انرژي و بنزين و سير آن
محمد آقايي - شنبه 26 آبان 1386 [2007.11.17]
در اين روزها و در دوراني كه در آن به سر مي بريم، گرد و غبارهاي فراواني روي بعضي از حقايق و واقعيت ها ايجاد مي شود تا آن ها يا ديده نشوند و يا تحت گرد و غبار نمود ديگري از آن ها به نمايش گذاشته شود. يكي از اين عرصه ها بحث مديريت انرژي و حقايق و واقعيتهاي كنوني و گذشته بر آن حداقل در يك دهه گذشته در كشور است كه آن را در محورهاي:
1. قميت گذاري حامل هاي انرژي و بنزين و مديريت بهينه مصرف
2. ساخت و توسعه و اصلاحات پالايشگاهي
3. سهميه بندي بنزين،
بازشناسي و ارزيابي مي نماييم، در اين ارزيابي ضروري است به هر دو زمينه قانونمندي ها و قوانين و سيرآن و نيز نتايج اجرايي اين قانونمندي ها و قوانين مرتبط پرداخته شود.
در ابتدا لازم است اشاره گردد كه وضع مصرف انرژي در كشور ما به ويژه در مورد چهار حامل انرژي بنزين، گازوييل، گاز و برق از نمون هاي نادر بين جوامع بشري بوده و بسيار بي رويه است و اگر در اين نوشتار به بحث بنزين بيشتر پرداخته مي شود، به دليل حساسيت هاي بيش از حد و مطرح شده و ويژه در مورد آن است و گرونه اگر به عمق مطلب نگريسته شود وضع مصرف در بقيه حامل هاي فوق الذكر اگر نگران كننده تر از بنزين نباشد كه هست، حداقل كمتر از بنزين نيست.
1. قميت گذاري حاملهاي انرژي و بنزين و مديريت بهينه مصرف
در مورد سير قوانين مربوط با اين امر شايسته است به دو سابقه مهم اين موضوع در متن يك دهه گذشت بپردازيم. سابقه اول به سال هاي پاياني برنامه دوم توسعه يعني سال هاي 1377 و 1378 بر مي گردد. در آن سال ها حدود 5/1 سال، و به صورت كار كارشناسي گسترده در سازمان مديريت و برنامه ريزي و با كمك كارشناسي دستگاه هاي ذيربط، روي تنظيم لايحه برنامه سوم توسعه ( 1383-1379) و ابعاد مختلف آن و بويژه روي بحث مديريت انرژي و مصرف و قميت گذاري آن بررسي و كار شد و بر اساس:
1. ارزيابي وضع توليد و مصرف واردات و صادرات فراورده ها.
2. پيش بيني هاي نگران كننده آينده در مورد اقتصاد انرژي به ويژه در مورد استمرار مصرف بي رويه
3. تكيه به نتايج حاصل از تبصره (19) قانون برنامه دوم توسعه كه نشان مي داد نايده گرفتن بحث قيمت و مديريت مصرف حاملهاي انرژي و تاثيرات متقابل اين دو روي مصرف بهينه باعث مي گردد كه مصرف خارج از برنامه، از شاخص هاي برنامه بيش تر گرديده و فاصله بگيرد.
4. وضعيت بسيار نگران كننده و غير عادلانه توزيع يارانه هاي انرژي و بنزين در كشور.
در لايحه پيشنهادي برنامه سوم توسعه به مجلس شوراي اسلامي در مورد بنزين و ديگر فرآورده هاي اصلي دو محور اساسي مدنظر قرار گرفته بود.
1. هدفمند كردن يارانه ها و مديريت مصرف بهينه بنزين و ديگر فرآورده ها
2. ساخت و توسعه پالايشگاهي به وسيله بخش خصوصي.
در محور اول كه در متن ماده 5 لايحه پيشنهادي مصوب دولت وقت متبلور گرديده بود بحث هدفمند كردن يارانه ها با اين صورتبندي سامان داده شده بود كه به تدريج به نسبت مساوي هر ساله در طول برنامه قيمت ها تعديل گردد به طوري كه در پايان برنامه، هيچ گونه يارانه اي روي فرآورده ها و بنزين تعلق نگيرد و به تدريج و همزمان وضع حمل ونقل عمومي اصلاح گرديده و گسترش يابد، ماشين هاي فرسوده از رده خارج گردند، استانداري و كيفيف خودروهاي توليد داخلي بهبود يابد تا مصرف آن ها كاهش يافته و از آلودگي بكاهند، و بر اين اساس در لايحه پيشنهادي به عنوان نمونه رشد حداكثر 4/5 درصد ساليانه براي بنزين در نظر گرفته شده بود. سرنوشت اين ماده بسيار مهم در متن لايحه پيشنهادي در ماههاي پاياني مجلس پنجم كه فضا و تركيبي مشابه مجلس هفتم داشت، سرنوشت نگران كننده اي بود چرا كه از اساس ماده 5 لايحه حذف گرديد و جايگزين آن ماده 5 قانون برنامه سوم توسعه قرار گرفت كه مقرر مي كرد ساليانه حداكثر 10% به قيمت فرآورده ها و بنزين اضافه شود، ميزان افزايشي كه از همان ابتدا قابل پيش بيني بود كه از درصد رشد تورم ساليانه كمتر است و به تعبيري قيمت ها را در ماهيت امر كاهش مي دهد.
