Rooz

هشدار زنگ‎ ‎ها

مرتضي کاظميان - یکشنبه 11 آذر 1386 [2007.12.02]

mortezakazemiann.jpg

زنگ‌هاي هشدار و زنهار و خطر به‌صدا در‌آمده است؛ اگر گوش شنوايي باشد…‏

اگر آن 12 لايحه‌اي را که قانون‌گذاران دموکرات آمريکا، با هدف جلوگيري از تصميم احتمالي بوش براي اقدام ‏نظامي عليه تاسيسات نظامي يا هسته‌اي ايران‌، به مجلس نمايندگان و سناي ايالات متحده ارائه کرده‌اند، جدي ‏نگيريم؛

اگر اخطار علني نانسي پلوسي، رئيس مجلس نمايندگان آمريکا، و سومين مقام قدرت در نظام سياسي ايالات ‏متحده، و ارسال نامه‌اي با امضاي ۳۰ سناتور به بوش مبني بر منع او از حمله به ايران بدون مجوز کنگره، و ‏احساس خطر پلوسي و ديگر سناتورها از طرح‌هاي پشت پرده‌‌ي پرخطر را هم، بازي سياسي ارزيابي کنيم؛

اگر مانور دو هفته‌ي پيش آمريكا را در خليج فارس، با حضور ناو هواپيمابر هسته‌اي اينترپرايز و دو ناو‎ ‎هواپيمابر ‏كوچك‌تر و كشتي‌هاي جنگي و‎ ‎نيروهاي دريايي و هوايي همراه آن‌ها، و نيز اظهارنظر"جي‌چمبرز"، فرمانده ‏نيروي‎ ‎مشترك 59 آمريكا را که گفته است: " اين مانور ما را براي‎ ‎سناريوي واقعي آماده مي‌كند"، بخشي از ‏تهديدهاي ظاهري براي کسب امتياز بيشتر در پاي ميز مذاکره قلمداد کنيم؛

اگر سخنان چندي پيش برنار کوشنر، وزير امور‎ ‎خارجه فرانسه را - آن هم در حالي که هنوز دو ماه از تهديد ‏پيشين او نگذشته است- تلاش بيهوده دولت سارکوزي تحليل کنيم (کوشنر، برنامه اتمي ايران را "تهديدي جدي" ‏براي جهان توصيف کرده و گفته است که‏‎ ‎فرانسه درباره امنيت اسراييل مصالحه نمي کند‏‎.‎‏ وي تاکيد کرده است که ‏برنامه اتمي جمهوري اسلامي ايران يکي‎ ‎از بزرگترين تهديدات فعلي است که دنيا با آن روبرو است. وزير امور‎ ‎خارجه فرانسه افزوده است: فرانسه قصد دارد مسير تحريم ها را ادامه دهد ؛ پاريس اين تحريم ها را تنها‎ ‎مسيري ‏مي داند که ما را از اينکه يک روزي با چشم انداز ايران اتمي يا بمباران‎ ‎ايران روبرو کند، باز مي دارد)؛

اگر اظهارنظر وزير خارجه بحرين را که همين چند روز پيش گفت: "ما نيز آواي جنگ و برخي مواضع افراط ‏گرايانه را مي‌شنويم؛ نمي‌خواهيم به عنوان همسايه ايران، بين ايران و ديگر کشورها جنگ درگيرد" سخني نه ‏چندان قابل اعتنا عنوان کنيم؛ و...‏

به‌نظر مي‌رسد که اين اظهارنظر آقاي چاوز را-که به اندازه‌ي لازم با تهران در تماس و با احمدي‌نژاد هم‌سخن ‏است- بايد با تامل بيشتري خواند: "اگر آمريکا آنقدر ديوانه باشد که به ايران حمله کند، قيمت نفت ۱۰۰ دلار ‏نخواهد ماند، بلکه به ۲۰۰ دلار خواهد‏‎ ‎رسيد"‏‎.‎‏ و نيز اين سخن بشار اسد را بايد با دقت بيشتري مورد توجه قرار ‏داد که: آمريکا با تهاجم نظامي به عراق و افغانستان، امنيت منطقه را به خطر انداخته است، و اگر به ايران حمله ‏کند، خاورميانه همانند بشکه باروتي در آتش خواهد سوخت...‏

