Rooz

حسين توپچي و بحريني ها

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 24 تیر 1386 [2007.07.15]

po_nabavi_01.jpg

بحريني ها هم دشمن ما شدند. فقط همين يکي مانده بود. حسين شريعتمداري معروف به حسين توپچي که به دليل کمبود دشمنان نزديک( توضيح: ما هشت کشور در همسايگي مان داريم که فقط هفت تاي آنها با ما مشکل دارند و اين موضوع شرم آور است.) در مقاله اي ادعا کرده بود بحرين متعلق به ايران است، در يک نوشته ديگر اعلام کرد که اين فقط خواسته او نيست، بلکه خواسته بسياري از مردم ايران و بحرين است. خطيب نمازجمعه بحرين هم در يک سخنراني اولترا سنگينگ به حسين توپچي گفت: «بهتر است شما فکري به حال مشکلات کشور خودتان کنيد و در امور کشورهاي ديگر دخالت نکنيد.»

حسين توپچي مي ترکونه

آگاهان از حسين توپچي پرسيدند: از کجا فهميديد که اين موضوع خواسته بسياري از مردم ايران و بحرين است؟
حسين توپچي: در مورد ايرانيان داخل از آنجا فهميديم که مسوول نامه هاي خوانندگان کيهان که نامه هاي مردم را مي نويسد، صدها نامه نوشته بود که همين نشان مي دهد هزاران نفر مي خواستند نامه بنويسند، که همين هزاران نفر نمايندگان ميليونها نفر هستند. بنابراين براساس آمار ميليونها ايراني طرفدار گرفتن بحرين هستند. در مورد مردم بحرين هم موضوع خيلي مشخص است، وقتي چند هزار بحريني پرچم ايران را با آرم صهيونيسم و نازيسم در دست مي گيرند و عليه ما اعتراض مي کنند، يعني صدها هزار نفر از مردم بحرين که عليه ايران اعتراض نکردند، با نظرات ما موافقند.
ما: شما از کجا چنين نتيجه گرفتيد که وقتي هزاران نفر عليه شما اعتراض مي کنند، پس صدها هزار نفر موافق شما هستند؟
حسين توپچي: اين از نظر يک کارشناس سياسي مثل بنده اظهرمن الشمس است، چون بارها در جمهوري اسلامي تظاهرات پنج هزار نفري در حمايت از دولت احمدي نژاد برگزار شده است، در حالي که ما مي دانيم ميليونها نفر با دولت ايشان مخالفند، بنابراين اين موضوع در عرف سياسي ما قابل فهم است.
ما: اگر در بحرين رفراندوم شود و مردم اين کشور نخواهند که جزو ايران بشمار بيايند، شما چکار مي کنيد؟
حسين توپچي: اولا که رفراندوم يک بار در سال 1358 برگزار شد و مردم به جمهوري اسلامي آري گفتند، ديگر رفراندوم بعد از آن معني ندارد. مگر اينکه رفراندوم زير نظر شوراي نگهبان برگزار شود و شوراي نگهبان بر آن نظارت کند، که در اين حال اول بايد قوانين اين کشور توسط شوراي نگهبان بازنگري شود و آنها قانون اساسي ما را بپذيرند و در اين حال ديگر نيازي به رفراندوم نيست، چون معلوم مي شود جزو خودمان هستند.
ما: حالا فرض کنيد که بحرين بشود جزو ايران، در آن حالت مردم اين کشور چه چيزي به دست خواهند آورد؟
حسين توپچي: اين سووال بسيار خوبي است. اگر بحرين جزو ايران بشود، طبعا ديگر دشمني ميان دو ملت نخواهد بود و دولت ما مي تواند براحتي توي سر هر دو ملت بزند، چون تعداد آنها زياد نيست و دولت فعلي در اين مورد توانايي کافي دارد. از طرفي مردم بحرين از اين وضع که فعلا دارند که دارند مثل آدم زندگي شان را مي کنند بيرون مي آيند و آنها همين امنيتي را که ما داريم خواهند داشت. در اين حال ما مي توانيم براي نزديکي بيشتر دو ملت تعدادي از معتادان عزيز را در آنجا مستقر کنيم، همچنين ما مي توانيم وضع حجاب را در بحرين اصلاح کنيم و پليس آن کشور را براي کتک زدن زنان آموزش دهيم. از سوي ديگراگر بحرين جزو ايران شود، مشکلات اقتصادي بحرين هم مثل مشکلات اقتصادي ايران حل مي شود. و ما مي توانيم انتشار کتابها و شبکه هاي تلويزيوني و زندگي مردم بحرين را کنترل کنيم. در مورد فوتبال هم ديگر ما و بحرين مسابقه نخواهيم داد، چون يکي دو نفر از بازيکنان بحريني را مي آوريم توي تيم ملي و بعد از مدتي از فوتبال بيزارشان مي کنيم. فوايد اين کار خيلي زياد است...
ما: شما در مورد کشورهاي ديگر هم ادعا داريد؟
حسين توپچي: البته اين نظراتي که من مي دهم نظر شخصي خودم است و مي دانيد که روزنامه کيهان هم ملک پدري سکينه خانم، عمه اينجانب است که من نظرات شخصي ام را در آن مي نويسم. من البته معتقدم که اگر درست به تاريخ نگاه کنيم، فارغ از اينکه اصلا داريوش و کورش و سلطان محمود را که همه شان قلدر و ضد دين بودند، قبول داريم يا نه، به نظر من امارات متحده عربي، يمن، اتيوپي، عراق، ترکيه، مصر، سوريه، ازبکستان، تاجيکستان، ترکمنستان، قرقيزستان، آناطولي، اسپانيا، بخشي از يونان، ارمنستان، جمهوري آذربايجان، و تقريبا بسياري کشورهاي ديگر جزو ايران هستند و ما بايد بتدريج که دولت موفق شد دفتر خودش را اداره کند، اين کشورها را بايد پس بگيريم، البته من با نيروي نظامي مخالفم، ولي من در اقليت هستم و مجبورم نظر اکثريت را بپذيرم.
ما: آيا براي اثبات مالکيت تان بر اين کشورها دليلي هم داريد؟
حسين توپچي: بله، ما در مورد مالکيت هر کدام از اين کشورها يک تا چند بيت شعر داريم که معلوم مي شود که همه اينها مال ما بوده و ما از طريق ژئوپليتيک ادبي مي توانيم همه اينها را برگردانيم.
نتيجه گيري لطايف الطوايف: يک بار يک حسين توپچي در منطقه توپخانه در حالي که داشت عرق مي کرد و تند تند راه مي رفت، پشت سر هم توپ در مي کرد، يکي به او گفت: کجا داري مي روي: گفت دارم مي روم جنگ کنم و بحرين و مصر و امارات را بگيرم، گفتند: چرا توپ در مي کني؟ گفت: مي ترسم که بيايند کشورمان را بگيرند.
نتيجه گيري ژئوپليتيک: بحرين را پس نگرفتيم هيچ، بمي ترسم الاحواز و المحمره را هم بدهيم.

