Rooz

سه الگو و سه تجربه

عيسي سحرخيز - یکشنبه 14 مرداد 1386 [2007.08.05]

saharkhiz.jpg

در شرايطي كه ناتواني و ناكارآمدي دولت روز به روز ابعاد جديدترو گسترده تري مي يابد و نارضايتي مردم عمق و گستره ي تازه اي پيدا مي كند، برخوردهاي چند لايه و چند جانبه با رسانه ها و روزنامه نگاران وارد فاز جديدي شده است.

بحث هايي كه در مورد جابجايي در مديريت شبكه هاي راديو يا مجريان برنامه هاي تلويزيون مطرح است، فشارهايي كه به مديريت جديد خبرگزاري براي پاكسازي نيروهاي خبري "ايرنا" از جانب مشاوران رئيس جمهور وارد مي شود و دور جديد دستگيري روزنامه نگاران، از جمله مسعود باستاني، سهيل آصفي و فرشاد قربانپور، قرائن و نشانه هاي چنين برخوردهاي چند لايه و چند جانبه است.

اين تحول در پي تغيير زنجيره اي در مديريت هر سه خبرگزاري مطرح كشور، ايرنا، ايسنا، و ايلنا، و همچنين تعطيلي، توقف فعاليت و يا دگرگوني در خبرگزاري هاي تخصصي چون شانا (خبرگزاري نفت)، ميراث فرهنگي و...، در كنار سايت هاي خبري موسسات فرهنگي چون خانه هنرمندان صورت مي گيرد. در مورد خبرگزاري كار ايران، براساس گزارش ها و شواهد و قرائن، دامنه برخورد پس از مديريت به سمت گسترش دامنه ي تصفيه نيروهاي خبري ( ايلنا) به عنوان شرط بازگشايي است؛ رويكردي كه نيم نگاهي به خبرگزاري جمهوري اسلامي نيز دارد.

اين نوع نگاه به رسانه ها كه برآمده از الگوها و مدل هاي نظام هاي تك حزبي و استبدادي در جهان و ميراث نظام شاهنشاهي در ايران است، تنها آن گروه از خبرگزاري ها و مطبوعات را مي پسندد كه نقش بولتن خبري براي درج "فعاليت ها و موفقيت هاي" حاكميت يا وزارتخانه ها را بازي مي كند، كارمندان آنها چيزي بيش از نيروهاي روابط عمومي دستگاه هاي دولتي نيستند، و خبرنگاران شان چيزي بيش از خبرنويس و خبربيار اين نهادها. نتيجه اين رويكرد نيز مسلما چيزي نخواهد بود به جز جايگزيني سياست "سوپاپ سوزي" به جاي "سوپاپ سازي" كه بيش از اين به آن پرداخته ام:

"...آنچه که اين روزها باز به سردمداري برخي سايت هاي معلوم الحال، کيهان نشينان و پرونده سازان، بر فرزاد حسيني مجري برنامه کوله پشتي مي رود، مي تواند سرانجام کوتاه مدتش چون حاشيه نشيني محمد حيدري باشد يا تصفيه در راديو جوان، يا پبامد بلند مدتش آنچه که ابتدا بر روزنامه ها رفت و بعد بر خبرگزاري هاي مستقل، و اکنون کم کم دارد دامنه اش به مديران شبکه هاي راديو و تلويزيون کشيده مي شود".

"... اين فضاسازي ها و پرونده سازي ها چيزي نيست جز چشم بستن به آثار مثبت "سوپاپ سازي" و پيامدهاي منفي "سوپاپ سوزي". رمز بقاي کشورهاي دموکراتيک و نيمه دمکراتيک چيزي نبوده و نيست جز ارزش دادن به افکار عمومي، اهميت دادن به رسانه ها به ويژه روزنامه هاي مستقل و منقد، شناخت مقتضيات زمانه، آگاهي از بکارگيري فناوري و سخت افزارها و نرم افزارهاي رسانه اي و توجه کردن به ضرورت همين نوع "سوپاپ سازي" ها، در راستاي خالي کردن انرژي در حال انباشت در سطوح زيرين جامعه، با هدف تخليه نارضايتي ملت و جلوگيري از انفجارهاي غيرقابل پيش بيني، و در حقيقت فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي "رفع نارسائي ها و مشکلات" از طريق "انجام اصلاحات"، "تغييرات مسالمت آميز تدريجي" و..."