در محور دوم با تاكيد بر خصوصس سازي وتوسعه بخش خصوصي در صنايع پايين دستي نفت و پالايشگاه ها، در لايحه برنامه سوم توسعه، ساخت و توسعه پالايشگاه ها صرفاً توسط بخش خصوصي ديده شده بود و چون ساخت و توسعه هر پالايشگاه جديد، حدوداً 4 الي 5 سال طول مي كشد، چنين در نظر گرفته شده بود كه با توجه به غير يارانه اي شدن فرآورده ها و بنزين در پايان برنامه سوم، پالايشگاهي كه در ظرف زماني برنامه سوم ساخت آن به پايان مي رسد محصولات خود را بدون يارانه خواهد فروخت، و اين يكي از عوامل مهم انگيزه مند نمودن ساخت پالايشگاه توسط بخش خصوصي در لايحه به حساب آمده بود كه با حذف ماده 5 هدفمند نمودن يارانه ها، عملاً يكي از ستون هاي اصلي ايجاد انگيزه سرمايه گذاري در اين مورد فرو ريخت، به اين بحث به صورت گسترده تر در جاي ديگر در دنباله موضوع خواهم پرداخت.
البته حذف ماده 5 لايحه برنامه سوم توسعه عواقب ناگوار و بزرگ تري را نيز در عمل به وجود آورد، كه از ميان آنها مي توان به بيش از دو برابر شدن رشد مصرف بنزين نسبت به برنامه مصوب مجلس پنجم در طول برنامه به ويژه در سال هاي پاياني برنامه سوم، و افزايش بيش از برنامه توليد خودروهاي داخلي و وارد شدن آنها به چرخه حمل و نقل اشاره كرد. به طوري كه از 7 ميليون خودروي بنزين سوز در ابتداي سال 1384 حدود نيمي از آن در طول برنامه سوم و به ويژه در سال هاي پاياني برنامه به چرخه حمل و نقل اضافه شد خودروهايي نوعاً با فن آوري قديمي كه تحت چرخه انحصار و تعرفه بسيار بالاي خودروهاي وارداتي و سياست خودروگران و سوخت ارزان در داخل توليد مي شدند (سياست موجود در خودروسازان كشورهاي صنعتي، توليد خودرو كيفي و ارزان، با سوخت گران است). همچنين نبودن قانونمندي تكليفي و موثر براي از رده خارج كردن خودروهاي فرسوده و گسترش حمل و نقل عمومي و وضعيت بسيار ناهنجار ترافيكي و آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از آن بويژه در شهرهاي بزرگ وافزايش بي رويه مصرف و هم به دليل افزايش شديد قيمت بنزين هاي وارداتي مخصوصاً با شروع افزايش قيمت نفت خام از نيمه دوم سال هاي اجرايي برنامه سوم از آثار آن است.
سابقه دو در بحث قيمت گذاري حامل هاي انرژي و بنزين به سال 1382 بر مي گردد. در اين سال سازمان مديريت و برنامه ريزي لايحه برنامه چهارم توسعه را تنظيم نمود و از تصويب دولت گذراند، به طوري كه با توجه به:
1. وضعيت موجود در مصرف بي رويه بنزين و فرآورده ها و آينده آن.
2. يارانه هاي سنگين روي نفت خام مصرفي كه سرمايه و دارايي بين نسلي است.
3. بي عدالتي گسترده موجود در توزيع آن بين دهك هاي درآمدي.
4. هزينه هاي سنگين روي واردات بنزين وديگر فرآورده هاي وارداتي.
5. ضرورت رشد انگيزه در استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي.
6. ضرورت ايجاد انگيزه در خودروسازان براي اصلاح وضعيت خودروهاي توليد داخلي.
7. تكيه به تجربه موفق سال 1381 در حذف يارانه فرآورده هاي ويژه كه باعث افزايش درآمد دولت جهت سرمايه گذاريهاي توسعه اي و حذف قاچاق گسترده اين فرآورده ها گرديد و ناشي از اجراي ماده (71) قانون تنظيم روابطمالي مصوب بهمن 1380 مجلس شوراي اسلامي بود.
پيشنهاد اصلاح قيمتها براي بنزين و تعدادي ديگر از حامل هاي انرژي در متن ماده (4) لايحه پيشنهادي برنامه چهارم توسعه ديده شد. در اين ماده چنين در نظر گرفته شده بود كه از ابتداي سال 1384 و شروع برنامه چهارم، بنزين و تعدادي ديگر از فرآورده ها بدون يارانه عرضه گردد. لايحه برنامه چهارم و ماده (4) آن از تصويب مجلس ششم هم گذشت و دولت وقت مصمم به اجراي آن از ابتداي سال 1384 ودر زمان حضور خود بود. با شروع كار مجلس هفتم و در همان ماه هاي اول آغاز كار آن يكي از اقدامات مجلس هفتم حذف ماده (4) فوق الذكر از قانون برنامه چهارم توسعه و تصويب قانون موسوم به قانون تثبيت قيمت ها به جاي آن مي باشد كه از آثار وخيم آن مي توان به رشد سرسام آور مصرف فرآورده ها و بنزين در سال هاي 1384 و 1385 و باز هم تكيه به راه حل نادرست واردات براي جبران مصرف داخلي در اين سال ها و نيز ايجاد تفاوت قيمت مجدد و شديد بين قيمت داخلي و منطقه اي فرآورده هاي نفتي و رانت هاي به وجود آمده در اين مورد اشاره كرد.
