گزارش اطلاعاتي آمريکا، کمکي به تهران؟
ايران از سال 2003 توليد سلاح هسته اي را متوقف کرده - چهارشنبه 14 آذر 1386 [2007.12.05]
انتشار ناگهاني ارزيابي شانزده سازمان اطلاعاتي آمريکا از برنامه هسته اي ايران، با تاکيد بر اين که از سال 2003 در ايران اقدامي در جهت توليد سلاح هسته اي صورت نگرفته، در اوج بحران، خوش ترين خبر هسته اي قابل تصور براي تهران تلقي شده است.
وزير خارجه ايران منوچهر متکي و هم سخنگوي وزارت خارجه که تلاش کردند تا از نشان دادن شادماني خود از اين حادثه مهم خودداري کنند، چنين تحولي را مثبت خواندند. اما يکي از نمايندگان جناح راست اعلام داشت که چنين کاري مي تواند يک دام استراتژيک باشد و بايد از افتادن در آن پرهيز کرد.
رسانه هاي جهاني پيش بيني کرده اند که بر اساس عادت دولت احمدي نژاد که هر حرکت عادي [مانند برپائي اجلاس سران کشورهاي حاشيه بحرخزر و يا سخنراني رييس حمهور در دانشگاه کلميبا را] پيروزي بزرگ دولت قلمداد و تبليغ مي کنند، از گزارش سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا درباره برنامه اتمي ايران نخواهند گذشت و آن را يک پيروزي براي سياست هستهاي خود تبليغ خواهند کرد، وشايد هم آن رابراي پاسخگويي به منتقدان سياست هاي خود مورد استفاده قرار دهند.
اما به نوشته بي بي سي، گزارش سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا توقف آنچه برنامه نظامي هستهاي ايران ناميده شده به دوران رياست جمهوري محمد خاتمي برمي گردد و اين مهمترين بند گزارش اصولا به سياست هستهاي آقاي احمدي نژاد ارتباطي پيدا نميکند.
احمد زيدآبادي کارشناس مسائل خارجي در تحليلي در سايت فارسي بي بي سي نوشته پس از وضعگيريهاي مثبت اوليه، برخي از نيروهاي وابسته به جناح حاکم، نسبت به گزارش فوق راه احتياط را در پيش گرفتهاند.
منوچهر متکي وزير خارجه ايران، ضمن استقبال از گزارش سازمان هاي امنيتي آمريکا، آن را با ادعاهاي پيشين دولت جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، متناقض دانسته و محمد علي حسيني، سخنگوي وزرات خارجه ايران، نيز گزارش مذکور را داراي "پيامهاي خوبي" براي متحدان اروپايي آمريکا تلقي کرده است.
در اين ميان، غلامحسين الهام سخنگوي دولت محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران بيش از ديگران به استقبال گزارش سازمانهاي امنيتي آمريکا رفته و با توصيف آن به عنوان يک "اعتراف خوب" تصريح کرده است: "آمريکا بايد بعد از اين اعتراف خسارت ناشي از صدماتي را که در اين مدت به جامعه بينالمللي وارد کرده است، بپردازد."
حشمتالله فلاحت پيشه عضور کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي و از اعضاي فراکسيون اصولگرايان، تاکيد گزارش سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا بر توقف برنامه نظامي هستهاي ايران در سال ۲۰۰۳ را "نکته انحرافي" گزارش دانسته و صحه گذاشتن بر آن را "دامي استراتژيک" براي ايران فرض کرده است.
پيشينه
اولين برگ از پرونده هسته اي ايران از ديدگاه آمريکائي ها زماني که ماشين با گزارشي از سيمون هرش روزنامه نگار آمريکائي به کار مي افتد که از قول يک افسر اطلاعاتي آمريکا مي نويسد تاسيسات هسته اي نظامي ايران نه در نيروگاه آب سبک بوشهر بلکه در "اماکن نظامي" قرار دارد. اين، اواخر سال 2001 است. چند ماهي بعد از يازده سپتامبر. هنوز کسي را گماني بر اين نيست که واکنش آمريکائي ها به بزرگ ترين عمليات تروريستي تاريخ چه خواهد بود. اما همه چيز مهياست. جورج بوش در بالاترين ميزان محبوبيت يک رييس جمهور در تمام تاريخ آمريکاست و هشتاد در صد مردم آمريکا حامي وي براي هر واکنشي.
