Rooz

بازي مقدماتي انتخابات رياست جمهوري

عيسي سحرخيز - دوشنبه 26 شهریور 1386 [2007.09.17]

saharkhiz.jpg

با نزديك شدن زمان برگزاري انتخابات، روز به روز اين نكته روشن تر مي شود كه هر دو جناح سياسي كشور، نگاهشان به ماجرا چون يك بازي دو مرحله اي است كه در آن انتخابات مجلس شوراي اسلامي نقش بازي نيمه نهايي را براي انتخابات رياست جمهوري ايفا مي كند.

در بازي هاي مقدماتي نمايندگان اقتدارگراي مجلس شوراي اسلامي، قصد دوپينگ از طريق طرح ادغام انتخابات مجلس و رياست جمهوري را داشتند كه با وجود چشم پوشي هاي اوليه داور وسط ، به دليل فشار افكارعمومي به هدف خود دست نيافتند و درنتيجه چشم به دقايق پاياني بازي دارند تا ببينند، با عوض شدن مهره هاي جديد حزب پادگاني مستقر در ارگان هاي نظارتي و اجرايي انتخابات، در جايگاه داورهاي كنار، چگونه گل هاي رقيب آفسايد گرفته شده يا مردود اعلام مي شود.

از آنجائي كه در ديگر بازي هاي مقدماتي، جريان اقتدارگرا، به وي‍ژه ياران و طرفداران تيم جنتي- احمدي نژاد- مصباح شكست هاي سنگيني را در انتخابات شوراهاي شهر و روستا، انتخابات مجلس خبرگان و انتخابات داخلي خبرگان متحمل شده اند، و اميد چنداني حتي براي رسيدن به مرحله ي يك چهارم نهايي ندارند، از هم اكنون چشم اميد آنان به داورهاي كنار، وسط و حتي داور چهارم مسابقه است تا شايد به كمك كارت هاي زرد و قرمز آنها و درنتيجه اخراج بازيكنان اصلي رقيب، بخت و اقبال شان در اين بازي هايي نابرابر افزايش يابد.

آنها با اين وجود مي دانند که ميزان انتظارشان را نمي توانند تا حد برگزاري يک انتخابات مطلق "غيرآزاد، ناعادلانه و غيررقابتي" بالا ببرند- به گونه اي که بخت اندکي براي برخي رقباي ساکت و سر به راه باقي بماند. نکته اين است که ميدان بازي داوران نيز وسيع نيست و حد و اندازه ي محدودي دارد. آنها عليرغم ميل باطني خود مجبورند دايره ي محدوديت ها را چنان فراخ بگيرند كه شائبه ي انتخابات نسبتا آزاد فراهم آيد، به گونه اي كه از يک سو بازيکنان تيم مقابل را ترغيب کند که وارد زمين شوند، يا در اعتراض به عملکرد داور، پيش از شنيدن سوت پايان بازي در دقيقه ي نود، با حالت قهر ميدان را ترک نکنند؛ و از سوي ديگرتماشاچيان با حالت خشم و غضب به وسط زمين نريزند و يقه داوران را نگيرند و آن را ندرند، يا در شرايطي هيجاني و غيرمعمول به جان داور اصلي نيفتند و سر و بدنش را مجروح نکنند. هرچند شواهد و قرائن بيانگر احتمال وقوع چنين رويدادهايي در آينده است، اما هنوز بسيار زود است که بتوان در اين زمينه به گمانه زني و قضاوت نهايي پرداخت.

اما فارغ از از اين ماجراها، آنچه كه بيش از همه توجه تماشاگران و ناظران بي طرف اين بازي سياسي را به خود جلب كرده است، بيرون كشيده شدن مهره هاي اصلي از آرايش تيم ها در بازي نيمه نهايي، با هدف تازه نفس نگاه داشتن شان براي بازي نهايي، انتخابات رياست جمهوري، است. اين مهره هاي بازي ساز، در دو سوي ميدان، به جز وظيفه ي بازيگري و بازي آفريني، درعمل نقش كمك مربي را نيز بازي مي كنند و پيش از آغاز بازي سعي در انتخابات و معرفي بازيکنان ، و بکارگيري و آرايش مناسب آنان را در زمين دارند.

