Rooz

فعاليت حقوق بشري، همچون دوي امدادي

درباره شیرین عبادی - دوشنبه 7 آبان 1386 [2007.10.29]

shirinebadi579.jpg

مازیار رادمنش

سمينار "آزادي بيان" ديروز با شرکت شيرين عبادي، محمدعلي دادخواه و نرگس محمدي در دانشکده حقوق ‏دانشگاه ‏سوربن پاريس برگزارشد. در اين سمينار که اداره آن بر عهده عبدالکريم لاهيجي بود، سخنرانان با اشاره ‏به نبود آزادي ‏بيان در ايران و همچنين تاکيد بر اينکه اين وضعيت ناشي از بي تحملي دولت ايران است، ‏ازمسئولين جمهوري ‏اسلامي خواستند به قوانين بين المللي احترام بگذارند. آنها در عين حال ايرانيان را در همه ‏جاي دنيا به جبهه گيري عليه ‏جنگ فراخواندند. ‏در این سمینار شيرين عبادي ضمن سخناني با ابراز احترام به ‏دکتر عبدالکريم لاهيجي، وي را کسي خواند که ‏‏"اولين چراغ حقوق بشررا روشن کرد". عبادی گفت:‏‎ ‎‏"فعاليت در ‏زمينه حقوق بشرمانند دو ‏امدادي است. ما يک تيم هستيم، يا با هم مي بريم، يا با هم مي بازيم". ‏وي در همين ‏ارتباط به دستگيري زنان در خرم آباد و نحوه برخورد مامورين امنيتي و همچنين دستگيري زنان در حين ‏دادن ‏نامه به کميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل اشاره کرد و گفت: ما در جامعه اي زندگي مي کنيم که دادن يک نامه ‏‏ساده به کميسر حقوق بشر، به تشويش اذهان عمومي تعبير مي شود. ‏خانم عبادي اين برخورد ها را ناشي از "بي ‏تحملي دولت ايران" دانست و اضافه کرد:‏‎ ‎‏"آنچه گفتم تنها گوشه کوچکي از ‏انتقادات ما نسبت به حکومت ‏جمهوري اسلامي است، انتقادات ما بسيار گسترده تر است."‏ خانم عبادي آنگاه با تاکيد بر اينکه "راه حل، جنگ ‏نيست"، گفت: "ما ايران را دوست داريم و آن را آباد مي خواهيم. ما ‏همان طور که از جمهوري اسلامي مي ‏خواهيم که به قوانين بين المللي احترام بگذارد، از اروپا و آمريکا هم انتظار ‏داريم فقط از طريق سازمان ملل و ‏قوانين بين المللي با ايران برخورد کنند. "‏ او در ادامه سخنانش با تاکيد بر اينکه "انرژي هسته اي حق مسلم ‏ماست" پرسيد: "اما تا به کجا؟" وي در پاسخ به همين ‏سئوال از مسئولين جمهوري اسلامي خواست با توجه به ‏اينکه"کشور ما در آستانه جنگي ويرانگر است" قطعنامه هاي ‏شوراي امنيت را بپذيرند.‏

‎شیرین عبادی کیست؟‎

شیرین عبادی در سال 1326 در شهر همدان بدنيا آمد. خانواده اش فرهنگي و متدين بودند. پدرش، محمد علی ‏عبادی یکی از اولین اساتید حقوق تجارت کشور و در هنگام تولد وی رئيس اداره ثبت احوال شهر همدان بود. ‏محمد علی عبادی که چندین کتاب در حوزه مسائل حقوقی نوشته بود، در سال 1372 فوت كرد. وی دو خواهر و ‏یک برادر دارد، هر سه نفر آنان تحصیلات دانشگاهی خود را طی کرده و از نظر اجتماعی موقعیت بالایی دارند. ‏همسر شیرین عبادی مهندس برق است. دو دختر دارد که یکی در آمريکا و ديگري در کانادا ادامه تحصيل مي ‏دهد.‏

