Rooz

در ديگ خودجوش

مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com - یکشنبه 8 مهر 1386 [2007.09.30]

po_masoud_01.jpg

نوشته هائي شبيه به آن چه که کيهان و رسالت در شرح جنجال دانشگاه کلمبيا، با مقايسه دو دولت فعلي و پيشين نوشته اند [کيهان شنبه، رسالت پنجشنبه]، نه بايد اسباب نگراني هواداران اصلاحات شود و نه باعث دلازاري اهل انصاف. چرا که همين شماره روز شنبه کيهان، که شماره مخصوص سفر احمدي نژاد است با هدف پيروز نشان دادن يک شکست، و پاتک به رسانه هاي غربي خود بدترين ضربه اي است که مي تواند به دولت متبوع و مطبوع آقايان وارد شود. دوم اين که فرض اين گونه نوشته ها بر عوامي است. و تشخيص چنان است که براي عوام بايد مطابق توصيه گوبلز، دروغ هر چه بزرگ تر.

اشاره نقدگونه اي این مقاله فقط به قصد به يادماندن است تا در اولين فرصت بتوان به آن رجوع کرد و با وسيله اي که تکنولوژي اطلاعات در اختيارمان گذاشته نشان داد چوپان دروغگو را و از آن بهره اي براي آينده برد.

از همان سطر اول مقاله کيهان مي توان آغاز کرد. نوشته شده "سخنراني احمدي نژاد را نيم ميليارد جمعيت جهان مستقيم ديدند" که دروغ است، اين از متحدالمالي آمده که از خيابان پاستور صادر شده و نويسندگان اروزنامه گر کمي بر آن تامل مي کردند در مي يافتند که چرا. به خصوص که در خود ايران هم سخنراني دانشگاه کلمبيا مستقيم پخش نشده و رقم بيننده مستقيم برنامه سخنراني نزديک به يک صدم رقم ادعائي است، عنايت کنيد يک صدم، يعني رقمي نزديک به چهار و نيم ميليون نه پانصد ميليون. اگر دليل و ماخذي هر چقدر سسست براي نيم ميليارد هست نشان دهند. خواهید ديد که ناتوانند. اگر هم اصرار کني خواهند پرسيد کدام سخنراني، و با لبخند خواهند گفت هر دو سخنراني را سرجمع گفتيم. اما باز هم به اين رقم ها نزديک نمي شود. بعد لابد سفسطه خواهند کرد که منظور از "مستقيم ديدن" يعني با چشم خودشان ديده اند. شاگردان مکتب گوبلز اگر آن "مستقيم" را نمي گذاشتند در مقالات رسالت و کيهان، مي توانستند ادعا کنند از جمع بينندگان تلويزيون هاي اروپا و آمريکا در سه روز به اين نتيجه رسيده اند. اما با همه اين شعبده ها هم باز به رقم نيم ميليارد نمي رسد مگر اين که دفتر رسانه اي رييس جمهور[براي اختصار از اين پس درر خوانده مي شود] با استدلال قوي ثابت کند که نيم ميليارد به معناي چهار و نيم ميليون است.

کيهان نوشته " در نظرسنجي از دانشجويان دانشگاه كلمبيا، 77% موافق سخنان احمدي نژاد بودند." غلط است. از دانشجويان دانشگاه کلمبيا پرسيده شده بود که آبا شما با سخنراني [نه سخنان] احمدي نژاد در دانشگاه موافق بوده ايد. هدر صدی پاسخ داده اند بله. اگر از دانشجويان مي پرسيديد با نطق رييس دانشگاه [همان نطق توهين آميز] موافقيد يا نه..موافقت بیش از هفتاد و هفتاد در صد می بود. باز به انصاف نويسنده رسالت که اين بخش از متحدالمال درر را چنين نقل کرده "سي ان ان در نظرسنجي خود اعلام داشت شصت و يک در صد حاضران موافق سخنراني احمدي نژاد هستند"

"در نظرسنجي مؤسسه آمريكايي وستنت وود، با اين سؤال كه آيا احمدي نژاد را رئيس جمهور خوبي مي دانيد يا بوش؟!، 40% مردم آمريكا، به احمدي نژاد رأي دادند" این نوشته کیهان است. ظاهرا هواداران دولت دارند اين برگزيده شدن در مسابقه اي بر اساس انتخاب بين بد و بدتر را خيلي جدي دستور کار خود مي گذارند. اما بايد به آن ها گفت اگر از مردم آمريکا بپرسند که صدام حسين يا حتي بن لادن را رييس دولت بهتري مي دانيد يا جورج بوش، به احتمال اکثريتشان طرف مقابل را انتخاب مي کنند.

