مصاحبه ♦ سينماي جهان
بهرام نوتاش - پنجشنبه 21 تیر 1386 [2007.07.12]
بروس ويليس نمي خندد؛ هرگز! نه موقع مصاحبه و نه سرصحنه فيلم برداري جان سخت ۴. وقتي دست تان را مي فشارد، با يک نگاه سر تا پايتان را برانداز مي کند مانند درنده اي که فکر مي کند کدام قسمت را اول بخورد! در مورد رابطه جنجالي اش با رسانه ها بسيارنوشته اند: بد رفتاري با روزنامه نگاران هنگام تبليغات جهت معرفي فيلم گروگان و حمله ور شدن به خبرنگارها در جلسات مطبوعاتي، نشست هايي که نيمه کاره رها شده اند، چون سوالي موجب عصبانيت اش شده... از اين حرف ها گذشته همه چيزروشن است. در ۵۲ سالگي نه وقت آن را دارد و نه تمايلي که بخواهد نقش يک ستاره دوست داشتني موقع تبليغات فيلم را بازي کند. هيچ ميلي ندارد تا چيزي را ثابت کند و يا کسي را متقاعد سازد. خواه ناخواه، ويليس آماده عوض شدن نيست.
آخرين مصاحبه او براي خوانندگان روز انتخاب و ترجمه شده است.

در جان سخت ۴ که در طول ده سال وعده ساخت اش داده مي شد وانتظار آن مي رفت، جان مک کلين- پرسوناژي که موجب ترقي بوريس ويليس شد که تا آن زمان يک بازيگر جذاب تلويزيوني بود- اين بار در برابر تروريست هاي پيشرفته اي قرار گرفته که از طريق قطع دسترسي به تکنولوژي، قصد تسلط بر ايالات متحده را دارند. او در حالي که مامور محافظت و رساندن هکري (جاستين لانگ) به مامورين FBI شده، بر خلاف تمايل اش خود را درميان ماجرايي مي يابد که به زودي دخترش (مري اليزابت وينسنت) را هم درگير مي کند. به سختي مي شود چيزي جز موفقيت براي فيلم تصور کرد. بروس اين را مي داند و همين موجب سرحالي بودنش شده است.

چه چيزشما را به بازي در جان سخت۴ متقاعد کرد؟
سن و سال. من ۵۲ سال دارم و در مورد اجراي اين پروژه تفاوتي نسبت به پنج يا ده سال پيش نمي بينم، شرايط به نظرم مساعد آمد. جان سخت يکي از اولين فيلم هاي هاليوود بود که مسئله تروريسم را- که هنوز مثل امروز يکي از موضوعات روز جرايد نشده يود- مطرح کرد. در جان سخت ۴ تروريست ها آمريکائي هستند واين به نظرم خيلي جالب مي آيد.
بازي نقش جان مک کلين مثل دوچرخه سواري، خود به خود به ياد مي آيد؟
نمي گويم مشکل بود، به استثنا مورد فيزيکي آن، دوباره ديدن خودتان در صحنه به همراه بدل کاران جوان تر و پيشرفته تر ازخودتان، خيلي هم راحت نيست. احساس کردم بيست سال بين قسمت اول و اين آخري گذشته است.
پرسوناژ فيلم چه تغييراتي يافته است؟
او هم مثل ديگران است، پيرتر و گوشه گيرتر مي شود. بچه هايش بزرگ شده اند و ازدواج اش به شکست منتهي شده است. خودم هم در زندگي واقعي فهميده ام هرچه که بيشتر ياد مي گيرم کم تر مي دانم. اما حس طنز مک کلين هم چنان سرجايش است. مثل حس شرافت و پايبندي اش به ارزش ها.
سيلوستر استالونه با راکي بالبوآ آخرين قسمت اين مجموعه را به خود ارزاني داشت. آرنولد شوارتزنگر فرماندارکاليفرنيا است و مل گيبسون در مورد ماياها فيلم مي سازد... در يک جمع بندي به نظر مي رسد که شما آخرين قهرمان اکشن هستيد.
مي شود اين طور هم ديد... مخصوصاً که شانس دارم که از سيلوستر وآرنولد جوان تر هستم. خيلي ها مي گفتند که سيلوستر براي بازي در يک راکي جديد خيلي پير است. اين در مورد هريسون فورد وايند يانا جونز۴ هم صدق مي کند. شخصاً تا زماني که فيلم متفاوت است ومردم را به سالن ها مي کشاند برايم توفيري نمي کند. هدف ازاين بازي، همين است، مگر نه؟ راکي بالبوا هم ازتمامي جهات يک موفقيت بزرگ محسوب مي شود. وقتي ادامه نمي دهيم که ديگر مردم از ديدن ما در نقش آدم هاي سرسخت خسته شده اند. مدتي قبل خبردار شدم که آنونس جان سخت ۴ درتاريخ استوديو فاکس بيشترين مورد دانلود را داشته است. پس خوشبختانه به اين زودي ها کار را تعطيل نمي کنيم.

