جنگ سرد در خاورميانه؟
لوس آنجلس تايمز - چهارشنبه 20 تیر 1386 [2007.07.11]

برزو درگاهي
بيروت - لبنان - در نوار غزه، اسلام گرايان طرفدار ايران باقيمانده متحدين آمريکا يعني افراد دولت فلسطيني محمود عباس را پاکسازي مي کنند.
در شرق، دولت هاي عراق و افغانستان سعي مي کنند از تبديل خاکشان به محل درگيري نمايندگان جناح هاي مخاصم جلوگيري کنند.
در آبهاي گرم خليج فارس ناو هاي آمريکا و ايران با فاصله اندکي از يکديگر عبور مي کنند.
اين خاورميانه جديد ياد آور دوران جنگ سرد است، تقريبا با همان بازيکنان و همان سناريو.
مقابله آمريکا وايران بر روي تمامي وقايع خاورميانه اثر گذاشته است. در لبنان صدها شبه نظامي حزب الله با حمايت ايران در کنار دولت هوادار غرب فواد سينيوره سکني گزيده اند و چادر زده اند.
"محل بازرسي بين شهر چادر ها و نخست وزير قرار گرفته است: آنجا به ايست بازرسي چارلي معروف شده است." اين سخنان رامي خوري، يک روزنامه نگار تحصيل کرده در دانشگاه بيروت است، که وضعيت بيروت را به روابط شرق و برلين غربي در دوران جنگ سرد بين آمريکا و شوروي تشبيه کرده است.
خوري مي گويد: "اين خط اول مبارزه جديد منطقه اي است. اين وضعيت از نظر ابزارو روش هايي که مورد استفاده قرار مي گيرد بسيار شبيه دوران جنگ سرد است."
آنچه مورد مخاصمه است سلطه سياسي، نظامي و فرهنگي بر منطقه خاورميانه با منابع سرشار نفت و نيز نفوذ بر سرنوشت دنياي اسلام است.
دولت بوش مي گويد به دنبال ارزش هاي غير مذهبي (سکولار)، تجارت آزاد و دموکراسي است. متحدين آمريکا در اين فکر عبارتند ازاروپائيان و نيز خوانين سني مذهب خاورميانه، که وضعيتشان بر اثر اقدامات ايران و مسلمانان شيعه برهم خورده است.
ايران که اخيرا راديکال تر هم شده نيز به دنبال ارزش ها وساختار قدرت بر پايه سنت هاي اسلام است. متحدين و نمايندگان ايران در منطقه شامل سازمان هاي اسلامي است، نظير حماس در سرزمين هاي فلسطين و حزب الله در لبنان، و همچنين دولت هاي بغداد و رژيم سوريه. همه اين سازمان ها به جز دولت عراق جزو دشمنان قديمي و رسمي آمريکا به شمار مي آيند.
اين روياروي هم مثل جنگ سرد 45 ساله، داراي جانشيني هاي نظامي و سياسي خاص خود، ديپلماسي خشونت آميز، فشار اقتصادي، منابع تبليغاتي متنوع و جنگ ميان سازمان هاي اطلاعاتي است.
در برخي مقاطع رقبا با هم همکاري مي کنند، مانند همکاري آمريکا و شوروي در برخي از مناطق. ايران و آمريکا در مورد حمايت از دولت کابل و دولت عراق در مقابل شورشيان سني مشترک و متحد محسوب مي شوند.
باز هم مانند دوره جنگ سرد، تقابل تهران و واشنگتن گاهي با درگيري هاي محلي دراز مدت همراه است. درگيري در لبنان بين نيرو هاي هوادار و مخالف سوريه از قرن 19 جريان دارد ولي حضور ايران و آمريکا اين درگيري هاي را تشديد کرده است. به همين ترتيب مخاصمه شيعه و سني به دوران قبل از آمريکا باز مي گردد ولي اکنون ابعاد تازه اي پيدا کرده است. درگيري فلسطين و اسرائيل نيز مربوط به دوره قبل از جمهوري اسلامي است ولي خود تبديل به محل اصلي خصومت بين ايران و آمريکا شده است.