جز سيد محمد خاتمي كه به علت محبوبيت در حال بازسازي شدن، در جايگاه يك لژيونر بازيگردان، در اين دور از بازي ها يک بازيکن استثنايي تلقي مي شود و در هر دو مرحله توان بالقوه اي براي قرار گرفتن در آرايش هر دو تيم را دارد، و علي اکبر ناطق نوري كه - به علت عدم اعتماد به نفس ناشي از شکست سنگين گذشته در انتخابات رياست جمهوري و همچنين دلزدگي از عملکرد جريان اقتدارگرا- در عمل سياست را بوسيده و كنار گذاشته و براي خود يک نقش حاشيه اي قائل شده است، مهره هاي اصلي دو طرف، به دلايل خاص خود، نه تنها در چيدمان بازي هاي مقدماتي جايگاهي ندارند، بلكه به نظر مي رسد در بازي نهايي نيز تمايلي به حضور نداشته يا اجازه ي لخت شدن و ورود به ميدان را نيابند.

در جبهه اصلاحات، مصطفي معين نامزد اصلاح طلبان ييشرو در انتخابات رياست جمهوري پيشين، غايب اصلي خواهد بود. گلايه هاي تکراري و خسته کننده اي كه وي در اين دو سه ساله از احزاب حامي خود به ميان آورده است، نشان مي دهد كه او ديگر مرد پا به ميدان سياست گذاردن نيست. حتي اندک احتمالي نمي رود که در او اين آمادگي باشد كه در سطوح پائين تري چون "جبهه دموكراسي و حقوق بشر" بازي را ادامه دهد. غايب بزرگ ديگر ميدان هاشمي رفسنجاني خواهد بود كه به دليل محدوديت سني اعمال شده در قانون براي نامزدهاي انتخاباتي، و از آن همه مهمتر تقويت شدن جايگاه سياسي- روحاني اش در مجلس خبرگان، بعيد است در هر دو انتخابات آينده نامش بار ديگر در ليست نامزدهاي انتخاباتي قرارگيرد و در اين عرصه ها نيز به روي باسكول سنجش افكار عمومي برود. او احتمالا ترجيح خواهد داد كه ركورد كسب كرده در انتخابات مجلس خبرگان را به عنوان آخرين ركورد آراي عمومي، تا پايان عمر حفظ كند. اما در نقشي ديگر، به صورت غيرمستقيم، آن هم از كناره ي ميدان، تجربيات و امكانات خود را در اختيار گروه محدودتري از بازيكنان قرار دهد.

در جبهه ي ضد اصلاحات، اما شرايط كاملا متفاوت است و بازي ديگري در ميان اقتدارگرايان در حال رقم خوردن است. به جز قاليباف كه به دليل عملكرد نه چندان مناسب در شهرداري تهران، روز به روز بخت خود را براي لخت شدن و ورود مجدد به زمين از دست مي دهد، نامزد بالقوه اصلي اين جريان، احمدي ن‍ژاد، از هم اكنون بازي را واگذار كرده است. ديگران نيز سعي دارند بدون اعلام رسمي اين مسئله، در خفا مهره چيني هاي لازم را براي انتخابات دور آينده بدون حضور او به عمل آورند.

برخلاف دوره هاي پيشين رياست جمهوري كه همواره شاهد نامزد شدن و انتخاب يك نامزد رياست جمهوري در دو دوره متوالي بوديم ، احمدي ن‍‍ژاد مي رود كه به دليل ناكارايي و ناتواني هاي ممتد و نارضايتي هاي فزاينده ي ملت، در اين زمينه سنت شكن باشد. او اگر بخت يارش باشد، در نهايت با خوش اقبالي مي تواند دوره ي اول رياست جممهوري را در انتهاي چهار سال قانوني به پايان برساند. اين شرايط اگر محقق شود او بايد كلاهش را بالا بيندازد و روزي صد بار خدا را شكر كند. اين وضعيت كه احتمال آن روز به روز كمتر مي شود، هراس فزاينده اي را در دل آمران و حاميان احمدي نژاد ايجاد کرده است. از اين رو، بعيد به نظر مي رسد كه آنها به فكر نامزد كردن مجددش براي دور ديگر رياست جمهوري باشند. در واقع، خوش ترين خبر براي آنها اين امر خواهد بود كه او طي دو سال آينده به دلايل گوناگون، از جمله اعتراض هاي داخلي و بروز خشم عمومي، يا فشارهاي سياسي - تجاري فزاينده خارجي يا عمليات نظامي، يا تركيبي از اين دو، براي هميشه از بازي کنار گذارده نشود. در اين وضعيت اين احتمال نيز مي رود که براي جلوگيري از ضايعات و هزينه هاي بيشتر، از جمله آوار شدن ديوار بر روي صحنه گردانان پشت پرده، آنها مجبور شوند داوطلبانه احمدي نژاد را چون يك قرباني، با روش هايي چون صدور حكم حكومتي يا راي عدم كفايت، پيش از موقع از صحنه سياست ايران کنار بگذارند.

