با خواب هم مي توان...
سرگه بارسقيان - دوشنبه 18 تیر 1386 [2007.07.09]

نقل است ميرزا علي اصغر خان اتابك ملقب به امين السلطان كه در دوره سه شاه قاجار – ناصر الدين شاه، مظفرالدين شاه و محمدعليشاه- سه باري به منصب صدراعظمي يا نخست وزيري رسيد، دست كم دو بار اين سمت را با استخاره به دست آورد. وقتي ناصرالدين شاه براي جانشيني مستوفيالممالك در بين سه گزينه قوامالدوله، عضدالملك و امينالسلطان مردد بود براي انتخاب صدراعظم دست به دامن استخاره شد و با وجودي كه جواب استخاره راجع به دو نفر اول خوب آمد و درباره سومي بد، معالوصف شاه بياعتنا به نتيجه استخاره، حكم وزارت اعظم را به نام امينالسلطان صادر كرد.
اتابك اعظم در دوره مظفرالدين شاه هم با همين شيوه استخاره صدراعظم شد، شاه اوراق اسامي نامزدها را درهم ريخت و نام امينالسلطان را از ميان آنها برداشت، لاي قرآن گذاشت. صبر كردند تا آيه امر بيايد و چنين شد. شاه نفس راحتي كشيد و گفت: معلوم ميشود كه خداوند اينطور خواسته كه باز او بيايد. در توسل به استخاره محمد علي شاه چيره دست تر بود و سيد ابوطالب موسوى زنجانى كه از مخالفان مشروطه بود برايش استخاره مي كرد و پاسخ ها را طبق ميل و نظر خويش براىشاه مي فرستاد. در يكى ازاين استخاره ها محمد عليشاه مي نويسد: "پروردگارا اگر من امشب توپ به در مجلس بفرستم و فردا با قوه جبريه مردم را اسكات نمايم خوبست و صلاح است. استخاره خوب بيايد و الا فلا يا دليل المتحرين ياالله" و سيد ابوطالب در پاسخ مي نويسد: "نترسيد ما با شما هستيم، كارها را مي بينيم و حرفها را مي شنويم، اينكار بايد اقدام شود، غلبه قطعى است اگرچه زحمت در اول داشته باشد." با استخاره اي مجلس را به توپ مي بندند، آزاديخواهان را بر بالاي دار مي برند و استبداد صغير پديد مي آيد؛ آن هم در دوره اي كه جهان به لطف كارشناسان و مدبران امور از استخاره بي نياز مي شد و اهل سياست حرمت اعتقاد پاس مي داشت براي اهل آن در عالم خلوت و نه در امور مملكت.
وقتي بناي سياست داخله بر استخاره استوار شود ،سهل است رد خواب و خيال جستن در امور خارجه. از دست خط هايي كه از ناصرالدين شاه به جا مانده، يكي بر پيشاني تاريخ هجدهم ربيع الاول 1272 را دارد، خصوصي و خطاب به ميرزا آقاخان نوري. شاه در آشفته بازار غمزه هاي بريتانيا در امضاي پيمان دفاعي با ايران و رسوايي كه از حشر و نشر پروين خانم خواهر زنش و چارلز موري سفير بريتانيا از چادرهاي باغ قلهك سر به بيرون آورده بود، خواب مي بيند در شب هفدهم ربيع الاول و شب عيد مولود پيامبر اسلام، در باغي درخت كاج قوي هيكل بلندي است به اسم ويكتوريا(ملكه بريتانيا). شاه در خواب مي گويد اين كاج را از ريشه بركنند و در باغچه ديگر بكارند و اسمش را محمد بگذارند كه اسم ويكتوريا بد است. تعبير خواب، قطع روابط ايران و انگليس بود و تدبير ملك به خواب شاهي.