اقتصاد چپ و مواضع راست

و بالاخره شتر در خانه احمدي نژاد هم خوابيد و وي در ملاقات با 50 استاد منتقد اقتصاد دانشگاهها شرکت کرد. در اين جلسه که هفتاد نفر وزير و وکيل و معاون و مديرکل براي توضيح دادن به پنجاه نفر حاضر بودند، دولت به گفت و شنود با اقتصاددانان پرداخت. در اين گفتگو، احمدي نژاد تورم را 13.6 درصد اعلام کرد، در حالي که يک روز قبل از آن بانک مرکزي دولت احمدي نژاد ميزان تورم را 14.2 درصد اعلام کرده و چند ماه قبل مرکز پژوهشهاي مجلس ميزان تورم را 23 درصد گفته بود، و کارشناسان معتقدند ميزان تورم در حال حاضر احتمالا بالاي 20 درصد است. احمدي نژاد حقيقت بسيار نويني را اعلام کرد و گفت: « ما مي خواستيم نرخ تورم را تک رقمي کنيم، ولي نشد» آگاهان توضيح دادند که مشکل اکثر دولت ها اين است که مي خواهند يک کاري را بکنند، ولي نمي شود. مثلا مي خواهند قيمت مسکن را بيست درصد کاهش بدهند، اما اشتباها آن را پنجاه درصد افزايش مي دهند. يا مثلا مي خواهند صادرات را افزايش دهند، ولي يادشان مي رود و واردات را افزايش مي دهند. يا مثلا مي خواهند کاري کنند که 40 درصد مردم جهان عاشق ايران بشوند، ولي از دست شان درمي رود و کاري مي کنند که 70 درصد مردم جهان از ايران متنفر مي شوند. به اين مي گويند دولت بي عرضه.