مجموعه جان سخت ها به لحاظ کيفي از استحکام خوبي برخورداربوده اند. آيا خودتان را به نحوي در مقابل موفقيت چهارمين قسمت مسئول حس مي کنيد؟
درمقام تهيه کننده جان سخت ۴ خيلي مواظب بودم فيلم جهتي پيدا نکند که موجب ناخشنودي طرفداران آن بشود لن وايزمن (کارگردان فيلم ) به نحوي عالي کارش را انجام داد. او جان سخت را تا قرن بيست ويکم جلو آورد.
آيا صحبتي شد که جان مک تيرنان- کارگردان قسمت اول و سوم جان سخت- براي ساختن اين قسمت به پشت دوربين برگردد؟
استوديو خيلي سريع لن وايزمن را انتخاب کرد. آنها انتظار داشتند که حال و هوايي تازه تر و مدرن تر به مجموعه بدهند. لن که خود با تماشاي جان سخت ها بزرگ شده است، ديدگاهي جذاب را ارائه مي کرد. براي او رويائي کودکانه بود که جامه عمل به خود گرفت. صحنه هايي ديوانه وارتر فيلم شيوه اي بود که مستقيما از تخيل او برمي آمد.
سينماي اکشن در پايان سال هاي ۸۰ تحت تاثير جان سخت واسلحه مرگبار دوره اي طلائي را به خود ديد...
اين دو فيلم الگويي را بنا کردند که بعدها توسط بسياري به کارگرفته شد: فردي معمولي که برخلاف تمايل اش درگير وضعيتي غيرعادي مي شود ورابطه دونفره پليس هايي متفاوت که مجبور مي شوند با هم کار کنند. آن قدر اين الگو را به کارگرفتند تا ازرمق افتاد. گونه اکشن به شکلي واضح در پايان دهه ۹۰ به بن بست رسيد. اميدوارم که جان سخت ۴ در خارج کردن آن از اين وضع نقشي ايفاء کند. امروز اکثريت صحنه هاي اکشن فيلم ها متکي به تصاويرديجيتالي هستند. حوادثي که در اين فيلم خواهيد ديد، مثل ماشيني که به يک هلکوپتر درحالت پرواز مي کوبد به شکل واقعي و روش قيمي گرفته شده اند.
عکس العمل تان از ديدن فيلم هايي که با تقليد از جان سخت ساحته مي شدند-مثل فيلم هاي اسيتون سيگال- چه بود؟
همه اين فيلم ها از طرف تهيه کنندگاني که تمايل داشتند جان سخت خودشان را داشته باشند، به من پيشنهاد مي شد. فيلمنامه هايي دريافت مي کردم بي کم وکاست مانند جان سخت که اين بار در کشتي، قطار و نمي دانم هر جاي ديگر اتفاق مي افتاد. برايم جالب نبود، اما هيچ کينه اي هم نسبت به اين فيلم ها نداشتم. ازهمه اين ها گذشته، وجود آنها تحسيني نسبت به کار ما بود. همين طور موجب انگيزه مي شد. وقتي شما جان سخت جديدي را مي سازيد تنها با خودتان و قسمت هاي قبلي در رقابت نيستيد. بلکه در رقابت با هر فيلم اکشني هستيد که تا آن زمان ساخته شده، در ضمن نبايد سريال تلويزيوني ۲۴ را هم فراموش کرد.

