Rooz

خو کردن به زندگی شفاف

مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

po_masoud_01.jpg

قرن بیستم را قرن اتم، قرن کامپیوتر، قرن فضا خوانده اند و ده ها نام شبیه به این. اما قرن بيست و یکم تا همين جا یک نام بيش تر نپذيرفته و آن قرن شفافیت است. به عطشی که جهانيان به دانستن از خود نشان می دهند و به گسترش تکنولوژی اطلاعات که هر روز دسترسی لحظه به لحظه به خبر را آسان تر می کند، جهانی نو در حال ساخته شدن است که زيستن در آن به زندگی در حباب شیشه ای می ماند. اما تن قرن بیستم و نوزدهمی ما تاب ندارد هنوز.

در قرن بیستم همه تلاش حکومت ها و قدرت ها اين بود که رادیو و تلویزیون ها و خبرگزاری ها را در اختيار گیرند تا در موقع خود از آن برای گرداندن نظر مردم بهره گیرند. اما در قرن پیش رو، تصرف رسانه های جهان شمول هر روز پرهزينه تر می شود، ناممکن تر و شايد بتوان گفت غيرلازم تر هم. ارتباط های آسان و فراهم اينترنتی که حضور در بزرگراه اطلاعاتی را آسان و ارزان کرده است، و به لحظه ای آدمی را به آدميان ديگر متصل می دارد، پديده بزرگ زمانه است. زندگی در چنين فضائی دارد قدرت ها و داوطلبان موقعيت های اجتماعی را وادار می کند که به اين شفافيت خو کنند. چشمان "برادر بزرگ" که مراقبت دائمی بر حرکات بازيگران سیاست و هنر و اجتماع و اقتصاد دارد، زندگی قرن بيست و یکم را شکلی دیگر بخشیده و از جمله احزاب را تبديل به خانه های شيشه ای شفاف کرده است.

ماموران نیروی انتظامی ايران در جریان مبارزه با اوباش و بر هم زنندگان نظم جامعه، که بسيار کار خوبی هم هست، چند جا تندی کردند، تصويرش از طریق موبایل ها به لحظه ای در جهان پخش شد، حالا فرمانده هی فریاد بزند و کلمات درشت به کار گیرد که روحیه بازگرداند، واقعیتش این است که دست آن افسر و سربازی که در کارست بعدا می ترسد. نه از فرمانده می ترسد بل از آن می ترسد که فرزندش فیلم او را دیده باشد در "یوتیوب". و همین ترس وی را کنترل می کند.

دولتمردان و صاحب نامان غرب، همان جائی که تکنولوژی اطلاعات در آن متولد شده و دارد شکل می گیرد، با رشد اين صنعت، و به همان شتاب، ناگزير می شوند یاد بگیرند که چطور با اين پدیده ها زندگی کنند، اما برای قدرتمندان شرقی دشوارست کار در نهادهائی، فعاليت سیاسی در احزابی، معامله و مذاکره در شرايطی مانند حباب شيشه ای، همه جانش پیدا. شرقی ها، به اندازه غربیان حريم خصوصی و حقوق شهروندی را محترم نمی دارند، اما در همین حال پوشیدگی را دوست دارند، در آن احساس امنيت می کنند، حوزه عمل خود را چنان تعريف می کنند که غريبه نبايد بدان پا بگذارد. وقتی هم به قدرت می رسند بيش تر می پسندند که همان حريم را گسترش دهند و حکومت را در حريم بگذارند.

مقاله اين قلم با عنوان خواب با گژدم [شنبه نوزده خرداد، هم میهن] گرچه همان پی آمدها را داشت که قابل پیش بينی بود، اما از اين رو کار بایسته ای بود، باید نوشته می شد که در راه تاسیس جامعه ای مدنی بايد همگان عادت کنند که هزينه رفتار خود بپردازند. کافی نیست که توقع داریم حکومت و دولت پاسخگو باشند. دیگران که هنوز به دولت نرسیده اند اما قصد آن را دارند هم بايد هزينه پرداز و مسوول باشند. تا چنین نشود جامعه مسوولیت پذیر شکل نمی گیرد. معمولا همگان می دانند که دولت ها باید پاسخگوی مردم باشند و می دانند که اگر امروز هم از پاسخگوئی بگریزد، مانند همیشه تاریخ، روزی به زور به محکمه برده می شوند و امکان دارد در آن روز امکان دفاعشان ندهند. اما از یاد برده می شود که این حکم تنها در مورد دولت ها و دولتمردان صاحب قدرت جاری نیست. اوپوزیسیون جمهوری اسلامی که به علت دیرماندن – تا حالا بیست و هشت سال – خود صاحب خیمه وخرگاه شده است چه خوب که از هم حالا امور مدنی را تمرين کند و در عمل ارادت خود را به حق طلبی و دموکراسی نشان دهند. وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند.

