چهارفصل ♦ قاب
يوسف محمدي - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]
مايکل پاتريک راميرز کارتونيست برنده جايزه پوليتزر از هنرمنداني است که در يک کلمه مي توان آنها را عاشقان دردسر ناميد. کاريکاتورهاي وي از زمان دانشجويي اش تاکنون جنجال هاي زيادي به پا کرده و کمتر حزب، گروه و شخصيت سياسي است که از نيش قلم او در امان مانده باشد. انتشار کاريکاتوري از وي در هفته هاي گذشته باعث شد تا ايرانيان نيز بيشتر با نام وي آشنا شوند. از اين رو همکارمان يوسف محمدي نگاهي انداخته است به زندگي و آثار اين کارتونيست معاصر...

يک کارتونيست جنجالي
درباره مايک راميرز
بار ديگر يک طراح و کارتونيست سبب ساز خشم و اعتراض بخشي از ايرانيان داخل و خارج از کشور شده که دامن حيثيت فرهنگي و تاريخي خود را ملکوک به اهانت، اظهارنظر يا شيطنت [بستگي دارد چه تعريفي از کارتون داشته باشيد] يک کارتونيست مي دانند. چند ماهي از جنجال فيلم "سيصد" - بر اساس کتاب مصوري از فرانک ميلر، طراح برجسته ي آمريکايي- نمي گذرد که انتشار کارتوني از "مايک راميرز" کارتونيست مبرز و البته راستگراي آمريکايي در روزنامه ي کلمبوس ديسپج، موج ديگري از دلخوري و اعتراض به وجود آورده است. به همين بهانه اين هفته نگاهي داريم به کارنامه هنري اين کارتونيست جنجال ساز.
مايکل پاتريک راميرز، متولد 1961 کارتونيست مکزيکي الاصل آمريکايي اولين بار نيست که از طرف جمعيتي متهم به توهين مي شود و اصولاً به چنين واکنش هاي تندي عادت دارد. زماني که او در کالج، دوره ي مقدماتي پزشکي را مي گذراند طراحي کارتون برايش تنها يک سرگرمي ساده محسوب مي شد اما وقتي نامزد هاي انتخابات دفتر دانش آموزان را با کاريکاتوري در روزنامه کالج به استهزا گرفت و با خشم جمعي آنها مواجه شد که خواستار عذرخواهي او بودند، تازه شيفته اين هنر شد و آن را حرفه اصلي اش قرار داد! سال 1984 از دانشگاه کاليفرنيا فارغ التحصيل شد در حالي که همزمان براي روزنامه ي "کامرشيال اپيل" ممفيس کارتون مي کشيد، اين همکاري هفت سال به طول انجاميد و بعد از آن "لوس آنجلس تايمز" مهمترين مکان انتشار آثارش بود.

راميرز را با عقايد محافظه کارانه و راست گرايانه اش مي شناسند اما توجه داشته باشيم که معناي يک کارتونيست با گرايشات سياسي در آمريکا با ايران اندکي متفاوت است. نگاهي به مجموعه آثار مطبوعاتي او نشان مي دهد که خاورميانه را مهد تروريسم مي داند، با جنگ آمريکا عليه تروريسم موافق است، ايران اتمي را خطري براي دنيا و نظام آن را در پي نابودي اسرائيل مي بيند، يعني باورهاي اصولي اکثر راست گرايان امريکايي. اما اين به معناي حمايت بي چون و چراي او از تمام سياست هاي کاخ سفيد و چشم بستن بر اشتباهات حزب مورد قبول اش نيست. جورج بوش و ساير جمهوريخواهان، کم سوژه ي آثار راميرز نبوده اند. همچنين نمي توان به خاطر اعتقاد او به خطر ايران براي اسرائيل، مهر صهيونيست بر پيشاني اش کوبيد –آن چنان که در ايران مرسوم است- چرا که اسرائيل را هم از نيش قلم خود بي نصيب نگذاشته است.
مهمترين جنجال او پيش از جريان اخير، به اکتبر سال 2000 و چاپ اثري در لس آنجلس تايمز بر مي گردد که به دنبال جنگ هاي داخلي در اسراييل، يک مسلمان و يک يهودي را مشغول عبادت کلمه "نفرت" حک شده در برابر يک ديوار نمايش مي داد. کاراکتر مسلمان چفيه به گردن، نسبت به يهودي کنار دست اش وضوح چنداني نداشت و راميرز به سرعت هدف حملات زباني و قلمي گروه هاي يهودي قرار گرفت که ديوار کذايي را مشابه ديوار غربي – مشهور به ديوار ندبه در بيت المقدس/اورشليم- زيارتگاه بزرگ يهوديان يافته بودند و توضيحات کارتونيست و روزنامه متقاعدشان نمي کرد، پس راميرز را "ضد يهود" ناميدند.

نوامبر 2005 لس آنجلس تايمز اعلام کرد که ديگر به انتشار آثار راميرز ادامه نخواهد داد، راميرز دلخور از اين تصميم به روزنامه ي "اينوستورز بيزينس ديلي" پيوست و کارتونيست اول اين نشريه شد، کارتون هاي او از سال 1998 از طريق آژانس کاپلي نيوز سرويس عرضه و در بيش از چهارصد روزنامه و نشريه چاپ مي شوند.
کارتون هاي راميرز با خطوط سريع اما استادانه و طراحي هاي فوق العاده و صاحب سبک اشان در رده برترين آثار مطبوعاتي حال حاضر جاي مي گيرند، او هر جا که لازم باشد و ايده اش بطلبد از کاريکاتور چهره به بهترين شکل استفاده مي کند و در اين زمينه هم مهارتي کم نظير نشان مي دهد، مجموعه ي اين ويژگي ها سال 1994 جايزه پوليتزر بهترين کارتونيست مطبوعاتي سال را نصيب راميرز کرد.
تند و تيزي و جنجال برانگيزي کارتون هاي راميرز به نظر مي آيد پيش از هر چيز، حاصل رشد و پرورش او در فرهنگي باشد که در بيان عقيده محدوديت نمي شناسد و به دسته بندي هايي مثل "نقد سازنده" و "مخرب" و اين جور تعارف ها معتقد نيست.
خودش مي گويد: "اگر هر روز دست کم يک تلفن بد و بيراه نداشته باشم که مرا احمق مي خواند، کارم را انجام نداده ام!"

