Rooz

سانتريفيوژ هاي ايران را بوش مي چرخاند

‏ تحليلي از ميدل ايست آنلاين - یکشنبه 18 آذر 1386 [2007.12.09]

santrifiouj.jpg

ري مک گاورن

کساني که درباره سانتريفوژ هاي توليد کننده اورانيوم خالص چيزهايي مي دانند، به من گفتند که سرعت ‏سانتريفيوژ هاي ايران و نحوه تغيير آن بي رقيب است، زيرا سرعت چرخش آن را اظهارات دولت بوش، تعيين ‏مي کند که خود متاثر از کاخ سفيد و رسانه هاي همکارش است.‏

در نبود کارل روو و توني اسنو، سخنگوي سابق رياست جمهوري، کاح سفيد دوران غير حرفه اي گري خود را ‏تجربه مي کند. و اين تئاتر حتي از برنامه "ديلي شو"، وقتي که سوژه برنامه جدي نيست، خنده دارتر است.‏

اين را از کلمات و طرز صحبت کردن جورج بوش، که به نظر نمي رسد به اين زودي از دستش بدهد، زماني که ‏مي خواهد حمله به ايران و تاسيسات توليد سلاح اتمي اش را توجيه کند، مي شود فهميد. چنين به نظر مي رسد که ‏بوش از اينکه به وعده خود نسبت به از بين بردن هر آنچه آنها "تهديد بالقوه" مي نامند عمل کرده است، بسيار ‏مفتخر است. او زماني که درباره وقوع جنگ جهاني سوم حرف مي زد با صداي بلند اعلام کرد:« ما در ايران با ‏رئيس جمهوري روبرو هستيم که مي خواهد اسرائيل را از بين ببرد».‏

گزارشي که توسط خود آمريکا منتشر شد و نشان مي داد که ايران از سال 2003، برنامه توليد سلاح هسته اي ‏خود را قطع کرده است، به کمک رئيس جمهور نيامد.اين گزارش اين هفته منتشر شد.‏

کاح سفيد بخوبي مي دانست که نمي تواند از موضوع بمب اتمي ايران به مدت طولاني بهره برداري کند و زماني ‏مطمئن شد که کميته اطلاعاتي کنگره، پنتاگون و مقامات عاليرتبه سيا بوضوح اعلام کردند که اگر کاخ سفيد ‏گزارش مرکز برآورد اطلاعات ملي آمريکا را منتشر نکند، اين موضوع را بطور عمومي مطرح مي کنند.‏

در تاريخ 26 اکتبر، مايک مک کانل، مدير اطلاعات ملي آمريکا اعلام کرده بود که حاضر نيست گزارش هاي ‏مرکز برآوردهاي اطلاعات ملي را غير محرمانه اعلام و منتشر کند. اما اين اتفاق نيافتاد.‏

حالا بوش و چني چه توجيهي براي حمله به ايران دارند؟

چند ماه پيش، يعني همان زماني که اطلاعات جديد بدست آمده حاکي از آن بود که ايران هيچ برنامه اي براي توليد ‏سلاح اتمي ندارد، نشانه هايي وجود داشت مبني بر لفاظي هاي جورج بوش و ژنرال ديويد پترائوس منوط بر اينکه ‏سپاه پاسداران ايران، به گروه هايي که نظاميان آمريکا را درعراق مي کشند، سلاح مي دهد.‏

پترائوس کاملا آمادگي داشت تادر اين بازي وارد شود، اما ويليام فالون، که مقام ارشد او به حساب مي آمد، با گفتن ‏اينکه "در زمانبندي من، حمله به ايران گنجانده نشده است"، نشان داد که آمادگي حضور در اين بازي را ندارد. ‏

رابرت گيتس، ازديدار کوتاهش از عراق بازگشته است و اظهاراتش نشان مي دهد که او به پيشنهادات فالون توجه ‏بيشتري نشان مي دهد تا پترائوس. به عبارت ديگر، هيچ نشانه اي وجود ندارد که گيتس بخواهد به بهانه اينکه ‏ايران در عراق سنگ اندازي مي کند، به اين کشور حمله نظامي بکند. گيتس بايد به دليل عملکرد محتاطانه اش در ‏مقابل گفته هاي بوش و چني که به دنبال بهانه براي جنگ با ايران هستند، نشان لياقت داد. گيتس آدم باهوشي است ‏و من ترديد دارم که او بخواهد حتي جنگ منطقه اي را براه بياندازد، چه برسد به جنگ جهاني سوم.‏

