Rooz

روسيه به سوي غرب مي رود

الهه کولايي در مصاحبه با روز: در شرايط انتخاب - چهارشنبه 2 آبان 1386 [2007.10.24]

noshabehamiri.jpg

نوشابه اميري
nooshabehamiri@yahoo.com

‏ خانم الهه کولايي، عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت اسلامي و متخصص سياست خارجي، در گفت و گو با روز، ‏ترجيح مي دهد در بررسي معاني رابطه روسيه با ايران، تاثير سياست هاي آمريکا و اروپا را در اين ارتباط برجسته تر ‏ببيند. او با اين حال اين نکته را ناگفته نمي گذارد که "بدون ترديد وقتي قرار به انتخاب بشود، مطمئنا روس ها، توسعه ‏روابط و ملاحظات شان با اروپا و آمريکا را مورد توجه قرار خواهند داد." متن اين گفت و گو در پي مي آيد.‏

elahekolaee.jpg

‎ارزيابي شما از سفر پوتين به تهران و معاني اين حرکت چيست؟‎‎‏ ‏
سفر پوتين به تهران در شرايطي صورت مي گيرد که روسيه ظرف يک دهه گذشته، يعني سال هاي 1990، چرخش ‏قابل ملاحظه اي را در سياست خارجي خود تجربه کرده است. امروز برخلاف دوران اوليه بعد از فروپاشي که اولويت ‏مسکو، تحت نفوذ غرب گراها رابطه با اروپا و آمريکا بود، به تدريج توسعه روابط با کشورهاي آسيايي، توجه به ‏خاورميانه و جوامع اسلامي مد نظر قرار دارد. در همين چارچوب است که در نيمه اين دهه همکاري هسته اي روسيه ‏با ايران شروع مي شود. بر همين اساس ما شاهد هستيم که به تدريج تلاش روسيه براي اجراي يک سياست خارجي ‏مستقل افزايش مي يابد.لذا در شرايط فعلي و در ادامه اين تحول، و همچنين با توجه به اينکه روسيه به رهبري پوتين ‏اختلافاتش با آمريکا و اروپا را بيشتر مورد توجه قرار مي دهد، سفر پوتين به تهران به نمادي از استقلال عمل سياست ‏خارجي اين کشور بدل مي شود. به اين ترتيب به نظر مي رسد پوتين با اين کار خواست به آمريکايي ها نشان دهد که ‏روسيه در سياست خارجي خود از آنها تبعيت نمي کند و آن طوري که صلاح بداند سياست خارجي خود را اداره مي ‏کند.علاوه بر اين سفر پوتين در شرايطي انجام مي شود که فشار غرب بر ايران افزايش پيدا کرده و روس ها به اين ‏ترتيب مي خواهند به آمريکايي ها نشان بدهند که در سياست خارجي خود، بر اساس تشخيص منافع شان عمل مي کنند. ‏

‎اين منافع با ايران هم مشترک است؟‎
بدون ترديد. ايران و روسيه دو کشور همسايه اي هستند که به دليل همجواري، به دليل تاريخي که دارند، نزديکي هايي ‏که دارند و دوره هايي که تجربه کرده اند مي توانند و بايد منافع مشترکي را دنبال کنند. در واقع جغرافيا ومنطق اقتصاد ‏حکم مي کند که اين دو کشور روابط خوب و سازنده اي داشته باشند؛ اما در شرايط فعلي که اروپا و آمريکا فشارهاي ‏خود برايران را افزايش داده اند، طبعا اين همکاري از اهميت بيشتري برخوردار مي شود....‏

‎يعني شما در اين وضعيت نوعي همسويي منافع مي بينيد؟‎
ببينيد در شرايط کنوني که اروپا و آمريکا فشارهاي خود را بر ايران افزايش داده اند طبيعي است که جمهوري اسلامي ‏از امکانات ديگري که در اختيارش هست، استفاده بکند. در واقع به نظر مي رسد سياست نگاه به شرق ايران اساسا ‏حاصل فشارهاي مستمر و پايداري باشد که در طول سال هاي گذشته بر جمهوري اسلامي ايران اعمال شده.‏

