دو خبر و یک تفسیر
بیژن صف سری http://bijan-safsari.com - پنجشنبه 19 مهر 1386 [2007.10.11]

روزی از هم قبیله ی فرزانه ای از سر نا امید ی پرسیده بودم براستی از این همه قلم زدن ها که تا کنون جز توقیف صد ها نشریات و بیکاری و خانه نشینی هزاران قلم بدست و به حبس کشیدن ده ها روز نامه نگار ، حاصلی نداشت، امید به شنیدن یک گوش شنوا از خوش باوریمان نیست؟
وقتي در 14 اوت 1947 « نهرو » در مجمع قانونگذاري هند می گفت " زماني مي رسد كه ما از دوران كهن به دوران تازه گام مي نهيم. زماني كه عصري به پايان مي رسد و روح سركوب شده يك ملت زبان به سخن گفتن مي گشايد". هرگز گمان آن نمي برد روزي خواهد آمد كه ملت ها حتي آنهايي كه تالمات روح سركوب شده خود را بر زبان آوردند قادر بر تعيين سرنوشت خويش نباشند. زيرا آنچنان كه «ژان بو دريا » فيلسوف فرانسوي تبار مي گويد: امروزه ملت ها به طور بالقوه گروگان هاي قدرت ها هستند.
گویی اين نه تنها تقدير ساکنان این کهنه دیار است که سرنوشت محتوم انسان امروزي است تا گردن نهد بر آنچه قدرت ها می خواهند حال در چنین روزگاری چه باید کرد تا در اين خيمه شب بازي های قدرت مندان جهان بازنده مطلق نباشيم تا مبادا ذره اي از گوشه خاك وطن را از سر غفلت اداره کنندگان امروز این آب و خاک از كف دهيم.
چه خیال باطلی به سر دارند برخی از دولتمردانمان که با سياست هاي چند ضعلي پيدا و پنهان می توان همچنان در صحنه باقي ماند، سعي بيهوده است حتي در كسوت مسيحايي بتوان رخنه بر دل هاي پر آلام انسانها زد كه امروز پايان افسانه مردم فريبي است.
بعد از انتخابات دور هفتم مجلس، این پیش بینی از صاحب نظران شنیده می شد که از این پس همه چیز بر مدار سکوت خواهد گذشت، خاصه در عرصه ی اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از عالم سیاست، اگر چه این پیش بینی به واقعیتی اجتناب ناپذیرمبدل گشت اما با این همه باز هم اخبار از جرز دیوار های سکوت تحمیلی منتشر شد چرا که زمانه، زمانه اطلاعات است و قدرتمندان در برابر این موج تاب ایستادگی نداشته و عاقبت اقرار براین واقعیت می کنند.
آنچه این نوشته را باعث آمد خواندن دو خبر بود.
خبر اول. مقام رهبری: بیاعتقادی به ولایتفقیه بهمعنای ضدیت نیست.
خبر دوم. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از مانع شدن در آگاهی و اطلاع رسانی به مردم هشدار داد و گفت: امروز ديگر نمیتوان جلوی آگاهیمردم را گرفت. اگر روزنامهای را ببندند، روزنامهای ديگر راه میافتد و اگر سايتی بسته شود، سايت ديگری راه میافتد و با كارهايی از قبيل پيامك، امروز اطلاعرسانی جريان دارد. ارتباطات در جهان امروز طوری است كه كسی نمیتواند سانسور كند و اگر كسی چنين كاری را انجام دهد تنها خود را بدنام كرده است. وی همچنین گفت :تجربه من نشان میدهد كه مردم آگاه، در تصميم جمعیشان كمتر اشتباه میكنند تا افراد و گروههای خاص. افكار عمومی برآيند حقيقت است. حتی در فقه نيز عرف به عنوان يكی از شاخصهای تشخيص مصداق احكام، مورد استفاده قرار میگيرد.
اگر چه چنین اخبار واظهاراتی را که بقول پیر فرزانه ای "کامپیوتر گیج کن هستند چه رسد به آدمی"، باید مبارک دانست، اما نوش داروی بعد از مرگ سهراب چرا؟ آن هم در چنین برهه ای که از یک طرف تمامیت ارضی این آب و خاک اهورایی از سوی زور مندان جهان برای توقف دست یابی به تحفه هسته ای در خطر است و با تحریم های ریز و درشت در تنگنا های اقتصادی بسر می برد و از طرفی شنیدن چنین اظهارات دلنشین آن هم در موسم انتخابات که زمان به صحنه کشیدن دوباره جماعت رای دهندگان است ،دیگر چنگی به دل نمی زند .
عجبا آنچه هنوز هم به دیده ی سیاست بازان امروز این گستره تاریخی نمیاید، نادیده انگاشتن، خواست و نیاز واقعی ملتی است که همواره فریب دادنشان به سهولت خوردن پیاله ای آب بوده است، اگر چه چنین مردمی از پس هر فریبی، سر به لاک یاس و نا امیدی فرو می برند که تو گویی از آن پس دیگر هرگز به فریبی گرفتار نیایند ،اما آنچنانکه سیاست بازان از خواندن پیشانی بخت ملتی خوش باور نبض ها در دست میگیرند، این چنین پهلو به پهلوی یاس غلطیدن را، نه از سر عبرت پذیری که از سر عادتی از تکرار فریب خوردن های مداوم می دانند و باکی ندارند، پس به طرفندی تازه باز هم آنها را می توان همچون عروسکان کوکی به صحنه کشاند و عجبا که در چنین جامعه ای جماعت روشنفکران هم در پی سودای دیگرند ومدینه ی فاضله ای می جویند که جز در خیال نگنجد و به خواب نیاید که این بلا هم به شهادت تاریخ این کهنه دیار از دیر باز با روشنفکران جامعه ی خوش باور این آب و خاک عجین بوده است .
