مرگ براي هنرمند ايراني بهترين هديه است
بهمن قبادي در مصاحبه با آ ب ث: - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

لوييس ميگل گومز
بهمن قبادي، برنده جايزه بزرگ صدف طلايي در آخرين جشنواره بين المللي سن سباستين اسپانيا، فيلمي را ارائه داده [نيمه ماه] که در آن به تبعيدي هاي سرزمين کردستان مي پردازد. يک موسيقيدان کهنسال به همراه 10 فرزندش سفر سختي را به سوي عراق آغاز مي کنند تا در آنجا صداي ملکوتي يک زن را مجدداً به سمع همگان برسانند؛ استعاره اي زيبا از معناي آزادي و معمايي که در نيمه ديگر "نيمه ماه" پنهان شده است.
در اين فيلم از موزارت [Mozart] تجليل شده. چگونه چنين الهامي گرفته ايد؟
زماني که آثار او را مرور مي کردم، متوجه شدم که موضوع مرگ مانند يک سايه در تمام مدت زندگي او را تعقيب مي کرده. اين ذهنيت در اين فيلم به تصوير کشيده شده. مي خواستم نشان دهم که در نظر يک هنرمند ايراني، مرگ بهترين هديه اي است که مي توان به او تقديم کرد. اگر يک هنرمند نتواند عقيده و افکارش را بيان کند، ترجيح مي دهد بميرد. مرگ يک آرامش و درعين حال يک اميد است.
نقش زن در فيلم شما بسيار مهم به نظر مي رسد...
حضور يک زن براي اين منظور که مامو [نقش اول مرد] بتواند کنسرت خود را اجرا کند، بسيار ضروري است. اکنون در ايران لازم است موقعيت زن بهتر شود تا کشور امکان پيشرفت داشته باشد. حقوق زنان ايراني بسيار محدود است. آنها حق آواز خواندن ندارند و من اين مسأله را بدون سر و صدا و به شکلي ظريف به تصوير کشيده ام.
آيا شما هنوز با مسؤولين ايراني مشکل داريد؟
آنها اين فيلم را ممنوع کرده اند. به من پيشنهاد داده اند برخي از صحنه ها را سانسور کنند و من نيز پذيرفته ام. آنها به دنبال بهانه هستند و در همه قسمت هاي فيلم دچار توهم مي شوند. من صحنه هاي مشکل ساز را حذف کردم اما آنها در پايان به من گفتند: "مورد تو با حذف چند دقيقه از فيلم حل نمي شود. مضمون فيلم مناسب به نظر نمي رسد."
و اين "مضمون" چيست؟
تجليل از انسان و گرامي داشتن تمامي هنرمنداني که تلاش مي کنند تا در شرايط پيچيده و مشکل به خلاقيت بپردازند.
آيا ايران به صداي زنان خود گوش خواهد داد؟
بي شک. و زنان امکان آواز خواندن را خواهند يافت. زن کليد طلايي هر فرهنگي است.
منبع: آ ب ث، 28 ژوئيه 2007
مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es