‎اولین زنی که رئیس دادگاه شد‎

شیرین عبادی یک سال بیشتر نداشت که همراه خانواده اش به تهران آمد. در مورد او همه چیز طبیعی و به شکلی ‏منطقی اتفاق افتاد. دبستان فیروزکوهی را گذراند و برای دبیرستان به دیبرستان انوشیروان دادگر و رضا شاه کبیر ‏رفت و در سال 1344 دیپلم خود را گرفت. وی پس از دریافت دیپلم در کنکور دانشگاه تهران شرکت کرد و در ‏رشته حقوق این دانشگاه پذیرفته شد. علاقه به رشته حقوق که در خانواده او سابقه داشت و تلاشش باعث شد تا ‏دوره لیسانس را در سه سال و نیم تمام کند. او بلافاصله پس از دریافت لیسانس حقوق در کنکور دادگستری شرکت ‏کرد و پس از شش ماه کارآموزی قضاوت در اسفند سال 1348 و در سن 22 سالگی کارش را به عنوان قاضی ‏آغاز کرد. وی به موازات کار قضاوت به ادامه تحصیل برای دریافت فوق لیسانس به تحصیل در رشته حقوق ‏خصوصی پرداخت و موفق شد پس از دو سال در سال 1350 با درجه ممتاز از دانشگاه تهران فوق لیسانس خود ‏را بگیرد. شیرین عبادی در این فاصله مشاغل متعددی داشت، او در سال 1354 رئیس شعبه 24 دادگاه شهرستان ‏شد. شیرین عبادی اولین زنی است که در تاریخ دادگستری ایران به ریاست دادگاه رسیده است. ‏

‎انقلاب و قضاوت زنان‎

وقتی انقلاب ایران در سال 1357 به پیروزی رسید، یکی از نهادهایی که بشدت لطمه دید، سیستم قضایی کشور ‏بود. روحانیونی که تا پیش از نظام جدید دادگستری که در دوران رضاشاه توسط میرزا علی اکبر خان داور ‏دگرگون شد، قدرت بسیار بالایی در نظام عدلیه داشتند، پس از انقلاب بلافاصله به سوی قوه قضائیه رفتند. اولین ‏چیزی که واضح بود این بود که زنان باید از صندلی قضاوت پائین بیایند. شیرین عبادی و بسیاری از بانوانی که ‏قاضی بودند، از کار قضاوت برکنار شده و به عنوان کارمندان دفتری به کار گمارده شدند. او به عنوان منشی ‏دادگاهی منصوب شد که پیش از این رئیس همان دادگاه بود. سرانجام اغلب این زنان، بجز آنان که از کار کناره ‏گرفتند، به عنوان کارشناس در دادگستری به کار ادامه دادند. اما این وضع دیری نپائید. او تقاضای بازنشستگی ‏پیش از موعد کرد و با آن موافقت شد و مانند بسیاری از زنان از دادگستری بیرون آمد. ‏

‎کانون وکلا و بانوی وکیل‎

کانون وکلا نیز مانند بسیاری از نهادهای قضایی پس از انقلاب از بین رفته بود و توسط قوه قضائیه اداره می شد. ‏به همین دلیل نیز وقتی شیرین عبادی درخواست دریافت پروانه وکالت کرد، با وکالت او مخالفت شد. به همین دلیل ‏نیز خانه نشین شد و تا سال 1371 نتوانست به عنوان وکیل به کار بپردازد. در سال 1371 تغییرات قضایی به ‏نتیجه ای رسید که او بتواند پروانه وکالت خود را بگیرد و دفتر وکالتش را تاسیس کند. در مدت بیکاری و خانه ‏نشینی مشغول مطالعه و تحقیق و نوشتن کتاب شد و مقالاتی نیز در مطبوعات منتشر کرد. پس از دریافت پروانه ‏وکالت، به صورت جدی به کار مشغول شد و علاوه بر پرونده هایی که بطور طبیعی به عنوان وکیل داشت، ‏بتدریج به عنوان یکی از وکلای سیاسی شناخته شد. او که تا پیش از دوم خرداد در مورد مسائل کودکان و مبارزه ‏با کودک آزاری فعالیت های بسیاری کرده بود و پرونده های مهمی مانند پرونده "آرین گلشنی" کودک خردسالی ‏که توسط والدینش به قتل رسید را پیش برده بود، پس از دوم خرداد، وکیل برخی از پرونده های مهم ملی شد. ‏