برخلاف جنگ سرد، رقابت ايران و آمريکا رقابت بين طرفين نابرابر است. ايران زماني طرفدار آمريکا بوده است ولي با انقلاب اسلامي عليه شاه در سال 1979 ايران تبديل به يک دشمن شد. اثر انقلاب بر قيمت هاي نفت ميران آسيب پذيري آمريکا را نشان داد.
ايران به زودي تصميم گرفت انقلاب را صادر کند ولي با اتحاد غرب و عرب هاي سني روبرو شد. اين اتحاد عراق را در جنگ با ايران در دهه 1980 حمايت کرد. ايراني ها تقريبا عراق را شکست دادند و به زودي ساختار صنعتي و سياسي خود را ترميم کردند.
در دهه 1990 ايران و آمريکا در تقابل خاموش با يکديگر بودند ولي طي 5 سال اخير با روي کار آمدن تند رو ها - چه در ايران و چه در آمريکا - اين شرايط تغيير کرده است. بوش ايران را جزئي از محور شرارت خواند و خواهان تغيير رژيم در ايران شد در حاليکه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران نيزبا برنامه هسته اي خود به غرب پشت کرده و انگليس را با دستگيري ملوانان آن به سخره گرفته است.
اکنون ايران و آمريکا علنا در مقابل يکديگر ايستاده اند.
از يک سو کارن هاگز، معاون وزارت خارجه آمريکا در حال تبليغ ارزش هاي آمريکايي در دنياي اسلام است و از سوي ديگرايران نيز در کار اشاعه احساسات ضد آمريکايي در منطقه است.
منوچهر متکي و علي لاريجاني نيز در صحنه بين المللي در دفاع از برنامه هسته اي ايران در حال مقابله با غرب هستند. آمريکا سعي دارد اعراب را از خطر يک ايران هسته اي آگاه کند. ولي ايران، که اکنون نظرات خود را از طريق ماهواره دولتي به زبان انگليسي و عربي اشاعه مي دهد، از تقابل اسرائيل و فلسطين و جنگ در عراق سود برده خود را به عنوان مدافع و پيشتاز اسلام در برابر غرب معرفي کرده است.
سليم عبدالله، يک سياستمدار سني عرب در بغداد مي گويد: " آنچه امروز در بغداد و غزه اتفاق مي افتد نحوه نگرش همه کشور هاي خاورميانه را نسبت به آمريکا تحت الشعاع قرار مي دهد."
طرفين از فشار هاي اقتصادي هم استفاده مي کنند. آمريکا از طريق شورا ي امنيت سازمان ملل مشغول تصويب قطعنامه براي تحريم ايران است و ايران نيز تهديد کرده است که تنگه هرمز را که محل عبور 40 درصد نفت دنياست مسدود خواهد کرد.
پاتريک کلاوسون از موسسه مطالعات خاور نزديک در واشنگتن مي گويد: "بايد انتظار تشديد اين تقابل را داشت. ما به ايراني ها صريحا مي گوييم که شما پادشاه منطقه نيستيد."
لبنان و عراق و افغانستان نيز سعي دارند بگويند کشور آن ها محل اين درگيري نيست.
اگر آمريکا و ايران به مرحله درگير ي برسند اين درگيري در آبهاي خليج فارس خواهد بود که هر روزه گشتي هاي سپاه پاسداران و ناو هاي آمريکايي با يکديگر برخورد مي کنند و يا به تمرين هاي نظامي دست مي زنند.
ناظران سياسي معتقدند هر چند ممکن است اين مانوور ها جنبه نمايشي داشته باشد ولي کافي است يکي از طرفين جرقه اي را روشن کند تا اين خود منجر به رويارويي و جنگ شود.
منبع : لوس آنجلس تايمز - 10 ژوئيه 2007