ماده خاکستري

در مقابل اظهارات رئيس جمهور و هفتاد نفر ديگر از دولتي ها، اقتصاد دانان گفتند: « افزايش نقدينگي باعث توسعه نمي شود.»

يکي از اقتصاددانان حرف اصلي را زد و گفت: « نياز است مصرف دلارهاي نفتي با ماده خاکستري مغز ترکيب شود.»

ناظران آگاه گفتند پس از شنيدن اين جمله، احمدي نژاد روي يک برگه کوچک براي وزير علوم نوشت: « در مورد ماده خاکستري مغز تحقيق شود. آنرا چطوري با نفت ترکيب مي کنند؟ سريعا تحقيق کنيد.»
وزير علوم هم زير آن براي وزير بهداشت نوشت: « برادر باقري لنکراني! چون ماده خاکستري مغز در حوزه بيماري هاست، به آن وزارتخانه مربوط و لطفا تحقيقات جامع به عمل آورده و نتيجه را به برادر رئيس جمهور منتقل کنيد.»

وزير بهداشت نيز زير يادداشت رئيس جمهور و وزير علوم، براي وزير نفت نوشت: « ما در آزمايشگاه انواع مغز را در الکل داريم، ولي ترکيب آن با نفت و دلارهاي نفتي در حوزه وزارتي نفت مي باشد، لطفا اقدام مقتضي معمول و به دفتر رياست سريعا ارسال شود.»

وزير نفت هم زير يادداشت آن رئيس جمهور و دو وزير مربوطه طي دستوري براي معاونت پتروشيمي نفت نوشت: « با آرزوي توفيقات الهي، چون هر نوع امور ترکيبي جز نفت خام به معاونت پتروشيمي مربوط مي گردد، ضمن هماهنگي با آزمايشگاههاي وزارت بهداشت، دستور فرمائيد ترکيب ماده خاکستري مغز و نفت در آزمايشگاههاي پتروشيمي بطور محرمانه و آني انجام شده و نتيجه را بدون اينکه براي وزراي علوم و بهداشت نشان دهيد، به خودم بدهيد تا شخصا به عنوان اقدام برادران زحمتکش نفت خدمت رئيس جمهور ارسال نمايم، و من الله التوفيق و عليه التکلان»

نامه سوم و طلاب تازه داماد

ظاهرا ديدار اقتصاددانان کارگر نيافتاد و اقتصاددانان بعد از ديدار با رئيس جمهور و شنيدن نظراتش مطمئن شدند که در نوشتن نامه اول اشتباه نکردند. به همين دليل نامه دوم و سوم اقتصاددانان منتشر شد و در آن نوشته شد: « در دولت هاي شما سياستهاي اقتصادي فارغ از پشتوانه هاي علمي و رهنمودهاي قانوني برنامه چهارم اتخاذ مي شود.» قرار است ديدار با اقتصاددانان منظم شود و هر ماه در مرکز يک استان و همچنين در آمريکاي لاتين ادامه يابد. مهم ترين نکته اين ديدار آن بود که ملاقات اقتصاددانان به مدت پنج ساعت و نيم صورت گرفت، اما فيلم خلاصه شده آن به مدت هفت ساعت براي پخش از صدا و سيما ارسال شد. در همين راستاي اقتصادي که فعلا از بقيه چيزهاي راست ديگر چپ تر است، آيت الله اميني، امام جمعه قم گفت: « مردم از فشار گراني و تورم به ستوه آمده اند. قيمت مسکن و اجاره در چند ماه قبل چند برابر شده است... قيمت برق از سه سال قبل سه برابر شده است...» در پاسخ به همين موضوع رئيس جمهور دستور داد که به طلاب و روحانيون شاغل به تحصيل در حوزه علميه قم که اخيرا ازدواج کرده اند، از محل بودجه رياست جمهوري که طبعا ارث پدري وي مي باشد، به هر نفر500 هزار تومان وام بلاعوض داده شود. دولت اعلام کرد که چون مراجع ممکن است خسته شوند يا پول کافي نداشته باشند، از اين به بعد شهريه طلاب نيز مستقيما از طرف رئيس جمهور پرداخت خواهد شد. قرار است به طلابي که نامه اي براي رئيس جمهور مي فرستند، يا براي ايشان نقاشي مي کشند، چهل هزار تومان بيشتر بپردازند.