قابل توجه آن که احمدي نژاد هم شنبه ‌ي هفته پيش در گفت وگو با شبکه تلويزيوني عربستان سعودي( العربيه) ‏درباره "حمله احتمالي آمريکا عليه ايران" اگرچه باز هم تاکيد کرده است که "ما احتمال عملي شدن چنين حمله‌اي ‏را نمي‌دهيم. اين تهديدها بيشتر در حد حرف و تبليغات رواني است"؛ اما با وجود اين افزوده است: "اگر اتفاقي از ‏سوي هر کشوري رخ دهد، براي پاسخگويي آمادگي کامل داريم... زماني که جنگي آغاز شود پايان آن، در دست ‏امريکايي ها نخواهد بود؛ ادامه و پايان جنگ در اختيار ملت ايران خواهد بود"...‏

مستقل از شواهد قابل اعتنا و در‌خور توجهي که هر روز خودنمايي مي‌کند؛ هشدارهاي پي‌درپي مقام‌ها و ‏شخصيت‌هاي ارشد و مطلع نظام سياسي در مورد شرايط حساس و ويژه‌اي که کشور با آن روبرو، يا درآستانه‌ي ‏آن است، ادامه دارد. ماه پيش، و در شرايطي که هنوز چند روزي از سخنان مهم خاتمي در گردهمآيي ‏اصلاح‌طلبان و تذکرهاي قابل تامل او نگذشته بود، هاشمي رفسنجاني نيز- يک‌بار ديگر- و در اظهار‌نظري بسيار ‏بااهميت(دوشنبه 21آبان‌ماه جاري) تصريح کرد: "‌شرايط جهاني نيز به نحوي است که آمريکا لشکرکشي خود را ‏انجام داده است و همه جا مستقر شده است. ما هيچ اطلاع دقيقي از تصميمات آنها نداريم و نمي‌دانيم به واقع چه ‏اتفاقي در حال وقوع است؛ ما تنها امواج رويي را مي‌بينيم و مشخص است که خطر وجود دارد و بسيار جدي ‏است". از‌يادنبريم که اين جملات، اظهار‌نظر رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رييس مجلس خبرگان رهبري ‏در جمهوري اسلامي است؛ فردي که به گونه‌اي قابل پيش‌بيني از منابع موثق خبري، چندان دور نيست…‏

اظهارنظر لاريجاني، دبير سابق شوراي امنيت ملي هم به نوبه‌ي خود، بسيار قابل توجه است که توصيه مي‌کند ‏نبايد "گزک" به دست بهانه جويان غرب داد...‏

تورم و مشکلات اقتصادي پابه‌پاي افزايش قيمت نفت، رشد مي‌کند؛ افزايش قابل تحليل و معنادار قيمت نفت، بيش ‏از آن که مورد مداقه واقع شود، با استقبال دولت احمدي‌نژاد و واردات کالا به کشور همراه و مواجه مي‌شود؛ ‏ديدارهاي سارکوزي و مرکل با بوش، در رسانه‌ي ملي و نشريات همسو و نزديک به دولت، معمولي جلوه داده ‏مي‌شود و با نوعي بي‌اعتنايي روبرو مي‌گردد؛ و… و آقاي رييس‌جمهور ترجيح مي‌دهد که همچنان تحريم‌هاي ‏اعمال شده يا در دستور کار عليه ايران را "ورق پاره" ارزيابي کند و هشدارها و تحليل‌هايي را که واجد نوعي ‏نگراني و ابراز خطر هستند، ناشي از "ترس" توصيف نمايد. ‏