‎در اين شرايط به نظر شما، از زاويه منافع روسيه که نگاه کنيم، آنها با توجه به مجموعه مسائل داخلي و ‏خارجي، در انتخاب نهايي، جمهوري اسلامي را برمي گزينند يا غرب را؟‎
روس ها هم بي ترديد مانند همه کشورهاي جهان در تنظيم روابطشان با کشورهاي ديگر، با توجه به منافع خود و ‏گسترش و افزايش آن حرکت مي کنند. در واقع وضعيت موجود هم الزاماتي را براي روسيه به وجود آورده که از ‏توسعه روابط با ايران، منافع گوناگون خود را به دست بياورد.يعني هم در سطح بين المللي و هم در سطح منطقه اي ‏توسعه روابط با ايران براي روسيه مزاياي بسياري در بر دارد؛ ولي در عين حال نمي توانيم از ياد ببريم که روسيه در ‏توسعه روابط با اروپا و آمريکا هم مي تواند مزاياي بي شماري به دست آورد. لذا بدون ترديد وقتي قرار به انتخابي ‏بشود، روس ها مطمئنا توسعه روابط و ملاحظات شان با آمريکا و اروپا را مورد توجه قرار خواهند داد. ‏

‎گفته مي شود جمهوري اسلامي در طول اين سال ها براي حفظ همين وضعيت، امتيازات زيادي به روس ها ‏داده است. حال شما مي گوييد جمهوري اسلامي و روسيه به هر دليل در جايي قرار گرفته اند که بايد با هم همکاري ‏کنند؛‎ ‎آيا اين همکاري و رابطه بايد مبتني بر برابري باشد؟‏‎
ببينيد توسعه روابط همه جانبه و سازنده با روسيه منافع مارا تامين مي کند. حتي در دوران رژيم شاه که به عنوان يک ‏نظام وابسته به آمريکا حياتش در منطقه ادامه پيدا مي کرد، در دهه هاي 60 و 70 ميلادي، يعني قبل از انقلاب اسلامي، ‏ما روابط بسيار سازنده اي با دولت شوروي کمونيست داشتيم. يعني در واقع اين الزام جغرافياست که ما رابطه خوب و ‏گسترده و همه جانبه خود را با روسيه حفظ کنيم. اما به نظر مي رسد در شرايطي مي توانيم اين منافع را حداکثري بکنيم ‏که بتوانيم از تعارض کشورهاي ديگر به نفع خود بهره ببريم. يعني ما بايد به سمت و سويي حرکت کنيم که بتوانيم با ‏درک ملاحظات و منافع کشورهاي ديگر، منافع خود را افزايش دهيم واين لازمه اش اين است که به شرايط جغرافيايي ‏بسيار ويژه و استثنايي کشور توجه بيشتري داشته باشيم. در واقع نبايد اجازه داده شود که کشورهاي ديگر پيرامون ما از ‏مسائل منطقه اي و بين المللي مربوط به کشور ما به نفع خودشان بهره برداري کنند. تاريخ نشان داده که کشور ما در ‏وضعيتي قرار دارد که مي تواند از رقابت ها و تعارضات قدرت هاي ديگر به نفع خود استفاده کند؛ لذا من فکر مي کنم ‏نکته مهم نفي توسعه روابط با روسيه نيست، بلکه گسترش اين روابط به صورتي است که بتوانيم از بازيگران ديگر هم ‏در بهبود روابط با روسيه بهره بگيريم.‏

‎ديپلماسي موازنه منفي به هر حال جوانب و ظرايف مختلفي دارد؛ به نظر شما جمهوري اسلامي به ‏
اين ظرايف توجه داشته يا اينکه همه تخم مرغ هايش را در يک سبد گذاشته؟‎

