پليس ما، پليس آنها
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 2 مرداد 1386 [2007.07.24]

البته منظورم از آنها کشورهاي دوست و برادري مثل سوريه و ليبي و سودان و جمهوري آذربايجان و ازبکستان و ترکمنستان و غيره که پليس شان هم مثل خودمان است، نيست، بلکه منظورم بخش اعظم جهان است که يک موضوعات آزار دهنده اي به اسم قانون در کشورشان وجود دارد. ده تفاوت اساسي زير بين پليس ايران و پليس بقيه دنيا را تا الآن پيدا کردم، احتمالا 723 تا ديگر وجود دارد که هنوز پيدا نکردم.
اول: پليس در همه جا وقتي ناامني ايجاد شد وارد مي شود، در ايران وقتي پليس وارد شد ناامني ايجاد مي شود.
دوم: پليس در همه جا مواظب اکثر مردم است و با تعداد کمي درگير است، در ايران پليس مواظب تعداد کمي از آدمهاست و با اکثر مردم درگير است.
سوم: پليس در همه جا شامل تعداد کمي پليس پير باتجربه است که تعداد زيادي پليس جوان را اداره مي کنند، در ايران پليس شامل تعدادي کمي جوان بي تجربه است که تعداد زيادي آدم با تجربه تر از خودشان را به زور اداره مي کنند.
چهارم: در همه جاي دنيا پليس مي داند مجرم کيست، مردم هم مي دانند کاري که مي کنند جرم هست يا نه، در ايران پليس مي داند که بايد با يک گروه برخورد کند، به همين دليل مشخصات همانها را به عنوان مجرم اعلام مي کند.
پنجم: در همه جاي دنيا هر ده سال يک بار چيزي به عنوان جرم تعيين مي شود، در ايران هر هفته يک جرم جديد تعيين مي شود که ممکن است يک ماه قبل جرم نبوده و يک ماه بعد جرم نباشد.
ششم: پليس در همه جاي دنيا کاملا شما را زير نظر دارد، ولي تا وقتي خلاف نکرديد کاري نمي کند ولي وقتي خلاف کرديد ديگر رهايتان نمي کند، در ايران پليس کسي را زير نظر ندارد، ولي ممکن است همين جوري شما را بگيرند. البته ممکن است شما را هرگز نگيرند؛ اگر گرفتند، مطمئن باشيد که اگر زنده بمانيد حتما شما را ول مي کنند، چون معمولا پليس براي نگاه داشتن کسي دليل ندارد.
هفتم: در همه جاي دنيا پليس به کارش افتخار مي کند، در ايران کسي که توسط پليس دستگير شده به کارش افتخار مي کند.
هشتم: در همه جاي دنيا وقتي پليس با شما مواجه مي شود، اول کارت شناسايي اش را نشان مي دهد، بعد کارت شناسايي شما را مي بيند، بعد خلاف شما را مي گويد، بعد احتمالا شما را بازداشت مي کند. در ايران پليس اول شما را کتک مي زند، بعد بازداشت مي کند، بعد شما کارت شناسايي تان را نشان مي دهيد و معلوم مي شود آشنا هستيد، بعد خودش را معرفي و شما را آزاد مي کند.
نهم: در همه جاي دنيا پليس مواظب است که شما خلاف نکنيد، در ايران پليس مواظب است که شما متوجه نشويد که داريد خلاف مي کنيد که بتواند شما را جريمه يا دستگير کند.
دهم: در همه جاي دنيا پليس مامور اجراي قانون است، در ايران پليس مامور اجراي قانوني است که هر روز تغيير مي کند.
هر کسي از ظن خود شد يار اين
در راستاي اينکه پورمحمدي، وزير نسبتا محترم کشورگفته است: "هر کسي که من را مي بيند ياد سهميه بندي بنزين مي افتد." لذا احتمال مي رود که موارد زير رخ بدهد.
احمدي نژاد: "هر کسي که من را مي بيند ياد سفره و نفت مي افتد."
