Rooz

نمايش روز♦ تئاترايران

جمشيد کمالي - پنجشنبه 21 تیر 1386 [2007.07.12]

نمايش خانواده تت به کارگرداني مائده طهماسبي در تالار سايه تئاتر شهر روي صحنه است. نمايشي که از کارگرداني و بازي هايي منسجم در راستاي دست يابي به فضايي کمدي بهره مي برد. نگاهي داريم به اين نمايش.

tete1.jpg

به خاطر فرزند

کارگردان: مائده طهماسبي- نويسنده: ايشتوان اركني- طراح صحنه: سميرا سينايي- بازنويسي متن: فرهاد آئيش(با نگاهي به ترجمه كمال ظاهري)- بازيگران: فرهاد آئيش، فرشته صدرعرفايي، ليلي رشيدي، احمد مهران‌فر، رامين ناصرنصير، مهدي بجستاني، شكوفه هاشميان، محمدرضا اصلي.

خلاصه داستان: پسر خانواده تُت در جبهه است. او براي خانواده نامه‌اي مي‌نويسد با اين مضمون كه فرمانده‌اش دچار ناراحتي عصبي است و بايد در جايي آرام استراحت كند، او از اين فرصت استفاده كرده و روستاي زادگاهش را براي مرخصي به او پيشنهاد مي‌دهد. فرمانده به روستا مي‌آيد، با خانواده تُت آشنا مي‌شود.

مائده طهماسبي همسر فرهاد آئيش چندسالي است که از عرصه کارگرداني دور بوده و بيشتر فعاليت هاي خود را به بازيگري در سينما معطوف داشته بود. او از مدت ها قبل تصميم به اجراي نمايش خانواده تت داشت که به زندگي يک خانواده مجار در برهه جنگ جهاني دوم مي پردازد. نمايش طنزي تلخ را پي مي گيرد. طنزي که از ايجاب در شرايط نشات مي گيرد. اگر در جهان داستان متمرکز شويم در مي يابيم که خانواده تت که بيشتر زمان دراماتيک داستان را با آنها همراه هستيم به زندگي عادي خود مشغول هستند،اما تناقض در فضا که با سفر سرگرد به منزل انها شکلي تازه به خود مي گيرد به حد نهايي رسيده و تماشاگر را مي خنداند. البته همين مسئله به عاملي هوشمندانه از سوي کارگردان تبديل مي شود که بتواند زماني در حدود 2 ساعت تماشاگر را روي صندلي نگاه دارد.

tet2.jpg

نمايش در صحنه اول با ورود پستچي ده آغاز مي شود. پستچي شيرين عقل که گويي خود نيز به اين مسئله واقف است،زيرا در ديالوگ هايي که خود را با آن معرفي مي کند،به وضوح ديوانگي اش را مورد اشاره قرار مي دهد. نمايش به نوعي در ادامه از منظر اين پستچي روايت مي شود. حتي نورپردازي نيز که در اين صحنه صورت مي گيرد تبديل به عاملي تکرار شونده در ادامه نمايش شده و داراي شخصيتي دراماتيک در طول نمايش مي شود.

اين پستچي قرار است که حامل پيام تت براي خانواده اش باشد و به اين وسيله موتور متحرک داستان با او شروع به حرکت مي کند. بنابراين ارکني جهان داستانش را به دست يک ديوانه مي سپارد که راوي دوره اي از تاريخ باشد که جهان ديوانگي را تجربه مي کرده است. اين پستچي به عنوان تنها ارتباط دهکده با جهان بيرون شخصيتي است که مي تواند اتفاقات خارج از اين محل را به آنجا بياورد و حتي در بسياري از لحظات به مدد همين ارتباط تصميمات اساسي براي دهکده بگيرد. در فصلي ديگر از نمايش او مامور است تا خبر مرگ تت را به خانواده برساند،اما با توجه به شرايط تصميم ميگيرد که اين خانواده را به حال خود رها کند و حتي المکان تا مدتي اين خبر را به آنها ندهد. پس نامه را پاره کرده و داستان را وارد فضايي تازه مي کند.

طراحي صحنه نمايش نيز متناسب با انچه پستچي مي گويد تغيير مي کند. هنگامي که او راوي است،صحنه ما يک دکور بسته است. يعني ما خانواده تت را در قابل يک ماکت مي بينيم. اما زمانيکه قرار است تماشاگر خود به داخل زندگي آنها برود داستان تغيير مي کند. فضاي ماکت کنار رفته و ما با جزئيات بيشتري از محل زندگي خانواده آشنا مي شويم. اين دکور البته ماهيتي فانتزي هم دارد که با توجه به فضاي کميک اثر و ان چيزي که راوي براي ما روايت مي کند همراستا مي نمايد. پس از اينکه ما از پستچي جدا مي شويم روايت نيز شدت بيشتري مي گيرد. حال ما با برش هايي از زندگي خانواده تت رو به رو هستيم. در هخمين زمان است که سوءتفاهم نيز به يکي از تم هاي اصلي داستان بدل مي شود. ما داستان را بايد از منظر نامه اي همراه شويم که تت براي خانواده اش نگاشته است. خانواده تت نه از سرگرد خوششان مي آيد و نه از حضور وي در منزلشان. اما به خاطر اينکه تت بتواند در محلي که خدمت مي کند راحت باشد به پذيرايي از سرگرد مي پردازند. فرهاد آئيش در نقش پدر تت و فرهاد مهرانفر در نقش سرگرد بازي هايي متفاوت را از خود به نمايش مي گذارند. بيشتر فضاي بازي هاي طنز نيز بر بازي اين دو و البته رامين ناصر نصير بازيگر نقش پستچي نهاده شده است. زيرا فرشته صدر عرفايي و ليلي رشيدي بيشتر بازي هايي واکنش گرا دارند. انها بيشتر از ميميک استفاده مي کنند و آئيش و مهرانفر در قالب گفتار از امکانات بازي خود سود مي جويند.

جنگ جهاني اول و دوم موقعيت هايي بيشمار را در اختيار نمايشنامه نويسان جهان قرار داده که به معضلات اجتمااعي و انساني بپردازند. ايشتوان ارکني نيز با اينکه نمايشنامه نويس پر آوازه اي نيز به مدد انتخاب طهماسبي از منظري صحيح به مخاطب معرفي مي شود. ارکني هم با طنزي تلخ به معضل جنگ در جهان مي پردازد و موقعيت نا همگوني را براي جهان جنگي متصور مي شود.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.