‎وکیلی که متهم می شود‎

سال 1376 اگرچه آغازی دلپذیر و جذاب برای مردمی که با انتخاب رئیس جمهور خاتمی، شور و اشتیاقی در جو ‏روشنفکران و نیروهای سیاسی و بخصوص مطبوعات به وجود آورده بودند، داشت، اما در حوزه قضایی دو اتفاق ‏همزمان نام هایی را مطرح کرد. از یک سو نام قاضی جوان سعید مرتضوی، قاضی حداد، قاضی مقدس احمدی و ‏محسنی اژه ای به میان آمده بود و از سویی دیگر وکلایی که پرونده های ملی در دست داشتند، مانند شیرین ‏عبادی، مهرانگیز کار، مرحوم حمید مصدق، محمد سیف زاده، بهمن کشاورز، سلطانی، دادخواه، نعمت احمدی و ‏بسیاری دیگر به عنوان مدافع متهمان سیاسی در سطح ملی وجهه ای به دست آوردند.. توقیف روزنامه های جامعه ‏و توس در پایان تابستان 1377 و قتل پوینده، مختاری، داریوش فروهر و همسرش، که عنوان قتلهای زنجیره ای ‏را گرفت، اسامی وکلای این پرونده ها را مطرح کرد. شیرین عبادی وکیل خانواده مقتولین قتلهای زنجیره ای، ‏عزت ابراهیم نژاد، که در واقعه 18 تیر کشته شد و بسیاری از مطبوعات سیاسی دوران اصلاحات بود. او پس از ‏توقیف مطبوعات وکالت یکی از مهم ترین و جنجالی ترین پرونده های سیاسی این سالها، یعنی وکالت خانواده ‏زهرا کاظمی عکاس ایرانی - کانادایی را برعهده داشت. پرونده او در دفاع از اکبر گنجی باعث شد که در آخرین ‏روزهای دوران اصلاحات باز هم نام شیرین عبادی در فضای سیاسی ایران مطرح شود. ‏

‎نوبل صلح برای مدافعان حقوق بشر‎

جایزه صلح نوبل در سال 2003 به شیرین عبادی اعطا شد، این خبر در سراسر جهان انعکاس وسیعی داشت، و ‏البته بجز در ایران. آقای خاتمی نوبل صلح را بی اهمیت خواند، بسیاری از مخالفان شیرین عبادی به محض ‏دریافت نوبل صلح طرفدارش شدند، و گروهی دیگر از دوستان عبادی توضیح دادند که این جایزه ماهیت شیرین ‏عبادی را تغییر نخواهد داد. شیرین عبادی پس از دریافت نوبل صلح به عنوان اولین زن مسلمان و اولین ایرانی که ‏نوبل صلح گرفته است، مدتی گویی در موضع دولتی قرار گرفته بود، از سویی اولین زن ایرانی بود که در یک ‏مراسم رسمی بین المللی به عنوان یک ایرانی بدون حجاب حاضر می شد و مسوولان سیاسی ایران هم در این ‏مورد چیزی نمی گفتند. و از سوی دیگر به موضع گیری علیه آمریکا پرداخت و به شکل خاصی بیش از گذشته ‏مذهبی شد و خود را متعلق به جهان اسلام احساس کرد. شیرین عبادی در همان سال 2003 به تاسیس "کانون ‏مدافعان حقوق بشر" در ایران اقدام کرد. وکلایی مانند محمد سیف زاده، محمد علی دادخواه، شیرین عبادی، ‏عبدالفتاح سلطانی و محمد شریف اعضای این کانون بودند و کانون مدافعان قرار گذاشته بود که به "دفاع از ‏زندانیان سیاسی و عقیدتی، اعلام موضع نسبت به نقض صریح حقوق بشر و حمایت از خانواده فعالان سیاسی ‏زندانی، در چهارچوب قوانین ایران" بپردازد. این کانون تنها تشکل مدنی بود که پیش از ثبت در داخل کشور به ‏عضویت فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر درآمد. عبدالفتاح سلطانی وکیل فعال و عضو اصلی این کانون از ‏وکلایی بود که به عنوان وکیل مدافع زهرا کاظمی، گنجی و گروهی از متهمان به جاسوسی هسته ای، به عنوان ‏جاسوسی بیگانه، همزمان با طرح مجدد پرونده زهرا کاظمی و ایجاد فشار دادگاه روی گنجی برای مدتی طولانی ‏به زندان انفرادی رفت، بدون هیچ توضیحی بازداشت و بدون هیچ توضیحی آزاد شد. پس از مدت یک سال که ‏کانون مدافعان حقوق بشر جلسات متعددی را با خبرنگاران یا در حضور فعالان سیاسی تشکیل داد، وزارت کشور ‏وجود این کانون را غیرقانونی اعلام کرد و گفت که این کانون به ثبت وزارت کشور نرسیده است. کانون مدافعان ‏حقوق بشر در یکی از مهم ترین اقدامات خود، به انتشار گزارشات دوره ای از وضعيت حقوق بشر در ایران ‏پرداخت. ‏

