از شرايط بحراني چگونه بايد خارج شد؟
ميرحميد سالک - دوشنبه 14 آبان 1386 [2007.11.05]
در بين مسئولين حکومتي، نيروهاي طرفدار نظام در داخل وخارج قواي سه گانه، نيروهاي اپوزوسيون در درون و برون کشور و در نهايت کارشناسان سياسي وطني وبين المللي، شايد عده معدودي، اعتقادي به بحراني بودن اوضاع کشور نداشته باشند. نشانه هاي اين شرايط را مي توان از لابه لاي سخنان افراد فوق الذکر، رفت و آمدهاي مسئولين ساير کشورها، حتي گاها به شکل سرزده، به ميهن مان و در نهايت اقدامات عملي دولت هاي متخاصم ديد. آخرين صحبت ها از اين نوع، هشدارهاي هاشمي رفسنجاني به مسئولين دولتي در روز پنج شنبه 10/8/86 بود.
اما نکته اي که در ميان تمام اين اظهار نظرهاي داخلي مغفول مانده است شرايط خروج از بحران، به عنوان اصلي ترين مسئله، مي باشد. در ظاهرامر مقابله جهان غرب، و در راس آن آمريکا، با ايران حول سه محور اساسي دور ميزند. اين سه محور، به ترتيب اولويت، براي صادر کنندگان دو قطع نامه و متحدين آنها عبارتند از:
1- مسئله غني سازي اورانيوم توسط ايران
2- حضور و تاثير منطقه اي و فرا منطقه اي ايران
3- عدم رعايت حقوق بشر و نبود آزادي هاي فردي.
بديهي است تا کنون نحوه تعامل و نوع پاسخ هاي ارائه شده توسط ايران نتوانسته رافع شرايط بحراني از کشورمان شود. در نقطه مقابل آن چه که از زبان حتي شخصيت هاي موثري چون رفسنجاني شنيده مي شود، تنها اشاره به وجود مسئله است. روشن است طرح درست مسئله خود بخشي از حل مسئله است. اما بايد اعتراف کرد که حتي در اين زمينه هم توفيقي حاصل نمي شود. هم چنان که در موضع گيري و سخنراني رهبر بزرگترين حزب مخلف دولت در کشور، در کنگره آخرشان، احساس مي شود. شاهدي ديگر مصاحبه اخير سعيد حجاريان با روز است. او در پاسخ به اين سوال که آيا با وجود اين دولت اميدي به حل مشکل هسته اي ايران با حفظ منافع ملي داريد تنها به يک کلمه نه اکتفا مي کند. يا در جواب اين پرسش که: آيا شما احتمال حمله محدود يا گسترده نظامي به ايران را واقعي مي بيند؟ مي گويد: بله، حتي اگر احتمال ضعيف باشد اما چون محتمل، قوي است، بايد به شدت مراقب بود و دست از تحريك برداشت. اما از متن پاسخ مشخص است که از ارائه راه حلي مشخص شانه خالي مي کند.
اکنون از موضعي ديگر مسئله را طرح مي کنم. فرض بفرماييد آقاي رييس جمهور منتظر انتخابات مجلس و پيروزي احتمالي گروه مورد نظر شما نشود و فردا صبح دولت را دو دستي تقديم فرد منتخب شما بکند، در اين صورت چگونه مي خواهيد به شدت مراقب باشيد و دست از تحريک برداريد؟ خواست هاي گروه مقابل بر خلاف ما کاملا مشخص است، چون اصلا اهل تعارف نيستند. آنها انتظار دارند ما دست از غني سازي برداريم، حضورمان را در عراق وافغانستان ولبنان آن سان سامان دهيم که نقطه تخاصم با غرب نگردد، در مورد فلسطين آن چه را بخواهيم که گروه چهار مي خواهد و در نهايت شرايطي از نظر حقوق بشري ايجاد کنيم که خود سر مشق خويش قرار داده اند. حال رييس جمهور انتخابي شما حاضر است که تاسيسات نطنز را، حتي براي مدتي کوتاه، تعطيل کند؟ يا اگر از فرد مورد وثوق شما سوال شود که آيا حاضريد در کنفرانس صلحي، که تا چندي ديگر در آمريکا برگزار مي شود، شرکت کنيد يا گروه هاي تحت نفوذتان را وادار به شرکت در اين نشست بکنيد، چه پاسخي ميدهيد؟
متاسفانه سياهه اين سوالات به همين جا ختم نمي شود و هدف من از طرح اين سوالات رويارويي با يکي از افراد دلسوز اين کشورنيست. تنها مي خواهم بگويم اين درد مشترک بر روح وجان همه ميهن دوستان پنجه مي کشد. ولي افسوس و صد افسوس که راهکاري براي آن ارائه نمي دهيم. در زماني که علاقه مندان به اين بوم و بر، در مقابل اين سوالات سکوت مي کنند، چلبي هاي وطني آن پاسخ هايي را خواهند داد که باد در بادبان ماجراجويان نومحافظه کار بياندازد و زماني فرا برسد که در هياهوي توپ و تانک وبمب وموشک صداي صلح دوستان به جايي نرسد.