چيزي که امروز مد است قهرمان اکشني است که جنبه انساني بيشتري دارد؛ مثل جيسون بورن. حتي جيمزباند هم احساساتي شده است. اما اگر خوب نگاه کنيم، جان مک کلين اولين نشانه هاي آسيب پذيري را ازخود نشان داد. درست در نقطه مقابل آن چه که درسالهاي هشتاد مي گذشت.
درست است. قهرمان اکشن سال هاي هشتاد که توسط استالونه وشوارزينگر بازي مي شدند، بچه هاي دهه چهل و وارث شخصيت هاي خون سرد و آسيب ناپذيري هستند که بازيگراني مثل همفري بوگارت نقش شان را بازي مي کردند. ما مي خواستيم با جان سخت اين تمايل را دگرگون کنيم. مردي عادي مثل من وشما را به ميدان بياوريم، درگير در جهنم و با حفظ شوخ طبعي اش.
ساخت پروژه جان سخت ۴ به مدت ده سال موضوع بحث بود و درطول اين سال ها اشکال متفاوتي به خود گرفت. فکرش را هم مي کرديد که زماني در فيلمي ميني ماليستي بازي کنيد؛ جائي که جان مک کلين خودش را درگير با يک مشت سرباز در وسط جنگل مي يابد؟
به خودم بابت رها کردن اين ايده تبريک مي گويم (لبخند مي زند) چيزي نمادين در فيلم که درچهار ژوئيه در واشنگتن مي گذرد وجود دارد، بسيار ميهن پرستانه است.
در تمام دنيا شما نماد قهرمان آمريکائي شکست ناپذيري هستيد که در پايان دنيا را نجات مي دهد.
درواقع چند بار اين مورد در زمان حال پيش آمده وهمين طور يک بار درآينده به لطف فيلم عنصر پنجم لوک بسون.
تا به حال ازاين تصوير ناراحت نشده ايد؟
نه، خودم را به دست تصويري که ازمن مي سازند نمي سپارم. طرح هايي را انتخاب مي کنم که علاقه ام راجلب مي کنند. چون فکر مي کنم تماشاگران تمايل به ديدنشان خواهند داشت. البته برايم پيش مي آيد که اشتباه کنم.
ژانر اکشن هنوز هوکردن فيلم هادسن هاوک را به ياد دارد.
تماشاگران براي ديدن يک فيلم اکشن به ديدن هادسن هاوک رفتند. فضاي هجو آميز فيلم آنها رابه سختي پريشان کرد. همان طور که مي دانيد بودجه فيلم براي آن دوره رقم بزرگي بود. صادقانه بگويم که اين فيلم را خيلي دوست دارم. شکست آن در سالن هاي سينما براي خيلي ها گران تمام شد. خود من داشتم نابود مي شدم ,امروزه هادسن هاوک به سود دهي رسيده است وهنوز من مشغول انجام اين حرفه هستم. در ضمن اين فيلم در گذر زمان کمي جنبه کالت يافته است. نتيجه هرچه که باشد هر بار سعي مي کنيم بهترين را ارائه دهيم. يخ بعضي فيلم ها مي گيرد و بعضي ها نه..... يک دانش دقيق نيست. اميدوارم وقتي زمان بازنشستگي ام فرا برسد، وقتي به پشت سر نگاه مي کنم بتوانم به خود بگويم لااقل در ده فيلم بازي کرده ام که خواهند ماند.

همين الان هم چند تايي داريد : قصه هاي عامه پسند، دوازده ميمون، جان سخت، حس ششم...
خودم هم مرگ برازنده اوست (رابرت زمه کيس ۱۹۹۲) را اضافه مي کنم وهمچنين دوفيلم که به آنها خيلي وابسته هستم افکار مرگبار (آلن رودلف۱۹۹۱همراه با دمي مور) و Nobody's Fool (رابرت بنتون۱۹۹۵همراه با پل نيومن ) که بخصوص به اين آخري خيلي افتخار مي کنم.
چگونه تارانتيتوشما را متقاعد به بازي در قصه هاي عامه پسند کرد؟
احتياجي به متقاعد کردن من نبود. بيشتر من بودم که به سمت او حمله ورشدم... در طول تابستان ۱۹۹۳هاروي کايتل خانه اي درست کنار خانه من اجاره کرد. دخترش با بچه هاي من بازي مي کرد. يک روزکه او را به خانه ما مي آورد، تمام تحسين ام را نسبت به سگداني ابرازکردم. او شروع کرد به حرف زدن از کوئنتين و اين که يک فيلم بلند دردست دارد. بعد هاروي مرا دعوت کرد به مهماني که تارانتيتو هم در آن حضور داشت. با پيشنها د بازي در هر نقشي در فيلم آينده اش به طرف او هجوم بردم. او فکر کرد و چند روز بعد نقش بوچ را در قصه هاي عامه پسند به من داد.
از نظر شما يک فيلم اکشن خوب چيست؟
نکته حياتي خلق شخصيتي است بسيار گيرا براي تماشاگران است تا به محض افتادن در خطر تماشاگران سر جايشان تکان بخورند. مثل تصوير نماديني که در خيلي ها از وسترن بود: قهرمان به ريل راه آهن بسته مي شد و قطاري از دور دست نزديک مي شد. يک چنين حالتي.

معمولاً چه سئوالي از شما بيشتر پرسيده مي شود؟
به مدت ده سال، هر جائي از جهان که مي رفتم هميشه يک سئوال را ازمن مي پرسيدند: کي جان سخت جديد را خواهيد ساخت؟ اوائل فکر نمي کردم اين سئوال خيلي جدي است. اما بالاخره برايم مسجل شد که تماشگران خيلي به اين فيلم ها علاقه دارند و به خصوص مردها. اين ايده را دوست دارم که جواني هايي که طرفدار اولين جان سخت بودند به هنگام نمايش جان سخت ۴ مي توانند فرزندان شان را با خود به ديدن فيلم ببرند. فيلم تنها براي زير سيزده سال ممنوع است. ناسزاهاي کمتري نسبت به قسمت اول در آن است هميشه نامه اي که عمه مرحوم ام بعد ازديدن فيلم برايم ارسال کرد را به ياد مي آورم. به نظرش فيلم پر از فحش و موجب بد آموزي بود.
قهرمانان شما چه کساني هستند؟
استيو مک کوئين که شيوه اي خاص به خود را داشت. همين طوريک بازيگر فرانسوي که فلوران سيري (کارگردان گروگان) مرا با او آشنا کرد: آلن دلون، يک بت واقعي. همه فيلم هايش را ديده ام واميدوارم روزي بتوانم به همراه فلوران يکي از آن ها را بازسازي کنم.