نوشته شده "روزنامه هاي اسرائيلي و رسانه هاي جناح نئوكان هاي آمريكا، احمدي نژاد را پيروز نبرد 48 ساعته رسانه اي در آمريكا دانستند و..." نخست آن که بر اساس سابقه اي که همچنان به شدت رعايت مي شود، و به نظر مي رسيد از ائين نامه هاي غيرقابل تغيير روزنامه کيهان است تائيد راديو اسرائيل و رسانه هاي آن کشور و همين طور رسانه هاي نوکان هاي آمريکا ذنب لايغفر بود. در همين سه سال کيهان بيش از ده هزار و هشتصد و سي و سه بار [از نوع آمار خود کيهان است] به رييس دولت و اصلاح طلبان و جبهه مشارکت و محمدرضا خاتمي و سعيد حجاريان ايراد گرفته که چه کرده ايد که دشمن رويتان حساب باز کرده و شما را پيروزمند ميدان مي داند. اين ها دام است اين ها بشناسيد ساده لوح نباشيد. به خودتان تامل کنيد که چه کرده ايد که اين ها حمايتان مي کنند و برايتان دست مي زنند. تغيير پايه اي مباني استدلالي روزنامه کيهان قابل تامل است. اما خبر صحیح تر آن است که رسالت نوشته هاآرتص نوشته احمدی نژاد در یک روز برنده شد. دوباره نگاه کنید به نوشته کیهان که با این اصل چه کرده است. کاری که همیشه می کند.

نويسنده کيهان اضافه کرده "ماراتون[کذا] جنگ تبليغاتي كم سابقه اي كه عليه جمهوري اسلامي و دكتر احمدي نژاد براه افتاد عملاً و عليرغم همه محاسبات مادي و ظاهري، بنفع گفتمان انقلابي، صادق و اسلام گرايانه رئيس جمهور ايران پايان يافت. كارشناسان رسانه اي آمريكا صريحاً گفتند او كار خود را كرد و افكار عمومي آمريكا و جهان در مورد احمدي نژاد و ايران، تغيير كرد و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم او بر همه ما تاثير گذاشت."

اول آن که اين ماراتون [کذا] کم سابقه نبود، همين شش ساله بزرگ تر و عجيب تر از اين ماراتون [کذا] در مورد بن لادن انجام شده، نه آن پايان يافته و نه اين. موفقيت اين ماراتون [کذا] هم بسته به اين است که براي که بخواهيم. اگر براي ملت ايران و منافع ملي اش باشد، کاملا جواب منفي است. اما اگر براي آرشيو رسانه اي رياست جمهوري باشد که چندي ديگر گزارش دهد که در دو هزار و چهار صد و سي نشريه عکس و کارتوني از آقاي احمدي نژاد چاپ شده و چهارهزار و سيصد و نود نويسنده در اين باره مقاله نوشته اند به نظر درست مي رسد، و البته موفقيت بزرگي است که مي توان پيشاپيشش تبريک گفت هم به رييس جمهور و هم به تيم سي چهل نفر دفتر رسانه اي و تبليغاتي ايشان. آن کارشناسان رسانه اي هم که "صريحا" چنان گفته اند جز مدير کيهان که هم امروز در سرمقاله اش نوشته چه کسي مي تواند بود.

نکته اساسي اما اين است که بازي تمام نشده است، و براي اين که آثار تمام اين جلوه گري ها روشن شود بايد منتظر ماند. گرچه رييس جمهور دو بار دستور داده اند که بازي تمام شود و پرونده هسته اي ايران بسته شود اما سخنگوي وزارت خارجه آمريکا نشان داد که آن ها فرمان از منافع ملي شان مي گيرند نه از رييس جمهور ايران، در مورد اين موفقيت بزرگ هم بايد گذاشت و کمي گذشت.

دليل نوشتن همين مقاله که مي خوانيد جز اين نيست که جاي جر زدن باقي نگذارد. چون اگر روزي که ما ايرانيان به هيچ روي براي کشورمان نمي پسنديم، اتفاق افتاد، روزهاي سخت، آن وقت نويسنده کيهان خواهد نوشت با تمام تلاشي که رييس جمهور شبانه روز براي صلح و دوستي به کار برد ولي اتفاقا چنين شد.

