملي، که سوال ها ‏جدي در مورد آن مطرح است، يقينا از احتمال تحريم هاي جديد و سخت تر عليه ايران خواهد کاست. بنابراين ‏ما بايد روي پاي خودمان بايستيم. ‏

افرايم شنه يک ژنرال بازنشسته اسراييل و معاون اسبق وزارت دفاع اين کشور است. او عضو زير مجموعه ‏اطلاعاتي کنيسه[ مجلس] اسراييل است. ‏

منبع: بوستون گلوب – 11 دسامبر‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.