Rooz

گپ♦ نمايش ايران

پيام رهنما - پنجشنبه 21 تیر 1386 [2007.07.12]

سيامک صفري از بازيگران خلاق تئاتر درتهران است. او درنمايش هاي کارگرداناني چون سمندريان، مهندس پور، رفيعي، نريماني و... ايفاي نقش کرده است. صفري هم اکنون مشغول ايفاي نقش درنمايش "آنتيگونه درنيويورک"به کارگرداني هما روستا است. هنرروز با د رتهران گپي زده است.

siamaksafarib.jpg

حرف هاي سيا مک صفري
تئاتر حرفه اي نداريم

آقاي صفري شما از آن دسته بازيگراني هستيد که وقتي روي صحنه شروع به اجرا مي کنيد تماشاگر به وجد مي آيد. براي رسيدن به اين مرحله مهم چه تمرينات ويا مطالعاتي داشتيد؟
خب هربازيگري به طبع يک سري تواناييهاي دارد که قبل از هرچيز نياز به درک وشناخت آنهاست. براي اين شناخت هم مطالعه دقيق ومناسب لازم است. بنابراين بازيگري به نظرم نوعي مطالعه وکنکاش براي رسيدن به بهترين مراحل است. اگر بيشتر کارهايي را بر صحنه تئاتر مي بينيد که ضعف بازيگر درآنها موج مي زند مطمئن با شيد آن از عدم درک مناسب بازيگر روي نقش خود به دليل نداشتن سواد وعلوم کافي است.

اما شما درگفتگويي که سال پيش دريکي ازرسانه هاي گروهي داشتيد تاکيد براين نکته داشتيد که بازيگري هيچ سوادي نمي خواهد واکثر کساني که روي اين مبحث مطالعه دارند درعمل وبر صحنه توان کافي ندارند.
بله. من هنوز هم اين را مي گويم. منظور من درآنجا ودرجواب سوال شما اين است که فکرنکنيد کتاب خواندن وتحصيلات دانشگاهي مي تواند بازيگر ساز باشد. بلکه به همان ميزان مطالعه که به نظرم فقط محدود به خواندن نيست کار عملي واجراي درست صحنه اي مهم است.

يک بازيگر خوب چگونه مطالعه مي کند؟
اين حرفي که الان مي زنم را من نمي گويم بلکه از بسياري از بزرگان اين فن خوانده، شنيده وحتي ديده ام. بهترين مطالعه براي يک بازيگر "مشاهده" است. يعني دين دقيق اتفاقاتي که اطرافمان مي افتد وما کمتر به آنها توجه داريم. وقتي تو خوب ببيني ناخودآگاه آن مطلب درحافظه هاي ذهني وعاطفي تو نقش مي بنند، بنابراين مي تواني بهترين استفاده را از آن براي رسيدن به نقش وبرروي صحنه جلوي تماشاگرانجام بدهي. همان قدر که حالا داشته هاي تو به عنوان بازيگر روزي براي تماشاگر بي اهميت بوده، حالا ارائه واجراي آن براي مخاطب هم چشم گير ونکته بينانه به نظر مي رسد.

نقش، چه ويژگي هايي بايد داشته باشد تا سيامک صفري به عنوان بازيگر را مجذوب خود کند؟
من درانتخاب هاي خود کمي سخت گيرم. اين سخت گيري هم باعث شده تا خوشبختانه دراکثر موردها هم شانس به سراغم بيايد. من به شانسي که درمسير بازيگري من قرار گرفت بسيار اعتقاد دارم وهيچ جايي هم منکرآن نشدم. معمولا نقش هايي را که خاص وديدني تر باشند مي پذيرم. گاهي اتفاق افتاده که براي يک نقش به خصوص مدنظر گرفته شده ام اما درهمان نمايش نقشي ديگر بوده که مورد علاقه ام قرار گرفت، بنابراين به پيشنهاد خودم آن يکي را بازي کردم، تفاقا معمولا هم جواب مثبتي گرفته ام.

چرا با اين تواناييها کمتر درکارهاي تلويزيوني يا سينمايي بازي مي کنيد؟آيا تا به حال موقعيت مناسبي نبوده يا اينکه اصلا تئاتر را به تصويبر ترجيح مي دهيد؟
نه اينکه تئاتر را به تصوير ترجيح دهم اما خب قسمت عمده اين جريان اين است که موقعيت خوبي تا به حال برايم فراهم نيامده است. البته معتقدم که درتئاتر نکات آموختني زيادي را دارم که که هنوز تمام نشده است.