چنان که سه روز قبل کيهان در سرمقاله خود به قلم آقای شریعتمداری گفته هاي آقاي احمدي نژاد را در دانشگاه کلمبيا بازگو کرد و آخرش نوشت "اين درس خوبي است تا وادادگان اين قدر درباره مذاکره و رابطه سخن نگويند و بدانند که دولت از موضع استقلال و عزت با آن ها مخالف است". اما همان روز که چنين نوشته بود روزنامه ها و صدا و سيما خبر دادند رييس جمهور در ابتداي مصاحبه مطبوعاتي خود در نيويورک گفته "آماده مذاکره با آمريکا هستم و از قديم هم گفته ايم که جز در مورد يک کشور [اسرائيل] جمهوري اسلامي مساله اي ندارد براي رابطه با ساير کشورها."

بدين ترتيب معلوم شد هماهنگي لازم بين کيهان و درر صورت نگرفته است. و خدا رحم کرد که آمريکاها هر چه پيام رسيد جواب ندادند و گفتند مذاکره براي چي، وگرنه کيهان ناگزير مي شد روز بعد در سرمقاله خود خطاب به دولت سابق بنويسد شما اصلاح طلبان عزت سرتان نمي شد و نتوانستيد کاخ سفيد را فتح کنيد و حتي موفق نشديد با بوش دست بدهيد.

اما جمعبندي نويسنده کیهان جالب است. مي فرمايد "رويكرد رئيس جمهور و دولت پيشين در گفتگوهاي بين المللي و سياست خارجي، رويكردي محافظه كارانه و در حد انفعال و حتي عذرخواهانه از غرب و گاه پذيرش اشتباهات انقلاب در مبارزه با آمريكا بود" باز هم دروغ است. بايد مي نوشت "عمل شجاعانه دولت قبل دفاع محکم از مواضع قابل دفاع ايرانيان و جمهوري اسلامي بود و در مقابل حريف، يعني آمريکا [به طور مشخص وزيرخارجه اش را] به عذرخواهي واداشتن."

درباره گفتمان دولت پيشين نوشته شده "تکرار گفتمان غرب به زبان فارسي " در حالي که درست اين بود که مي نوشتند "تکرار ارزش هاي به دست آمده بشري به زبان فارسي و يادآوري نقش ايرانيان در تمدن جهاني" و بايد يادشان مي ماند که آن تکرار هيچ ارزشي هم اگر نداشت، از گرفتن وقت يک مجمع بين المللي با انشاهاي مدارس ابتدائي تهران در وصف عدالت و عشق و مهرورزي حتما بهتر و موثرتر بود.

نوشته اند "ما در اينجا كسي را به سوءنيت يا... متهم نمي كنيم بلكه به يك گفتمان و طرز فكر اشاره مي كنيم كه هنوز طرفداراني دارد. جناب آقاي خاتمي اخيراً ضمن محكوم دانستن فحاشي هاي رئيس دانشگاه كلمبيا، تلويحاً دولت جديد را هم نصيحت كرده اند كه نبايد بهانه براي اين اهانت ها به آنان داد و زمينه سازي كرد."

عجبا که براي يک بار در اين مقاله و در شماره مخصوص روز شنبه روزنامه کيهان سخن درست و دقيق گفته شد. به اين فهم بايد تبريک گفت.

نقطه مقابل اين سخن آقای خاتمی همان است که از معناي جمله برمي آيد. این که "کار دولت آقاي احمدي نژاد بهانه دادن به دست دشمن بود. چنان که تا همين جا که هنوز کار تمام نيست، اين سياست پرونده هسته اي را به جاي باريک کشانده، اروپا را عليه ايران تيزتر و مصمم تر کرده. از جمله فرانسه را که آقاي ثمره هاشمي مشاور خاص رييس جمهور از در عقب کاخ اليزه رفت بلکه ديگ طمعشان را [با الگوي رابطه شان با صدام حسين] به جوش آورد و آقاي دکتر ولايتي بر اساس سابقه دو دولت پيشين، از آن کشور به عنوان مفر و راهکاري براي شکستن اجماع اروپا ياد کرد، به همت دولت مهرورز آقاي احمدي نژاد به سر صف هواداران جنگ و يا تحريم ارتقا مقام يافت. توتال هم از خير ميليارد ها درآمد پارس جنوبي گذشت.