در‌خور تامل است که تاکنون، هم مقام‌هاي ارشد سياسي و نظامي ايران احتمال وقوع منازعه را به تمامي منتفي ‏ندانسته‌اند(و تنها از واکنش قاطع تهران به هر تجاوز احتمالي سخن گفته‌اند) و هم مقام‌هاي وزارت دفاع ايالات ‏متحده و نيز مسئولان ارشد سياست در واشنگتن اعلام کرده‌اند، با وجود آنکه توسل به گزينه نظامي عليه ايران، ‏حتمي نيست، اما در صورت لزوم توسل به گزينه نظامي، طرح هاي جديد حملات نظامي آمريکا آماده و قابل ‏اجراء است. به‌عنوان نمونه، همين چند هفته پيش بود که بوش اظهار داشت که تلاش ايران براي دستيابي به سلاح ‏اتمي مي‌تواند موجب آغاز "جنگ جهاني سوم" شود؛ و در پي آن، ديک چيني، معاون بوش نيزتصريح کرد: ‏‏"ايالات متحده آمريکا به ايران اجازه نخواهد داد تا سلاح اتمي داشته باشد و ايران در صورت ادامه راه خود در ‏مسيري که به پيش گرفته است، با مشکلات جدي روبرو خواهد شد." رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا هم بارها ‏عنوان کرده است که با وجود آنکه گزينه نظامي نمي تواند منتفي شود، اما تمرکز اصلي بر حل مشکل از طريق ‏راه هاي سياسي و تحريم هاي اقتصادي است. ‏

حتي درياسالار ويليام فالون، رييس ستاد مرکزي ارتش آمريکا در خاورميانه هم که يکشنبه همين هفته اعلام کرده ‏بود، برنامه اي براي حمله نظامي به ايران در دست تهيه نيست، افزوده است: "گزارش هايي که حمله آمريکا به ‏ايران را پيش بيني مي کنند، چندان صحت ندارند..."؛ و نيز گفته است: "من نمي خواهم که مقامات ايراني اين ‏اشتباه را کنند که ما از آنها مي ترسيم و يا مايل نيستيم به وظيفه خود در منطقه عمل کنيم".‏

تاسف‌بار و قابل توجه آن که بر اثر عوامل گوناگون- که مجال مرور آنها در اين مختصر نيست- و به‌ويژه بر اثر ‏عملکرد دستگاه‌هاي رسانه‌اي وابسته به واشنگتن و پنتاگون، افکار داخل آمريکا به سمت مواففت با حمله به ايران ‏تغييرجهت داده است. براساس يک نظرسنجي که موسسه گالوپ به‌تازگي انجام داده است، حدود 52درصد ‏پرسش‌شوندگان موافق حمله به ايران بوده‌اند...‏

اخبار نگران‌کننده‌اي که برخي از نشريات در اروپا منتشر مي‌کنند نيز در جاي خود موجب نگراني مي‌شود؛ به ‏عنوان مثال، چند هفته پيش(در دوم سپتامبر) نشريه ساندي تايمز لندن گزارش داد که پنتاگون نقشه هايي براي يک ‏حمله شديد هوائي به ايران در دستور کار دارد. و يا آلکسي دبات، مدير "مرکز نيکسون براي تروريسم و امنيت ‏کشور" در جريان نشست مربوط به منافع ملي، گفت: "ارتش سياست ضربه هاي کوچک به مراکز اتمي ايران را ‏دنبال نمي کند، بلکه در انديشه فلج کردن تمام توان نظامي ايران است".‏

سوگند بوش در اين زمينه که "ما با خطر ايران پيش از آن که دير شده باشد مقابله مي کنيم" اجراي دکترين ‏غيرقانوني جنگ پيش‌گيرانه عليه ايران است که او در عراق براي نخستين بار به مرحله اجرا گذاشت. به عقيده‌ي ‏کوهن، رئيس انجمن حقوقدانان آمريکا، بزرگ نمايي سلاح هاي کشتار جمعي ايران، از طرف بوش، تجربه اي ‏است از دوران آستانه عمليات "آشفتگي عراق" که او حقيقت سلاح هاي کشتارجمعي عراق را وارونه جلوه ‏داد.به‌عقيده‌ي کوهن، اظهارات بوش در اين مورد که يک ايران اتمي مي‌تواند منطقه را در سايه يک هولوکاست ‏اتمي قرار دهد، يادآور تصاويري است که او در جريان جوش آوردن ديگ، در دوران پيش از جنگ عراق، به ‏دست مي داد.‏

اگر به پيوندهاي غيرقابل انکار آمريکا و اسرائيل، دقيق شويم، آنگاه احساس خطر و تحليل خانم کوهن، بيشتر مهم ‏مي‌نمايد: کنگره به راحتي تسليم خواست هاي "کميته روابط آمريکا و اسرائيل" مي شود.‏