سريالي درسال 84 از تلويزيون پخش شد که فيلمنامه نويس آن شما بوديد. آيابه اين شکل از فعاليت ها هم گرايش داريد؟
خب آن کار را در دوراني ازبيکاري شغلي به پيشنهاد دوستانم به نگارش درآوردم. طرحي از آن سريال را ارائه دادم که خوششان آمد و تصويب شد. البته گهگاهي هم درنوشتن نمايشنامه هاي کوتاه وبلند دستي مي برم اما درمجموع خودم را بيش از همه بازيگر تئاتر مي دانم.

از نقشتان درنمايش "آنتيگونه درنيويورک" بگوييد.
شخصيتي که بازي مي کنم يکي از چند مهاجر لهستاني به آمريکا است. او يک انسان تقريبا باهوش دردوران کهولت است که براثر بدشانسي ها به آوارگي وکارتن خوابي افتاده است. براثر استعمال مشروبات الکلي کم کم حافظه خود را از دست مي دهد و در رابطه با آدم هاي ديگر بسيار سرد وخشک است.

همکاري با خانم روستا که بيشتر از کارگرداني تئاتر درمقوله بازيگري تبحر دارند باعث ترديد شما جهت حضورتان ميان بازيگران نمايششان نشد؟
خب براي همکاري با ايشان چندين بار صحبت هايي شد که درزمان هاي مختلف زمان اجازه کار مشترک نمي داد. اغلب وقتي ايشان کاري را شروع مي کردند من درگير يک نمايش ديگر بودم. خارج از مساله تئاتر با تفکرات ايشان از نزديک آشنا بودم ودوست داشتم که کاري ا باهم داشته باشيم که بالاخره فرصت حاصل شد.

از مجموع کارراضي هستيد؟
البته. ايده هاي خوبي را درتمرينات داشتند که با پي گيري خوب خودشان اکثريت آنها به اجرا رسيد. ايشان درکار خود بسيار نکته سنج وسخت گير هستند ومن نديدم که از روي يک مساله به همين سادگي عبور کنند.

آيا سيامک صفري روزي کارگرداني هم مي کند؟
من بسيار علاقمند به کارگرداني تئاتر هستم. اتفاقا گمان مي کنم مي کنم که بتوانم از پس آن هم برآيم. من استادي چون علي رفيعي دارم که قبل از بازيگري تئاتر به من کارگرداني آموخت.

اگرروزي شما نمايشي را توليد وبه مرحله اجرا برسانيد وسدي همچون سانسور در مقابل اجراي شما باشد چه عکس العملي خواهيد داشت؟
ببينيد سانسور مساله اي است که مدتها است به طرز شگف انگيزي بر جامعه ما سايه انداخته است. سانسور درهمه بخش هاي اين جامعه رسوخ کرده واز نظرمردم ماهم محکوم وغير قابل هضم است. اما خوب وجوددارد. نمي توانم آرزو کنم که اين جريان ريشه کن شود چون هر حکومت وسيستمي باخود يک سري خط قرمزها مي آورد که همه مجبورند به آن تن بدند. من به عنوان کسي که کار هنري مي کند تلاش خودرا مي کنم که طوري اثرم را ارائه دهم که متوجه اين مساله نشوم اما وقتي که بي دليل وعلت بخواهند کاري را بر عليه کارم ترتيب دهند مطمئنا برخورد خوبي نخواهم کرد. حال آن شخص از هرگروه وارگاني که مي خواد باشد.

فکر مي کنيد تاثيرات سانسور برروند رو به رشد تئاتر ايران چقدر باشد؟
ببينيد من فکر مي کنم تئاتر ايران مشکلاتي فراتر از همه اين حرفها داشته باشد. مشکل اصلي ما اصلا سانسور نيست. مشکل ما اين است که تئاترما معماري مناسبي ندارد. مشکل اين است که آموزشي درتئاتر نداريم. آنهايي که بزرگ شده اند ورشد کرده اند خود به خود تلاش کرده اند. مشکل ما اين است که پولي براي فرهنگ سازي در تئاتر نداريم و... به نظرم ما اصلا تئاتر حرفه اي نداريم چون آدم هاي حرفه اي نداريم وتنها مسائلي که به آنها فکر وعمل مي کنيم دنياي بي انديشه وشخصيت است.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.