سال 2002
همان اولين ماه سال جورج بوش، ايران را همراه عراق و کره شمالي محور شرارت اعلام مي کند. مجاهدين خلق توسط فردي به نام عليرضا جعفرزاده ادعا مي کنند که جمهوري اسلامي در نطنز تاسيسات غني سازي اورانيوم و در اراک، راکتور آب سنگين ساخته است و دو ماه بعد روسيه مقدمات ساخت راکتوري 800 ميليون دلاري را در حوالي بوشهر آغاز مي کند. اعلام مي شود اين نيروگاه تا آخر سال 2003 وارد مدار شود.
آخرين ماه سال آمريکا ايران را به تلاش براي توليد تسليحات اتمي متهم و تصاويري ماهواره اي منتشر کرد که تاسيساتي اتمي در نطنز و اراک را نشان مي داد. رسانه هاي آمريکايي ادعا کردند اين تاسيسات کاربرد نظامي دارد. مجاهدين کوشيدند نشان دهند که آمريکا به رهنمائي آن ها متوجه ايران شده است.
سال 2003
بهمن ماه است که محمد برادعي، مدير آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران سفر مي کند ملاقات هاي وي براي ايراني ها که در حال طراحي يک سياست کاربردي بلندمدت هستند با اهميت جلوه مي کند. او براي اعلام صلح آميزبودن برنامه هاي هسته اي ايران اعزام بازرساني را لازم مي شمارد.
محمد خاتمي به طور رسمي و براي اولين بار اعلام مي دارد که ايران در پي فن آوري هسته اي است و به موفقيت هائي دست يافته اما هيچ منظور نظامي و ساخت سلاح در کار نيست. جملات وي انتخاب شده است و حاکي از يک برنامه ريزي تعهدآور که نشان مي دهد تاسيساتي در نطنز و اراک ساخته مي شود که همانند نيروگاه بوشهر صرفا براي توليد انرژي هسته اي و کاربرد غير نظامي هستند. روز پانزده مرداد محمد خاتمي رييس جمهور بار ديگر اعلام مي کند که تسليحات اتمي هيچ جايگاهي در راهبرد نظامي کشورش ندارد، ولي ايران از فناوري اتمي دست نخواهد کشيد.
موضع رييس جمهور ايران هم تندروهاي آمريکائي و هم گروه مجاهدين خلق را به تنگنا مي اندازد، اما در تحليل هاي رسانه هاي نزديک به محافل قدرت در آمريکا ترديدسازي ها آغاز مي شود و اساس بر اين است که به ايران اعتمادي نيست. سخنگوي کاخ سفيد از احتمال گزينه نظامي در برخورد با ايران سخن مي گويد.
از ماه ژوئن بازرسي هاي اژانس بين المللي انرژي اتمي آغاز مي شود. واشنگتن پست که به سرعت به نشريه ناشر نظر سازمان هاي اطلاعاتي در مورد مساله هسته اي ايران تبديل شده خبر مي دهد که بازرسان در جريان بازرسي قبلي خود نشانه هايي از اورانيوم غني شده در نطنز يافته اند. ايران بازرسي هاي سرزده را هم پذيرفت. آژانس با نگراني از وقت کشي ايراني ها به جمهوري اسلامي تا 31 اکتبر مهلت داد که برنامه هاي هسته اي خود را افشا کند. تهران ضرب الاجل را نپذيرفت اما تمامي حرکات بعدي نشان داد که اصل موضوع را دولت ايران پذيرفته است. آخرين روز همين سال هجده دسامبر [27 آذر 1383] صالحي نماينده ايران در اژانس بين المللي انرژي اتمي به دستور دولت پروتکل الحاقي را امضا کرد تا تاسيسات اتمي جمهوري اسلامي در معرض بازرسي بي قيد و شرط قرار گيرد. اجراي کامل پروتکل به تصويب مجلس ايران موکول شد.
