Rooz

گستراندن سفره خشونت در کردستان

علي افشاري - چهارشنبه 23 آبان 1386 [2007.11.14]

aliafshari.jpg

تاييد حکم اعدام عدنان حسن پور، روزنامه نگار و فعال مدني کردستاني وضعيت حقوق بشر در اين استان محروم ‏و حساس را وخيم تر کرد. اين خطر جدي وجود دارد که او نيز چون کيومرث و نادر احمدي در راستاي سياست ‏ارعاب و هراس افکني حاکميت از طناب دار آويخته شود و قرباني مانور قدرت آناني شود که چنگ و دندان نشان ‏دادن به مردم و زدن مهر خاموشي بر لب همگان را چاره حل مشکلات شان مي دانند.‏

اين روزها شهروندان زيادي در کردستان قرباني برخورد هاي امنيتي حکومت گشته اند. افرادي چون محمد ‏صديق کبود وند (فعال حقوق بشري)، آسو کردنسب( روزنامه نگار)، روناک صفار زاده و حنا عبدي (فعال حقوق ‏زنان)، محمود صالحي (فعال کارگري)، کاوه جوانمرد(روزنامه نگار)، هيوا بوتيمار( روزنامه نگار)، اجلال ‏قوامي (روزنامه نگار) و افراد ديگري که حقوق اساسي آنها پايمال شده است.‏

اين افراد را مي توان نماينده نسل جديد کوشش گران کرد دانست که شکل نويني از فعاليت را در اين منطقه پر ‏تنش آغاز کردند. آنها بر خلاف پيشينيان، مشي مدني و آرام را در پيش گرفتند و به صورت مسالمت آميز کار هاي ‏شان را سازمان دادند. ‏

آنان دستيابي به خواسته هاي شهروندان کردستاني را در دوري از خشونت و برخورد هاي قهر آميز جستجو کردند ‏و مي کوشيدند تا از طريق کارهاي رسانه اي و فعاليت هاي مدني در قالب نهاد هاي حقوق بشري و سازمان هاي ‏غير دولتي وضعيت عمومي را در کردستان بهبود بخشند و کاري کنند تا شرايط در اين خطه کهن ايران عادي ‏شود و بدينترتيب گامي مهم در محروميت زدايي از آن برداشته شود.‏

اين نسل همچنين ضمن تاکيد بر دستيابي قوميت کرد به حقوق سلب شده تاريخي خود، پايان دهي به ظلم و ستم ‏ديرين و برخورداري از رفاه ، توسعه و کرامت انساني ، خواسته هاي شان را در چهارچوب جنبش دموکراسي ‏خواهي و رسيدن به ايراني آزاد، آباد و سرافراز دنبال مي کردند. حضور فعال در کنش هاي ملي ، تقويت جامعه ‏مدني نوپاي ايراني و مشارکت در جنبش اصلاحات ، رفع قوانين تبعيض آميز جنسيتي و دفاع از آزادي و عدالت ‏از خصوصيات اصلي اين جريان است.‏

جدايي طلبي، تشکيل کردستان مستقل و تضاد يا قوميت فارس در حرکت آنها جايگاهي نداشته است و به روشني ‏دريافته اند که شکل گيري دموکراسي و حقوق بشر ، توزيع عادلانه قدرت و ثروت بر مبناي شايسته سالاري ‏،برابري فرصت ها ، مطمئن ترين راه براي خاتمه تبعيض هاي قوميتي و مذهبي است که نهايتا رسيدن کردستان ‏به جايگاه شايسته خود را در پي دارد.‏

تجارب طولاني فعاليت سياسي و هزينه ها و مشقت هاي فراواني که مردم کردستان تا کنون پرداخته و تحمل کرده ‏اند، نقش موثري در تحولات اخير در اين استان داشتند. به نحوي که هوشمندي، کار تشکيلاتي و پايبندي به روش ‏هاي مبارزاتي بي خشونت را در اکثر حرکت هاي اعتراضي آنان مي توان مشاهده کرد. اعتصاب هاي کارگري ‏نمونه بسيار خوبي هستند که کارگران ضمن هماهنگي کامل با نمايندگان شان ،رفتار مدني داشتند و از هر نوع ‏خشونت ورزي، آشوب ،برخورد فيزيکي و تخريب ماشين آلات ، تاسيسات و ساختمان هاي اداري خودداري مي ‏کردند.‏