همزمان با بحث تصويب قانون تثبيت قيمت ها، كار در مجلس هفتم تا به اين جا پيش رفت كه بعضي از نمايندگان محترم بحث قيمت تمام شده بنزين در حدود 35 تومان را مطرح كردند ودر جامعه انعكاس وسيعي داشت و مدتي گذشت تا گرد و غبارها زدوده شد و در جامعه تقريباً همه متوجه شدند كه اين عدد اشتباه است و در توليد و محاسبه قيمت تمام شده بنزين، قيمت نفت خام ورودي پالايشگاه ها صفر در نظر گرفته شده است كه با احتساب قيمت واقعي براي آن، قيمت تمام شده در آن زمان بيش از ده برابر نسبت به 35 تومان بالاتر مي بود كه البته دلايل طرح چنين مباحثي در آن زمان واضح و روشن بود.
اگر به تجربيات موجود در كشورهاي مختلف جهان در مورد مديريت مصرف بنگريم وتجربياتي كه در دهه اخير به ويژه در طول برنامه سوم و دو سال اول برنامه چهارم در مورد مصرف بي رويه انرژي و بنزين در كشور ما گذشت، دلسوزانه و منصفانه و عدالت خواهانه و با تكيه به منافع ملي بنگريم هيچ انسان منصفي نمي تواند تلخي تاثير حذف ماده (5) قانون برنامه سوم در مجلس پنجم و حذف ماده (4) قانون برنامه چهارم و جايگزيني قانون موسوم به تثبيت نرخ ها در مجلس هفتم را در مصرف سرسام آور و بي رويه انرژي و بنزين در كشور ناديده بگيرد و شيريني حفظ منافع ملي و جلوگيري از رانت خواري گسترده در عمل را كه پس از تصويب ماده (71) قانون تنظيم روابط مالي در سال 1380 و حذف يارانه فرآورده هاي ويژهنظير قير و روغن موتور و جلوگيري ا ز قاچاق فراگير آن كه با حمايت دولت و مجلس اصلاح طلي اتفاق افتاد و صدها ميليارد تومان ثروت كشور به جاي درآمد رانت خواران به خزانه كشور بازگردانده شد را فراموش كند. شيريني جلوگيري از رانت خواري كه به تحسين رسمي و تقدير گسترده سازمان بازرسي كل كشور در عملكرد ماده (7) قانون تنظيم روابط مالي، از دست اندركاران اجرايي آن منجر گرديد.
2. ساخت و توسعه و اصلاحات پالايشگاهي
براي باز شدن و ارزيابي حقايق در اين زمينه نيز به تاريخچه موضوع، نگاهي اجمالي مي اندازيم. در سال 1358 ظرفيت پالايشگاه هاي كشور حدود 800 هزار بشكه در روز وميزان توليد در 7 پالايشگاه در حال كار روزانه حدود 110 ميليون ليتر در روز بود. در سال 1362 كار طراحي پالايشگاه اراك در شركت ملي نفت ايران آغاز گرديد و شروع كار اجرايي و طراحي تفضيلي آن دچار وقفه شد تا اينكه در سال 1367 تكميل طراحي و عمليات اجرايي آن توسط شركت پيمانكار خارجي مجدداً آغاز و در سال 1371 با ظرفيت 150 هزار بشكه در روز به بهره برداري رسيد.
همچنين در سال 1368 كار طراحي و تداركات پالايشگاه بندرعباس با كار مشترك پيمانكاران خارجي و داخلي آغاز و عمليات اجرايي آن نيز در سال 1371 آغاز گرديد كه مرحله اول آن ( با نيمي از ظرفيت توليد و حدود يك صد هزار بشكه در روز) در سال 1376 به بهره برداري رسيد و بقيه مراحل شامل 16 واحد از جمله ديگر واحدهاي تقطير و واحدهاي بنزين سازي، آيزوماكس، توليد هيدروژه و غيره به تدريج ظرف 3 سال به توليد رسد و نهايتا در سال 1379 و در شروع برنامه سوم توسعه در بهره برداري كامل قرار گرفت. همچنين از سال 1358 به تدريج ظرفيت پالايشگاه هاي 7 گانه قبلي اصلاح و افزايش يافت به طوري كه در سال 1376 ميزان ظرفيت پالايشگاه ها با احتساب ظرفيت هاي جديد تا آن زمان به ميزان حدود 1450 هزار بشكه در روز با توليد روزانه حدود 200 ميليون ليتر فرآورده بالغ گرديد، همان طور كه قلا عنوان شد در قانون برنامه سوم توسعه، ساخت و توسعه پالايشگاه توسط بخش خصوصي در نظر گرفته شده بود و وزارت نفت ظرف 3 سال اول برنامه سوم حدود 20 موافقت اصولي ساخت پالايشگاه توسط بخش خصوصي صادر كرد ليكن هيچكدام به مرحله عمل نرسيد كه يكي از دلايل بارز آن در كشور ما حذف اده (5) لايحه برنامه توسعه و يارانه اي ماندن فرآورده هاي توليدي آن ها بود البته يك دليل عمده ديگر آن پايين بودن قيمت نفت خام در آن سال ها بود كه باعث مي شد نرخ بازگشت سرمايه گذاري احداث پالايشگاه توسط بخش خصوصي را كم و حداكثر در حد سود سپرده گذاري بانكي قرار دهد و براي سرمايه گذاران بخش خصوصي صرف نداشت كه در اين كار سرمايه گذاري كنند اتفاق مشابهي كه در اكثر نقاط جهان اتفاق افتاد وعملاً 8-7 سال و تقريبا تا سال 1382 سرمايه گذاري قابل ملاحظه اي در افزايش ظرفيت پالايشگاهي در نقاط مختلف جهان صورت نگرفت و در آن سال ها افزايش ظرفيت و سرمايه گذاري احداث پالايشگاهي در دنيا به ركود در آمده بود.