تجربه سال هاي اخير نشان داده که به هر حال به دليل تعارض پايدار و حل ناشدني با آمريکا، عملا فرصت هاي ‏بسياري براي دولت روسيه، به ويژه با توجه به روند ملي گرايانه و اوراسيا گرايانه اي که در اين کشور در حال ‏گسترش است، فراهم شده. به عبارت ديگر تا وقتي مشکلات ما با آمريکا لاينحل بماند و دولت آمريکا فشارهايش را بر ‏جمهوري اسلامي افزايش دهد، اين عملا به نفع روس ها تمام مي شود و آنها مي توانند امتيازات بيشتري در رابطه با ‏ايران کسب کنند. اين بي توجهي و محاسبات غلط استراتژيک آمريکايي هاست که اين فرصت را براي روس ها فراهم ‏کرده تا در تقابل با آمريکا، از مزاياي ژئوپليتيکي ايران به نفع خودشان بهره ببرند.‏

‎سئوال به مواضع ايران بر مي گشت. يعني اگر از زاويه ديپلماسي جمهوري اسلامي نگاه کنيد، فکر نمي کنيد ‏در آنجا هم بايد با يک ديپلماسي سنجيده که ويژگي هاي دنيا را درک کند و همچنين اين را که روسيه، شوروي نيست و ‏در بلوک کشورهاي سرمايه داري قرار دارد و سرمايه داري هم بده بستان هاي خود را دارد، در جهت تنش زدايي قدم ‏برداشت؟‎
من کاملا با شما موافقم که ما بايد به سمت سياست تنش زدايي حرکت کنيم ولي يادمان نرود که رابطه هسته اي با روسيه ‏زماني آغاز شد که اروپايي ها و به هر حال همه کشورهايي که سياست هاي خود را در ارتباط با آمريکا تنظيم مي ‏کردند، از اتمام کار نيروگاه بوشهر خودداري کردند و اين سرگرداني را به وجود آوردند. بعد در نهايت روس ها براي ‏تامين منافع اقتصادي خود در آن زمان و براي منافع سياسي خود درزمان حاضر اين همکاري را سامان دادند. سياست ‏هاي غلط و محاسبات نادرستي که در ارتباط با جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته، عملا اين فضا را براي روس ها ‏فراهم آورده...‏

‎سياست هاي داخلي چه؟ آنها هم مي توانستند تاثير بگذارند؟‎
البته بدون ترديد ما در داخل کشور هم مي توانيم به مشکلات و دشواري هايي اشاره بکنيم، ولي من مي خواهم به اين ‏مسئله اشاره کنم که در معادلات قدرت بين بازيگران ديگر، افزايش فشارها بر ايران عملا مي تواند جمهوري اسلامي را ‏در جهت تنظيم روابط گوناگون با روسيه سوق بدهد و ايران جوامع شرقي را به عنوان آلترناتيو مورد توجه قرار دهد. ‏در همين ارتباط بايد اضافه کنم که در وضع موجود هم جز از طريق توسعه روابط سازنده و ديپلماتيک نمي شود کشور ‏ما را به سمت يک تعادل و موازنه سازنده در منطقه هدايت کرد. هر چه فشارهاي بين المللي افزايش پيدا بکند، گرايش ‏به شرق حدت بيشتري مي گيرد و به نظر من در اين شرايط برنده اصلي بيشترروس ها هستند تا غربي ها.‏

‎به نظر شما روس ها پروژه بوشهر را به پايان مي رسانند؟‏‎
من تصور نمي کنم قبل از حل و فصل مسائل ايران با کشورهاي غربي و به ويژه آمريکا، روس ها حاضر بشوند ‏برخلاف چارچوب همکاري هايشان با غربي ها، در اين خصوص اقدام نهايي را انجام بدهند. لذا پروژه بوشهر هم مانند ‏بسياري از مسائل ديگر تحت الشعاع اهميت روابط روسيه با آمريکا قرار خواهد گرفت. بيشتر به نظر مي رسد روس ‏ها از اين فرصت براي تامين منافع خودشان و کسب امتيازات بيشتر بهره مي گيرند تا اينکه به منافع و ملاحظات ما ‏توجه داشته باشند.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.