دريچه♦ سينماي ايران
مهدي عبدالله زاده mehdi.abdollahzadeh@gmail.com - پنجشنبه 8 شهریور 1386 [2007.08.30]
با روي کار آمدن دولت سرداران سياست هاي خنثي و گاه سرکوب گرانه مديران و وزرايي که چندان تخصصي در زمينه سمت فرهنگي خود ندارند، راه را به سوي آشوب فرهنگي/هنري گسترده باز کرده است. اين آشوب دامن فيلمسازان شناخته شده و به نام کشور را نيز گرفته و آنان را نيز اسير دام چاله اي به نام "فيلم تلويزيوني" نموده است. همکار ما مهدي عبدالله زاده در اين شماره دريچه اي کوچک به روي اين معضل بزرگ گشوده، به اميد آن که در آينده اتخاذ تصميم ها، سياست ها يا تغييرات بنيادين مانع از گسترش زيان هاي عمده گردد....
شتر گاو پلنگ هاي سيما فيلم
سياست هاي ضد سينمايي وزارت ارشاد و تلويزيون همچون حرکتي خزنده به سمت حذف تدريجي و آرام سينماي ايران در حال پيشروي است. صدا وسيما و موسسه سيما فيلم از حدود يک سال پيش، در پي بدعتي عجيب و با تخصيص بودجه اي هنگفت و سرسام آور در حال توليد "شترگاوپلنگ" هاي تصويري اند: آثاري که گاهي نام فيلم سازاني آشنا را با خود يدک مي کشند، مدت زمان نمايش آنها مطابق با معيار هاي فيلم بلند است و بر خلاف روال معمول توليدات تلويزيوني، ماهيتي فردي و مستقل از ديگر آثار دارند. اما در عمل نه مي توان آن ها را توليد سينمايي به حساب آورد و نه در جدول پخش برنامه ها جايي برايشان تعريف کرد. تلويزيون، آنها را به جاي فيلم سينمايي به خورد تماشاگر مي دهد و از اين رهگذر به چند مطلوب دست پيدا مي کند: اول آنکه با هزينه اي کمابيش برابر با دو قسمت 45 دقيقه اي از يک سريال تلويزيوني، توليدي به ظاهر پر حاشيه تر، جذاب تر و خبرساز تر ارائه مي دهد. دوم آنکه در پي کاهش محبوبيت نزد همان توده عوام که رويش حساب مي کرد، مقبوليتي بيشتر دست و پا مي کند. سوم آن که از منظر مخاطب شناسي و استاندارد هاي برنامه سازي، فاصله کيفي سريالهاي در حال توليد با آثار به اصطلاح سينمايي کمتر به چشم مي آيد.
اما مهم تر از همه اين ها؛ هدف مشترکي است که تلويزيون در همراهي با وزارت ارشاد دنبال مي کند. وقتي بخش عمده اي از کارگرداناني که سالي يکي دو فيلم در همان سينماي بدنه مي ساختند و هر از گاهي ميل به ساخت آثاري بهتر، متفاوت تر و يا دست کم متمايل به "انديشه" را داشتند، [مانند ابوالحسن داودي] در پي اين سياست ضد هنري چنين درگير پروژه هاي اقماري صدا و سيما مي شوند، طبيعي است که رشد فرهنگ بصري و فرهنگ سازي در سينما روند معکوس پيدا کند و ريشه هاي اين هنر روز به روز خشکيده تر شود. و اين درست همان چيزي است که سردار هاي سه گانه مي خواهند. خواست سردار ها البته امري طبيعي ست و منطبق بر ماهيت و خاستگاهي است که دارند. آن چه طبيعي نيست حرص و آز و تقلاي همين به اصطلاح هنرمنداني است که براي گرفتن سهمي بيشتر از خواني که جلوي شان گشوده شده، حاضرند چشم برهمه چيز ببندند. وقتي مي شنويم سفره رنگين صدا و سيما چگونه هوش از آنها ربوده، به ياد "شهر تنبل ها" ي داستان پينوکيو مي افتم؛ آنها مي خوردند بي آن که بدانند براي بيگاري از جسم شان فربه مي شوند، و اين ها مي خورند بي آن که بفهمند روح شان به بيگاري گرفته مي شود و آبرو و تعهد شان بر باد مي رود.
تحريم جشن خانه سينما، در شرايطي که مداخله دولت در مسائل صنفي سينما و موازي سازي کانون تهيه کنندگان به فشارهاي موجود افزوده، تصميم درستي بود که از سوي تعدادي از کارگردانان و تهيه کنندگان به اجرا در آمد، اما با پا در مياني مسئولان خانه سينما و در مواردي با تهديد و ارعاب از سوي مقامات وزارتخانه، پايدار نماند. گردانندگان خانه سينما که در هماهنگي کامل با سياستهاي صفار هرندي به سر مي برند اما در ظاهر ژست روشنفکرانه و مستقل به خود مي گيرند سخت به تکاپو افتادند تا اين جشن با بي آبرويي برگزار نشود.
اين روز ها برخي بزرگان سينما-آنها که جايگاهي ويژه دارند و حاشيه امني به مراتب بيشتر از ديگران-بيشتر از همان ديگران مايه تاسف اند. مسعود کيميايي که فارغ از جنبه هاي کيفي فيلم هايش مضموني چون "اعتراض" را در دوره رياست جمهوري خاتمي به روي پرده مي برد، حالا جرات خارج کردن فيلم خنثي امروزش از جشن خانه سينما را ندارد و با يک تشر فيلمش را بر مي گرداند. از آن طرف خبر مي آيد که داريوش مهرجويي براي تلويزيون فيلم مي سازد! مبارک است. اميدوارم اين خبر صحت نداشته باشد و توسط خود او رد شود. و گرنه اين بار نوبت بي آبرويي او خواهد بود.وقتي يکي از بزرگ ترين ها و بهترين هاي سينما درست پس از تعليق اکران فيلم آخرش [به بهانه کنايه نام فيلم به رهبر جمهوري اسلامي] با تلويزيون قرارداد همکاري امضا کند، يا از سر زبوني است، يا از فرصت طلبي و خودخواهي، و البته شايد هم از ناچاري و فشار و تهديد.اما هر چه باشد باز هم فرقي نمي کند. نشانه ايست بسيار واضح و آشکار که به بحراني جدي، سياستي ويرانگر، و مرگي قريب الوقوع براي سينماي ايران اشاره دارد.