اين حرکت مخالفان سياست اعتمادسازي را به حرکت در آورد و مدير روزنامه کيهان که نوشته هاي وي نظرات رهبر جمهوري اسلامي تلقي مي شود با نوشتن مقاله تندي، نشان داد که مخالفان سياستي که دولت در پيش گرفته بيش از چند فرمانده سپاه هستند. در اين مقطع به نظر مي رسد وجود حسن روحاني که فرد مورد اعتماد رهبر، هاشمي و خاتمي بود در اين جا موثر واقع شد. مخالفت ها به صورت گفتگوهاي دروني ادامه مي يافت و از جمله پيدا بود دومين نماينده رهبر در شوراي عالي امنيت ملي [علي لاريجاني] از جمله کساني بود که با اين سياست ها و از جمله با نزديک شدن هيات مذاکره کننده به ترويکاي اروپائي موافقتي نداشت. اما هر چه زمان گذشت ديدگاه خاتمي و هاشمي به هم نزديک تر شد. شواهد نشان مي دهد که حضور افراد مورد اعتماد هاشمي رفسنجاني در تيم مذاکره کننده هسته اي در پيشبرد اين روند موثر بوده و مخالفت هاي ديگران را خنثي کرده است.
سال 2004
نهم آوريل [نوزده فروردن 1383] غلامرضا آقازاده، رييس سازمان انرژي اتمي ايران اعلام کرد که جمهوري اسلامي "داوطلبانه" توليد سانترفيوژ را متوقف مي کند و ماه بعد ايران گزارشي با بيش از هزار صفحه را درباره فعاليتهاي اتمي خود تحويل آژانس داد. اما با ادامه يافتن فشارهاي سياسي و تبليغات جهاني، اعلام کرد که تسليم فشارهاي بين المللي نخواهد شد و از دنيا خواست که اين کشور را عضو "باشگاه هسته اي" بداند و به همين دليل پلمپ آژانس روي سانترفيوژها را فک و توليد سانترفيوژ در نطنز را آغاز کرد و اعلام داشت که توليد قطعات سانترفيوژ را که براي غني سازي اورانيوم است، از سر گرفته ولي تاکيد کرد که فعاليتهاي غني سازي را از سر نگرفته است، مدير روزنامه کيهان که مقالاتش نشان مي داد که توسط گروه کارشناسي ويژه اي حمايت مي شود با نوشتن چند مقاله به شدت با هيات مذاکره کننده مخالفت کرد و براي اولين بار اعلام داشت که ايران حق ندارد پروتکل الحاقي را امضا کند و بايد از ان پي تي و حتي آژانس بين المللي خارج شود. اين موضع را کيهان ادامه داد تا زماني که با روي کار آمدن دولت احمدي نژاد و قرار گرفتن در اندازه سخنگوي اين دولت، مخالفت ها جهتي ديگر گرفت.
روند ديگري که از همين زمان کيهان و چند روزنامه نزديک به جناح راست آغاز کردند وارد کردن فشار به ناصري عضو ارشد و برجسته هيات مذاکره کننده بود. در اوج مذاکرات با اروپا و در حالي که کمال خرازي و حسن روحاني تاکيد مي کردند که بهتر از اين ديپلومات با سابقه براي مذاکراتي چنين حساس وجود ندارد اما فشارهاي جانبي براي برکندن و واداشتن وي به استعفا آغاز شد.
اين فشارها به بهانه شرکت کيش اورينتال صورت مي گرفت که يک شرکت نفتي است که سيروس ناصري پس از جدا شدن از وزارت خارجه در آن جا نايب رييس هيات مديره بود، کيهان مي نوشت ديپلومات مذاکره کننده چرا فعاليت هاي تجاري دارد. اما با روي کار آمدن دولت احمدي نژاد و انتقال سهام ناصري و ديگر اعضاي هيات مديره کيش اورينتال به سپاه پاسداران که وارد صحنه صنايع نفتي شده است و واحدي آماده تر از اين شرکت وجود نداشت، انتقادها هم پايان گرفت. اين بار افشاگري ها متوجه حسين موسويان نفر دوم هيات مذاکره کننده دولت خاتمي شد که چند روزي وي را به زندان هم کشاند.
پائيز وزيران خارجه بريتانيا و فرانسه و آلمان از تهران خواستند کليه فعاليتهاي مربوط به غني سازي را متوقف کند وگرنه پرونده اش به شوراي امنيت ارجاع خواهد شد. اين سه کشور اروپايي مشوقهايي را پيشنهاد دادند. اما مجلس که اختيار آن به دست جناح راست و مخالفان دولت افتاده بود طرحي را تصويب کرد که خواستار از سرگيري غني سازي اورانيوم بود. اما در چهارده نوامبر ايران پذيرفت تا زماني که مذاکرات ادامه دارد، غني سازي اورانيوم را کاملا به حالت تعليق درآورد، امري که بار ديگر مقالاتي را در کيهان و ديگر روزنامه هاي جناح راست در پي آورد اما مذاکرات تعطيل شده ايران و اروپا را از سرگرفت.
