حکومت اقليتي
فربد طلايي - دوشنبه 14 آبان 1386 [2007.11.05]

سرعت قابل توجه حاکميت امروز ايران در کوچک سازي دايره انديشمندان وسياستمداراني که به ترسيم مصالح ومنافع ملي مي پردازند، شرايط نگران کننده اي راپيش روي کشور قرارداده است.
اگرچه چنين جرياني مانند سنتي ديرين ازابتداي انقلاب با پروژه انقلاب فرهنگي بخشي ازرفتارسياسي جمهوري اسلامي بوده، اماسالهاي گذشته وبخصوص بعد از روي کار آمدن محمود احمدي نژاد به کاخ رياست جمهوري شدت بيشتري گرفته است. مسيري که دائما شعاع دايره خودي ها را کاهش و کساني را که حتي با سعي وخطا، تجربه اي کسب کرده اند به بيرون گود مي راند. حضور نيروهاي جوان، کارنيازموده وبسيار افراطي درجايگاه سياستمداران کهنه کاررژيم منجر به شکل گيري وضعيتي شده است که يک سلسله تغييرات را درعرصه فرهنگي، سياسي واجرايي کشوربه همراه داشته است.
چنين روندي باعث شده است که سرخوردگي جدي در بخش هايي ازنظامي به وجود بيايد که سالها در دايره وفاداران بوده اند. بخشي ازاين افراد اين روزها از بدنه واندام اصلي حکومت خارج شده وتجارت ودلالي پيشه کرده اند. بخشي ديگر، با افزايش تنگناهاي سياسي کشور، مجرايي براي تاثيرگذاري نمي يابند ودائم دراين فکر بايد باشند که استمرارحيات فيزيکي وفکري شان به طرفه العيني منقطع نشود.
درچنين زمانه اي، آنچنان وسوسه يکدست سازي درميان مسئولان بلندپايه ابعادتازه به خود مي گيرد که عدم حضور ديدگاه هاي متفاوت سياسي درکادر رهبري نظام، کار را به جايي رسانده که حتي کسي وجود ندارد تا آنها را ازتهديدات جدي که پيرامون کشوررا فراگرفته، ازجمله خطرجنگ وفروپاشي حکومت وآوارگي ميليون ها ايراني با خبرسازد. يعني درحالي که کشوردر حوزه هاي امنيتي منطقه اي واقتصادي به شدت تهديد مي شود واجماع قدرتمندان جهان براي مهارهمه جانبه ايدئولوژي اسلام سياسي امري است جدي وبرخي حکومت هاي تاجرماب مانند چين وروسيه آنچنان سخيفانه شرايط ويراني ايران را فراهم مي سازند که گويي پيشاپيش قراردادهاي اقتصادي فرداي جنگ را به امضا رسانده اند، هيچکس نيست که واقعيت موجود را به صراحت پيش روي آقايان نهد.
در اين شرايط کساني هم که همواره دل در گرو اصلاحات وتغييرات درون ساختاري داشته اند، ازجمله محجبوبين مشارکتي وآبرومداران کارگزاراني نيزبه نظر مي رسد که يا از اوضاع مطلع هستند و ترجيحا هيچ نمي گويند ويا نمي دانند و چنين زبان سکوت درکام فرو کشيده اند. آنان که بيرون از فضاي سياسي امروز ايران زندگي مي کنند وياحضور دارند هم پنداري دوراه ديگر درپيش گرفته اند. عده اي با سکوتشان درپي روزهاي فتح ويرانه هاي تهران هستند وعده اي ديگر ازوحشت آن دهشت، با فروگذاردن آبروداري سياسي ومباحثات روشنفکري، دائم درکار هشدار به حکومت هستند که ويژگي هاي وضعيت منحصربه فردخطرناکي را که درآن است، درک کند. خطري که کليتي به نام ايران را با خطر مواجه کرده است. حقيقتي که فراتر از هر فرد، نظامي سياسي وايدئولوژي مي باشد.
از منظر اين افراد، ايران امروز در معرض خطر نابودي وتجزيه و فقراقتصادي درازمدت قراردارد وحکومت نمي بايست با بستن گوش هاي خود، سرکوب جنبش هاي مدني و محاسبه غلط درتوان ومسئوليت خود درعرصه بين المللي، سرنوشت ملت را به اعتبار سياسي وايدئولوژيک محدود خود گره بزند. رويارويي حکومت با جهان قدرتمند غرب درجايي که سر زير تيغ کرملين گذاشته است، نه تنها برمنزلت سياسي اش نخواهد افزود، حتي باعث تقويت اقتدارملي ومذهبي اش نيزنخواهد شد.
