آريامهر و فرزانه و آيت الله
نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com - یکشنبه 15 مهر 1386 [2007.10.07]

گفتن از کساني که مجموعه عملکردشان، ديگران را بدين باور مي رساند که ديکتاتور و سنگدل و حقيرند، کار دشواري نيست؛ آسان هم هست هر چند آزار دهنده ست و روح آدمي را مجروح مي کند. دشوار اما، گفتن از آنهاييست که در جامه ريا و تملق،حقيران را، گام به گام به سوي ديکتاتوري مي رانند واز اين رو سهم شان در باز توليد ديکتاتوري، از هيچ ديکتاتور سنگدل حقيري کمتر نيست. پس تنها از ديکتاتوران نگوييم، تا وقتي ديکتاتورسازان در کارند.
آنچه در باب نتايج سفر محمود احمدي نژاد به نيويورک، پس از بازگشت وي به ايران، بر زبان ها و قلم هاي متملقين و سياست بازان رنگارنگ جاري شد ـ به عمق که بنگريم ـ از" سفر کوتوله به سرزمين گاليورها"، پر معناتر و از يک نگاه، دردناک تر بود. همه آنان که ساليان سال است، نه، قرن هاست که در ميهن يخ زده ما جبه ديکتاتوري مي دوزند ، به يکباره با کلماتي يکسان به ستايش از کوچک مردي برخاستند که نمونه هاي پيشينش، سرباز بودند و طلبه و در نهايت رئيس يک ايل و قبيله. کوچک مرداني که شايد به يک تصادف، به يک اميد، به يک خشم، به يک وعده ....به پاخاستند ـ يا در "عملياتي پيچيده و چند لايه"بر صحنه شدند ـ و به خروار خروار کلام چاپلوسان، به قاتلان اميد و زايندگان خشم و وعده دهندگان مرگ و ويراني بدل شدند.
سفر نيويورک و آنچه از آن بگفتند، نمونه وار تکراري تاريخي است که تا بختک آن از جان سرزمين ما برنيفتد،ما را رويارويي کارساز با اين سرنوشت شوم ممکن نيست. تا چاپلوسان هستند و چاپلوسي متاعي است بي هزينه بر سربازار، و تا هستند کساني که رخت پادشاهي مي دوزند به اميد صله اي، و فرزانه مي سازند از طلبه اي، و آريامهر از شاهي و آيت الله از کوچک مردي اين چنيني،تيرک خيمه آزادي درخانه مابر زمين کوبيده نخواهد شد .
تا هستند کساني که به بهايي بيش و کم،از اين سفر ها چنان مي گويند و چنان پربار و پيامبرگونه مي خواندندش که آهنگرزاده اي گرمساري، خويش با "کاوه" يکي مي گيرد و مردمان را صفي مي بيند بي شکل در پي اش روان، ديکتاتوري از سرزمين ما رخت نخواهد بست. تا دستاني هست هميشه بر سينه، تا پشتي هست هميشه خميده در برابر قدرت، تا کلامي هست تنيده از تار چاپلوسي....داستان مان همين خواهد بود که هست. و نه تا وقتي اينان هستند، که تاوقتي سکوت مي کنيم در برابر چاپلوسان گرد مگس،و تا آنگاه که پشتي مي شويم براي بالا رفتن بي مقداران معامله گر، شيريني ميهن به کام ما نخواهد نشد.
آنکه به هزار معامله و در پي ده ها پست و مقام، از "معجزه هزاره سوم" و"آيت الله" سخن مي گويد، همان اندازه ديکتاتور و سنگدل و کوچک است که محمود احمدي نژاد و همه محمودهايي که در مسيري همانند، بر مسند ديکتاتوري تکيه زدند و مي زنند و خواهند زد. آنکه چنبر زده بر ميليون ها ثروت سرزمين زخمي ما، در محمودها، نورخدا مي بيند وآن ديگري که وي را موسي مي بيند در سرزمين فرعون،همان اندازه در نابودي ايران شريک جرمند که "فرزانه" ها و "آريامهر"ها. به ويژه آنگاه که در لحظه پاسخ، تيرها تنها آريامهرها و فرزانه ها و آيت الله ها را نشان مي گيرد و غافل مي ماند از آريامهر سازان و فرزانه سازان و آيت الله سازان.
آنکه در بالاترين نقطه نظامي ديکتاتور، چهره مي شود، تنها نوک کوه يخي ست از آب بيرون آمده؛ آن زيرتر را ببينيم. آنجا که در همه تاريخ، چون نوک، هدف گرفته شده، حجم متراکم و بي نام خويش، نردبام نامي ديگر کرده است. آنها که ديروز"کراوات" داشتند، امروز"ريش" و"چادر" و خدا مي داند فردا در کدامين لحظه، لباس تفنگداران آمريکايي را بر تن خواهند کرد. اينها را ببينيم.