‎بانوی صلح‎

انتخاب زنی که در مراسم دریافت جایزه صلح نوبل و بقیه مراسم بین المللی حجاب اسلامی را رعایت نمی کند، ‏اما به عنوان تنها زن جهان اسلام که افتخاری در این سطح به دست آورده است، مطرح است، طبیعتا دراوج ‏اسلامگرایی سالهای پس از 11 سپتامبر یک پدیده محسوب می شود. شیرین عبادی مدتی پس از دریافت نوبل در ‏موضع ملی، مدتی در موضع بین المللی و حتی مدتی در موضع زن مسلمان قرار گرفت، اما وجهه غالب او، ‏همواره وکیلی بود که برای کاهش نقض حقوق بشر در کشور تلاش می کند. شیرین عبادی علاوه بر تلاش هایش ‏به عنوان یک وکیل و یک فعال سیاسی که در بسیاری از صحنه های فعالیت سیاسی حضور دارد، در دانشگاه نیز ‏تدریس می کند. و هر سال نیز تعدادی از دانشجویان خارج از ایران نزد وی کارآموزی می کنند. ‏

‎فعاليت هاي اجتماعي و حقوقی‎

شیرین عبادی در طول دوران فعالیت خودش به عنوان زن، روشنفکر، وکیل و حقوقدان، مدافع حقوق بشر و ‏حقوق زنان و کودکان و خانواده، فعالیت های اجتماعی گسترده ای انجام داده است، بعضی از این فعالیت ها را ‏چنین می توان نام برد:‏

‏1) هدايت چندين پروژه تحقيقاتي براي دفتر يونيسف تهران
‏2) تاسيس انجمن حمايت از حقوق كودكان كه در سال 1374 با همراهي تعدادي از دوستان و همفكران وی ‏صورت گرفت. شیرین عبادی تا سال 1379 رياست انجمن را بر عهده داشت و از آن پس به عنوان مشاور حقوقي ‏با انجمن مذكور همكاري مستمر پیدا کرد. اين انجمن در حال حاضر بيش از پانصد عضو فعال دارد.
‏3) تدريس رايگان حقوق كودك و حقوق بشر در دوره هاي مختلف
‏4) تاسيس كانون مدافعان حقوق بشر به همراه چهار وكيل مدافع در سال 1380 رياست اين كانون را بر عهده ‏دارم.
‏5) ارايه بيش از 30 سخنراني در كنفرانس هاي دانشگاهي و علمي و سمينارهايي كه درباره حقوق بشر برگزار ‏شده است در كشورهاي ايران، فرانسه، بلژيك، سوئد، سوئيس، انگلستان و آمريكا.
‏6) به عهده گرفتن وكالت تعدادي از چهره هاي مطبوعاتي يا وكالت خانواده آنها كه دررابطه با آزادي بيان متهم و ‏يا محكوم شده بودند ازجمله دكترحبيب الله پيمان (به خاطر نوشتن مقاله و سخنراني درباره آزادي بيان ) عباس ‏معروفي، سردبير ماهنامه گردون ( به خاطر چاپ تعدادي مصاحبه و شعر) سركوهي (سردبير ماهنامه آدينه )
‏7) به عهده گرفتن وكالت خانواده قربانيان قتل هاي زنجيره اي ( فروهر ها)
‏8) به عهده گرفتن و كالت خانواده عزت ابراهيم نژاد مقتول حوادث 18 تير ماه كوي دانشگاه در سال 1378
‏9) به عهد گرفتن و كالت مادر آرين گلشني كودكي كه بر اثر حضانت جدا از مادرش زندگي مي كرد و بر اثر ‏شكنجه در خانه نا مادري اش به قتل رسيده بود.
‏10) پيشنهاد تصويب قانون منع خشونت عليه كودكان به مجلس شوراي اسلامي كه به سرعت نيز در مجلس ‏بررسي و به تصويب رسيد در تابستان 1381 ‏
‏11) دهها سخنرانی در كنفرانس‌های دانشگاهی و علمی و سمينارهای حقوق بشر در كشورهای ايران، فرانسه، ‏بلژيک، سوئد، سوئيس، انگلستان و آمريكا
‏12) ناظر رسمی از سوی سازمان ديده‌بان حقوق بشر، سال 1996 ميلادی

‎جايزه ها و افتخارها‎

‏1) ناظر رسمي از سوي سازمان ديده بان حقوق بشر، سال 1996
‏2) انتخاب كتاب حقوق كودك به عنوان كتاب برگزيده سال از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
‏3) جايزه بنياد حقوق بشر رافتو به خاطر فعاليت هاي حقوق بشر، نروژ، سال 2001
‏4) دریافت جايزه صلح نوبل در سال 2003 ‏
‏5) دریافت نشان لژیون دونور فرانسه در سال 2006‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.