به نظر مي رسد در اين برخورد چند لايه و چند جانبه، سه الگو و سه تجربه فراروي حكومت و دولتمردان باشد براي اداره ي رسانه ها، و دستورالعملي براي تيم چهار نفره ي وي‍ژه، متشكل از وزراي ارشاد، اطلاعات، كشور و دادستان تهران، با همكاري معركه گردان هايي چون مشاوران رئيس جمهور، مهدي كلهر و علي اكبر جوانفكر.

اين سه الگو عبارتند از: سياست راديوهاي تك موج برآمده از حكومت هاي كمونيستي دوران اقتدار شوروي؛ سياست خبرگزاري هاي دولتي فرمايشي چون خبرگزاري پارس دوران پهلوي؛ و سياست روزنامه هاي حكومتي مدل رستاخيز پيش از انقلاب و كيهان كنوني.

در حاكميت تحت زمامداري احمدي نژاد سه تجربه نيز پشتوانه اجرايي اين سه الگو شده است. تجربه ي كلهر- جوانفكر در رسانه هاي دولتي؛ صفار هرندي- يوسف پور در روزنامه هاي حكومتي - امنيتي؛ تجربه ي اژه اي - مرتضوي در برنامه ي توقيف فله اي مطبوعات و دستگيري گسترده روزنامه نگاران در دوران اصلاحات براي شكل دهي مطبوعات قالبي- روزنامه نگاران غالبي.

در ارتباط با هر كدام از اين موارد تا كنون واكنش هاي گوناگوني صورت گرفته و مطالب بسياري عنوان شده است، كه گرچه هنوز جاي پرداختن بسيار دارد، اما در مقابل برنامه اي كه گويا قرار است بار ديگر سر خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) بيايد، اكنون در حاشيه قرار مي گيرند.

جوانفكر، نيروي خبري پيشين خبرگزاري- دفتر رهبري، و مشاور مطبوعاتي احمدي ن‍ژاد كه با پا بر روي سر گذاشتن دوستان و همكاران قديمي خود خادم الملله، اسلامي فر، مديرعامل معاون خبري پيشين خبرگزاري، گويا خواب رياست خبرگزاري را در زمان بركناري از پست كنوني خود - كه زمزمه هايش در چارچوب ناتواني دولت در كارهاي تبليغاتي شنيده مي شود- مي بيند، طرحي براي پاكسازي خبرگزاري از نيروهاي باتجربه مطرح كرده است، كه در واقع چيزي نيست جز بلاگردان شدن سيد جلال فياضي در جريان تصفيه هاي جديد توصيه شده براي خبرگزاري.

او در انتقاد ازعملكرد خيري سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي گفته است: "ميانگين نيروهاي اين سازمان بالا رفته و تحرك در اين سازمان وجود ندارد. خبرگزاري ايرنا از تمام ظرفيت هايش استفاده نمي كند و ما خواستار انجام اصلاحات لازم دراين زمينه هستيم."

در شرايطي كه كارمندان قديمي خبرگزاري كه پيشينه فعاليتشان به پيش از انقلاب و استقرار جمهوري اسلامي مي رسد، يا بازنشسته شده اند يا در حال بازنشسته شدن هستند، طرح "خواسته" ي جوانفكر چيزي نيست جز "دستور" تصفيه و بازنشستگي پيش از موعد به مديرعامل جديد، در جهت کنار گذاردن آن گروه از كادر خبري خبرگزاري که پس از انقلاب استخدام شده و شكل گرفته اند. به عبارت ديگر، همكاران با تجربه مشاور رياست جمهوري، از جمله اعضاي انجمن اسلامي پيشين خبرگزاري، كه هيچكدام حاضر نيستند در صورت مديرعامل شدن او، به خواسته هاي غيرحرفه اي اش گردن نهند.

جوانفكر به خوبي از اين واكنش منفي کادر خبري با سابقه خبرگزاري که اکنون به حاشيه رانده شده اند، مطلع است. در ابتداي روي كار آمدن احمدي ن‍‍ژاد، او كارزار تبليغاتي و فضاسازي گسترده اي را براي رياست بر اين نهاد خبري مهم كشور بكار گرفت، اما مخالفت هاي درون سازماني با مديرعاملي او، در نهايت كفه ي ترازو را به نفع دوست ديرينه اش سنگين كرد؛ جالب اين است كه اين دوست و هم محلي سابق احمدي نژاد بود كه زمينه ساز ورود جوانفکر به كاخ رياست جمهوري شد، اما خودش در جريان بالا گرفتن اختلاف ها و درگيري هاي صفار هرندي و احمدي ن‍‍ژاد، همانند رئيس جمهور صحنه را در مقابل وزير تحت حمايت دفتر رهبري واگذار كرد.

