Rooz

آشتي ملي يا نجات ملي

‏ عيسي سحرخيز - یکشنبه 11 آذر 1386 [2007.12.02]

saharkhiz.jpg

هنوز ماهي از ارائه ي طرح تشكيل مجلس ملي بر مبناي "آشتي ملي" يا "نجات ملي" نگذشته است كه دو ‏جريان سياسي عمده ي صاحب نقش در تحولات كشور، هر كدام يك رو از اين سكه را به نمايش عمومي ‏گذارده و مي روند كه برنامه ي تبليغات انتخاباتي زودهنگام خود را بر مبناي آن استوار و نهايي كنند و بار ‏ديگر مشوق و محرك مردم باشند كه در انتخابات 24 اسفند 86 براي برگزيدن نمايندگان مجلس هشتم باز به ‏پاي صندوق هاي راي بيايند.‏

در شرايطي كه در طرح پيشنهادي، نگاه اصلي اش به اصلاح طلبان و تحول خواهان و تكيه ي آنان بر اين ‏برنامه بود، جريان اقتدارگرا در مقابل گزينش "نجات ملي" از جانب نيروهاي ضد استبداد، نعل وارونه زده و ‏در پي آن است كه خود را مبتكر و مجري طرح "آشتي ملي" معرفي كند.‏

بحث مطرح شده اين بود كه در شرايط بحراني فزاينده ي كشور- ناشي از مديريت خاص ولايت مطلقه ي ‏فقيه، ناكارايي و ناتواني دولت، عدم استقلال مجلس تابع و گوش به فرمان، و نمايندگاني اكثرا وكيل الدوله به ‏جاي وكيل المله، كه تورم و بيكاري و فقر و فساد و فحشا روز به روز نهادينه تر و گسترده تر مي شود و ‏خطر بروز جنگ و درگيري نظامي كه هر روز در افق روشن تر و شفاف تر جلوه گر مي شود، يك برنامه ي ‏محوري دو مرحله اي با نگاه به انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم مي تواند با هدف بركناري ‏دولت احمدي نژاد و محدود كردن قدرت مطلقه ي حاكم بر كشور، چاره ساز باشد. برنامه اي در عمل نجات ‏بخش ميهن و اميد بخش ملت، مبتني بر چند گام اساسي كه گام اول آن شكل دادن يك مجلس مقتدر و مستقل ‏تحت لواي "نجات ملي"، يا "آشتي ملي" است.‏

شواهد و قرائن، از جمله اقدام هاي جمع محدودي از محافظه كاران راه يافته به مجلس ششم كه هر چند ‏ديرهنگام تصميم به بريدن بند ناف خود از هيات رئيسه ي گوش به فرمان خانه ي ملت گرفته اند، حاكي از آن ‏است كه دست كم بخشي از جريان اقتدارگرا اگر كلاه خود را قاضي كند، و به بحران پيش رو بينديشد، ‏آمادگي دارد- هرچند با ملاحظات، دل نگراني ها و اما و اگرهايي- در يك جبهه ي ضد استبداد، در كنار ‏اصلاح طلبان و تحول خواهان و همچنين محافظه كاران خردگرا و ميانه رو قرار گيرد.‏

واقعيت كتمان ناپذير اين است كه بحث و هشدار در مورد شرايط خطير حاكم بر كشور طي يك ماه گذشته در ‏فضاي سياسي ايران به گفتماني غالب تبديل شده است، به گونه اي كه در كنار رهبران، راهبران و نظريه ‏پردازان احزاب و گروه هاي سياسي، حتي مسئولان و مقام هاي عاليرتبه ي سياسي پيشين و كنوني كشور، ‏چون سيد محمد خاتمي و علي اكبر هاشمي رفسنجاني، كه به اين مقوله ي مهم پرداخته اند، گاه علي اكبر ناطق ‏نوري و هاشمي شاهرودي و همچنين معدود مراجع ديني شناخته شده نيز بحث تدبير براي "نجات كشور" را ‏مطرح ساخته اند. ‏

در مقابل، آن بخش از جريان تندرو در ميان اقتدارگرايان كه برنامه ريز و هدايت گر حزب پادگاني است، با ‏نگراني فزاينده اي نسبت به بهم خوردن چيدمان صفحه ي سياسي ايران، با ياري اهل خطبه و منبر و كمك ‏رسانه ي ملي - كه روز به روز با بدنه اي اجرايي اش دچار چالش و مسئله مي شود- در تلاش است كه از ‏شعار "آشتي ملي" چون پوستيني وارونه بهره بگيرد، شايد بتواند تا حدي از سقوط محتوم خويش در تحولات ‏سياسي آينده جلوگيري كند. هدف اين جريان كه به صورت محسوس دچار ريزش كادرهاي اصلي است و بدنه ‏اي مسئله دار، از دست آويز قرار دادن اين شعار عمدتا اين است كه از يك سو آرايش نيروهاي اصلاح طلب و ‏تحول خواه را به هم بزند و از سوي ديگر شعار انتخاباتي "نجات كشور" و برنامه ي محوري "بركناري ‏احمدي نژاد" را تحت الشعاع طرح خود قرار دهد.‏