همان طور كه گفته شد به دليل قيمت پايين فرآورده ها و بنزين در سال هاي برنامه سوم و مهيا نبودن امكاتات سرويس دهي مناسب وسايل حمل ونق عمومي و مصرف بالاي خودروهاي توليدي داخل كشور و سيل گسترده و خارج از برنامه ورود خودروهاي جديد توليد داخلي به چرخه حمل و نقل و خارج نشدن خودروهاي فرسوده از اين چرخه، رشد وحشتناك و استثنايي مصرف فرآورده ها و بنزين در طول برنامه سوم و بعد از آن را شاهد بوديم، در همان سال هاي اول برنامه سوم با هويدا شدن رشد شديد مصرف، در استمرار فعاليت هاي اصلاح ظرفيت و كيفيت توليد پالايشگاه هاي موجود و در حد بودجه هاي محدود تخصيصي و مصوب داخلي از ناحيه شركت ملي نفت ايران، اين فعاليت ها شتاب بيشتري گرفت كه يكي از مهمترين ثمرات آن در همان سال اول برنامه سوم ظهور يافت و منجر به ارتقاء كيفيت بنزين توليدي و حذف آلاينده سرب از بنزين گرديد وعملاً به طور گسترده بنزين با دو اكتان متفاوت عرضه گرديد. اين حركت زمينه اصلي و مناسب را براي اصلاح كيفيت و كم كردن مصرف خودروهاي جديد توليد داخلي فراهم ميكرد كه از اين اقدام، خودروسازان استفاده مناسب و به موقع ننمودند.
گام هاي بعدي در نوسازي و اصلاح ظرفيت در بخش گسترده اي از پالايشگاه آبادان و احداث و بهره برداري از واحد جديد توليد بنزين در پالايشگاه لاوان، و فاز 1 اصلاح كيفيت در پالايشگاه هاي تهران و تبريز (در قالب طرح سوآپ) و اصلاحاتي در پالايشگاه هاي اصفهان و بندرعباس بود كه همگي در طول برنامه سوم اجرا و به بهره برداري رسيدند، حاصل اين اقدامات در آن سال ها كاهش روزانه 15 ميليون ليتر از نفت كوره توليدي و متناسباً افزايش 6 ميليون ليتر توليد روزانه بنزين و 9 ميليون ليتر توليد روزانه نفت و گاز و يك ميليون ليتر گاز مايع بود.
گام ديگري كه در برنامه سوم برداشته شد كار طراحي اصلاحات بعدي در پالايشگاه هاي آبادان، تهران، تبريز، اراك، اصفهان، شيراز، بندرعباس، لاوان و كرمانشاه بود كه براي اين كار قريب به 30 شركت برجسته مشاور خارجي و داخلي به خدمت گرفته شدند و اين كاري حساس و وقت گير و سنگين بود كه انجام گرفت و در مورد پالايشگاه هاي اراك، اصفهان، تبريز، تهران، آبادان، بندرعباس و لاوان به پايان رفت و با كسب مجوز قانوني از مجلس ششم در قوانين بودجه سال هاي 1383 و 1384 مرحله بعدي يعني برقراري مناقصه اجرايي آغاز گرديد كه نتايج اين مناقصه ها در سال هاي 1384 و 1385 منجر به عقد قراردادهاي اجرايي گرديد. گام بعدي كه از سال 1381 آغاز شد كار طراحي افزايش ظرفيت پالايشگاه بندرعباس و مناقصه و قرارداد اجرايي و اقدامات اجرايي آن بود كه تا سال 1384 حدود 50% پيشرفت اجرايي داشت و در آينده نزديكي به بهره برداري مي رسد.
گام ديگري كه در برنامه سوم برداشته شد طراحي احداث پالايشگاه ميعانات گازي بود كه توسط وزارت نفت به بخش خصوصي واگذار شد و به دليل عدم اقدام بخش خصوصي، در اواخر سال 1383 بر اساس مجوز اخذ شده از مجلس ششم در قانون بودجه 1384، توسط شركت و پخش دنبال گرديد و پس از طراحي پايه در سال 1385 كار طراحي تفصيلي و شروع كار اجرايي آن نيز آغاز شد.
