انتخابات و باز هم انتخابات
فربد طلايي farbodtalaee@gmail.com - شنبه 26 آبان 1386 [2007.11.17]

اين روزها بحث ها و گفت گوهاي سياسي مي رود تا بيشتر حول محور انتخابات مجلس متمرکز شود. سياست سازان و سياست بازان، ماهرانه در تشريح اين رفتار دموکراتيک کنکاش مي کنند.به هر حال الزام تشويق به رفتار دموکراتيک و مدرن، وظيفه روشنفکران و پيشگامان جامعه ايست که به آينده اي روشن نظر دارد، اما تکرار بي نتيجه اين تمرين صواب، الزاماً موجبات پيشرفت را فراهم نمي اورد.
انتخابات پيش رو، در تعريف و مفهوم، دچار همان گرفتارهايي است که انتخابات پيشين دچار آنها بوده اند. انتخاب آزاد کانديداي مورد نظر مردم، متاسفانه در چارچوب سليقه بسيار محدود اعضاي شوراي نگهبان گرفتار آمده است و اين محدوديت، فضاي ويژه اي را براي به قدرت رسيدن مقربين درگاه ولايت مهيا مي سازد.
صاحبان انديشه سياست ساز، در تشريح اين تنگناي پر هزينه چطور مي بايست عمل کنند؟ پذيرفتن شرايط موجود و شرکت در انتخابات، راهگشاي کدام گرفتاري و کدام معضل ارزيابي مي شود؟ حضورحداکثري کدام ديدگاه سياسي در مجلس مي تواند ايران را از خطر تغيير مرزهاي شمالي کشور نجات دهد؟ ضرر چند تريلياردي بخشش سهام نفت درياي مازندران را کدام حزب سياسي مي تواند متوقف کند؟ واقعاً کدام خانواده سياسي موجود در ايران امکان توقف برنامه غني سازي را دارد؟ کدام يک از اين بازيگران سياسي معتقد به قانون اساسي و اصل ولايت فقيه، مي توانند و يا آمادگي آن را دارند که نقد رفتار سياسي و مديريتي سپاه پاسداران و دفتر مقام رهبري و شخص رهبر را در اذهان عمومي به امري ممکن مبدل سازند؟
انتخاباتي که منشاء تغيير نيست و منتخبين آن نيز قرار نيست با اتکا به شعور جمعي شان سياست هاي کلان کشور را تدوين کنند، چرا مي بايست با چنين شور وهيجاني برگزار شود؟ آن هم در شرايطي که تمرين و تکرار اين گزينه دموکراتيک و بسيار مهم، اگر بدون کسب سود و يا امتياز براي مردم استمرار پيدا کند، موجبات سردرگمي، دلسردي،و تمسخر بسياري ازطيف هاي اجتماعي را فراهم مي آورد؛ همانطور که تاکنون شده است.
امروز مشارکت در انتخابات بيشتر به سود حاکميت مي باشد تا منافع ملي، اما بدون شک تامين کننده منافع شخصي نيز هست. ارتباطات شغلي و تحصيلي در کنار کسب موقعيتهاي مالي و اقتصادي مهيا در دستان دولت، حتماً دليل خوبي براي راي دادن و رفع بلاياي محتمل فرداي زندگي است. ضمن آنکه در کنار اين مکانيزم پيچيده و کارآمد نمي توان منکر نقش هواداران حاکميت هم بود.اما سئوال اين است که نظامي که همه افراد را فقط با يک سنگ محک مي زند، مي تواند به انتخابي از جنس ديگر احترام بگذارد يا با توکل به ساحت مقدس باورهايش، بر ماشه اسلحه هميشه آماده اش مي فشارد؟
در حالي که کشور و مردم در زير سايه سرد جنگ ديگري، شب را به صبح مي رسانند، چگونه عده اي همچنان معتقدند، مي توان از تور دانه ريز شوراي نگهبان رهيد و درخيابان فراموشي حافظه ملت، دفتر انتخاباتي جديدي با شعاري عوام پسندانه تر باز کرد و در آرزوي استفاده از ظرفيتهاي موجود در دستگاه مقننه، سکان کشتي را به سويي ديگر کشاند؟ و همه در شرايطي که مي دانيم گره کار در مجلس و دولت نيست و تا مقام رهبري نخواهند، تغيير در هيچ سطحي ممکن و مجاز نخواهد بود.
اي کاش مدعيان طرح حمايت از مشارکت در انتخابات، مي توانستند بپذيرند که مجلس انتصابي نمي تواند منشا خير و برکت باشد حتي اگر "شما" و "ما" منصوب شويم. بايد پذيرفت که اصولاً شکل گيري مجلسي آزاد و متنوع در ساختار غير دموکراتيک و حداقلي امروز ايران ممکن نيست. توده مردم اگر پذيرفته اند تا در انتخابات پي در پي حکومت، شرکت کنند به دلايلي است که آن دلايل با زندگي و مقتضيات روزانه آنها آميخته است،اما همراهي آگاهان و دردمندان اين عرصه براي مشارکتي پر شکوه تر جاي سئوال ندارد؟
حضور اميدوارانه و پر شور خانواده هاي مجاز سياسي درانتخابات مجلس، مجدداً واين بار با شدتي بيش از پيش، با مقابله شوراي نگهبان مواجه خواهد شد و اين تلاش، در بستر عقيم خواهد ماند؛ درست همچون نمونه هاي پيشين خود.شوراي نگهبان، اين سنت فقهي موجود در قانون اساسي هرگز از دستگاه "سياست باز" نظام خارج نخواهد شد که اگر چنين شود، نظام،هويت و ماهيتش تغيير خواهد کرد.
تلاش در تحقق دست يابي به انتخاباتي آزاد، بي ترديد نيازمند واقع نگري، شجاعت وبرنامه ريزي روشنفکران و مطلعين امر است تا مصلحت انديشي و سياست بازي.