سال 2005
آخرين سال رياست جمهوري محمدخاتمي بود، کشمکش با اروپا شدت گرفت و در عين حال فشارهاي داخلي هم به دولت و هيات مذاکره کننده شديدتر شده بود و گاه به گاه خبر از تشکيل جلساتي در بالاترين سطوح مي رسيد اما بنا به روش دولت خاتمي معمولا اين گونه فشارها و دخالت ها علني نمي شد. در اين کشمکش ها اروپا داوطلب دادن بسته اي تشويقي در مقابل تعليق غني سازي شد و ايران پذيرفت غني سازي را از سرنگيرد تا يک ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري، در جلسه اي پرهيجان که گفته مي شود نظير آن تنها در زمان پذيرش قطعنامه 5978.پايان جنگ هشت ساله برپا شده است، چند تن از فرماندهان سپاه پيشنهادهاي تندي مطرح کرد و چنان که به بيرون درز کرده است محمدخاتمي در تندترين واکنش همه دوران هشت ساله خود اعلام داشت که تا هست اجازه چنين عمل جنون آميز و پرخطري را نخواهد داد و مايل است که اين ثبت شود و دوستان هم مي توانند يک ماهي صبر کنند تا دولت جديد. وي به اين ترتيب نشان داد که همچنان بر سياستي که از سال 2003 در پيش گرفته و از قواي ديگر اطمينان به دست آورده که خلاف نظر دولت کاري نخواهد شد و تعهد سپرده که اين روند را به بهترين شکل پيش ببرد تا ايران به فن آوري هسته اي دست يابد، همچنان وفادارست.
روز سوم تير از صندوق هاي راي انتخابات رياست جمهوري با شگفتي کامل محمود احمدي نژاد استخراج شد. نگراني از روي کار آمدن تندرو ها اصلا زمينه اي نداشت چرا که وي در مبارازات خود هيچ اشاره اي به سياست خارجي نکرده و تنها بر معيشت مردم و ارتقاي ارزش هاي ديني و انقلابي تاکيد کرده بود. هشتم اوت به تصميم دولت خاتمي سرانجام فعاليت هاي غني سازي اورانيوم از سر گرفته شد. به دنبال آن علي لاريجاني بجاي حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي شد و سرپرستي مذاکرات با اروپاييان را بر عهده گرفت. آقاي لاريجاني يک روز بعد اعلام کرد به مذاکرات ادامه مي دهد. هفته بعد سه کشور اروپائي مذاکرات خود را لغو کردند و لاريجاني گفت که سياست نگاه به شرق را دنيال مي کند و در همين جا بود که جمله قبلي خود را تکرار کرد و گفت هيات مذاکره کننده قبلي در مقابل در غلطان [غني سازي اورانيوم] آب نبات [بسته پيشنهادي اروپا] گرفته است. اما با سفر محمود احمدي نژاد به نيويورک و شرکت وي در مجمع سازمان ملل و سخناني که به شدت با مخالفت جهاني روبرو شد. عملا وي وارد پرونده هسته اي شد. در اين سفر گرچه علي لاريجاني وي را همراهي مي کرد اما حتي ايرانيان مقيم نيويورک در چند ساعتي که ميهمان نمايندگي ايران بودند دريافتند که رفتار رييس جمهور با علي لاريجاني، چنان که با ظريف نماينده موفق ايران در سازمان ملل به اندازه اي زننده است که امکان ادامه همکاري وجود ندارد. در واکنش به سخنان احمدي نژاد که ناشيانه ترين عمل يک ايراني در بيست هشت سال عمرش خوانده شد کشورهاي اروپائي خواستار ارجاع پرونده هسته اي به شوراي امنيت سازمان ملل شدند و شوراي حکام هم آن را تصويب کرد. اولين شکست دولت احمدي نژاد و هيات مذاکره کننده جديد به جاي آن که نشان دهد تلاش هاي دولت گذشته مانع از چه روندي شده بود در ميان هياهوي داخلي و مقالات روزنامه هائي مانند کيهان در افکارعمومي داخل تبديل به ايجاد موج تازه ضد آمريکائي شد. آن چه موجب شگفتي شد تعداد کشورهائي بود که عليه جمهوري اسلامي راي دادند. 22 کشوري که برخي را ايران از متحدان خود مي دانست و در برنامه تازه علي لاريجاني بر همکاري بر آنان تاکيد شده بود مانند هند و آفريقاي جنوبي. اما احمدي نژاد طي سخنراني در نشست "جهان بدون صهيونيسم" که در آن خواستار محو اسراييل از روي نقشه جهان شد باعث شد غرب و دبير کل سازمان ملل به شديدترين لحن اين اظهارات را محکوم کردند.