اما از سوی ديگر از دید صاحب این قلم، سخن دبیر شورای عالی امنيت ملی هم پذیرفتنی نیست که به جای توضیح درباره آن سباستی که کار را به تحریم و صدور قطعنامه های شورای امنیت کشاند و کشور را به راستی منزوی کرد گفته است سیگنال هایی از داخل رفت و موجب تصويب قطعنامه های تحریم شد. و عده ای [ وی از دو تن که محسن سازگارا و خانم حقیقت جو باشند نام برده] رفته اند به واشنگتن و به آن ها اطلاعاتی داده اند که موجب اين تصميم گیری ها شده است [نقل به مضمون].

به ده ها دلیل پذیرفتنی نیست که اعضای شورای امنيت سازمان ملل، عقل و رای و مصلحت و منافع ملی خود را به دو تن [ گیرم تمام مخالفان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را هم به آن ها اضافه کنیم] بسپردند و بر اساس نظر و اطلاعات آن ها در مجمع جهانی رای بدهند.

احتیاج به استدلال نیست، گوینده خود نیز می داند که چنین نفوذ کلامی در مخالفان پریشان جمهوری اسلامی [چه رسد به آن چند تن که به تازگی از ايران رفته اند] وجود ندارد. باید پرسید چین و روسیه را چه کسی سیگنال داد که رای علیه جمهوری اسلامی دادند.

توجه دارید که آقای لاریجانی نمی گوید مخالفان مسلح ما که در عراق منزل دارند رفته اند اطلاعاتی به آمريکائی ها داده اند که آن ها طرحی در سر آورده اند، که اگر می گفت قابل تامل بود. مجاهدین خود نیز پنهان نمی دارند، بلکه بدان مفتخرند که اطلاعات مربوط به فعالیت های هسته ای را به آمریکا داده اند. بر همین اساس برایشان مجازست که سایر اطلاعات را هم بدهند. ولی آقای لاریجانی این نمی گوید. بلکه به کسانی اشاره می کند که از تهران رفته اند. چرا این را می گوید چون سخنش قرارست زمينه محدودیت هائی را در داخل کشور برای ارتباط با دیگران ايجاد کند.

در دنیا معمول است و بر همین اساس شاید اشکالی نداشته باشد که دبیر شورای عالی امنیت ملی کشوری، برای پیشگیری و ممانعت از رفتار گل و گشاد و خارج از کنترل منقدان آن دولت، تهدید کند و برای آن ها بدین وسیله هشدار بفرستد که ایهالناس مواظب خود باشيد. به راستی هم در شرايط امروز ایران و جهان، موقع حساس است و اهل سیاست باید مواظب باشند که به ضد خود و علیه مردم و مخالف آرمان های خود کاری نکنند. اما سناریوی آقای علی لاريجانی خام بود. خوف آن دارد از شدت خامی، آن ها که بايد مخاطبش باشند هم آن را درنیابند. بهترین کار شفافیتی است که دنیا دارد به آن عادت می کند.

در راه تلاش برای ازادی گردش اطلاعات، سلامت بخشیدن به روند اطلاع رساندن، باید علاوه بر روزنامه نگارانی متعهد و صدیق، مخاطبانی در عطش صداقت و شفافیت داشته باشیم تا خبرسازان هم راه خود بدانند.


رسانه های ازادی طلب همچنان که از دستگاه قضا و عدالتخانه جمهوری اسلامی انتقاد دارند که افراد را به بهانه و اتهام جاسوسی و وابستگی به آمريکا و يا همکاری با آمريکا برای شورش و براندازی نرم [ به قول کیهانی ها براندازی مخملی] زندانی می کنند. اتهامی که به رامين جهانبگلو، علی فرح بخش، هاله اسفندیاری، علی شاکری و کیان تاج بخش نمی چسبد، بايد صاف و پوست کنده اخبار مربوط به همکاری، مشورت دهی، همرائی بخش ديگر را منعکس سازند، اما درست و دقیق. نبايد به خاطر پرهیز از روان شدن اتهاماتی که به ناسزا نثار خبررسان می شود، از افشای اعمال سیاسیون چشم پوشید.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.