خاتمي، خاتمي، استعفا، استعفا

در پي اعلام احتمال نامزدي سيد محمد خاتمي يا يک اصلاح طلب ديگر براي رياست جمهوري، راست هاي افراطي در داخل کشور خواستار افشاي کليه کارهاي بدي که خاتمي از نه ماهگي به بعد انجام داده است، شده و در راستاي اظهارات آيت الله خامنه اي مبني بر بازي نکردن با حيثيت اشخاص، که پس از بالا گرفتن قضيه دست دادن خاتمي با چهار بانوي ايتاليايي، اظهار شده بود، برادران زحمتکش « سي دي هاي سيد محمد خاتمي را در نماز جمعه تهران توزيع کردند.» گزارشگران توضيح دادند که انواع سي دي به قيمت هاي زير به فروش رسيد:
فيلم خاتمي با انگشتر( 1500 تومان)، بدون انگشتر و با زيرنويس مشارکت( 1800 تومان)، فيلم خاتمي با انگشتر و بدون انگشتر با موسيقي کامران و هومن و همراه با فيلم سکسي بازيگر سريال نرگس( 2500 تومان)، سي دي خاتمي همراه با صادق خرازي و رقص هندي آيشواريا راي در فيلم دوداس و تعدادي تصاوير مهماني هاي صحنه دار( 3000 تومان)

همچنين جناح چپ افراطي و اولترا آنتي نئوکولونياليست مستقر در واشنگتن و تورنتو که در دو سال حکومت احمدي نژاد لال شده بودند، زبان شان باز شده و اعلام کردند« خاتمي خاتمي، استعفا استعفا!» يکي از آگاهان توضيح داد که هنوز خاتمي رئيس جمهور نشده است و قرار هم نيست رئيس جمهور شود، اما آنها تکرار کردند: خاتمي خاتمي استعفا استعفا. در مقابل سيد محمد خاتمي گفت: « حرکت هاي تاثيرگذار دانشجويي نقش خود را در عرصه هاي سياسي ايفا کنند.» حرکت هاي تاثيرگذار دانشجويي هم قول دادند که به محض آزادي از زندان نقش خود را ايفا کنند. يکي از حرکت هاي تاثيرگذار دانشجويي گفت: فعلا در بسته است و نمي توانيم نقش مان را ايفا کنيم.

قضيه سنگسار از تهران تا تورنتو

داستان سنگسار يکي از قربانيان خشونت در تاکستان همچنان ادامه دارد. آيت الله منتظري اعلام کرد:« سنگسار در تاکستان برخلاف موازين بود.» قرار است از اين به بعد سنگسار بر اساس موازين انجام شود. ار طرف ديگر سفير ايران در هلند به وزارت خارجه اين کشور احضار شد و در مورد سنگسار در تاکستان به وي شديدا اعتراض شد. حسين درخششمداري نوشت که ظاهرا وزيرخارجه هلند از دولت هلند پول گرفته تا اين پروژه ضدايراني را انجام دهد، چون اصلا سنگساري انجام نشده است. يک آقايي به نام وحيد کاظم زاده در دفاع از قوه قضائيه يک مقاله در سايت انتخاب نوشت و سخنان حسين درخششمداري را تکرار کرد و گفت: « تلاشهاي خانم شادي صدر جز تخريب چهره ايران کمکي به اين قضايا نمي کند...» وي گفت: قاضي مستقل است... آگاهان پرسيدند: قاضي مي تواند مستقلا مانع بستن مطبوعات شود؟ ايشان گفت: نه، ولي مي تواند مستقلا هر نشريه اي را که خواست تعطيل کند.

چاوز چي کارش کرده؟ سوراخ سوراخش کرده!

