نگراني هاي دو پسر عبداله مومني
مريم شباني - دوشنبه 1 مرداد 1386 [2007.07.23]

از خانه عبدالله مومني مي آيم. خانه اي كه امروز عصر ماموران اطلاعات، نمي دانم آن را به قصد يافتن كدامين مدرك و سند، زيرورو كرده بودند. در صورت همسرش وقتي كه در را گشود نگراني موج مي زد و نفرت و در صورت معصوم دو فرزندش- امير و حميد- لبخندي تلخ؛ حسي دوگانه. ديدار پدر كه همراه مامورين آمده بود، شادمانشان كرده بود اما لاغري مضاعف پدر و ريشي كه بر چهره نشانده بود، لبخندشان را با تلخي همراه ساخته و آثار ضرب و شتم و كبودي بر روي بدن او اشك را برگونه امير 10 ساله اش جاري ساخته بود.
عبدالله به همسرش گفته كه از 4 روز قبل در سلول انفرادي بند 209 اوين نگهداري مي شود، بدون اجازه هواخوري و از همان روز اين تصور را داشته كه ديگر بازداشتي هاي روز 18 تير همگي آزاد شده اند؛تصوري بس شكننده براي يك زنداني. بازهم به همسرش گفته که در بازجويي ها همواره يک سئوال را تکرار مي کنندو ان اينکه چرا از کشور خارج نمي شوي! گويي تحمل او٬ تحمل فعاليت هاي سياسي مسالمت آميز و قانوني او در سازمان ادوار تحکيم نيز آنها را سخت مي آيد.
عبدالله گويي خود را براي اعتصاب غذا آماده مي كند، او از خوردن غذاي زندان سرباز مي زند، اين را ماموران همراه به همسرش مي گويند و بعد، چشم بر گوشه گوشه منزل مي گردانند و همچون موريانه به جان كمدها و كارتن ها مي افتند. در آشپزخانه كه هيچ، در حمام و دستشويي هم به دنبال مدرك مي گردند و در نهايت تمامي دست نوشته ها و تعداي از كتاب ها و وسايل شخصي او را با خود مي برند. آنها حتي گوني برنج و پلاستيك هاي عدس و شكر را هم زيرورو مي كنند. در يك ساعت و نيمي كه ماموران گوشه گوشه خانه را، حتي وسايل بچه ها را زيرورو مي كردند، تلفن منزل قطع مي شود تا راه هرگونه تماس نيز بسته شود.
حضور يك ساعته عبدالله با دو غريبه در منزل، اگرچه براي همسرش سخت بود اما مي دانم كه قوت قلبي است براي خود او. مي دانم كه همين حضور تحمل چند روز آينده را برايش كمي سهل تر خواهد كرد. مگر مي توان صورت معصوم حميد و امير را ديد كه از پس ديدن پدر برق شادي در چشمانشان موج مي زند و پروانه وار بر گردش مي گردند و آنگاه انرژي نگرفت؟ دو پسري كه اكنون در غياب پدر، مادر را ياري مي كنند تا هم مادرشان باشد و هم پدر.
منبع:ادوار نيوز
