Rooz

گفتگو در پي تنش

نامه "محرمانه" اعتماد ملي به مشارکت؟ - چهارشنبه 23 آبان 1386 [2007.11.14]

سارا اصفهاني

در روزهاي گذشته يک خبرگزاري منتسب به محافظه‌كاران خبري را بر روي تلكس خبري خود منتشر كرد مبني ‏بر اينكه حزب اعتماد ملي نامه محرمانه‌اي را براي جبهه مشاركت و خطاب به دبيركل اين حزب ارسال كرده ‏است. اگرچه در خبر عنوان شده بود که دليل ارسال نامه "تخريب هاي صورت گرفته شده از سوي حزب ‏مشاركت نسبت به اعتماد ملي" بوده است. اما خبرنگار روز كسب اطلاع كرد كه نامه فوق، در پي گيري نامه يك ‏ماه و نيم قبل جبهه مشاركت به مهدي كروبي نوشته شده كه در آن زمان كروبي در مصاحبه مفصلي با خبرگزاري ‏فارس اصلاح طلبان و جبهه اصلاحات را مشتي ورشكسته خطاب كرده بود و در آن انتقادات و بعضا اتهاماتي را ‏متوجه برخي اصلاح طلبان و جمله جبهه مشاركت نموده بود.‏

سابقه اختلافات اعضاي جبهه مشاركت با شخص مهدي كروبي شايد به گذشته‌هاي نه چندان دور بازگردد و شروع ‏آن را مي‌توان در انتخابات مجلس ششم مشاهده كرد، آنجا كه اين حزب در ليست انتخاباتي شهر تهران خود مهدي ‏كروبي را در جايگاه نفر 16 قرار داد و نفر اول تا 15 ليستش را از افراد اختصاصي عضو حزب خود قرار داد.‏
هرچند شايد اين اقدام در آن زمان با واكنشي مواجه نشد اما آغازگر و نشانگر اختلافات فكري و سياسي‌اي بود كه ‏در مجلس ششم هويداتر گرديد.‏

پس از انتخابات بود كه زمزمه‌هايي مبني بر رياست محمدرضا خاتمي نفر اول انتخابات تهران بر مجلس ششم نيز ‏مطرح شد و حتي برخي اعضاي فراكسيون مشاركت بر اين اقدام پافشاري نيز نمودند كه اين امر باعث بروز ‏دلخوري‌هاي بيشتري ميان اين دو طيف گرديد، وليكن در نهايت مشاركت به جهت اينكه مي‌دانست در رقابت درون ‏پارلماني، محافظه‌كاران مجلس ششم در رقابت ميان كروبي و رضا خاتمي جانب كروبي را خواهند گرفت و از ‏اين بابت محمدرضا خاتمي راي نخواهد آورد از اين رقابت براي حفظ صندلي نايب رئيسي مجلس صرف نظر ‏كرد.‏

در جريان چهار سال مجلس ششم نيز اين اختلافات گاهي نهايتا به صورت علني در مجلس خود را هويدا مي‌كرد، ‏در آن زمان جبهه مشاركت در مجلس ششم به عنوان يك حزب سعي مي‌كرد خواسته ها وشعارهايش را در جريان ‏حركتي حزبي و فراكسيون عملي كند و در مقابل نيز مهدي كروبي و تني چند از طرفدارانش در مقابل اين جريان ‏در پاره‌اي مواقع ايستادگي مي‌كردند.‏

از جمله مواردي كه مي‌توان به آن اشاره كرد جريان بررسي قانون مطبوعات بود كه اختلافات اصلاح طلبان ‏داخل مجلس را بيش از پيش هويدا كرد و مهدي كروبي در مقابل اعضاي مشاركتي مجلس ايستاد تا در نهايت ‏قانون مطبوعات را از دستور خارج كند.‏

موارد ديگري نيز از اختلافات اين دور جريان اصلاح طلب قابل ذكر است از جمله مي‌توان به نامه اعتراض آميز ‏اكثريت نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم به رهبر جمهوري اسلامي در اعتراض به اوضاع سياسي كشور و ‏همچنين تحصن اعتراض آميز نمايندگان در اعتراض به رد صلاحيت‌هاي شوراي نگهبان بخاطر انتخابات مجلس ‏هفتم اشاره كرد كه مهدي كروبي مخالف برگزاري اين تحصن به آن شكل و شمايل بود و در نهايت نيز استعفاي ‏دسته جمعي نمايندگان نزديك به فراكسيون مشاركت در مجلس كه مهدي كروبي و هوادارانش آن را تندروانه ‏دانسته و با اين حركت همراهي نكردند.‏

اما اين سابقه همكاري در مجلس ششم تنها زمينه اختلافات اين دو طيف نبود و شايد بتوان گفت كه نقطه اوج اين ‏اختلافات انتخابات رياست جمهوري دوره هشتم بود كه در آن حزب مشاركت حاضر به حمايت از كانديداتوري ‏مهدي كروبي در اين انتخابات نشد و به همراه سازمان مجاهدين انقلاب از مصطفي معين در انتخابات حمايت كرد.‏
در جريان شمارش آراء انتخابات مهدي كروبي در دور اول نفر سوم كشور گرديد و به دور دوم راه نيافت و اين ‏پس از آن بود كه وي به شدت نسبت به مشاركت بدبين‌تر از گذشته گرديد زيرا معتقد بود در صورتيكه اين حزب ‏از وي حمايت مي‌كرد حداقل مي‌توانست در دور دوم رقابت حضور داشته باشد و به جاي احمدي نژاد رئيس ‏جمهور شود و از آن روز بود كه انتقادات علني وي از اين حزب و طرفدارانش و عملكردش شروع شد.‏

پس از انتخابات مهدي كروبي از مجمع روحانيون مبارز به علت آنچه بي‌وفايي برخي دوستان سابقش مي‌خواند ‏جدا شد و اقدام به تشكيل حزب اعتماد ملي نمود و جمعي از هوادارنش در انتخابات رياست جمهوري را به دور ‏خود جمع كرد تا حزبي منطبق با آراي خود تشكيل دهد.‏

مهدي كروبي در دوره جديد فعاليت سياسي‌اش بعنوان ليدر يك حزب اصلاح طلب سعي كرد تا حزبي را براساس ‏خواسته ها خود شكل دهد، كاري كه در مجمع روحانيون مبارز در مقام دبير نمي‌توانست با فراغ بال انجام دهد. ‏اين بار مهدي كروبي و مشاركت در مقام دو حزب با يكديگر به مكالمه در سطح علني پرداختند، اعتماد ملي از يك ‏سو مشاركت و مجاهدين انقلاب را تندرو و فرصت سوز مي‌خواند و از سوي ديگر مشاركت طرح اين مسائل را ‏طرفند جناح مقابل مي‌دانست كه اعتماد ملي در آن گرفتار شده است.شايد تندترين واكنش را در اين ميان محمدرضا ‏خاتمي دبيركل پيشين مشاركت به كروبي نشان داد، وي در پاسخ به اتهام تندروي گفته بود كه "اگر دفاع از مظلوم ‏و حقوق پايمال شده ملت تندروي است، به آن افتخار مي‌كنيم".‏

در چنين شرايطي، برخي ناظران معتقدند نامه نگاري هاي اخير ميان مشارکت و اعتماد ملي احتمالا تلاش براي ‏حل و فصل اختلافات دو جانبه را مد نظر داشته است، اقدامي که احتمالا، چندان مورد پسند رقيب محافظه‌كارشان ‏نخواهد بود.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.