نمايش روز♦ تئاتر ايران
جمشيد کمالي - پنجشنبه 8 شهریور 1386 [2007.08.30]
نمايش "عشقه" کاري متفاوت از محمد رحمانيان و حبيب رضايي بود که به تازگي در سالن چهارسوي مجموعه تئاتر شهر روي صحنه رفت. اين نمايش در زمان اجراي خود در جشنواره تئاتر با حاشيه هايي رو به رو بود، اما در اجراي عمومي بازتاب هاي مثبتي ميان دست اندرکاران تئاتر و مخاطب عام داشت. هنر روز در اين شماره نگاهي دارد به اين نمايش و کارنامه محمد رحمانيان، نويسنده و کارگردان برجسته کشورمان....

روايتي از درازناي تاريخ
نويسنده: محمد رحمانيان. کارگردان: محمد رحمانيان و حبيب رضايي. طراح صحنه: محسن شاه ابراهيمي. بازيگران: بهناز جعفري، آشا محرابي، علي عمراني، مهتاب نصير پور.
خلاصه داستان: نمايش عشقه به روايت زندگي زني در ابتداي تاريخ اسلام مي پردازد و از خلال روايت او به ماجراي عشق خديجه و پيامبر و اتفاقات آن دوره نظر مي افکند.
نمايش هايي که محمد رحمانيان روي صحنه مي برد بدون هيچ شکي در عالم نمايش ايران تبديل به يک اتفاق مي شود. بعد از اجراي فنز و سرو صدايي که به پاکرد مخاطبين نمايش منتظر اجراي روز هاي راديو بودند که به مسائل سياسي کودتاي به مرداد در ايران مي پرداخت. اما رحمانيان آن کار را به فرصتي دگر وانهاد و متن عشقه را دست گرفت. عشقه نمايشي کاملا سفارشي است. زماني که قرار بود اين نمايش در جشنواره سال گذشته روي صحنه برود بسياري با رحمانيان و بازيگران گروهش تماس گرفتند که مانع از اجراي نمايش آنها خواهند شد و اگر اين نمايش اجرا شود سالن را بر هم خواهند ريخت. برخي بازيگران ترسيدند و رحمانيان از مديران نمايشي قول گرفت که هيچ گزندي به او و گروهش نرسد و نمايش در تدابير کامل امنيتي روي صحنه رفت. پس از جشنواره هم 10 شب روي صحنه بود تا اين که کار تعطيل شد و اجراي آن به سال 86 وانهاده شد. اين نمايش در تهران اجراي بسيار موفقي داشت. عشقه جزو نمايش هاي خصوصي به شمار مي آيد که اگرچه سفارشي بود اما تهيه کننده اي شخصي آن را تهيه کرد.
رحمانيان زبان نمايش را به خوبي مي شناسد و سعي مي کند هر داستاني را به دراماتيک ترين شکل ممکن خود روايت کند. اين بار نيز داستان چنين است و او سعي کرده با اين که موضوعي مذهبي را دستمايه خود قرار داده، اما از کليشه هاي رايج چنين داستان هايي دوري گزيند. روايت رحمانيان در عشقه کاملاً مبتني بر شاعرانگي و عاشقانه است. او زباني منعطف را براي اجراي خود برگزيده تا بتواند تمام قالب هاي مورد نظر خود را در آن جاي دهد.
نويسنده نمايش خود را محدود به گويش نمي کند هرجا که لازم است فراخور قصه از زبان کهنه و منسوخ بهره مي برد و در بسياري از لحظات نيز شخصيت ها به زبان معمولي که مي شناسيم سخن مي گويند. در بخش زبان باستاني رحمانيان کاملا معطوف به کتاب هاي تاريخي است وهمانند برخي نويسندگان به الهام از اين زبان بسنده نمي کند. او در واقع مى كوشد ماده المواد زبان را از تاريخ مكتوب و روايت مستند كسب كند. بنابراين بسيارى از دستمايه هاى قصه را از كتب و اسناد تاريخى مانند تاريخ يعقوبى، بحارالانوار، سيره ابن هشام، الوقايع الحوادث، كفايت الطالب، مناقب آل ابى طالب (ع)، آداب الحرمين، ناموس الرجال و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و كتاب زنان صدراسلام به دست مى آورد. استفاده از چنين منابعى به نويسنده امكان مى دهد كه جنس روايت را متناسب با اصل زمان به كار ببرد. به تعبيرى، نويسنده سعى دارد كه زمان را در خود آن زمان نشان دهد. وضعيت زبان معيار هم در نمايشنامه مشخص است و رحمانيان هر وقت که لازم مي داند فضا را براي تماشاگر خود مي شکند. نويسنده در جاهايى از متن خود نيز از كاركردهاى زبان طنز استفاده مى كند. اين امر در پرداخت شخصيتى كاراكترهايى همچون ابوالهب و ابوسفيان نمود پيدا مى كند. طنز درچنين صحنه هايى بيش از هرچيزى مديون قابليت هاى زبان فارسى است. به تعبيرى در بسيارى جاها زبان محاوره، بر نمايش حاكم مى شود و اين زبان نيز به راحتى امكان بيان مفاهيم طنزآميز را دارد. از اين رو شخصيت هايى همچون ابولهب و ابوسفيان، نه به صورت يك دشمن ترسناك و صاحب زر و زور بلكه به صورت ابله هايى سطحى و در اصطلاح محاوره اي دست و پا چلفتى و نادان ترسيم مى شوند.

رحمانيان وحبيب رضايي مدت هاست که تجربه کارگرداني مشترک را از سر مي گذرانند. آنها هيچ گاه در زبان نمايشي خود به ساختاري پيچيده متوسل نمي شوند و کارها در نهايت سادگي اما دراماتيزه شده و متناسب با اصول نمايشي هستند. ما در اين نمايش شاهد به كارگيرى سكوى گرد هستيم كه همواره از تكنيك هاى اجرايى نمايش مذهبى و درو اقع ژانر تعزيه است. سكوى گرد در اين نمايش، اتمسفر تعريف شده براى اجراى دراماتيك است. اين سكو در تكنيك هاى اجرايى تعزيه در بسيارى از جاها مى چرخد و به فضاسازى و ارائه تصوير زمان و مكان هاى گوناگون مى پردازد. اما در نمايش عشقه، چرخش زيادى وجود ندارد. شايد يكى از موارد ثبات اين سكو نيز واگذارى بار تكنيك بر دوش محتواست. به تعبيرى آن چه كه قرار است در صحنه با تكيه بر لوازم صحنه اى و فضاسازى در جريان روايت شركت كند، جاى خود را به بيان دراماتيك بخشيده است. در واقع خود "زبان اجرا" از طريق چند صدايى موجود در قصه بار فضاسازى و ارائه تصوير صحنه هاى مختلف را هموار كرده است. رحمانيان با درايت تمام در اجراي عشقه نشان مي دهد چگونه مي توان کار سفارشي انجام داد، اما به سليقه غير نمايشي سفارش دهندگان تن نداد.