فهرست فوايد سياست دولت احمدي نژاد براي مردم ايران بسيار بيش از اين هاست. گوشه هاي ناديده دارد. وقتي دو سال ديگر انبارهاي کشور را قهوه پرکرد و گنديد، قهوه اي که در ازاي پول ملت ايران از نيکاراگوئه و بوليوي رسيده، وقتي همين امسال باغداراني ايراني که به نوشته اي بهترين سيب جهان [هفتاد نوع يگانه] را دارند سيب هايشان در دستشان ماند و خوراک دام شد، تا بازار براي سيب هاي وارداتي از دوستان فرصت طلب تازه باز شود. وقتي با پرداخت ميليون ها دلار شکر بيش تر از مصرف داخلي وارد شد [ که به گفته نمايندگان مجلس و وزيران خود کابينه، چنين فاجعه اي رخ داده است] و در نتيجه هزاران چغندرکار و کارگر کارخانه هاي قند بيکار شدند. وقتي هواپيماهاي ايران را ديگر همسايه هاي جنوبي خليج فارس هم راه نمي دهند [نگاه کنيد به قطع شصت درصد پروازها به دوبي] و در مقابلش رييس جمهور دستور مي دهد که هواپيمائي ملي به کاراکاس [درست آن سوي دنيا] پرواز بگذارد، تازه اولين نتايج سياست هاي تهاجمي دولت به دست آمده است، کاين هنوز از نتايج سحرست.

گيرم همين هواپيمائي که کم کمک دارند ورود هواپيماهاي فرسوده اش را به همه جا ممنوع مي کنند، همزمان قرارست سهامش در بورس عرصه شود، که طبيعي است بخش خصوصي داخلي و خارجي عاقل است و اين سهام را نمي خرد و ناگزير بايد مثل مورد مس عمل کنند، يعني به نقدينگي هائي که مديريتشان دست دولت است [مثل صندوق بازنشستگان بخت برگشته] فرمان بدهند که اين سهام را به قيمت خوب [کذا] بخرند. بعد هم به سبک ايدي امين براي خود دست بزنند و در فهرست افتخارات و آمارها و گزارش ها بنويسند هواپيمائي هم خصوصي سازي شد و اين دولت از هر دولت ديگري بيشتر خصوصي سازي کرده است.

نويسنده مقاله کوبنده کيهان مرقوم فرموده اند "اتفاقاً مي بينيم كه اين ادبيات و مفاهيم، موفق تر نيز بوده است،[یعنی ادبیات آقای احمدی نژاد] اولاً امتيازي به غرب نداده ايم. ثانياً حقوق خود را اعاده كرده ايم، ثالثاً در افكار عمومي آمريكا و غرب نيز تأثير بسيار موفق تري گذارده ايم و رابعاً دولتمردان آمريكا و غرب، امروز بدهكارتر و منفعل تر شده اند"

که بايد نوشت دروغ است و چهار غلط دارد. اولا اتفاقي نيست و کاملا طبيعي است و از قبل قابل پيش بيني بود که امتيازهائي داده ايم اما امتيازهاي داده از سوي آمريکا بيش تر بوده و مال ما نتيجه نداده است. ثانيا حقوق حقه مان را داريم در نبردي نابرابر به خاطر شعار و شعبده از دست مي دهيم، ثالثا افکارعمومي جهاني را بسيار عليه خود تحريک کرده ايم و رابعا دولتمردان آمريکا و غرب امروز به مراتب طلبکارتر و عليه ما جري تر شده اند". و حاصل آن که خدا کند نويسنده که زبان روزه هم دارد، اين همه را ندانسته و فقط خطا کرده باشد. وگرنه دروغ و تملق به قصد نزديکي به قدرت، مبطل روزه است قطعا.

خلاصه اين که نظر نويسنده روزنامه کيهان درست است، وقتي نوشته "بنابراين [ننوشته اند بنا برکدام] بنظر مي رسد اگر بجاي انفعال و عقب نشيني مدام از موضع حكمت، مصلحت و عزت [يعني همان کار ها که دولت خاتمي کرد]، موضع تهاجمي داشته باشيم و به تكليف، عمل كنيم، اتفاقاً [کذا] به نتيجه بيشتري هم مي رسيم".

