اتهام تجزيه طلبي بي اساس است
گفت وگو با رويا طلوعي فعال جنبش زنان - دوشنبه 15 مرداد 1386 [2007.08.06]

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com
صدور احکام اعدام براي دو فعال کرد به نام هاي عدنان حسن پور(هفته نامه ئاسو) و واحدبوتيمار(نشريه سبزچيا) طي روزهاي گذشته با موجي ازتعجب واعتراض مواجه شده است. رويا طلوعي فعال حوزه زنان در کردستان که با آشنايي نزديکي با دستگيرشدگان دارد معتقد است که اتهاماتي که درخصوص وابستگي اين افراد به گروه هاي جدايي طلب و يا فعاليت هايي غير ازآنچه درحوزه جامعه مدني انجام داده اند زده مي شود، پوچ وبي اساس است. اين گفت وگورا درزير مي خوانيد:

با توجه به شناخت شما ازآقايان حسن پوروبوتيمار، آنها درچه حوزه هايي فعاليت مي کردند؟
آقاي بوتيماردرکردستان به عنوان يک فعال مدني محيط زيستي درشهرستان مريوان شهره است. دوستان دراين شهر مي گويند که بسيار پيگير مسائل محيط زيستي بوده به نحوي که درچندين نوبتي که آتش سوزي دراين شهرستان رخ داده حتي درمناطقي هم که احتمال مين گذاري وجود داشته، براي خاموش کردن آتش بارها جان خود را به خطر انداخته است. غيرآن او بسيار جوان وهمسري هفده ساله دارد که خيلي هم نگران وضعيتش است. آقاي عدنان حسن پور که مثل برادر من مي ماند وبچه هايم به او دايي مي گويند را سالها مي شناسم ورفت وآمد خانوادگي هم داشته ايم. او درهفته نامه ئاسو که من هم مدتي کارمي کردم عضو شوراي نويسندگان بود که بعد درکردستان توقيف شد. او بيشتر مطالبي درخصوص مسائل اجتماعي، حقوق زنان وحقوق بشرمنتشر مي کرد. گاها هم درنقد مسائل سياسي مطالبي مي نوشت. ازجمله مطلبي نوشته بود با اين مضمون که اينکه آقاي طالباني درعراق رييس جمهور شده است آيا اين يک چيزاميداور کننده اي است يا يک موقعيت کاذبي مي تواند باشد.
آيا اينکه مي گويند وي عضو سازمان هاي جدايي طلب بوده درست است؟
به هيچ عنوان. چون وي را من ازنزديک مي شناسم. اگر نمي شناختم شايد يک درصد شک مي کردم. اما چون مي شناسم اين مساله کاملا غلط است. ضمن اينکه متاسفانه اين عناوين متاسفانه ابزاري براي حاکمان شده تا با سوء استفاده سياسي از آن ما فعالان مدني درکردستان را ازبقيه جنبش هاي فعال جامعه ايراني جدا کنند و نگذارند بين جنبش هاي فعال درکردستان با ساير جنبش هايي که درسراسر کشور است ارتباط برقراربشود وبه نظر من هم نمي توانند موفق بشوند چرا که فعالان جنبش مدني ايران متوجه وضعيت کردستان هستند.
پس به نظر شما حکم اعدام براي اين دونفر به چه دلايلي ممکن است صادر شده باشد؟
عليه هر کدام ازما فعالان مدني که درکردستان دستگير مي شويم و اينها ازفعاليت ها و قلم ما دلخور هستند از اتهامات مختلف استفاده مي شود. و فکر مي کنم دربقيه جاهاي ايران هم به اين شيوه است. اتهاماتي که مي زنند هيچ کدام برمبناي واقعيت نيست. اين موضوع درمورد خود من هم بود. من قبل ازاينکه دستگير بشوم شخصي به نام محمدي ازتهران به سنندج آمد و تذکر داد که بايد نوشته هايت اينچنين درنقد نظام نباشد ودرنهايت هم گفت که چي مي خواهي که دست ازسرنظام برداري؟ من گفتم آن چيزي که ما مي خواهيم برابري حقوق درمورد زنان و موضوعاتي ازاين دست است که درقانون اساسي بخش هايي ازآن تصريح شده است. ماجرا اين است آنها که نمي توانند جلوي حق طلبي ما رابگيرند، از اين ابزار ها استفاده مي کنند. درمورد خود من مي گفتند که فلاني تو رهبري اين تظاهرات را به عهده داشتي و بايد اقرارکني. در جواب همسرم به آنها گفت که چطور امکان دارد درجامعه مردسالار کردستان اين خانم بتواند چند هزارنفر رابياورد به خيابان آن هم درمدت سه روز؟ چرا که درآن زمان من خارج ازکشوربودم وتنها سه روزبود که به ايران برگشته بودم. به من هم مي گفتند که بايد اقرارکني که با اين گروه هاي چنين وچنان وابسته هستي. ولي اين بهانه اي است که براي همه ما فعالان کردي که دستگير مي شويم به کارمي برند.
احکامي که به اين ترتيب براي فعالين اجتماعي کرد صادر مي شود چه تاثيري درميان مردم منطقه دارد؟
حاکميت ازنظر من حالا که با يک جنبش مدني مسالمت آميز مواجه است، وجزنسبت دادن آن به جنبش هاي مسلحانه نمي تواند کار ديگري انجام بدهد، تلاش مي کند از جنبش مدني در کردستان زهرچشم بگيرد. مانند همان کاري که دارد با جنبش دانشجويي مي کند. به همين جهت آمده دو تن از جوانان مظلوم کردستان را گرفته است ومي خواهد براي اين زهرچشم گرفتن اين دونفر را گرفته واين حکم را صادر کرده است. دراين ميان فشاري هم هست براين دو نفر که به اعترافات اجباري تن بدند. من حدس مي دهم که چون بعد ازاينکه حکم به آنها ابلاغ شده آنها ناپديد شده اند ومعلوم نيست کجا نگهداري مي شوند، آنها را تحت فشارگذاشته اند براي اعتراف گيري تا پروژه اي مانند آنچه براي خانم اسفندياري رخ داد را براي آنها هم اجرا کنند. اين احکام بسيارناعادلانه است. من به صورت خاص آقاي حسن پور را مثلا مي شناسم و معتقدم ايشان نه تنها چنين حکمي درموردشان نبايد صادر شود، بلکه اساسا نبايد بازداشت شود.
همان طور که خواهرش گفته او تنها سلاحش قلم است. اين وصل کردن فعالان کرد به حرکت هاي جدايي طلبانه اتهامي است که به همه ما مي زنند. آنها از اين عناوين تنها به عنوان يک ابزار استفاده مي کنند. الان در بيانيه اي که براي خانم هدايت و آقاي يعقوب علي صادر شده مي بينيد که به فعالان کرد هم اشاره شده و اينکه چرا بايد براي آنها حکم اعدام صادرشود. جنبش زنان به اين درک رسيده که نسل جديد فعالان صلح طلب ومسالمت جوي کرد را نبايد با شيوه هاي قديمي با آن برخورد کرد. واتفاقا همان طور که درآن بيانيه اشاره شد آنها به نقاط ارتباط جنبش هاي مختلف اجتماعي در داخل ايران مانند جنبش زنان، دانشجويان، اقوام به همديگر حساس هستند ومي خواهند ازاين ارتباط جلوگيري کنند ونگذارند که تعمق پيدا کند. فکر مي کنم جنبش دانشجويي هم چنين درکي را ازجنبش هاي صلح طلبانه مردم درکردستان دارد.