گام ديگر در برنامه سوم شروع طراحي پالايشگاه هاي نفت خيلي سنگين در آبادان و بندرعباس بود. حاصل اين حركت ها منجر به تثبيت برنامه براي سرمايه گذاري افزايش ظرفيت پالايشگاهي از 6/1 ميليون بشكه به 7/2 ميليون بشكه در روز و توليد فرآورده هاي اصلي از 220 ميليون ليتر در روز به 375 ميليون ليتر در روز و در مورد بنزين در حد 34% آن به ميزان 130 ميليون ليتر در روز مي گردد.
پشتوانه اين حركت ماده (4) لايحه برنامه چهارم توسعه بود كه قيمت بعضي فرآورده ها و بنزين را از سال 1384 بدون يارانه مي كرد و اين سرمايه گذاري ها را منطقي مي نمود. چرا كه نفت خام دارايي بين نسلي است و بايد وقتي توليد و فرآورش مي شود توليد ارزش افزوده نموده و درآمد آن صرف توسعه زير بناهاي كشور گردد نه آن كه در هوا با مصرف بي رويه و قيمت فوق العاده ارزان بسوزد، كه راجع به سرنوشت ماده (4) نيز در بحث قيمتها سخن رفت و اصلاح مجدد آن يك نياز بسيار مهم و ضروري به ويژه با توجه به لزوم نتيجه بخش شدن سرمايه گذاري هاي فوق الذكر است.
نكته اي كه معمولاً در بعضي بحث ها از آن غفلت ميگردد اين است كه احداث هر پالايشگاه جديد از ميزان صادرات نفت خام مي كاهد، هر پالايشگاه نفت خام با ظرفيت روزانه 200 هزار بشكه اي با فن آوري روز حدود 10 ميليون ليتر در روز بنزين توليد مي كند و بقيه فرآورده هاي آن عمدتاً نفت گاز و نفت سفيد و نفت كوره است كه از اين فرآورده ها فقط بنزين و گازوييل قيمت بالاتر از نفت خام دارند قيمت نفت خام ورودي به چنين پالايشگاهي با قميت هر بشكه حدود 60 دلار، ساليانه به ميزان 5/4 ميليارد دلار مي باشد و به همين ميزان ساليانه از درآمد صادرات نفت خام كشور كسر مي نمايد.
بنابراين اگر مصرف بنزين قبل از سهميه بندي را طبق برنامه حدود روزانه 82 ميليون ليتر در روز در سال 1386 در نظر بگيريم، حدود 40 ميليون ليتر در روز كسري نسبت به ميزان توليد كنوني به وجود مي آورد كه از چهار پالايشگاه 200 هزار بشكه اي با سرمايه گذاري 12 ميليارد دلاري به دست مي آيد و ساليانه نيز با كم شدن 800 هزار بشكه از صادرات روزانه نفت خام، حدود 18 ميليارد دلار از درآمد ساليانه صادرات نفت خام كشور مي كاهد. اين امر نشان مي دهد چقدر در كشور ما مديريت مصرف بهينه بنزين و ديگر فرآورده ها و اصلاح قيمت آن ضرورت اساسي دارد تا نهايتاً از مصرف بي رويه جلوگيري گردد.
ساخت پالايشگاه و مراحل بعدي توسعه كمي و كيفي آن ها در دنباله اقدامات گذشته انشاءالله به موقع به نتيجه رسد ولي مصرف و قيمت را بايد اصلاح كرد. بدون حل مساله مصرف و قيمت و صرفاً تاكيد بر توليد بيش تر و عرضه بيش تر درد مديريت بيمار انرژي كشور چاره نمي گردد. كما اين كه يكي از اقدامات بزرگ و مهم در برنامه دوم و برنامه سوم كه در تمام طول سال هاي برنامه پيگيري شد بحث جايگزيني گاز مصرفي در كشور به جاي فرآورده هايي نظير گازوئيل و نفت سفيد و نفت كوره بود كه حتي كشور را در سال هاي آخر برنام دوم و سال هاي ابتدايي برنامه سوم به صادركننده مهم اين سه فرآورده تبديل كرد. ليكن مصرف بي رويه كار را به جايي رسانده است كه با وجود افزايش توليد گازوئيل در برنام سوم، مجدداً در سال هاي 1384 و 1385 با وجود صادرات گازوئيل در سال هاي قبل از آن واردات گازوئيل صورت گيرد.
3. سهيمه بندي بنزين
بحث مهم ديگري كه لازم است مسئولانه و به طور منصفانه از آن غبار زدايي گردد بحث سهميه بندي بنزين است. اين امر ايجاب مي نمايد تاريخچه شروع و ابعاد و عمق آن بازخواني و ارزيابي گردد.
در حين مذاكرات تدوين قانون بودجه سال 1383 در مجلس كه در آخرين روزهاي سال 1382 از تصويب مجلس ششم گذشت، اولين بار در متن پيشنهادات مطروحه نمايندگان محترم در صحن علني بحث كنترل عرضه و مصرف بنزين به وسيله كارت هوشمند سوخت مطرح و به تصويب رسيد و در متن قانون بودجه 1383 آمد و دولت و وزارت نفت و شركت ملي و پالايش و پخش با نظر تاييد و مثبت از ابتداي سال 1383، مقدمات مربوط به اجرايي شدن آن را آغاز كردند.