سردار رادان: "هرکسي که من را مي بيند ياد فاق شلوارش مي افتد."
اکبر هاشمي رفسنجاني: "هر کسي که من را مي بيند، ياد صراحت و صميميت مي افتد."
مهدي کروبي: "هرکسي که من را مي بيند فکر مي کند وقت انتخابات است، خوابش مي گيرد."
منوچهر متکي: "هر کسي که من را مي بيند ياد علي لاريجاني مي افتد."
حداد عادل: "هرکسي که من را مي بيند، يادش مي افتد انگار قبلا يک نفر ديگر را ديده بود."
محمود شاهرودي: "هر کسي که من را مي بيند ياد بخشنامه مي افتد."
جواد لاريجاني: "هر کسي که من را مي بيند ياد داداشم مي افتد و مي گويد کوش؟"
سعيد مرتضوي: "هرکسي که من را مي بيند، ياد لنگه کفش مي افتد."
باقر قاليباف: "هر کسي که من را مي بيند ياد عينک دودي مي افتد."
علي لاريجاني: "مگر کسي هم مرا مي بيند؟"
بادامچيان يک توطئه بود عليه خودش
با توجه به اين که اسدالله بادامچيان در يک توطئه استکباري اعلام کرده است که: "سهميه بندي بنزين توطئه آمريکا را خنثي کرد، انگليس موظف به حمايت از اصلاح طلبان شده است." لذا پيش بيني مي شود که در روزها و ماهها و سالهاي آينده اين جملات از وي نقل شود.
بادامچيان ( يک هفته بعد): غني سازي هسته اي با توطئه روسيه متوقف شد.
بادامچيان( دو هفته بعد): علت افزايش قيمت مسکن توطئه توتاليست هاي نروژي بود.
بادامچيان( يک ماه بعد): آزادي ملوانان انگليسي توطئه کاريکاتوريست هاي دانمارکي را خنثي کرد.
بادامچيان( دو ماه بعد): ترجمه هري پاتر توطئه مشترک بلغاري ها و انگليسي ها و ويدا اسلاميه عليه حسين کرد شبستري بود.
بادامچيان( يک سال بعد): علت سردرد من مصرف قرص هاي کثيف سردرد کارخانه بايرن آلمان متجاوز است.
بادامچيان( سه سال بعد): انتخاب احمدي نژاد توطئه مشترک اسرائيل و حماس عليه موتلفه بود.
به نقل از وصيت نامه بادامچيان: مرگ من هيچ علتي نداشت جز توطئه هاي مصدق السلطنه انگليسي که توسط نهضت آزادي خائن آمريکايي اجرا شد.
دانشجويان نقد پذير باشند
در راستاي اين که تا همين لحظه 25 دانشجوي دانشگاههاي مختلف در زندان به سر مي برند، روحاني احتمالا محترم عميد زنجاني رئيس دانشگاه تهران گفت: "دانشجويان بايد نقد پذير باشند." دانشجويان زنداني گفتند: ما نقد را مي پذيريم، ولي خيلي درد دارد. آگاهان توضيح دادند که احتمالا اشتباهي صورت گرفته است، چون معمولا دانشجويان نقد مي کنند و دولت بايد نقد پذير باشد. رئيس دانشگاه تهران گفت: قبلا اين جوري بود؟
اصلاح طلبان در ترکيه پيروز شدند
انتخابات ترکيه پيروز شد و جريان اصلاح طلبي ديني به رهبري اردوغان در انتخابات پيروز شد. اين اردوغان هم کسي است مثل دکتر ابراهيم يزدي خودمان. نتيجه اين انتخابات بسيار مهم است، چون ترکيه اولين کشوري است که يک اسلام سازگار با تمدن غربي در آن دولت را کاملا در اختيار مي گيرد. فکر مي کنم انتخابات ترکيه يکي از مهم ترين شکست هاي بنيادگرايي اسلامي در چند سال اخير است.