ميشد مقاله را کوتاه کرد و براي صرفه جوئي در بيت المال نوشت"به جاي حکمت، مصلحت و غزت بهتر همان که مديرمان گفته است: ترمز بريده".

اما اين که در اول مقال ادعا کردم که اصلاح طلبان از اين گونه نوشته ها نبايد حتي دل آزرده شوند، اشاره به يک اصل معتبر تبليغاتي است که تحصيل کردگان اين رشته مي دانند و خامان نه.

خامان را تصور بر اين که چون هر سال ذکر مصيبت اولاد پيامبر مي شود و هنوز بعد هزار و چهارصد آن داغ تازه ست، تبليغات روزمره مربوط به کالاهاي زميني هم از همان دستند و هر چه تکرار کنند، تاثير و مقبولينشان افزون مي شود. حالا آن که چنين نيست. تبليغات زميني و غيرديني نقطه اوجي دارد، ماکزيمم مجاز. در آن نقطه با شتابي مضاعف برميگردد. شباهت تام و تمام به فواره دارد که علاوه بر آن که چون بلند شود سرنگون شود، سرنگوني اش به شتابي مضاعف است. اين همان تجربه اي است که اردوي رقيب نداشت و رياست جمهوري را ناخواسته در دامن آقاي احمدي نژاد انداخت. ستاد انتخاباتي رقيب به ياد دارند که عصر سه شنبه قبل از سوم تير نامه اي برايشان رفت که توجهشان داد که زياد و تند رفته اند، و توصيه کرد که اگر مي توانند در لحظه تبليغات را متوقف کنند و به مردم فرصت دهند تا به تماشاي خودنمائي حريف بنشينند. اين همان نقطه اوج بود.

اينک شماره مخصوص روز شنبه هفتم مهر روزنامه کیهان که از عنوان اولش شروع شد تا سرمقاله، و خبرهاي متعدد و همه به يک قصد. تبديل کردن شکست و خطاي سفر سوم به نيويورک که در لحظاتي خطرناک و بد اتفاق افتاد و سفر به آمريکاي لاتين و بخشش از کيسه ملت هم چاره اش نکرد. به اضافه تبليغات دستگاه رياست جمهوري که از معجزه هزاره سوم شروع شد و رسيد به سقراط معاصر، و چون هاله نور پيدا شد و افرادي در سوريه هم ايشان را در نسبت پيامبر ديدند [و عجب است که گوينده اين سخنان درربار هنوز به عنوان وزير به مجلس معرفي نشده] اينک در يک زمان واحد آقاي جنتي در نماز جمعه احمدي نژاد را در نيويورک داراي ماموريت الهي ديدند و خانم فاطمه رجبي هم لقب "آيت الله" مرحمت کردند. اصلاح طلبان مجال دهند تا اين قطار مدام سرعت گيرد. که مي گيرد با اين لوکوموتيوران ها که دارد.

در اين ميانه تعجب بعضي بابت تعرض نويسنده کيهان به آقاي خاتمي هم بيجاست. طبيعي است وقتي شما بخواهيد از يک شکست با کمک تبليغات يک پيروزي بزرگ بسازيد بايد از هر تذکار و نصیحتی جلوگيري کني. وقتي شما قرار باشد مقدمات مذاکره التماس آميز با شيطان بزرگ را فراهم کني بايد قبلا هواداران عزت را کوبيده باشي که هيچ نگويند وگرنه چطور مي توان وقت رفتن احمدي نژاد به مذبح گل سرخ تيتر زد "اسلام کاخ سفيد را فتح کرد". بله همه اين کارها ممکن است به شرط آن است که کسي در ديگ را بلند نکند.

که گفتند بچه ها گرسنه بودند و در انتظار پدر، مادر بخت برگشته مقداري خشگه برگ در ديگ ريخته و سر بار گذاشته بود مي جوشيد، هر وقت بچه ها ناله مي کردند مي گفت بگذار بپزد. پدر که آمد از حال بچه ها پرسيد مادر گفت الحمدلله هيچ کدامشان در ديگ را بلند نکردند و خوابيدند، اما در خواب ناله مي کنند.

حالا هم تمام اين خشونت ها به منقدان، همزمان با بستن سايت ها و روزنامه ها، براي آن است که کسي در ديگ را بلند نکند. پس کار به جائي بود اعلاميه دفتر رييس جمهور که از مردم خواست خودجوش به استقبال رييس جمهور نروند و در مساجد به سجده شکر مشغول باشند.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.