گرچه ايجاد محدوديت هاي ناشي از آن ضعف و تهديد و زمينه فساد تلقي ميگردد و ايجاد محدوديت جز براي شرايط اضطرار و در دوران محدود قابل گذر معنا نداشت و ندارد ليكن عمده دلايل مثبت در اين مورد د رآن زمان به شرح زير بود تا بر اين اساس به توان در دوره محدود و به دليل اضطرار آن را اجرا و اين دوره محدود را با كفايت مديريت كرد و آن را به يك فرصت تبديل نمود:
1. از سهميه بندي مي توان و بايد به عنوان فرصتي براي كنترل مصرف و اصلاح و تعديل قيمت و حذف تدريجي يارانه ها در يك دوره گذرا و محدود زماني استفاده كرد. ميزان يارانه هاي انرژي در سال جاري حدود 67 ميليارد دلار تخمين زده مي شود كه حدود 15 ميليارد آن يارانه بنزين و 18 ميليارد دلار يارانه گازوئيل است. مطابق آمار ترازنامه انرژي سهم دهك دهم از يارانه بنزين 7/32 درصد و سهم دهك يكم 3/1 درصد است و سهم بقيه دهك ها بين اين دو قرار دارند و بيش ترين سهم مربوط به دهك هاي هشتم به بالاست به طوري كه روي هم بالغ بر 50% از كل يارانه فوق الذكر بنزين نصب دهك هاي نهم و دهم مي گردد.
همچنين سهم دهك هم از ياراه گازوئيل 7/34 درصد و سهم دهك يكم 5% درصد است و عين وضعيت بنزين در مورد گازوئيل ميباشد به طوري كه بر روي هم بالغ بر 60% از كل يارانه فوق الذكر گازوئيل نيز نصيب دهك هاي نهم و دهم مي شود. و در مجموع توزيع يارانه هاي انرژي تلخ ترين و بدترين عرصه و نمود بي عدالتي اقتصادي و اجتماعي در جامعه است.
ضمن اينكه فوق العاده ارزان بودن حامل هاي مختلف انرژي انگيزه هاي لازم براي بهينه سازي مصرف و جلوگيري از مصرف بي رويه و رشد سرسام آور مصرف انرژي و زمينه اصلاح و جايگزيني سيستم هاي مصرف كننده انرژي را بسيار كند مي كند و اين تهديد بسيار عظيمي براي اقتصاد كشور ما است، و باعث تلف دارايي هاي ملي و بين نسلي مي گردد كه ما به هيچ وجه حق چنين كاري را نداريم. تحليل نادرستي است اگر گفته شود صرف سهميه بندي ايجاد عدالت نموده است، چون اصل بي عدالتي در توزيع يارانه ها بين دهك هاي درآمدي است كه سهميه بندي ناقص چاره اين بيماري بزرگ اقتصاد كشور نيست و همچنان در عمل به دارندگان امكانات بيش تر مصرف كننده انرژي سهم سنگين تر يارانه ها تعلق مي گيرد. حذف تدريجي يارانه ها همواره با مقاومت هاي شديدي در سطح تصميم گيري مواجه بوده است كه نمونه هاي آن قبلاً اشاره شد.
2. از سهميه بندي مي توان و بايد به عنوان فرصتي براي گسترش كمي و كيفي ناوگان حمل و نقل عمومي و توسعه رفاه اجتماعي از اين طريق بهره گرفت.
3. از سهميه بندي مي توان و بايد به عنوان فرصتي براي اصلاح جدي كيفيت خودروهاي توليد داخلي و كاهش شديد مصرف سوخت در آن ها بهره برداري كرد. موضوعي كه خودروسازي كشور در پرتو انحصار و تعرفه هاي سنگين وارداتي و سوخت ارازن و نياز شديد بخش هاي قابل ملاحظه ا ي از جامعه به خودرو به دليل ضعف شديد ناوگان حمل و نقل عمومي، مطلقاً به طور جدي به آن نپرداخته و تحت شرايط محكم به وجود آمده براي خودروسازان، توليدات خود را در حجم بسيار و قيمت گران به بازار عرضه و به فروش مي رسانند. ضمناً به دليل شرايط مناسب مذكور براي خودروسازان، تمركز اصلي را بر توليد به موقع و انبوه وسايل حمل ونقل عمومي متمركز ننمودند.
4. از سهميه بندي مي توان و بايد به عنوان فرصتي براي اصلاح شتاب كند گاز سوز شدن (CNG) خودروها استفاده كرد.
5. از سهميه بندي مي توان و بايد به عنوان فرصتي براي جلوگيري از قاچاق بنزين كه توسط مسئولين انتظامي و امنيتي حدود يك تا يك و نيم ميليون ليتر در روز تخمين زده شد استفاده كرد.
البته فرصت ها و دلايل مثبت ديگري را هم مي توان بر شمرد و در نظر گرفت كه ابلاغ سند چشم انداز ضرورت هاي اصلاح ساختار اقتصاد كشور، دلايل فوق الذكر را شديداً ارتقا داد چون شرايط بيمار كنوني قابل اتكاء و دوام از منظر سند چشم انداز و سياست هاي ابلاغي اصل 44 نيست.