اخباري كه در محافل سياسي ايران در مورد احتمال بيرون كشيده شدن حداد عادل از زمين در مرحله نيمه نهايي، و بر روي نيمكت نشاندن وي با هدف استفاده در بازي نهايي شنيده مي شود، از يك سو مويد اين شايعات و از سوي ديگر بيانگر خالي شدن دست جريان اقتدارگرا از مهره هاي به ظاهر موجه است. جمع اندكي كه تا اين زمان شنيدن نام آنها موجب واكنش منفي شديد افكار عمومي و خشم ملت نمي شود. رئيس فعلي مجلس شوراي اسلامي که هشت سال پيش در جريان يک دوپينگ سياسي با حذف عليرضا رجايي امکان ورود به مجلس را يافت، و در دور گذشته نيز با شعبده ي نظارت استصوابي شوراي نگهبان و ايفاي نقش پررنگ حزب پادگاني در رقم خوردن نتيجه ي انتخابات، امکان ورودش به مجلس و رياست بر خانه ملت فراهم شد، گويا از اين پيشنهاد قند در دلش آب شده است و اين روزها سعي مي کند در ديدارها و سخنانش به نوعي نقش جديد را نيز به نمايش گذارد.

به نظر مي رسد مهدي كروبي نيز با اطلاع از اين ماجرا، سعي دارد انتقام ظلمي را كه در انتخابات رياست جمهوري گذشته بر او رفت- و به قول خودش به دليل خواب دو ساعته شبانه، شاهد پيروزي را از كف داد و صبح شاهد مطلوب را با صحنه گرداني حزب پادگاني در بستر ضعيفترين رقيبش ديد- از احمدي ن‍ژاد بگيرد. حرف هاي غيرقانوني و نابخردانه رئيس جمهور در مورد جايگاه نداشتن احزاب در صحنه سياسي ايران، بهانه خوبي به کروبي داده است تا رقيب گذشته را به باد حملات شديد بگيرد. او با دادن اين احتمال كه رقيب ديروز، رقيب فردا نخواهد بود، بازار كنايه را رواج داده و احمدي نژاد و عملکرد او را به سخره گرفت: "تو برادرمن ! سال 88 حتما به ميدان بيا تا آن‌جا ببيني چه‌طور مردم به تو جواب مي‌دهند كه حزب مي‌خواهند يا نمي‌خواهند؟"

در شرايطي كه اصلاح طلبان اينگونه يا به صورت رسمي اعتراض خود را عليه اين سخنان ضد قانون اساسي ابراز داشته اند و آش چنان شور شده است كه صداي آشپزباشي حزب موتلفه نيز درآمده است، آنان كه بايد ناظر بر رفتار و گفتار رئيس دولت باشند و در چنين مواردي او را از اريكه ي قدرت به زير بكشند، به دليل آنكه دستشان با او در يك كاسه است، چشمان خود را بر واقع بسته و در برابر نقض مواد مختلف قانون اساسي سكوت اختيار كرده اند. طبيعي است که در اين وضعيت، از همه نمي توان توقع واکنش يكساني داشت، اما عقل سياسي حکم مي کند که افرادي که اکنون در مجلس جا خوش کرده و بر صندلي هاي سبز ساختمان هرمي شکل واقع در ميدان بهارستان آرميده اند، دست كم حق معاش داشته باشند و با آينده نگري و با هدف کسب آراي ملت در انتخابات اسفندماه 86 به صورت نمايشي هم كه شده از حريم قانون دفاع کنند.

اگر خانه ملت، جايگاه واقعي نمايندگان مردم بود و راه يافتگان به مجلس، نمايندگان حقيقي ملت، اين بهترين فرصت بود كه احمدي نژاد را به دليل زيرپا گذاردن سوگندي كه در مجلس به قانون اساسي ياد كرده است، به مجلس بكشند، استيضاحش كنند و از كار بركنارش سازند. حيف كه تا حكم حكومتي در اين كشور حاكم است، نمايندگان بجاي وكيل الرعايا بودن، وكيل الدوله هستند و از آن بيشتر وكيل ال...!


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.