يکه تازی احمدی نژاد
نگاه کريستين ساينس مانيتوربه داخل ايران - سه شنبه 20 آذر 1386 [2007.12.11]

اسکات پترسون
تصوير محمود احمدی نژاد ، به دور از زندگی روزمره در ايران، در حالی بر روی صفحه نمايش بزرگ مجلس نقش بسته که مشغول ستايش از دو گزينه جديد خود برای پست وزارت است.
او به قانون گذاران می گويد که افراد جايگزين، هر دو ديندار هستند و اين حق اوست که به عنوان "مربی تيم" تغييرات دلخواهش را به وجود آورد.
قانون گذاران مجلس نسبت به تغییرات تمام نشدنی کابینه رييس جمهور– در حالي که او در همه سطوح دولت افراد همفکر و مشابه خود را نشانده- و از آمادگی سريع او برای برکنار کردن فوری وزيران، ابراز ناراحتی می کنند.
تحليلگران می گويند هيچ کس به ياد نمی آورد يک رييس جمهور تا اين حد آماج برخوردها و حملات احزاب مختلف ايرانی قرار گرفته باشد، يا اينکه به خاطر مديريت مستبدانه يا سياست های اقتصادی التقاطی خود، اين همه دشمن برای خودش تراشيده باشد؛ و یا اينکه به خاطر عامی گرايی از سوی منتقدان حکوت استبدادی مورد تمسخر قرار گرفته باشد.
علي رغم همه اين انتقادات، تحرکات سياسی آقای احمدی نژاد سبب افزايش قدرت وی شده و موقعيت او را نسبت به هر زمان دیگر، از آغاز انقلاب اسلامی سال 1979، در جايگاهی قدرتمندتر و با نفوذتر قرار داده است.
يک ژورناليست ايرانی که نخواست نامش فاش شود می گويد: "احمدی نژاد همه قوانين را زير پا گذاشته است. هر کاری میخواهد می کند، در حال دستور دادن و امر کردن است. اين ها باعث نمايش يک تصوير قدرتمند از او شده است."
يک تحليلگر سياسی در تهران می گويد: "او گستاخ و دمدمی مزاج است. در استقاده از روش های نا متعارف باکی ندارد. همه رييس جمهورهای قبلی درباره مسايل اصلی با خامنه ای مشورت می کردند اما او نيازی برای انجام اين کار نمی بيند."
اين تحليلگر در مورد کارايی رييس جمهور ايران می گويد: "او رياست جمهوری را به پست قدرتمندتری تبدیل کرده است اما با بی نظمی های دولت قدرتمندش و جابجايی در منابع اقتصادی، يک افتضاح به بار آورده است. به خاطر فشارهای وارده از خارج، او خودش را شکست ناپذير می داند."
به غير از رهبر جمهوری اسلامی که اخيراً علايم ضد و نقيضی از طرفداری بی قيد و شرط و در عين حال کم ميلی به رييس جمهور لجام گسيخته از خود نشان داده است، احمدی نژاد وفاداران ناچيزی در ميان مراکز قدرت ستنی ايران دارد.
در نگاه کلی تر، افزايش خارق العاده قيمت نفت به او کمک کرده عليرغم به کارگيری مسوولان بی صلاحيت و اثرات ناشی از دو سری تحريم های سازمان ملل، بتواند بر روی ولخرجی ها وسوء مديريت ها سرپوش بگذارد.
کارشناسان می گويند اکنون آیت الله خامنه ای متقاعد شده، اگر تا حالا متوجه نبوده، که موضع انعطاف ناپذير احمدی نژاد در ادامه غنی سازی اورانيوم، عليرغم تصريح قطعنامه شورای امنيت برای توقف آن، به بار نشسته است.
مخالفان سازمان نیافته
شرکای تندروی رييس جمهور در انتخابات دسامبر گذشته گوشمالی شدند. رای گيری های انتخاباتی مجلس ايران در ماه مارس آينده هم ممکن است اکثريت محافظه کار را به عقب براند. اما هنوز سازماندهی ناچيزی نزد گروه های مخالف صورت گرفته است. درست در حالیکه رقبای قدرتمند احمدی نژاد خود را آماده جمع آوری آرا می کنند، که اين شامل انتخابات رياست جمهوری 2009 هم می شود، احمدی نژاد به ضد حمله دست زده و مخالفان سياست های هسته ای خودش را "افراد خائن" ناميده است.