خوشبختانه اين بازي ناشيانه كه نه از نظر بيان و راهكار، و نه از نظر محتوا و راهبرد با گفتمان غالب ‏جريان اقتدارگرا همخواني ندارد، از چشم جريان هاي اصيل اصلاح طلب پنهان نمانده، و لذا از همان ابتدا اين ‏تك با پاتك هاي مناسب مواجه شده است. محسن آرمين چهره ي شاخص "سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي" ‏از اولين كساني بوده است كه در يادداشتي به چند و چون اين برنامه پرداخت و سعي كرد حساسيت لازم را در ‏ميان جريان هاي سياسي و افكار عمومي ايجاد كند : " طرح بي مقدمه آشتي ملي از سوي برخي چهره هاي ‏محافظه کار متحد دولت اکنون چند روزي است که به محور تبليغات جريان حاکم و متحدانش تبديل شده است. ‏رسانه ملي نيز در تبليغ و انعکاس آن سعي بليغي مي کند و در انجام اين وظيفه يا ماموريت همچون گذشته در ‏تحريف و وارونه نمايي مواضع و نظرات اصلاح طلبان در اين خصوص ترديدي روا نمي دارد."‏

اين افشاگري و حركت مثبت، متاسفانه به دليل عدم وجود نگاه ملي جامع و همه جانبه گرايانه در اين گروه از ‏اصلاح طلبان پيشرو، و فروكاسته شدن بحث در حد جريان هاي درون حاكميت- البته اگر دوستان توجه داشته ‏باشند كه سال هاست از دايره ي خودي بيرون پرتاب شده اند- و به ويژه احزاب و گروه هاي به اصطلاح ‏رسمي و قانوني، موجب شده و مي شود كه بسياري از اصلاح طلبان و نيروي هاي تحول خواه غيربرانداز و ‏قائل و متعهد به حركت هاي مسالمت آميز، بطئي و گام به گام، از دايره ي مباحث اين دوستان حذف شده يا ‏ناديده گرفته شوند؛ وقتي اين گونه تاكيد مي شود: "تا آنجا که به اصلاح طلبان مربوط است تمامي اصلاح ‏طلبان با تمامي تفاوت هاي فکري و سياسي يي که دارند از هرگونه طرح و پيشنهادي که به رفع تهديد هاي بي ‏سابقه يي که امروز متوجه کشور است منجر مي شود استقبال مي کنند. از اين رو اگر دوستان محافظه کار ما ‏در ابتکار خود جدي و صادق هستند، به جاي سعي در عمده کردن مباحث کاذبي چون افراطي و غيرافراطي ‏در ميان اصلاح طلبان، موضوع همکاري و همراهي ملي را در دستور گفت وگوي بين الاحزابي قرار دهند."‏

بايد توجه داشت كه بحث "آشتي ملي" اصولا در پي بروز انقلاب، پايان جنگ داخلي، يا درگيري هاي خونين ‏گسترده، اختلاف هاي سابقه دار و مزمن كه جامعه را به سراشيبي سقوط كشانده و مي كشاند؛ و يا گاه با هدف ‏اتحاد مقطعي يا دائم در مقابل خطر خارجي يا تهاجم نظامي بيگانه مطرح مي شود. در اين شرايط، طرف ‏هاي منازعه با محور قرار دادن يك مقوله ي اصلي، اختلاف هاي سياسي دامنه دار را كنار گذارده و با به ‏حاشيه راندن منافع شخصي يا گروهي، منافع ملي و مصالح كشور را بر ديگر مسائل و مباحث ارجحيت مي ‏دهند و در جبهه اي متحد به مقابله با دشمن خارجي يا خطر و بحران داخلي موجود يا پيش رو مي پردازند، ‏يا در حركتي گسترده براي بازسازي كشور ويران، همه با هم آستين همت بالا مي زنند.‏

در دهه ي اخير بحث "آشتي ملي" در اولين سال هاي حاكميت اصلاح طلبان بر اركان قدرت، به ويژه دولت ‏سيد محمد خاتمي و مجلس ششم مطرح شد، اما نگراني هاي بي مورد از واكنش ناشناخته رهبري و جريان ‏اقتدارگرا، اين فرصت طلائي را نيز در كنار ديگر فرصت هاي مناسب به حاشيه راند. حتي شعار "ايران ‏براي همه ايرانيان" نيز نتوانست توان بالقوه ي موجود در جامعه را براي تحقق اين نياز واقعي در آن دوران ‏سرنوشت ساز فراهم آورد؛ شعار و برنامه اي حقيقي كه نگاهي ملي داشت و دامنه ي آن به درون مرزهاي ‏ايران محدود نمي شد و ايرانيان مقيم خارج را نيز دربر مي گرفت، و چون به معناي واقعي "ملي" بود، لذا ‏مباحثي چون خودي و غيرخودي يا درون حكومتي و برون حكومتي در مقابلش خلع سلاح بودند.‏

