Rooz

سخني با رئيس قوه قضائيه

روزبه ميرابراهيمي - یکشنبه 7 مرداد 1386 [2007.07.29]

po_rozbeh_mir_ebrahimi.jpg

مي دانم سال هاست در اين مملکت نوشتن از حقايقي چون خورشيد عيان، "تشويش اذهان" و "اقدام به سياه نمايي" تعبير مي شود و به راحتي آب خوردن احکامي را در پي دارد که کمترين شان زندان است و محروميت هاي پنهان و آشکار.

مدت هاست که در اين سرزمين کوروش تاريخ پر از صفحات سياه است که يادآوري شان عرق شرم را بر پيشاني انسان هايي که غم ملک و ملت دارند مي نشاند.

مدت هاست که با نام مصلحت قربانيان به قربانگاه برده مي شوند و ما همه عادت کرده ايم تنها اين بخش از مذهب مان را احيا کنيم که بر جسدها روضه بخوانيم و ناله سر دهيم.

مدت ها است در اين مرز و بوم هر نسلي تاوان نسل هاي ديگري را مي دهد که برايش از پيش ساخته اند يا ويران کرده اند. و ما چون چغدان محکوم به نشستن بر ويراني هايي هستيم که برايمان برجا گذاشته اند.

از کجا بايد گفت که هر چه مي خوانيم درد و رنج ملتي است که حاکمانش در خيال خود برايشان بهشت ساخته اند.

لابد هرچه برخلاف ميل اينان است عاري از حقيقت است. رئيس دولتش که با هزار اما و اگر به کرسي رسانده شده است و در عوام فريبي بي رقيب مانده به راحتي آب خوردن در رسانه ملي جوانان در بند را "ميکروب" مي نامد و حتي اگر ادعاي مسلماني هم دارد فکر روز قيامت خود را هم نمي کند.

چشمان بسياري در اين سرزمين بجاي آنکه بازتر شده باشد درحال کور شدن است. همه چيز را آنگونه که خود مي خواهند مي بينند و اين خيال را حقيقت انکار ناپذير مي پندارند. و هر که غير از آن بيانديشد را ضد حقيقت و محکوم به نابودي مي داند.

ديوارهاي انسانيت مدت هاست در اين مرز و بوم نه تنها ترک خورده، که فرو ريخته است. و از آن دين رحمان و رحيم، خون و شمشير بجا مانده است. براستي به کجا چنين شتابان؟

خطابم همه آناني است که به هر نوعي در حکومت نقشي دارند. خطابم به مقامات عالي نظام است. خطابم به رئيس قوه قضائيه است که اين روزها مي دانم در گرداب بدي گرفتارش کرده اند. خطابم به مقامات و تئوريسين هاي نهاد امنيتي است.

آيا مي دانيد چه مي کنيد؟ در آن زندان ها چه داريد بر سر جوانان اين خاک مي آوريد؟ حتما باز هم خواهيد گفت همه ادعاها دروغ است و جو سازي. اما حداقل صاحب اين قلم که تجربه مشابه اي داشته ام باور مي کنم که در آن چهارديواري ريا و تزوير و ستم هر چيزي ممکن است. نه تنها من که صفحات تاريخ بهترين شاهدان ان است و در آينده نيز پنهان نگاه داشته شده ها نيز عيان خواهد شد.چه تا وجدان هاي بيدار هستند حقيقتي پشت ابر نخواهند ماند.

بر مظلوميت علي (ع) بايد گريست که حاکمان مدعي پيروي اش اقتدار علي را تنها در شمشيرش يافته اند.بر حال روحانيون حاشيه نشين بايد گريست که با سکوت خود به مذهبي که پيروش هستند مدتهاست پشت کرده اند.

بر همه نيروهاي سياسي بايد خورده گرفت که با سکوت خود همراه ظلم شده اند.

آيت الله شاهرودي!

چون مي دانم شما در دل دغدغه حکومت و عدالت علي را داريد خطابم با شماست. يک بار هم که شده مصلحت را بکناري نهيد و همانگونه که بارها تاکيد کرده ايد از شب اول قبر بترسيد و در پيشگاه خداوند سربلند باشيد نه در پيشگاه قدرتمداران.
"به همان زندان صعب العبور (بند 209) برويد و اگر واقعا مي خواهيد خداوند از شما راضي باشد پاي سخن دربندان بنشينيد و رسما تضمين بدهيد و حقيقت را بشنويد. من مي دانم اگر بدانيد ذره اي از مسير عدالت و تقوا زيرمجموعه تان خارج شده اند حق را خواهيد ستاند. که اگر غير اين باشد واي بر شما و همه آناني که اسلام و شيعه را در ذهن ها به خون کشيده اند. جاي دوري نيست و در اختيار شما نيز است. مي دانم که مي دانيد وقتي توهم و سياست به قضا و دادرسي وارد شود اولين قرباني آن عدالت واقعي است نه آن عدالتي که بر پرده ها و شعارهاي اين و آن گوش فلک را کر کرده است. فراموش نکنيد کساني که هر روز با بهانه اي سرکوب و زندان برده مي شوند آموختگان و پرورش يافته گان همين انقلاب و همين نظام هستند. ايا نبايد اين پرسش را از خود بکنيد که چه کرده ايد که با آن همه آرمان و اعتقادات امروزيان در مسير شما نيستند."

در اين حکومت نه کسي مي تواند انقلاب مخملي و آبي و قرمز صورت دهد و نه کسي مي تواند امنيتي گورستاني مهيا سازد.

و اين رهروان راه دوم هستند که مسير راه اول را هموار مي کنند....


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.