هشداري براي هموطنان
احسان نراقي - دوشنبه 7 آبان 1386 [2007.10.29]

در چند روز گذشته ملاقات و بحث مفصلي با يکي از دوستانم داشتم که در يک دانشگاه معتبر ايالت متحده به تدريس علوم سياسي اشغال دارد و در عين حال عشق و علاقه او به ايران برايم قابل ترديد نيست. بايد اضافه کنم اين مرد پر تلاش و دانشمند بعد از اشغال سفارت آمريکا در تهران، به اميد اينکه روابط ايران و آمريکا به حال عادي باز گردد، تلاش هاي زيادي کرد.
به هر صورت صحبت ما طبيعتا به جريان تهديدات آمريکا و خطراتي که متوجه ايران است کشيد و او مطالبي را مطرح کرد که لازم ديدم آنها را به شرح زير خلاصه کنم:
اول اينکه اگر چه اکثريت مردم آمريکا علاقه اي به حمله به ايران ندارند، اما گروه معدودي از محافظه کاران جمهوريخواه که از ابتداي روي کار آمدن بوش فکر حمله به ايران را دنبال مي کردند، روز به روز پر و بال بيشتري مي گيرند.
نکته ديگر اينکه صهيونيست هاي آمريکايي نيز که مخالفان سرسخت ايران هستند، با توجه به سخنان مسئولين جمهوري اسلامي در دو سال اخير و موضع گيري هاي نشريات وابسته بدان ها عليه اسراييل، به نحو علني و بي سابقه اي خواستار حمله نظامي ـ به صورت دريايي و هوايي ـ به ايران هستند؛ در حاليکه تا پيش از روي کار آمدن محمود احمدي نژاد، و در طول حيات جمهوري اسلامي مواضعي بدين حد علني از آنان ديده نشده بود. اين مسئله را نيز بايد افزود که صهيونيست هاي آمريکايي در دفاع از اسراييل و صهيونيسم از همه متعصب ترند.
به واقع امروز جمهوري اسلامي دو دشمن تمام عيار در برابر خود دارد:اسراييل و صهيونيست هاي آمريکايي. به عبارت ديگر امروز جبهه ضد جمهوري اسلامي بيش از آمريکايي ها در دست صهيونيست هاي آمريکايي است، و آنان هم در مظلوم نمايي سابقه اي طولاني دارند.
در همين ارتباط است که نخست وزير اسراييل هفته گذشته پايتخت هاي مهم جهان را زير پا گذاشت تا حکومت هاي مختلف را با اين جبهه همراي و همدل کند.
از سوي ديگر تجربه جنگ با عراق، براي آمريکايي ها اين نتيجه را در پي داشت که تنها اتکا به يک کشور اروپايي ـ حتي انگلستان ـ براي چنين برخوردي کافي نيست؛ شرط موفقيت زمينه سازي منطقه اي و جهاني است. در همين راستاست که آنان در کنار خطر اتمي، دو مسئله ديگر را به طور جدي پيش کشيده اند که عبارتست از حمايت رژيم جمهوري اسلامي از تروريسم جهاني و نقض حقوق بشر در ايران که امروز بيداد مي کند. به عنوان مثال قطعنامه اي که هفته گذشته نمايندگان 27 کشور اروپايي در پارلمان اروپا در ارتباط با افزايش اعدام ها در ايران ـ به گونه اي که مي رود تا از اين نظر ايران را در رتبه اول قرار دهد ـ تصويب کردند مي تواند در راستاي اين سياست مورد تحليل قرار گيرد.
از طرف ديگر مسائلي مانند نقض آزادي ها، صدمه به مطبوعات، ممانعت از انتشار کتاب ها ـ وضعيتي که تاکنون به اين حد در جمهوري اسلامي سابقه نداشته ـ و بخصوص حملات عليه دانشجويان فرصت هاي کافي را براي پيشبرد اين سياست فراهم آورده است.بي جهت نيست که مي بينيم حتي کانديداهاي حزب دموکرات آمريکا هم با حمله به ايران موافقند؛ امري که در دوران جنگ عراق ديده نمي شد.
از اين رو وقت ان است که هشدارها را جدي بگيريم و به نبض اتفاقات گوش بسپاريم؛ ايران امروز به هشياري نياز دارد.