‏ ميزان توسعه يافته گي و سطح کار تشکيلاتي در عمده کارزار هاي اين منطقه در مقايسه با ديگر مناطق غير ‏فارس ايران به نحوي چشمگير بالاتر است. بررسي تطبيقي اتفاقاتي که در استان هاي خوزستان و سيستان رخ ‏داده، به خوبي اين واقعيت را روشن مي سازد. ‏

البته اين قابليت در کل منطقه کردستان يکپارچه نيست و بيشتر در سنندج و ديگر نقاط مرکزي وجود دارد و هر ‏چه از نقاط مرکزي به مرزها نزديک مي شويم اين ويژگي کمرنگ تر مي شود و واکنش هاي اعتراضي بيشتر ‏رنگ و بوي خشونت به خود مي گيرد.‏

اين تحول باعث افزايش طراوت و نشاط در بين مردم کردستان در دهه اخير شد و ساکنان اين ديار بيشترين راي ‏منطقه اي را به سيد محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري دوم خرداد دادند. ‏

اين تغيير آنقدر اثرگذار بود که بخش هايي از نيروهاي کومله نيز پذيرفتند که به مشي مسلحانه خاتمه دهند و وارد ‏فاز مبارزه سياسي شوند.‏

اما ساختار قدرت که کم و بيش الگوي اداره اقتدار گرايانه بر استان هاي مرزي را اجرا کرده است و نگاه داشتن ‏آنها در محروميت و مشکلات معيشتي را به عنوان راه حل مهار مطالبات سياسي و قوميتي مي داند، در برابر اين ‏تحول غافلگير شد. ‏

شيوه برخورد آنها در حاکم کردن فضاي امنيتي متکي بر اين فرض بود که از واکنش هاي خشونت آميز و ‏تحرکات گروه هاي تروريستي ممانعت به عمل آيد.‏

بنابراين وقتي فعاليت هاي مدني، فضاي جديدي را در منطقه کردستان گشود، آنها نتوانستند مانع شوند و تنها کاري ‏که کردند سنگ اندازي در تحقق توسعه سياسي در اين منطقه و گماردن نيروهاي بومي در پست هاي مديريتي ‏طراز اول بود. همچنين از تحرکات سني مذهبان و شکل گيري احزاب و گروه هاي سياسي جلو گيري کردند و ‏در چند مورد هم اين برخورد ها به اعتراضات دامنه دار و خونيني کشيده شد. ‏

به هر حال جنبش اصلاح طلبي دوم خردادي موفق به تحقق وعده هايش در اين استان محروم نشد و دولت احمدي ‏نژاد از بدو شروع به کار خود نيز ، توجه ويژه اي را براي سرکوب فعاليت هاي مستقل و ايجاد اختناق در اين ‏خطه معطوف کرد.‏

حال به نظر مي رسد تشديد مجازات ها وسيله اي براي نااميد کردن مردم کردستان از پويش مدني و تحريک آنها ‏به واکنش هاي خشونت آميز است تا باز در به همان پاشنه سابق بچرخد و توجيهات کامل براي تخريب شخصيت ‏آنها و برقراري امنيت قبرستاني مهيا شود.‏

تاييد حکم اعدام عدنان حسن پور که اتهامات وارده به وي در دادگاه صالحي بررسي نشده و وي از حقوق مندرج ‏در فرايند دادرسي عادلانه محروم بوده است. رويدادي خاص و تعيين کننده است. اين حکم نهايت بي عدالتي و بي ‏انصافي را نشان مي دهد که براي عده اي ، چه قدر جان يک انسان بي اهميت است که به راحتي آن را خرج ‏حفظ منافع خود مي کنند. حتي اگر به فرض اين اتهامات نيز مبنا قرار داده شود، باز هم حکم صادره تناسبي با ‏جرائم ندارد.‏

آخر با چه منطقي به خاطر فراري دادن چند متهم ، دادن نقشه هاي مراکز نظامي منطقه و تقاضا براي تاسيس ‏دفتر کنسولگري از سوي دولت آمريکا در کردستان عراق ،بايد حق حيات را از او سلب کرد! ‏
برخورد با اين حکم و راه اندازي کارزار براي الغاي آن ضمن اينکه عملي ضروري است ، هوشياري و توجه ‏ويژه اي را از فعالان بومي و ملي نيز طلب مي کند. بهبود شرايط زيست مردم کردستان که به دليل تلاقي اقليت ‏مذهبي و قوميتي از محروميت مضاعفي در جمهوري اسلامي برخورد دار هستند، محتاج تلاش جدي در نيروهاي ‏دموکراسي خواه و مدافع جامعه مدني قدرتمند است.‏