در شرايطي كه در برابر شعار "مجلس نجات ملي" يا ضرورت "نجات كشور" در شرايط بحراني، جريان ‏اقتدارگرا شعار "آشتي ملي" را علم كرده است، جا دارد كه شخصيت هاي حقيقي و حقوقي اصلاح طلب، از ‏يك سو داهيانه به استقبال اين برنامه بروند و از سو ديگر پرسش هايي چند را مطرح كنند. از جمله بپرسند كه ‏‏"آشتي ملي" با چه مشخصات و مختصاتي؟ ملي به معناي همه ي ملت؛ همه ي ايرانيان، اعم از ساكنان كشور ‏و مقيم خارج، از هر قوم و مذهب، آئين و مرام؟ آشتي حول محور "فرد" يا "همه"؟ در جهت مصالح كشور و ‏منافع ملي، يا مطامع شخصي و بهره برداري گروهي؟‏

اين جريان پيش از اينكه علم خود را بالاتر برفرازد، همچنين بايد شفاف و روشن به آحاد ملت و رهبران ‏سياسي و انديشمندان و دانشگاهيان و كنشگران جامعه مدني بگويد كه آيا مي توان شعار"آشتي ملي" ‏سرداد، اما مبناي انتخابات را "نظارت استصوابي" گذارد؟ در اين شرايط معني دارد كه آينده ي مملكت و ‏سرنوشت "انتخاب كنندگان" و "انتخاب شوندگان" را به دست زوج انتخاباتي "جنتي- افشار" و از آن بالاتر، ‏به سليقه ي يك فرد خاص سپرد كه از هم اكنون در نشست هاي خصوصي بي پرده مي گويد كه از چه كسي ‏يا چه جرياني خوشش مي آيد، يا تنفر دارد و لذا عنايت ها خاص ديگري گردد و تيغ ها در مقابل يكي تيز ‏شود؟ امكانپذير است كه شعار "آشتي ملي" داد اما جلوي فعاليت احزاب و گروه هاي سياسي را گرفت، ‏مطبوعات مستقل را توقيف و تعطيل كرد و روزنامه نگاران آزاديخواه را بازداشت و به زندان فرستاد؟ مي ‏توان شعار "آشتي ملي" داد اما هر روز با كنشگران حق طلب جنبش زنان و دانشجويان آزادانديش به بهانه اي ‏غيرقانوني و ترسي موهوم برخورد كرد و فعالان سازمان هاي غيردولتي مورد هجوم و ضرب و جرح قرار ‏داد و جلوي فعاليت كنشگران جامعه مدني، اعم از رهبران اتحاديه ها، سنديكاها و... را گرفت، يا زنداني شان ‏كرد؟ ممكن است كه حقوق اقليت هاي قومي، مذهبي را نقض كرد و فعالانشان را گرفت و مراكز تجمع ‏شان، اعم از حسينيه و خانقاه را تعطيل كرد و اجازه داشتن مسجد اختصاصي را از آنان سلب كرد و باز دم ‏از آشتي ملي زد؟ و حتي در اين زمينه دامنه ي محدوديت ها را به گونه اي گسترش داد كه به جز روحانيان ‏شيعه ي حكومتي، ديگران از حق داشتن منبر و محراب محروم بمانند؟

اگر جريان اقتدارگرا از اين شعار تنها فضاسازي تبليغاتي اش را بلد است، بهتر است كه از همين ابتدا راه ‏خويش گيرد و زحمت ديگران مدارد و ملت را به حال خود واگذارد. و اگر نه، واقعا تحولي حاصل شده و ‏بحران داخلي و خطر خارجي اندك تعقل و خردورزي ايجاد كرده است، اين گوي و اين ميدان؛ گام اول فراهم ‏آوردن پيش شرط هاي لازم مانند آزادي فعاليت تمام احزاب و گروه هاي سياسي، كنشگران جامعه مدني، رفع ‏توقيف از مطبوعات بسته و تعطيل شده و اجازه كار به روزنامه نگاران مستقل و آزاديخواه در فضايي بدون ‏سانسور و خودسانسوري و گام دوم برگزاري يك انتخابات به معناي واقعي "آزاد، سالم و عادلانه" است، با ‏هدف تشكيل "مجلس آشتي ملي" با برنامه ي محوري "نجات ملي" از طريق كنار گذاردن سبب سازان تمامي ‏اين نابساماني هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... داخلي و تنش زايي و جنگ افروزي منطقه اي و جهاني.‏
‏ اصلاح طلبان هم اگر واقعا اصلاح طلب هستند و تحول خواه، نبايد بدون فراهم شدن پيش شرط هاي لازم و ‏آماده بودن زمينه هاي مناسب براي حضور در يك انتخابات مشروط، از جمله حق داشتن نامزدهاي كافي و ‏نظارت دقيق و مناسب بر صندوق ها در جهت صيانت از آراي مردم، وارد اين ميدان شوند و خداي ناكرده، ‏تنها به منافع گروهي و حزبي خود بينديشند و سطح بحث را فروكاهند و به اميد رد صلاحيت كمتر و احيانا ‏كسب چند صندلي نمايندگي بيشتر، منافع ملي و مصالح كشور را وانهند.‏

‏ ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.