مسائل خصلتي و منفعت جويي هاي فردي، در كنار الگوي خبري خاص مورد توجه جوانفكر و تجربه كاري ش در دفتر رهبري، از عوامل مهمي بوده اند كه تا کنون جامه ي مديرعاملي خبرگزاري را براي او گشاد نشان داده اند. با وجود پيروزي انقلاب و تاكيد بر شعارهايي چون آزادي بيان و قلم و دموكراسي و حقوق بشر، مدل خبري او مشابهت زيادي با حكومت هاي استالينيستي - استبدادي و اجرائي دوران پهلوي دارد. در اين الگو و مدل خبرنگار در عمل هيچ كاره است و اخبار در بالا تهيه و به پائين ديكته مي شود؛ در واقع پوشش، گردآوري و ارائه ي اخبار چيزي نيست جز بر اساس خواسته هاي و فرمايش هاي نهادهاي حكومتي. مدلي كه در زمان رژيم پهلوي از سوي دربار، ساواك و وزارت اطلاعات به مديران خبرگزاري پارس ديكته مي شد. تجربه خبري جوانفكر نيز در اكثر سال هاي خبرنگاري ش چيزي نبوده است، جز تلاش در جهت اين نوع كار خبري، با گوشه ي چشمي به رفتن به سفرها و ماموريت هاي پرمنفعت- چه در دفتر رهبري كه وظيفه اش انتقال اخبار تنظيم شده و چك شده به خبرگزاري بوده و چه در دوران حج كه سير و سياحت نان و آب دار بوده و زيارت و عبادت خالص و پرحال، و در كنارش ارسال اخبار و گزارش هاي ديكته شده و فرمايشي بعثه ي رهبري.

در شرايطي كه حركت فزاينده ي خبرگزاري جمهوري اسلامي به سمت يك خبرگزاري صد درصد دولتي در سال هاي گذشته، هر روز از وجهه و اعتبار گذشته اش كاست، انگيزه هاي لازم را در خبرنگاران زبده اش كشت، و كار را به جايي رساند كه خبرگزاري رسمي كشور در برابر نيروهاي تازه نفس، جوان، اما پرانگيزه و پر تحرک خبرگزاري هايي چون ايسنا و ايلنا - كه هر كدام از آنها طي دو سال گذشته به نوبت مجبور به تغيير مديريت و تصفيه نيروهاي صاحب فكر و كاراي خود شدند- قافبه را ببازد، تغيير دو مديرعامل و تغيير مكرر مديريت هاي مياني در دوران دو ساله ي حكومت احمدي ن‍ژاد نيز نتوانسته است، "خواسته" حاكمان جديد را حتي اندكي براورده كند. حملات جديد مشاوران رئيس جمهور، كلهر و جوانفكر، به وي‍ژه فرمايش و رهنمودهاي مشاور مطبوعاتي احمدي نژاد بيانگر آنست كه آنها گويا خود را آماده مي سازند تا خيز جديدي را براي تغيير و تحول گسترده در ميان كادر خبري شكل گرفته در پس از انقلاب بردارند.

در شرايطي كه الگوهاي توسعه سياسي، اقتصادي، امنيتي، نظامي و... روسيه، روز به روز توجه حزب پادگاني را در همه ي زمينه ها به خود جلب مي كند، روابط تهران - روسيه با فدا شدن دلارهاي نفتي باد آورده در همه ي ابعاد تقويت و تشديد مي شود، و منافع ملي با ندانم كاري حاكمان زيرپاي منفعت جويي ها و سياست بازي هاي ابرقدرت شمالي له مي شود، به نظر مي رسد كه الگوي "خبرگزاري تاس" دوران كمونيستي، توسط كارشناسان ويژه و مشاوران ارشد رسانه اي – مطبوعاتي احمدي نژاد، مطلوبترين الگو براي خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) تشخيص داده شده است، و "خواسته" اعلام شده زمينه سازي براي حركتي به اين سمت و سو. تلاشي بي حاصل در جهت استقرار نظم ‌آهنين و مهار و اداره ي حكومتي رسانه هاي همگاني ايران.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.