براي ما، افزون بر نکات و موارد پيش‌گفته، در‌خور اعتناست که صاحب‌نظري چون چامسکي، از احتمال پررنگ ‏وقوع جنگ در خاورميانه سخن مي‌گويد و از هم‌اينک درپي راه‌هاي جلوگيري از وقوع يک فاجعه‌ي ديگر براي ‏بشريت است: "اين به عهده‌ي انسان ها است که تصميم کاخ سفيد براي حمله به ايران را به گونه‌اي موثر بلوکه ‏کنند".‏

‏"زنگها" به صدا درآمده‌اند، اگر گوش شنوايي باشد...‏

ترس از وقوع يک فاجعه، اگر مبتني بر شواهد و مستندات باشد، ترس موهوم و قابل طعن نيست؛ ترس عالمان، با ‏ترس ناشي از جهل، در تفاوت فاحش است. تنها منازعه‌جويان و سلطه‌گران، بي‌اعتنا به اين ترس‌هاي واقعي، ‏پروژه‌هاي خويش را پي‌مي‌گيرند، و نيز، بي‌خبران...‏

دکتر محمد جواد غلامرضا کاشي در تاملي مهم و مطلبي خواندني، چندي پيش در وبلاگش نگاشته بود: "من يک ‏شهروند ايراني‌ام؛ علوم سياسي هم خوانده‌ام؛ نزديک به يک دهه است در اين زمينه تدريس هم مي‌کنم؛ کم و بيش ‏طي سه دهه پس ازانقلاب، تجربه سياسي دارم؛ اما به هيچ وجه قادر به فهم و تفسير رفتار مسئولان کشور نيستم. ‏احساس ترس شديد از افق آينده کشور مي‌کنم؛ اما از هيچ‌کس توضيح قانع‌کننده‌اي نمي‌شنوم..."‏

يا نهضت آزادي در بيانيه‌اي از مسئولان خواسته است که "خطر ها و تهديدها را در ابعاد نظامي، سياسي يا ‏اقتصادي، جدي بگيرند".‏

اغلب شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي مستقل و منتقد، در هفته‌ها و روزهاي اخير، با اظهارنظرهاي مشابه، نسبت به ‏وقوع منازعه و جنگ و پيامدهاي بس ناگوار آن، هشدار داده و خواهان بهره‌گيري مسئولان از تمامي ابزارهاي ‏ديپلماتيک و حقوقي براي تحقق صلح شده‌اند. به نظر مي‌رسد که "شاخکهاي حساس در جامعه مدني" زنهارهاي ‏لازم را عنوان مي‌کند؛ اگر گوش شنوايي باشد... ‏

منازعه‌جويان و اقتدارگرايان و بي‌باوران به دموکراسي و حق مردم در تعيين سرنوشت خويش، در تمام جهان - با ‏وجود اتخاذ‌کردن ايدئولوژي‌هاي متفاوت- از ماهيتي يکسان و مشابه برخوردارند؛ آنان درپي منافع خويش و تداوم ‏اقتدار خود هستند؛ افکار عمومي و خواستهاي "حقوق بشري" براي آنان بي‌معنا و فاقد اولويت است.افسوس که ‏تاوان انگيزه‌ها و خيال‌پردازي‌ها و پروژه‌هاي صاحبان قدرت را نه فقط خود آنان، که انبوه انسان‌ها مي‌دهند...‏

ما را به بوش و چني و دوستان "محافظه‌کارشان دسترسي نيست؛ اما به‌نظر مي‌رسد که در اين ديار، فراهم‌آوردن ‏امنيت و آزادي براي جامعه مدني و نهادهاي مدني، تمکين به روندها و ابزارهاي دموکراتيک، و پرهيز از ‏اقدامات و اظهارات تحريک‌کننده، تنش‌‌ساز و منازعه‌جويانه، از جمله مهمترين اقدامات براي خروج از وضع ‏‏"ويژه" - آنچنان که رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام توصيف مي‌کند- است؛ البته چنانچه گوش شنوايي باشد؛ ‏گوشي که صداي واضح "زنگها" را شنيده باشد...‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.