Rooz

اوضاع پاندولي

احمد زيدآبادي - پنجشنبه 15 شهریور 1386 [2007.09.06]

po_zeydabadi_01.jpg

اوضاع سياسي در ايران در طول ده سال گذشته هر چند كه روندي رو به وخامت داشته، اما به لحاظ شدت فشارها، يكنواخت نبوده است.

از دوم خرداد 76 به بعد، دوستان ما به طور متناوب نسبت به روند تحولات اظهار خوش‌ بين و بد بيني كرده‌اند.

گاهي شرايط آنچنان سخت شده كه اغلب افراد، همه چيز را از دست رفته يافته‌اند و گاهي نيز اوضاع به گونه‌اي آرام گرفته كه اكثر دوستان، اميد خود را به بهبود كامل شرايط باز يافته‌اند.

براي نمونه در 18 تير امسال، وقتي كه اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت دستگير شدند و متعاقب آن به ساختمان سازمان ادوار تحكيم حمله شد، كور سوي اميد براي بهبود اوضاع در بسياري از دل‌ها خاموش شد و اغلب دوستان بر اين گمان بودند كه حكومت با علم كردن بحث انقلاب مخملي و به زندان افكندن آمريكايي‌هاي ايراني تبار، عزم خود را جزم كرده است تا كار خويش و منتقدانش را يكسره كند.

اخيرا اما خانم هاله اسفندياري آزاد شده و به خارج رفته است. اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم و سازمان ادوار از حبس رها شده‌اند و در اين چند روزه كسي بازداشت نشده است.

در عين حال، هر چند كه وضع برخي از زندانيان تفاوتي نكرده و اعدام‌ها به طرز بي‌سابقه‌اي ادامه دارد، اما از شدت و حدت برخورد با «بد پوشان» زن و مرد كاسته شده و در حال حاضر در خيابان اثري از مقابله با زنان و جوانان ديده نمي‌شود.

در ضمن آقاي رفسنجاني هم كه حاميان آقاي احمدي نژاد كمر به حذف او بسته بودند، اينك در راس مجلس خبرگان رهبري قرار گرفته و ديگر مانند سابق هدف سهل‌الوصولي براي حمله تبليغاتي جناح تندرو به شمار نمي‌رود.

اين تحولات ممكن است باعث غلبه خوش بيني بر ما شود، اما تجربه ده سال گذشته نشان مي‌دهد كه نبايد به اين حركت‌هاي متناوب دل بست چرا كه به نظر مي‌رسد، ماهيت نظام سياسي ايران به نوعي با رفتارهاي پاندولي گره خورده است.

در طول ده سال گذشته فقط يكبار خوش بيني بر من غلبه كرد و آن هم پس از انتخابات مجلس ششم بود كه گمان مي‌بردم توازن قدرت را به نفع اصلاح طلبان به هم زده است. اين خوش بيني ديري نپاييد و با توقيف مطبوعات جاي خود را به بدبيني داد آن هم درست در شرايطي كه اكثر دوستان ما در انتظار گشايش مجلس ششم بودند تا معجزه اصلاحات را به چشم ببينند.

در حقيقت، من از تجربه گذشته آموخته‌ام كه هنگامي كه نشانه‌هاي اميدوار كننده ظهور مي‌كند، نبايد از تحولات ناگوار پس از آنها غافل ماند و وقتي كه علامت‌هاي نااميد كننده ظاهر مي‌شود، نبايد از بازگشت اوضاع به حال قبل از آن قطع اميد كرد.

اين تجربه تحليل‌هاي مرا متفاوت از ساير دوستان كرده است به طوري كه در دوره‌هاي شدت و سختي، دوستان مرا بيش از حد خونسرد و خوشبين مي‌يابند و در زمانه‌هاي عادي، ناهمخوان و بدبين.

اوضاع پاندولي در ايران ممكن است تا چند ماه آينده نيز ادامه يابد و هر يك از ما چند بار به طور متناوب نسبت به روند اوضاع خوش بين و بد بين شويم، اما اين داستان سر درازي ندارد و ايران در شش تا يك سال آينده بايد تصميم خود را به طور قطع بگيرد يعني مجبور است كه بگيرد.

همانطور كه پيش از اين هم گفته‌ام، ايران دو راه بيشتر پيش رو ندارد: يا سازش يا جنگ. كساني كه از وجود راه سوم سخن مي‌گويند به گمان من كلي گويي مي‌كنند و حاضر به ورود به جزئيات نمي‌شوند و اگر بشوند در نهايت متوجه مي‌شويم كه آنها نيز به يكي از دو راهي كه گفته شد متمايل مي‌شوند.

هنوز نمي‌توان به طور قطع گفت كه سرانجام دولت ايران راه سازش را برمي‌گزيند يا راه جنگ را. مسلما له و عليه انتخاب نهايي هر يك از دو گزينه مذكور توسط حكومت مي‌توان به يك اندازه استدلال كرد، اما كسي كه مدعي شود انتخاب قطعي را مي‌داند يا دروغگوست و يا محرم رازهاي مگو.

ايران اگر بخواهد به راه سازش برود، اين راه در درون نظام فقط از آقاي رفسنجاني عبور مي‌كند. بيان اين مساله از زبان كسي كه خود از منتقدان آقاي رفسنجاني بوده است، سخت است، اما باور من به پاره‌اي عملكردهاي منفي وي، نبايد مانع ديدن واقعيت و بيان آن شود.

انسان‌ها نقش‌هاي متفاوتي در زندگي به خود مي‌گيرند، فردي در يك نقش و مقام خاص ممكن است كاركردي منفي داشته باشد، اما در نقش و مقامي ديگر كاركردي مثبت.

اين جابجايي نقش‌ها بايد هميشه در نظر ما باشد، در غير اين صورت، دچار نوعي تصلب تحليلي مي‌شويم و از واقعيت فاصله مي‌گيريم.

تاكيد مي‌كنم كه من نمي‌گويم آقاي رفسنجاني ضرورتا محور تحولات آينده است، بلكه مي‌گويم «اگر» نظام سياسي تصميم به سازش با جهان غرب بگيرد، در اين صورت، چهره‌اي جز آقاي رفسنجاني براي جلو فرستادن ندارد.

اما هيچ تضميني نيست كه نظام سياسي تصميم به سازش بگيرد. ممكن است به راه ديگر رود، راهي كه عوارض و پيامدهايش در شرايط كنوني غير قابل پيش بيني است.

مساله اصلي اما اين است كه در هر دو حالت، ما – كه دقيقا نمي‌دانم مصداق اين ما چه كساني‌اند! – قادر به ايفاي نقش موثري با كاركرد كنوني‌مان نيستيم و ترس من آن است كه در اين وسط نقش سازنده‌اي ايفاء نكنيم.
در واقع اين است راز اصلي دعوت جناب عبدي و من به مدتي سكوت و تامل، نه آنچه دوستان عزيزي مانند داور نبوي به آن اشاره كرده‌اند. اين دوستان به نظرم بيشتر به حاشيه‌هاي بحث نظر داشته‌اند.

اين بحث نياز به توضيح بيشتر دارد.


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.