حال كه ديگر بار پاي خواب و نذر و نياز در تدبير مملكتي به ميان كشيده شده و مادر راننده تاكسي به خواب آمده و حكم بر راي به احمدي نژاد داد، اين سوال در ذهن خليدن گرفت كه در عصر انتخاب و گزينش بر مدار عقل و سنجيدن بر محور عدد،چه جايي است براي نقل خواب و حجت راي بر اساس روياي شبانه؟ هفته اي كه گذشت همه بر پاسخ به اين سوال شيخ كروبي تاملي كردند كه مگر ميشود با خواب و نذر و نياز حكومت را اداره كرد؟ يكي قياس روزنامه رسالت در شماره روز چهارشنبه گذشته اش بود كه سخنراني كروبي در سال 76 را به ياد آورد كه استعفاي خاتمي از وزارت ارشاد هم بسته به خوابي بود و يكي مزاح روح الله حسينيان مشاور امنيتي احمدي نژاد كه خواب كروبي در شب انتخابات سال 84 را يادآور شده و گفته بود اگر با خواب شما مي شود کودتا کرد چرا نشود کشور را اداره کرد؟ بر اين دست خواب ها كه بنگريم هم ناطق نوري شكستش در انتخابات 76 را بواسطه آن پيش بيني كرده بود و هم خواهر شهيد نام خاتمي را از خوابش گرفت كه برادر توصيه به راي به وي داد. جدال در چرايي خواب ديدن و نقل آن نيست كه در حيطه خصوصي است و مرجعي براي باورمندانش.
پاسخ اين سوال رسالت كه «چطور يک شهروند عادى مملکت براى يک تصميمگيرى سياسى نمىتواند به خواب تکيه کند اما جناب آقاى خاتمى در خصوص تصميمگيرى "استعفا" از يک مسند کليدى نظام که آن هنگام مسئوليت فرماندهى مقابله با تهاجم فرهنگى دشمن را عهدهدار بودند مىتواند به خواب تکيه کند وبه قول آقاى کروبى اين طبيعى و معمولى است!»از اينجا استحصال مي شود كه به فرض تاثير خواب بر تصميم خاتمي، هزار و يك مشكل ريز و درشت بر سر راه وي در مسند وزارت بود كه نيازي به خواب نما شدن وي نمي ماند و هر يك از آن چرت پاره مي كرد. مناقشه در خواب ديدن خاتمي بدان گونه و تصميمش نيست كه پس از وي يكي از حواريون روزنامه رسالت سكان در دست گرفت و آسوده خاطر كرد نگرانان از تهاجم فرهنگي غرب را. بحث بر سر آن است كه اگر با خواب و نذر و نياز مي توان فرد اصلح گزيد، پس چه نيازي به انتخابات مي ماند و چه معني دارد مشروعيت و مقبوليت؟ از آنچه بايد هراسيد خواب هايي است كه خود خواب هاي ديگر مي زايد. گوش فلك كر كرده بود خواب هاي همايوني كه يك بار محمد رضا خردسال را امام علي از مرگ رهانيد و در خواب از جام حضرت نوشيد و صبحگاه حصبه اش به دفعت العيني ناپديد شد، يك بار حضرت ابوالفضل وي را در عالم رويا از پرتاب از روي اسب نجات داده بود و ديگر بار هنگام قدم زدن در كاخ سلطنتي سعدآباد امام زمان را ديده بود. اين خواب ها بود كه شاه را به چنان توهمي رساند كه گفت: «حقيقت اين است كه من از طرف خدا برگزيده شدهام تا مأموريتي را انجام دهم.» واهمه از توصيه مادر متوفا به راي به احمدي نژاد نيست كه سخن از خواب ها و نذر و نيازهايي است كه راي احمدي نژاد را به عالم غيب متصل مي كند و با خواب ها و حاجاتي چنين است كه نامه احمدي نژاد به بوش هم الهام الهي توصيف مي شود.خواب هايي كه پاي امام زمان را به تائيد70 تن از كانديداهاي نمايندگي مجلس هفتم پيش مي كشد و هاله قدسي مي بخشد.
اگر نبود جنجال رسانه هاي آمريكا هنوز هم بوش هوس مي كرد هر از گاهي افاضات كند كه «از جانب خداوند به رياست جمهوري آمريکا انتخاب شدم»، «از جانب خدا دستور حمله به القاعده و صدام حسين داده شده است» و «يك روز خداوند فيدل كاسترو را از روي زمين برميدارد.» كه دموكراسي و منتخب مردم را چه به نشستن بر جايگاه قدسيان و تصميم و تدبير بشري پر غلط را چه به انشاي مبرا و منزه از ايراد الهي خواندن؟
