حرف♦ تلويزيون
پرستو سپهري - پنجشنبه 21 تیر 1386 [2007.07.12]

مسعود رايگان بعد ازبازگشت به ايران، درچند فيلم سينمايي حضورموفق داشت ونقش هاي متفاوتي راهم تجربه كرد وحتي در فيلم "خيلي دور، خيلي نزديك" براي بازگشت مجدد به سينماي ايران يك شبه ره صد ساله راطي كرد، اما حضوردريك مجموعه تلويزيوني باحجم وسيع مخاطب وبه قول خودش جعبه جادويي، لطف ديگري دارد.
حرف هاي مسعود رايگان
نياز به نعره وحشتناک نيست
شايد بهترين سوژه براي شروع گفت وگو، حضورمسعود رايگان دريك كارتلويزيوني، آن هم براي اولين بارباشد. ازآشنايي با حسن فتحي وحضورتان درمدارصفردرجه بگوييد؟
رايگان: من ازدوست عزيزم آقاي فتحي شناختي نداشتم. تنها اطلاعاتي كه ازايشان ونحوه كارشان داشتم ازطريق خانم تيموريان به دست آمده بود. اينكه چرااين كاررا قبول كردم به علاقه خودم درمطالعه تاريخ معاصرايران برمي گردد. اين علاقه مندي وجود داشت ونوشته هم خوب وراضي كننده بود. به نظرمن بخشي كه برملا كننده بلوغ يك اثراست ديالوگ نويسي آن است. به نظرم فيلمنامه جذاب آمد. حالا بايد درمورد شخصيتي كه پيشنهاد شده بود، فكر مي كردم چون آن شخصيت بامن به عنوان مسعود رايگان حدود 15 سال اختلاف سن داشت.
و اختلاف زمان به لحاظ داستان هم وجود داشت؟
رايگان: بله، اختلاف زمان هم وجود داشت. به ناچاربايد مطالعه مجددي روي تاريخ معاصر ايران مي كردم تادوباره چيزهايي دستم بيايد. بعد ازمشورتي كه با تيموريان داشتم وجلساتي كه باحضورآقاي فتحي به شكل حضوري ومستمربرگزارشد، شخصيت دكترپارسا به نظرم جذاب آمد. حالا كارهاي بعدي كه روي شخصيت انجام مي گيرد به خود بازيگرمرتبط مي شود كه اگرنقاط مبهمي هم وجود داشته باشد بايد با نويسنده وكارگردان درميان گذاشته شود تا نتيجه به دست آمده مطلب واحدي باشد، بدون نقطه مبهم.
چقدرحضورخانم تيموريان درانتخاب اين پيشنهاد موثربود؟
رايگان: ما هيچ وقت حضوردريك كاررا به يكديگرامرنمي كنيم، حضورايشان بسيارموثربود، چون به من يكسري اطلاعات پيرامون دوستان دادند كه به هيچ وجه قبلا آنان را نمي شناختم. "شب دهم" آقاي فتحي راهم قبلا نديده بودم، چون آن زمان اصلا ايران نبودم. باعث شدند كه شب دهم راببينم. كارهاي قبلي آقاي فتحي راديدم، چون شما وقتي يك اثرتصويري ازيك كارگردان مي بينيد، مي توانيد پي به پتانسيل ها، دانش واحاطه اش به كارببريد. همكاري بسيارخوب بود.