چقدر اين عرب ها آدمهاي کثيفي هستند! واقعا شرم نمي کنند. فکر کنيد کشوري که مثلا دوست کشور ماست، در جمهوري اسلامي، با استفاده از مصونيت ديپلماتيک، تعدادي دختر زير 25 سال خوشگل ايراني را به عنوان کارمند استخدام مي کند و براي مهماني هاي مستهجن و پارتي هاي سکسي از همين دختران استفاده مي کنند، بعد هم براي اينکه حال بيشتري بکنند، قرعه کشي مي کنند که اين دفعه چه کسي ترتيب کدام دختر ايراني را بدهد. خيلي شرم آور است، نه؟ به غيرت همه ما ايراني ها برمي خورد که چهار تا عرب با دختران ايراني چنين کارهايي بکنند؟ البته زياد هم غيرتي نشويد، اين خبر مربوط به سفارت کشورهاي عربي نيست. اصلا ناراحت نشويد. خبر مربوط به سفارت دوست و برادر ونزوئلاست که از يک طرف پول شان را مي دهيم، از طرف ديگر ترتيب هموطنان عزيزمان را مي دهند. بالاخره آدم براي دوست و برادرش بايد يک کاري بکند، بخصوص وقتي طرف سوسياليست است و براي پيشبرد مبارزه با آمريکا و جرج بوش کثيف ترتيب اين دختران و زنان را مي دهند که بتوانند به مبارزات خستگي ناپذيرشان با آمريکا ادامه دهند. بيخودي نيست که اين مردک چاوز، سرش را مي زني، تهش را مي زني مي آيد تهران. باهنر گفت: « چاوز صبح که از خواب بيدار مي شود، مي گويد اول يک سري به احمدي نژاد بزنم.» آگاهان از آقاي باهنر درخواست کردند که کلاه شان را بالاتر بيندازند که در انتخابات بعدي زمين نيافتد.

چند خبر پراکنده از چند جاي منسجم

من گفتم اين ديويد بکهام بيخودي با فرح کريمي تلفني حرف نمي زد و بي دليل سروکله اش در آمستردام پيدا نمي شد. بالاخره معلوم شد ديويد بکهام هم يک مبالغ هنگفتي از بودجه نجس هلندي گرفته و به همين دليل براي کمک به براندازي وارد تيم ضدايراني گالاکسي لس آنجلس که به وسيله نئوکان ها اداره مي شود و مالک آن بوش پدر است، شد. احتمالا تا چند ساعت ديگر حسين درخششمداري تمام اسناد ارتباطي ويکتوريا و ديويد بکهام را با نئوکان ها منتشر مي کند. از طرف ديگر جنبش دادائيسم در حال پيشرفت اساسي است. به گزارش خبرگزاري ها يک نوزاد الکلي در لهستان به دنيا آمد، در خون اين نوزاد به ميزان 1.2 گرم در هر هزار گرم، الکل وجود داشت، اين ميزان معادل مصرف دوليتر آبجو يا يک بطر شراب است. ظاهرا مادر اين نوزاد شديدا قاط زده و تلاش کرده بود که انديشه هاي دادائيستي و چپ خودش را به بچه منتقل کند. اين نوزاد به محض به دنيا آمدن به جاي اينکه گريه کند، سکسکه کرد و در حالي که بدون دليل مي خنديد، گفت: « پوز آمريکا رو مي زنيم، من و بقيه بروبيسک.» به همين دليل وزارت اطلاعات اعلام کرد که فقط در شهر کرمانشاه يک قلم بيست نفر جاسوس را دستگير کردند. حسين درخششمداري از کيهان درخواست کرد که بسرعت نام و آي پي و اي ميل آدرس جاسوسان را منتشر کند تا وي بتواند هرچه سريع تر اطلاعات لازم را در مورد آنها به دست بياورد. گفتم اطلاعات لازم، ياد نوشته حسين دال درباره اصانلو و شباهتش به لخ والسا افتادم. فعلا منصور اصانلو در اوين است و يک اتحاديه بين المللي کارگري که هنوز دقيقا معلوم نيست که فقط سي درصدش هلندي است، يا کاملا هلندي است، دولت ايران را تهديد کرد که « اگر اصانلو آزاد نشود، تظاهرات سراسري در سطح جهان مي کنيم.» قرار است اگر چنين تظاهراتي برگزار شود، به احمدي نژاد جايزه بين المللي ويژه اي بدهند، او موفق شده است يک دولت چپ را که يکي از مهم ترين دشمنانش کارگران هستند، ايجاد کند. حالا که از همه چيز و همه جا صحبت کرديم در جريان باشيد که اکبر گنجي گفته است که « شريعتي نفي کننده حقوق بشر بود.» آگاهان يواشکي براي اکبر توضيح دادند که: داداش! يه ذره يواش تر، اين ديگه رهبري و حکومت و خدا و پيغمبر نيست که بشه از دستش فرار کرد، با دکتر شريعتي شوخي نکن که عاقبت نداره.

جلسات پرسش و پاسخ

جلسات پرسش و پاسخ ما با حسين درخششمداري در "دوم دام" از امروز آغاز شده. از علاقه مندان به موضوعات نامربوط درخواست مي شود سري به اين جلسات بزنند.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.