Rooz

راهي براي بي اثر کردن تلاش آيت الله ها

تحليل فيگارو از فرايند صلح در خاورميانه - دوشنبه 5 آذر 1386 [2007.11.26]

احتمال ظهور يک ايران مجهز به سلاح اتمي، جدا از اسراييلي ها، اعراب را هم نگران کرده. ولي اين اسراييل و ايالات متحده ‏هستند که پيش از هر کشور ديگري در تلاشند تا ايران به اين توان دست نيابد. ‏

با وجود اين که از زمان انقلاب اسلامي و به قدرت رسيدن آيت الله خميني روابط طولاني مدت اسراييل و ايران ازبين رفته، ولي ‏اين دو کشور به دليل حضور ايالات متحده به "مبادلاتي" دست زده اند. در سال هاي 90، يعني در زمان دولت اسحاق رابين، ايران ‏و اسراييل وارد يک رويارويي مستقيم و بي پرده شدند.‏

دليل اين رويارويي، ظهور فضاي جديد استراتژيکي بود که پس از پيروزي ايالات متحده در اولين جنگ خليج فارس و همچنين ‏فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به وجود آمده بود. روند صلح بين اسراييل و اعراب که از سوي واشنگتن حمايت مي شد باعث ‏انجام پيشرفت هاي قابل توجهي گرديد: کنفرانس صلح مادريد؛ عهدنامه هاي اسلو؛ پيمان صلح بين اسراييل و اردن؛ ايجاد روابط ‏بهتر با سوريه؛ ايجاد روابط با کشورهاي عربي، از مراکش گرفته تا قطر. اينها همه باعث دلمشغولي هر چه بيشتر ايران مي گرديد ‏که خود نيز روز به روز در صحنه جهاني منزوي تر مي شد. ‏

در آن زمان بود که اسراييل و ايران، به عنوان دو قدرت خاورميانه، تلاش مي کردند تا بر منطقه اي در حال تحول استيلا يابند. آنها ‏در اين رقابت استراتژيک، بيش از هر چيز بر مسايل ايدئولوژيکي تکيه کردند. از آن پس، اسراييل و ايران با ويژگي هاي جديد به ‏رويارويي خود ادامه دادند: اسراييل به عنوان قهرمان دموکراسي و مخالف توسعه امپراطوري تاريک انديش شيعه و ايران به ‏عنوان کشوري که در حمايت از انقلاب خود و به نام ارزش هاي اسلامي به شوراندن جوامع عرب اقدام مي کرد و با دولتمردان ‏عربي که نهضت فلسطين را ازبين بردند به مخالفت برمي خاست. آيت الله هاي ايراني که با ظهور دولت يهود موافق ترند تا با ‏سازش بين اسراييل و اعراب، همچنين دست به يک شيوه بيان جنگ طلبانه و يهودستيزانه زدند. هدف آنان اين بود که بدين طريق ‏انزواي ايران را ازبين ببرند و جاه طلبي هاي منطقه اي خود را به شکلي که براي جوامع سني قابل قبول باشد مطرح کنند. ‏

ايران در يک "خاورميانه عرب"، به عنوان دشمن و در يک جهان مسلمان به عنوان رهبر بالقوه محسوب مي شود. ازطرف ديگر، ‏ايران به شکلي ناخواسته و به طور گسترده، در زمينه ارتقاي دموکراسي در کشورهاي عربي سهيم بوده، زيرا بهترين راه براي ‏سست کردن پايه هاي يک حکومت اين است که از جنبش هاي اسلام گرا و در عين حال برخاسته از مردم حمايت شود: حزب الله ‏در لبنان، اخوان المسلمين در مصر، حماس در فلسطين و اکثريت شيعه در عراق. ‏

با اين حال، اسراييل براي نگراني خود دلايل خاصي دارد: يک ايران اتمي مي تواند وعده هاي صهيونيسم در ايجاد يک سرزمين ‏امن براي يهوديان را پوچ کند و تمامي دشمنان دولت يهود در منطقه را عليه اسراييل بشوراند. به دست آوردن توان هسته اي از ‏سوي ايران همچنين باعث وقوع يک گسترش اتمي غيرقابل کنترل در منطقه خواهد شد که در رأس آن، عربستان سعودي و مصر ‏قرار خواهند داشت. ‏

از سوي ديگر، در مسأله ايران و ايالات متحده، اين ايالات متحده بوده که توانسته يک ديپلماسي ايدئولوژيک جدي و انعطاف ناپذير ‏را به نمايش بگذارد. ايران در خلال اولين جنگ خليج فارس از امريکا حمايت کرد، ولي در کنفرانس مادريد خود را کنار کشيد. ‏ايران همچنين در جنگ ايالات متحده عليه طالبان در افغانستان به طرفداري از واشنگتن برخاست و زماني که نيروهاي مسلح ‏امريکا در بهار 2003 ارتش صدام حسين را عقب راندند، دولتمردان ايراني پيشنهاد يک "توافق نامه جامع" را ارائه دادند. در اين ‏توافق نامه، تمامي نکات اختلاف آميز، از مسأله هسته اي و حزب الله گرفته تا اسراييل و حماس، مطرح شده بود. دولتمردان ‏جمهوري اسلامي همچنين در اين پيمان متعهد شده بودند که هيچ گونه مانعي در روند ايجاد صلح بين اسراييل و اعراب به وجود ‏نياورند. ولي خودپسندي نومحافظه کارانه امريکا ["ما با محور شرارت مذاکره نمي کنيم"] باعث شد تا پاسخ عملگرايانه اي به اين ‏اقدام ايران داده نشود. ‏

درست در زماني که تمامي استراتژي هاي امريکا در خاورميانه به انحراف از مسير خود نزديک مي شد، خلق و خو در تهران ‏تغيير کرده بود. اکنون اين توافق نامه جامع همچنان به عنوان تنها گزينه پايدار براي خروج از اين بن بست باقي مانده است. ولي ‏اين توافق نامه با اعمال تحريم هاي متزلزل يا با متوسل شدن به منطق جنگ سرد، با اين هدف که ايران تضعيف خواهد شد، مطمئناً ‏به جايي نخواهد رسيد. بلکه برعکس مي تواند ايران را وارد ورطه اي سازد که سريعتر از هر زمان ديگري به سوي دستيابي به ‏تسليحات مرگبار گام بردارد.‏

افزايش نفوذ ايران در منطقه به اين دليل نيست که اين کشور هزينه هنگفتي در زمينه نظامي صرف کرده [اين هزينه با توجه به ‏ديگر کشورهاي منطقه ناچيز است]، بلکه به اين دليل است که همواره ايالات متحده و اسراييل را به چالش طلبيده و از قدرت ‏سرکوب کننده و کارآزموده خود در اين رابطه سخن رانده. ‏

در حال حاضر، ايجاد يک صلح کامل بين اسراييل و اعراب به همراه سرمايه گذاري در زمينه توسعه و گسترش و پس از آن، ايجاد ‏يک سيستم صلح و امنيت حمايت شده از سوي جامعه بين الملل براي يک خاورميانه و يک اسراييل غيراتمي، بهترين راه حل در ‏بي اثر کردن استراتژي ايران داير بر ايجاد بي ثباتي در منطقه است.‏

منبع: فيگارو، 23 نوامبر ‏

مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.