سريال موفق شب دهم وهمكاري مجدد رويا تيموريان با حسن فتحي درمجموعه مدار صفر درجه، شما هم درباره بازي دراين مجموعه صحبت كنيد؟
تيموريان: بله، با آقاي فتحي يك تجربه خوب درسريال شب دهم داشتم وحتي قراربود درمجموعه " ملاصدرا" دركنارايشان كاركنم كه متاسفانه آن زمان مصادف شد بافوت پدرمن واين همكاري صورت نگرفت. احاطه فتحي روي تاريخ معاصرونوشته هاي خوبش به اضافه توجه عميقي كه به حرفه اش دارد، هميشه براي من قابل احترام بود وازآنجا كه فتحي، اطلاعات خوبي رابه هنگام كاربه بازيگرش مي دهد و او را با جلسات مختلف درباره نقش شيرفهم مي كند، كاربااو برايم بسيارخوب ولذت بخش بود. ازطرف ديگربه خاطراينكه من خيلي به ادبيات آن زمان آشنايي ندارم، براي خود من حضوردراين كارها، يك جورهايي شكل آموزش هم پيدا مي كند. مجموعه اين مسائل به اضافه حضورآقاي بشكوفه بعنوان تهيه كننده كه به نظرمن يكي ازبهترين تهيه كنندگان تلويزيون هستند، باعث شد وقتي براي دومين بارپيشنهاد بازي دادند با علاقه بپذيرم.
مسعود رايگان راپس ازبازگشت با چند فيلم سينمايي روزديديم، اما "مدار صفر درجه" يك سريال تلويزيوني با روايت تاريخي است كه حفظ راكورد شخصيتي بازيگررادريك مدت زمان طولاني مي طلبد. چگونه بدون تجربه قبلي به اين دست پيدا كرديد؟
ببينيد! تلويزيون به عنوان يك رسانه با سينما فرق دارد، به طبع بازي ها هم تفاوت مي كند. يك سريال تلويزيوني بعد وسيعتري ازآحاد مردم را بعنوان مخاطب دربرمي گيرد واين بعلت جادويي بودن خود اين جعبه است. حالا هرچقدربتوانيم جذاب تركاركنيم، با اقبال بيشتري روبرومي شويم. ما سعي مي كنيم به شخصيت نزديك شويم، سعي مي كنيم خوي وخصلتي رابرايش درنظربگيريم كه درخوراوست واين مسئله ازطريق امكانات فيلمنامه بدست مي آيد، ما نمي تواينم خارج ازطراحي اوليه كه براي شخصيت طي كاربدست آمده حركت كنيم. ما با كشف پاتكس ها وجست وجودردل آنها مي توانيم به ريزهاي آن شخصيت دست پيدا كنيم.
بايد بگويم مثل هربازيگركه باشيوه خاص خودش به نقش نزديك مي شود وبا آن ارتباط برقرار مي كند، من هم به دكترپارسا نزديك شدم.

به هرحال براي بازيگردرمقوله نشان دادن شخصيت، تفاوت هايي جدا ازبحث فني سينما وتلويزيون وجود دارد وآن هم حفظ وطراحي روند شكل گيري يك شخصيت دريك زمان طولاني نسبت به سينماست؟
بله، بازيگربايد قبل وبعد ازآن موقعيتي راكه به خودش مربوط مي شود را بداند. دراصطلاح مي گويند راكوردهايش را حفظ كند. راجع به اين قضيه يك فرمول بسياركليشه اي وجود دارد كه من هم به آن اشاره مي كنم. قبلا مي گفتند درتئاتربازيگران، بازي مي كنند. اين به دليل فاصله اي است كه بازيگربا تماشاگردارد وبه همين خاطربايد بازي ها يك مقداردرشت ترباشد. حتي فركانس هاي صدا هم بايد بالاترباشد. اگرچه درحال حاضربا آمدن تكنولوژي اين مشكلات هم حل شده وبه آن نعره هاي وحشتناك نيازي نيست درتلويزيون يك ذره بازي ميكنند، درسينما اصلا بازي نمي كنند.
حضوربازيگران خارجي دركناربازيگران ايراني درسريال " مدارصفردرجه" يك اتفاق نو درتلويزيون بود. دراين مورد هم صحبت كنيد؟
رايگان: من راجع به تجربه خودم مي گويم؛ زبان انگليسي زبان مادري من نيست، اما اززمانيكه تصميم گرفتم وارد صحنه سوئدي شوم تاروزي كه اين اتفاق رخ داد، چيزي حدود 10 سال طول كشيد.
در مورد "پيرداغر" صحبت كنيد. بازي جلوي ايشان چطوربود؟
تيموريان: ازآنجا كه آقاي داغربازيگرغريزي هستند، من بعنوان بازيگرمقابل ايشان، كمتربه مشكل برخورد مي كردم. ازآنجا كه اوبا زبان عربي صحبت مي كرد، اين حس درمن به وجود آمد كه گويا او يك جمله را كامل ادا نمي كند ونيمه نيمه دوبارتكرارمي كند، اما درانتقال حس هيچ مشكلي وجود نداشته. اوخيلي خوب درك واحساس خودش رابه بازيگرمقابل منتقل مي كرد.
