دانشجويان به ياري کارگران برخاستند
همزمان با حکم 5 سال زندان براي منصور اسانلو؛ - سه شنبه 8 خرداد 1386 [2007.05.29]

سهيل آصفي
Soheil.asefi@gmail.com
همزمان با موج دستگيري پويشگران کارگري و بدنبال حکم زندان براي محمود صالحي، شيث اماني و صديق کريمي که به دليل تکاپوهاي مدني خود روانه زندان شده اند، جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي تهران در طرحي مشترک، به ياري خانواده هاي کارگران زنداني برخاسته اند. اين همدلي همزمان است با حکم شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران، در موردمنصور اسانلو، رييس هيأت مديره سنديكاي شركت واحد.

اين فعال كارگري به گزارش ايلنا، به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي" به تحمل چهار سال حبس و بابت اتهام "تبليغ عليه نظام" به تحمل يك سال حبس و در مجموع به تحمل پنج سال حبس تعزيري محكوم شد.
طرح همياري دانشجويان با کارگران از روز يک شنبه ۶ خرداد در دانشکده حقوق دانشگاه تهران، با قرار دادن صندوق هاي جمع آوري کمک مالي و همچنين پخش بروشور هاي اين برنامه در دانشگاه تهران آغاز شد. در ادامه اين طرح ديروز دانشکده هاي ادبيات و علوم دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتي شريف و دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه به اين حرکت پيوستند.
در بروشورهايي که توسط دانشجويان در مورد اين کارزار تهيه شده، ضمن اشاره به "بي گناهي" پويشگران کارگري که تنها به جرم تلاش براي برگزاري مراسم مستقل اول مه ماه (روز جهاني کارگر) در زندان به سر مي برند آمده است: "جنبش دانشجويي که طي چند ساله اخير با شعار اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگري به صحنه آمده است بايد براي کمک به حضور نيرومند جنبش کارگري در مبارزات اجتماعي و سياسي و اعلام همبستگي خود با کارگران گام هاي عملي جدي بردارد. کمک به شکل گيري صندوق اعتصاب و جمع آوري کمک مالي براي کارگران زنداني و اخراج شده از جمله اين گام هاي عملي است. در اين راستا عده اي از فعالين جنبش دانشجويي تصميم به اجراي طرح حمايت از کارگران زنداني گرفته اند تا گامي کوچک در اين راستا بردارند. "
سنديکاخواهان در معرض فشار
تکاپوي جنبش کارگري ايران که اکنون فاز جديد آن مي رود تا پنجساله شود در ميان فشارهاي روز افزون و مانع تراشي هاي مختلف از سوي جريان هاي مشخصي همچنان به کار خود ادامه داد. حالا ديگر حتي آن دسته از منصفان منتقدي هم که سنديکاليست هاي شناسنامه دار کشور را به ارتباط با برخي جريانات سياسي متهم مي کردند، امروز نگاه ديگري به صحنه مبارزاتي کارگران کشور دارند.
منصور اسانلو، رئيس هيات مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد، ضمن تشريح موقعيت کنوني طبقه کارگر ايران و فشارهاي مترتب بر آن در گفتگو با "روز" به جرياناتي اشاره مي کند که از درون مشغول "سم پاشي" هستند:"مدتي است که به شکل هاي مختلف مي خواهند به جنبش ما از درون صدمه بزنند."
وي ضمن رد اتهام ماهيت "ضد سرمايه داري" نداشتن تکاپوي سنديکاليست هاي کشور تصريح مي کند که: "اين دروغ بافي ها هم يکي ديگر از اين ترفندهاست. مهم نيست. تاريخ، راه خود را مي رود و آينده نشان مي دهد چه راهي درست و کدام بيراه بود. "
همچنان ايستاده ايم
منصور اسانلو خطاب به اين دسته از منتقدان سنديکا مي گويد: "اين اظهارات در شرايط فعلي و از پشت پرده آيا جز همکلامي با با محافل ضد کارگري که لباس دايه هاي مهربانتر از مادر به تن مي کنند توسط ما کارگران که در وسط ميدان ايستاده ايم و هزينه مي پردازيم چه نتيجه اي مي تواند داشته باشد؟ ما را کتک زدند و به زندان انداختند. محل برگزاري جلساتمان را اشغال کرده اند و پول و قبض هاي سنديکايمان را در حضور مامورين امنيتي و پليس دزديده اند. کتاب هاي ما را سرقت کرده اند و بيش از سيصد ميليون تومان برايمان وثيقه و ضمانت و سند و کفالت گرفته اند. ما در انفرادي ها زير انواع فشارهاي جسمي و روحي و رواني با چشمبند و رو به ديوار گاه تا دوازده ساعت بازجويي غير قانوني شده ايم و امنيت خود و خانوده هايمان از دست رفته است. اخراج و بي درآمد شده ايم. تهديد به قتلمان کرده اند. در خيابان بارها خواسته اند ما را ضرب و شتم کنند. در روز اول ماه مه امسال با چاقو مي خواستند ما را از پشت بزنند و در مترو براي چندين بار مي خواستند ما را بربايند. به منزل ما زنگ مي زنند و مزاحم خانوده هاي ما هستند و خواهان قطع ارتباط با دوستان و همکاران ما مي شوند. خواهان تطميع ما مي شوند که موفق نخواهند شد. خواهان همکاري غيرقانوني ما مي شوند که جواب ما منفي است. حتي اگر يک کارگر يک بار با ما تماس بگيرد، او را به حراست مي برند و تهديد به اخراج مي کنند و کتک مي زنند مثل عبدالله حسيني و مهدي رابط. بيش از شانزده ماه است که اخراج به دليل فعاليت سنديکايي را تحمل مي کنيم. زندگي خانواده هايمان به مرز فروپاشي رسيده است و متاسفانه همسران بعضي از سنديکايي ها زير فشار فقر و نداري ناشي از بيکاري به دليل مبارزات سنديکايي از آنها جدا شده اند، بچه هاي آنها دچار افسردگي و آسيب هاي روحي رواني شده اند... اگر بخواهم ادامه بدهم ستمهايي که تنها بدليل سنديکاخواهي بر ما رفته است مثنوي هفتاد من کاغذ مي شود."
با اين وجود منصور اسانلو تاکيد مي کند: "ما همچنان ايستاده ايم و آماده ايم که همه هزينه ها را هم بپردازيم تا تشکل واقعي پايه اي کارگران مطابق مقاوله نامه 87 مستقل و آزاد و دمکراتيک باشد. به اميد ايجاد سنديکاها و فدراسيون ها و کنفدراسيون سراسري مستقل و آزاد کارگران ايران. "