کاخ سفيد و رسانه هاي حامي حدس مي زنند که دولت بوش با متمرکز شدن بر برنامه هاي اتمي ايران، هنوز در ‏فکر براه انداختن جنگ است. اين نکته زماني مشخص شد که دولت بوش فاصله بين برنامه هاي اتمي به منظور ‏استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي و استفاده از آن براي دست يابي به سلاح اتمي را مخدوش کرد. دليل آنها اين ‏است که ايران منايع نفتي و گاز دارد و هيچ احتياجي به انرژي اتمي ندارد، مگر به قصد توليد سلاح اتمي.‏

بنابراين، مقاله نويسان واشنگتن پست، معروف به پراوداي دولتي، روز 5 دسامبر نوشت:« سرمايه گذاري وسيع ‏ايران بر غني سازي اورانيوم در حالي صورت مي گيرد که ايران حق قانوني استفاده از آن را ندارد»، همچنين ‏روزنامه نيويورک تايمز در روز 6 دسامبر نوشت:« آيا بايد به ايران اطمينان کرد؟ به چه دليل ايران در حالي که ‏روي درياي وسيعي از نفت نشسته است که قيمت آن روز بروز بالاتر مي رود، به برنامه هاي اتمي اش بايد ادامه ‏بدهد؟».‏

آيا اين شايعه ها آشنا به نظر نمي آيند؛ چرا ايران با وجود منابع بزرگ نفت و گاز به دنبال توسعه برنامه هاي اتمي ‏اش است؟ آيا دليلي غير از دستيابي به سلاح اتمي وجود دارد؟».‏

کاندوليزا رايس، يک سال و نيم پيش در سايه قطعات لوله هاي آلمينيومي گفته بود که اين قطعات "فقط" براي ‏استفاده در صنايع اتمي بکار مي رود که بعد ها معلوم شد از آنها در ساخت توپ هايي که ساختن آنها قانوني است، ‏بکار رفته است.‏

درست در همين زمان بود که ديک چني اظهار داشت که معلوم نيست چرا ايران که روي دريايي از نفت نشسته ‏است، بدنبال انرژي اتمي است».‏

اين اظهارات من را به ياد اين گفته هري ترومن مي اندازد که گفت:« آنها فکر مي کنند ما ديروز بدنيا آمده ايم!»‏
رايس و چني حافظه شان خوب کار نمي کند و يا شايد ما را احمق فرض کرده اند.»‏

در سال 1976، در زمان رياست جمهوري جرالد فورد، ديک چني معاون کارکنان کاخ سفيد و رامسفلد وزير ‏دفاع بود و در زمان دولت فورد بود که شاه ايران آنها را متقاعد کرد که با وجود ذخاير نفتي عظيم براي مواجه با ‏آينده به انرژي اتمي احتياج دارد. البته اين مبحث با بالا رفتن قيمت نفت، خريدار بيشتري دارد.‏

چني و رامسفلد، رئيس جمهور وقت، فورد را متقاعد کردند که به ايران معامله اي را پيشنهاد کند که 6.4 ميليارد ‏دلار از طريق همکاري وستينگهاوس و جنرال الکتريک عايدشان مي کرد، در آن زمان قرار نبود شاه ايران سه ‏سال بعد سقوط کند.‏

اين معامله شامل ساخت تاسيسات کامل اتمي بود که امروز آمريکا و اسرائيل اصرار دارند که ايران نبايد از آن ‏استفاده کند. باعث تاسف است که رسانه هاي داخلي ما از نشان دادن اين تناقض گويي ها عاجزند.‏

منبع: ميدل ايست آنلاين، 8 دسامبر‏
‏ ‏

‏ ‏


‏ ‏


‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏
‏ ‏
‏ ‏


‏ ‏
‏ ‏
‏ ‏


‎ ‎

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.