امير محبيان، سردبير سياسی روزنامه محافظه کار رسالت، می گويد: "طبق قانون، قدرت رياست جمهوری در ايران محدود است و دوره آن هم محدود است. اما آقای احمدی نژاد تلاش کرد همه قدرت را قبضه کند و از فرصت های در اختيار رياست جمهوری بيش از هر رييس جمهور دیگر استفاده می کند."
آقای محبيان می گويد: "پيش از اين، من فکر می کردم احمدی نژاد يک سياستمدار با تجربه نيست. اما او نشان داده کارکرد قدرت را به خوبی می شناسد... او می خواهد خود را خيلی قدرتمند، رييس و غير قابل پيش بينی نشان دهد. ممکن است اين رفتار از آقای احمدی نژاد برای هر کسی در داخل يا خارج از کشور، يک تهديد باشد اما همين می تواند به او کمک کند قدرتمندتر شود."
کشیدن دندان افراد چموش، که در ايران چهارچوب سياسی نانوشته ای را تشکیل می دهد با استعفاء، يا حذف اجباری، مذاکره کننده هسته ای سابق و نور چشمی آیت الله خامنه ای – علی لاريجانی- اتفاق افتاد. بعد از اينکه ششمين تقاضای او برای استعفاء در ماه اکتبر پذيرفته شد، جای او به سعيد جليلی، يک فرد وفادار به احمدی نژاد، سپرده شد. او هم باب مذاکرات را به نحو موثری در اولين ديدار مستقلش با اتحاديه اروپا بست.
يکی از تحليلگران با سابقه در مورد تعويض لاريجانی می گويد: "باورکردنی نيست. چه کسی می توانست اين کار بکند؟ چند سال قبل انجام چنين کاری، غير قابل تصور بود. مسلماً اين موضوع به ولايت فقيه ضربه می زند و آنرا تحقير می کند. اين برای احمدی نژاد يک پيشرفت و برای خامنه ای يک پسرفت است."
فريده فرحی، يک کارشناس امور ايران در دانشگاه هاوايی، می گويد: "خامنه ای هيچ وقت دوست نداشته در حال دخالت بيجا و آشکار ديده شود... اما حرکت گستاخانه و تحريک کننده احمدی نژاد ارکان سياسی را لرزانده است. همه متحير مانده اند که آيا خامنه ای از اين تحرکات پارتيزانی حمايت می کند يا اينکه قادر به مهار احمدی نژاد نيست."
هرچند نظرات متنوعی درباره کنار گذاشتن لاريجانی به گوش می رسد، بعضی ها می گويند تنوع در رفتارهای رييس جمهور ناشی از اعتمادی است که به او وجود دارد؛ البته در مقايسه با روسای جمهور قبلی شامل خاتمی و علی اکبر رفسنجانی.
يکی از کارشناسان سياسی در تهران که نخواست نامش فاش شود می گويد: "مهم نيست احمدی نژاد چه کار می کند، هيچ کدام از آن کارها برای موقعيت رهبر عالی ايران يک تهديد نيست. پيشينيان او نمی توانستند همين کارها را بکنند زيرا رهبر ايران به آنها اعتماد نداشت. آنها اطرافيانی داشتند که به سياست های رهبر و قداست الهی او اعتقادی نداشتند."
اين کارشناس سياسی می گويد خاتمی و رفسنجانی هر دو ارتباطاتی با دنيای خارج داشتند و "شما هرگز نمی دانید رييس جمهورتان به کشور ديگری وصل است يا خير. احمدی نژاد به هيچ منبع خارجی ربط ندارد، برای همين به او چک سفيد امضايی داده شده که در داخل کشور هر چه می خواهد بکند."
او می گويد لاريجانی هم قربانی همين مساله شد، هرچند او وفاداری خود را ظرف 20 سال گذشته به رهبر عالی 100 درصد –و نه حتی 95 درصد- اثبات کرده بود.
يک ديپلمات اروپايی می گويد همين چيره دستی است، که برخی معتقدند رهبر نظام از همان ابتدا داشته است و باعث نزديک و نزديکتر شدن به رييس جمهورش شده است. احمدی نژاد مسووليت کار در محدوده هايی بسیار متنوعی راکه کار او نبوده است، شخصا بر عهده گرفته. به همين دليل شما می توانيد لفاظی های امروزرييس جمهور را به عنوان نقطه نظرات رسمی در ایران به حساب آورید.
منبع: کريستين ساينس مانيتور – 10 دسامبر