با اين دلايل كار تهيه مقدمات و شروع اقدامات براي برقراري كارت هوشمند سوخت به طور جدي از ابتداي سال 83 آغاز شد. ظرف حداكثر سه ماه طراحي اوليه مدل اجرا انجام شد و سپس اين مدل به مناقصه گذاشته شد و ظرف حداكثر سه ماه پس از شروع برگزاري مناقصه و اجراي ضوابط آن، شركت برنده و پيمانكار اجرايي كه يكي از شركت هاي تحت پوشش وزارت فن آوري اطلاعات بوده انتخاب شد و چون در متن قانون، ميزان بودجه آن پيش بيني نشده بود، در زمان محدودي بودجه آن نيز با مشكلات ويژه خود تعيين تكليف شد و از اواخر سه ماهه سوم سال 1383 پيمانكار اجرايي كار طراحي تفصيلي و سپس خريد حجم گسترده كامپيوترها و سخت افزارهاي آن را آغاز نمود.
قرارداد يكساله بود و نهايتاً به دليل مشكلاتي كه درعمل به وجود آمده است به 5/2 سال كشيد و در خرداد 1386 به بهره برداري رسيد و هنوز بخش هايي از آن در حال رفع عيب و مشكلات است بنابراين دوره محدودي از كار پيمانكار در دولت قبلي انجام و بقيه در دولت فعلي انجام شد. در طراحي اوليه مدل اجرا و تنظيم ظرفيت هاي نرم افزاري و سخت افزاري اين سيستم چنين در نظر گرفته شده بود كه از كارت استفاده هاي زير در عمل صورت گيرد:
1. كنترل مصرف و اعمال روش هاي پلكاني و تصاعدي و مشابه در قيمت هر يك از حدهاي مصرف
2. گردآوري اطلاعات مصرف به صورت ريز و در اجزاء
3. همچنين بكارگيري كارت به عنوان كارت اعتباري بانك براي پرداخت از طريق كارت به جاي پول نقد كه درحال حاضر پرداخت نقدي مشكلات عديده اي دارد.
متاسفانه بعضي در دولت نهم تا مدت هاي طولاني به كارت هوشمند سوخت با ديده منفي نگاه ميكردند و اگر تاكيد صحيح قانون بودجه سال 1386 و پافشاري در مجلس هفتم نبود شايد به اين زودي عملي نمي شد و يا پروژه به كناري گذاشته مي شد. حتي شاهد بوديم دولت در انتهاي فروردين سال جاري در پايان مهلت قانوني نه سهيمه ها را اعلام كرد و نه نرخ آزاد را و اين ريشه در ترديدها تا قبل از خرداد ماه داشت و همچنان دارد، و نحوه اقدام و اجرا را هم در عمل شاهد هستيم. در صورتي كه اگر به دلايل و انگيزه هاي اوليه تكيه مي شد مي بايستي با قاطعيت و در يك دوره محدود و اضطرار سهميه بندي با استفاده از كارت هوشمند سوخت را به مورد اجرا گذاشت و آن را در خدمت تحقق انديشه هاي اوليه قرار داد كه از مهمترين آن ها كنترل مصرف و اصلاح قيمت و اصلاح كيفيت خودروها و اصلاح حمل ونقل عمومي است.
در مورد تعيين قيمت تصاعدي و پلكاني براساس حد مصرف، در شرايط كنوني حتماً بايد در تعيين سقف نهايي به قيمت مشابه آنچه در كشورهاي همسايه و منطقه ميگذرد انديشيد و به هيچ وجه نبايد براي مصرف اضافه تر از توليد داخلي، اضافه بر امكانات قانوني، مطلقاً هزينه ديگري به دولت تحميل گردد. و اين شيوه را به تدريج و هدفمند ارتقاء داد.
استمرار روش ناقص كنوني در سهميه بندي و افزايش سهميه هاي بخشي و موردي، قطعاً و مطمئتاً اثرات مثبت سهميه بندي روي ترافيك را در فقدان حمل ونقل عمومي قابل اتكاء از بين مي برد. البته براي كم كردن نارضايتي عمومي و جا افتادن و فعال شدن امر سهميه بندي كار خوب و درستي كه دولت انجام داد اعلام سهميه 4 ماهه و بعد 6 ماهه بود ليكن به دليل محدوديت بودجه وارادات و اتمام سهميه هاي چند ماهه ابلاغي در ميانه راه، ادامه اين وضعيت به شكل كنوني قابل دوام نيست و حتماً مي بايستي طبق قانون، قيمت تصاعدي و پلكاني آزاد را به شرحي كه گذشت و طبق قول اوليه مسئولين دولت و مجلس در زمان شروع سهميه بندي به مورد اجرا گذاشت.
شيريني همراهي نهايي دولت و مجلس در سهميه بندي موقعي موثر است كه همه مفروضات به درستي به كار گرفته شود و گرنه مجلس مجبور مي شود پس از آن كه يك بار به دليل واقعيات ها اجباراً در مورد قيمت بنزين از قانون تثبيت نرخ ها كه خود گذرانده بود عدول كرد، مجدداً براي بار ديگر تن به افزايش بودجه واردات بيش تر بنزين دهد كه اين تصميم قطعاً نيز خلاص به اين شيريني و تبديل آن به شرنگي تلخ است كه در آن صورت معلوم نيست با چه دلايل وتوضيح به مردم آن را فروكش خواهند نمود.