سال 2006
سال کشمکش با روسيه بود که در اين ميان طرحي ارائه داد که غني سازي در خاک آن کشور ادامه يابد و با رد آن جمهوري اسلامي احتمال حمايت هاي مسکو را هم از دست داد و مجلس سناي آمريکا نيز به دولت آمريکا پيوست و با صدور قطعنامه اي فعاليت هاي هسته ايران را محکوم کرد. در اين زمان ديگر فرمانده سپاه پاسداران ايران هم وارد دايره شد و تهديد کرد که اگر ايران هدف حمله قرار گيرد، آماده استفاده از موشک هاي بالستيک است. و چنين بود که آن چه تصور مي رفت رخ نمي دهد اتفاق افتاد و شوراي حکام، با راي مثبت 27 کشور از 35 کشور عضو (3 مخالف و 5 ممتنع) 'گزارش' پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل تصويب شد. مقام هاي ايراني به طور همزمان در مسکو و بروکسل با مقام هاي روس و اتحاديه اروپا ديدار کردند. با وجود ابراز 'خوشبيني' هيئت هاي ايراني، طرفين ديگر گفتگوها در مورد نتيجه بخش بودن آنها اظهار ترديد کردند. به اين ترتيب پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت رفت و دو بار قطعنامه هائي عليه ايران صادر شد که بي سابقه بود و اجماعي از کشورهاي جهان را عليه دولت و تصميم هايش نشان داد. در سخت ترين دوران انقلاب هرگز جمهوري اسلامي به چنين انزوائي مبتلا نشده بود.
تدبير دولت احمدي نژاد براي پوشاندن اين انزوا سفرهاي بي برنامه رييس دولت به نقاط مختلف جهان از جمله به ونزوئلا و کشورهاي آمريکاي لاتين است که هر بار با اعتراض داخلي روبرو مي شود، و يا ديدارهاي بدون بازديد از کشورهاي سعودي و امارات که به گفته آقاي احمدي نژاد صورت مي گيرد تا نشان دهد که آمريکا نتوانسته ايران را منزوي کند. اما در اين فاصله تحريم هاي اروپائي و آمريکائي روز به روز سخت تر مي شود و به گفته کارشناسان در ماه هاي آينده عملا بازرگاني خارجي ايران را زير تاثير خواهد گرفت.
در چنين زماني آگاهان سياسي اظهار نظر مي کنند که با شکست سياست هسته اي دولت احمدي نژاد تنها راهي که مي تواند تشنج را از روابط ايران و غرب بکاهد همکاري ايران در عراق و افغانستان است. همين کارشناسان با توجه به سه دور مذاکره ايران و آمريکا و آرامش نسبي عراق که در دو ماه گذشته انفجار بزرگي عليه آمريکا و متحدانش در آن صورت نگرفته، معتقدند تنها راهي که براي دولت باز مانده که با کمک و حمايت سپاه عملي است، همان است که آمريکا مي خواهد يعني کمک به آرامش عراق. آيا پديد آمدن چنين تفاهمي است که واشنگتن را واداشته که چراغ سبزي به صورت گزارش امنيتي جديد منتشر کند.
اگر اين گمان درست باشد بايد منتظر حرکات بعدي و از جمله فراهم آمدن زمينه ديدار احمدي نژاد و جورج بوش بود. همان کاري که حتي نزديک شدن سلف احمدي نژاد بدان عملي خلاف انقلاب و قرآن تلقي مي شد. اما به گفته تاج زاده دولت جديد عملا تمام سرمايه هاي گذشته را حراج خواهد کرد.