در واقع نياز است تا طرفين ماجرا يعني فعالان قومي و کوشندگان ملي به گفتگوي جدي با هم بپردازند تا علاوه ‏بر آنکه طرفين با خواسته ها، دغدغه ها و نگراني هاي همديگر آشنا شوند، زمينه همکاري و پشتيباني نيز فراهم ‏گردد.‏

توجه به مطالبات قوميتي اهميت زيادي در کاميابي جنبش دموکراسي خواهي دارد و نيروهاي ملي بايد نسبت به ‏اين قضيه حساسيت داشته باشند، غفلت و سکوت در اين حوزه به بهانه هراس از به خطر افتادن تماميت ارضي و ‏تقويت گرايش هاي تجزيه طلبانه نه تنها مفيد نبوده و با داعيه حقوق بشر خواهي و کرامت انساني نيز سازگار ‏نيست، بلکه منجر به نااميدي مردمان اين مناطق شده و در عمل به نفع گروه هاي افراطي تمام مي شود.‏

بنابراين بهتر است مطالبات مشروع قوميت ها به عنوان اعضاء ارزشمند خانواده بزرگ ملت ايران در کانون ‏توجه جنبش هاي فراگير اجتماعي قرار گيرد و در تدوين برنامه هاي تحول خواهانه و توسعه کشو در چهارچوب ‏منافع ملي و تماميت ارضي کشور، نياز ها و خواسته هاي آنها در نظر گرفته شود.‏

و گرنه روند حوادث به ناگزير به دو قطبي شدن بين گروه هاي خشونت طلب تجزيه طلب و جريانات فاشيستي ‏دولتي خواهد انجاميد که صد البته تهديد جدي براي منافع ملي و سرزميني ايرانيان است.‏

حاکميت پادگاني- امنيتي با تنگ کردن هر چه بيشتر عرصه فعاليت هاي مدني و انتقادي مسالمت آميز ، در عمل ‏فضا را براي تحرک بيشتر گروه هاي خشونت طلب چون پژاک مساعد کرده است. البته آنها در پنداري غلط مي ‏پندارند که توان سرکوب آنها را دارند و با نشاندن خشونت بر سر سفره فعالان کرد، امکان تعطيلي و جلوگيري ‏از فعاليت هاي مدني نيز براي آنها مساعد مي گردد تا آنگونه که مي خواهند بر اين منطقه بلا زده حکم برانند.‏
اما آنها غافل هستند که چنين رويکردي منجر به تقويت گرايشات گريز از مرکز و خشونت طلب مي شود و با ‏توجه به خصوصيات جغرافيايي و محيطي کردستان ، قدرت گرفتن دولت فدرال کردستان عراق و بالاگرفتن ‏درگيري در مرز هاي ترکيه امکان سرکوب کامل وجود ندارد و چنين روندي فقط بي ثباتي در منطقه را دامن مي ‏زند.‏

‏ در شرايطي که دکترين امنيتي مسلط، امنيت کشور و تثبيت حکومت در معادلات جهاني و منطقه اي را در بي ‏ثبات کردن برخي از کشور هاي ديگر مي داند، کردستان ايران نيز به راحتي مي تواند هدف کشور هايي قرار ‏گيرد که از سياست ايران در بي ثبات کردن خاور ميانه ، متضرر شده اند. آنها هم به ياري گروه هاي تجزيه طلب ‏و تروريست در کردستان مي آيند. کما اينکه برخي گزارش هاي غير تاييد شده خبر از کمک مالي و تسليحاتي ‏ارتش اسرائيل از گروه ستيزه جوي پژاک دارد.‏

بدنترتيب مقابله با سياست انسداد حاکميت پادگاني در استان هاي چون کردستان، خوزستان و بلوچستان ضمن آنکه ‏بر اساس الزامات اعلاميه جهاني حقوق بشر و اصول انساني ، امري ضروري است، يک اولويت ملي را نيز ‏آشکار مي سازد.‏

حفظ تماميت ارضي ايران نيازمند تعريف جايگاه مناسبي براي مطالبات ايرانيان غير فارس در جنبش فراگير ‏دموکراسي خواهي است تا مردمان اين مناطق بدانند که مرکز نشينان نسبت به مشکلات آنها حساس هستند و خود ‏را در کنار آنها مي دانند. گسترش تلاش ها براي الغاء حکم نا عادلانه اعدام عدنان حسن پور و آزادي ديگر ‏زندانيان کرد شروع خوبي براي اين مسير است.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.