بد نيست در اين جا به نكته اي عبرت آموز اشاره شود كه يادآوري آن خالي از نتيجه گيري مناسب نيست. در سال 1383 و تقريبا هم زمان با تصويب و ابلاغ قانون بودجه سال 1383 و سهميه بندي بنزين توسط كارت هوشمند، امكان موازي آن بر اساس مجوز و صلاحديد زماني و به دليل زمان بر بودن پروژه برقراري كارت هوشتمد و تا آماده شدن آن فراهم گرديد و آن چاپ تعداد مورد نياز كاربرگ (كوپن) براي مصرف در دوره محدود سهميه بندي كوپن بود.
اين موضوع لازم است از نظر فني و عملياتي تاكيد شود كه نظام فني برقراري كارت هوشمند كه خود يك كوپن شيك ديجيتالي است قابليت هاي گسترده و بسيار قابل اعتمادتر از كاربرگ (كوپن) دارد و لي مواقع نياز مي توان از آن به عنوان يك ابزار و امكان استفاده كرد كما اينكه در توزيع خيلي از ارزاق در كشور از اين امكان استفاده مي شد. در زماني كه كار چاپ آن در چاپخانه بانك ملي روزهاي پاياني خود را مي گذارند حسب اتفاق تعدادي از رسانه ه اي كشور بازديدي از عملكرد چاپ اسكناس در چاپ خانه مذكور داشتند كه با چاپ كوپن بنزين نيز مواجه شدند و از فرداي آن روز تعدادي از جرايدي كه امروز به شدت از سهميه بندي به شكل كنوني و با همين وضع موجود حمايت و دفاع مي كنند، به علني كردن چاپ كوپن در اين چاپ خانه و مقابله با تز سهميه بندي پرداختند و استدلال آن ها اين بود كه اين امر محدوديت براي مردم ايجاد ميكند و مطلقاً صحيح نيست و اينكه چرا اصلاً اين كار انجام شده است و چرا سهميه بندي، و آن را به عنوان ابزاري تبليغاتي بر عليه دول خاتمي و وزارت نفت قرار دادند كه مقايسه آن رفتار با مواضع امروزشان بسي عبرت آموز است.
در هر صورت با ذكر آن چه بر سه مقوله تشريحي اين مجموعه گذشت انتظار بر اين است كه همه دلسوزان و علاقه مندان به نظام و منافع ملي و تمام جريانات سياسي و نهادهاي اجرايي و مردمي و دولت و مجلس با تعمق بيشتري روي بحث مديريت انرژي و مديريت مصرف و ضرورت هاي تاريخي آن بياديشند و به سهميه بندي بنزين با ابعاد همه جانبه و فلسفه اوليه آن، آن هم براي دوره اي محدود و گذرا و اضطرار به عنوان يك فرصت بنگرند.
و از دولت نيز انتظار مي رود از به كار گيري فقط يك جزء آن و معطل گداشتن ديگر ابعاد پيوسته قانوني آن و عملكرد ناقص كه باعث شكست اين طرح خواهد شد جداً بپرهيزد و اين را قطعاً بدانيم كه ناقص اجرا كردن و شكست آن باعث تاخير بيش از بيش در مديريت مصرف و فرصت سوزي بزرگ تاريخي خواهد شد. البته مجلس و دولت مي بايستي به اين امر ا ساسي واقف باشند كه راه حل هاي مديريت مصرف، گسترده و اساسي و همه جانبه است و از درون اقتصاد توسعه گرا و عدالت محور ميگذرد و براي جامعه اي آگاه، آزادي خواه و عدالت طلب با اطلاع رساني و مديريت و حكمراني خوب و راه گشا برقراري آن بسي سهل و آسان است. البته عمده ترين مشكل در متن اقتصاد بيمار ما مديريت مصرف انرژي است كه راه حل هاي بنيادي آن اساساً نرم افزاري و در تدبير اصلاح صحيح اقتصاد كشور بوده و صرفاً سخت افزاري نيست.
كشوري مثل آلمان 90 ميليون ليتر مصرف بنزين دارد و تعداد خودروهاي بنزين سوز آن حدود 8 برابر كشور ماست و مردم آن شاهد ترافيك و غيره مساله آفرين در آن كشور نيستند و مردم كمتر از خودروهاي شخصي خود براي تردد استفاده ميكنند و رضايت و رفاه در حمل ونقل عمومي جاي استفاده از خودروهاي شخصي در بسياري از موارد را بدين منظور گرفته است. مديريت مصرف در بنزين، گازوئيل، گاز و برق راه حل هاي اقتصاد عامه پسند ندارد و سهميه بندي ناقص و قيمت پايين فرآورده ها و استمرار يارانه، بحران انرژي و بيماري هاي اقتصاد را مرتباً تشديد مي كند.
حكمراني معتقدانه و خوب منوط به تامين منافع عموم و ملي و تاريخي و ايجاد اعتماد از اين طريف در افزايش سرمايه هاي اجتماعي است نه رضايت محدود و مقطعي و زودگذر و ظاهر پسند وعاميانه كه مرتباً سرمايه هاي اجتماعي را كاهش داده و از دست مي دهد.
منبع: نوروز
