سخنان بدون عمل امريکاييها
ظهور طبقه جديد - 242 جلال يعقوبي - چهارشنبه 12 اردیبهشت 1386 [2007.05.02]
پيش از بازي فوتبال بين دو تيم امريکا و ايران در جامجهاني تحليلگران سياسي فوتبال بين اين دو کشور را نوعي ديپلماسي ورزشي براي حل بحران تلقي ميکردند و اميدوار بودند که اين بازي زمينه نزديکي بيشتر دو کشور را فراهم کند.
پيش از آن مادلين آلبرايت، وزير خارجه امريکا؛ آمادگي واشنگتن براي عادي سازي روابط با تهران را اعلام کرده بود. رئيس جمهور امريکا نيز تأکيد داشت: "ما اظهارات آقاي خاتمي در مصاحبه با CNNرا تمجيد ميکنيم و معتقديم که ايران در مسير مثبتي حرکت ميکند." [روزنامه ايران – سيام خرداد 1377]
دهم تيرماه، سيد محمد خاتمي پس از ديدار با نخست وزير ايتاليا که به تهران آمده بود در پاسخ به سؤال خبرنگاران و درباره اظهارات رئيس جمهوري و وزير خارجه امريکا درباره رابطه با ايران گفت: "الان موقع طرح اين مسأله نيست ولي در لحن آنها تفاوتهايي ديده مي شود." وي افزود: "اميدوارم که اين تغيير لحن نشانه درک بهتر سياستمداران امريکايي از موقعيت جمهوري اسلامي ايران و اوضاع جهاني باشد." خاتمي خواستار اقدامي عملي براي نشان دادن حسن نيت امريکا شده بود.
سخنان رئيس جمهوري بازتاب گسترده اي يافت. خبرگزاري رويتر با ارائه متن کامل سخنان رئيس جمهور ايران گزارش داد: "خاتمي خواستار اقدامات عملي در جهت اثبات صميميت امريکاست." اين خبرگزاري آورد: "خاتمي که شش ماه پيش گفتگوي تمدنها را مطرح کرد، تأييد کرد که آنچه وي مي خواهد درک بهتر از جمهوري اسلامي ايران از سوي رهبران امريکاست ولي تغييرات کلامي کافي نيست." رويتر با اشاره به تصميم واشنگتن پس از مسابقه تيمهاي فوتبال ايران و امريکا در جامجهاني فرانسه براي تجديد روابط با تهران نوشت: "ديپلماسي فوتبال تا کنون دستاورد چنداني دربرنداشته است، اگر چه هر يک از طرفين در ماههاي اخير تبادلات اجتماعي، دانشگاهي و فرهنگي را شدت بخشيده اند."
خبرگزاري آلمان نيز نوشت: "محمد خاتمي رئيس جمهوري ايران در اولين واکنش به پيشنهاد بيل کلينتون رئيس جمهور امريکا در خصوص آشتي واقعي با ايران، لحن جديد امريکا را نسبت به ايران ستود، اما خواستار عمل از سوي واشنگتن شد." اين خبرگزاري در گزارش خود اضافه کرده بود: "خاتمي در ماه ژانويه (ديماه 1376) براي شکستن بنبست موجود ميان ايران و امريکا در يک مصاحبه تلويزيوني از ملت بزرگ امريکا سخن گفت و خواستار از ميان برداشتن ديوار بي اعتمادي از طريق تبادل هيأتهاي فرهنگي و ورزشي شد." اين خبرگزاري افزود: "ايران تاکنون از برقراري گفتگوهاي مستقيم با مقامات امريکايي که به درخواست واشنگتن مطرح شده خودداري کرده است و ميگويد امريکاييها بايد حسن نيت خود را از طريق آزادساختن دارايي هاي مسدود شده ايران و خودداري از سخنان خصمانه نسبت به ايران نشان دهند."
از طرفي خبرگزاري فرانسه نيز دراينباره گزارش داد: "رئيس جمهوري ايران در نخستين واکنش علني خود به پيشنهاد امريکا مبني بر تلاش در جهت پايان دادن به دشمني 18 ساله خود، خواستار اقدام عملي امريکا شد تا گفتار." اين خبرگزاري افزود: "خاتمي که سال گذشته با قول اصلاحات سياسي و اجتماعي در جمهوري اسلامي ايران انتخاب شد وعده داد که تشکيلات سياسي کشو، ر در صورت لزوم توضيحات بيشتري دراينباره خواهد داد."[روزنامه همشهري – چهاردهم تيرماه 1377]
چند هفته بعد، کمال خرازي وزير خارجه ايران در گفتگو با خبرنگاران داخلي و خارجي پذيرفت که لحن مقامهاي امريکايي تغيير کرده است. او البته تغيير لحن را زماني ارزشمند دانست که همراه با تغيير سياستها باشد.
در اين ميان و در روز جمعه، نهم مرداد ماه، عباس عبدي و باري روزن که زماني در ماجراي فتح سفارت امريکا، بعنوان گروگانگير و گروگان شناخته شده بودند با هم ديدار و گفتگو کردند. اين ديدار نيز واکنش هاي داخلي و خارجي گسترده اي داشت. اين جلسه توسط اريک رولو، روزنامهنگار و نويسنده مشهور فرانسوي در پاريس برگزار شد.
عباس عبدي پس از ديدار با باري روزن گفت: "در مجموع با توجه به اظهارات روزن، مناظره مثبت بود." به گزارش خبرگزاري دولتي ايران عبدي درباره هدفهاي سفرش به پاريس و شرکت در جلسه گفت و شنود با روزن گفته بود: "هدف داخلي من اين بود که نشان دهم اين ماجرا[گروگانگيري] امري قابل انتظار بود که ما دلايل کافي براي دفاع و توجيه آن داريم. هدف بين الملليام نيز اين بود که فضايي بوجود آيد که نتيجه آن کاهش فشارهاي آمريکا به ايران باشد. اين کفايت ميکرد که ما حرفهايمان را بزنيم."
عبدي در ادامه با اشاره به درک باري روزن از دلايل دانشجويان خط امام براي تصرف سفارت امريکا گفت: "روزن مي فهمد که چرا ما اين کار را کرديم. چنانچه صحبتهاي وي کاملاً منتقل شده باشد خواننده ايراني درک ايشان را باور ميکند. وقتي کسي که بيشترين ناراحتي را از واقعه ديده، سعي ميکند همدلي نشان دهد که چرا اين واقعه رخ داده است، به طريق اولي کساني که اين تجربه را نداشته اند، علت اين امر را بيشتر درک خواهند کرد."
عباس عبدي در پاسخ به اين سؤال که آيا قبل از اين جلسه در ايران با مقامات دولت مشورت داشته است، گفت: "من ربطي به دولت ندارم که مشورت کنم. از مشورت بدم نميآيد ولي چون ميدانستم در اداي پاسخ مثبت يا منفي برخي محظور داشتند، مشورت بلاموضوع شد. اما مشورتهاي غيررسمي با خيلي ها شد که نميخواهم اسم کسي را بياورم."[روزنامه سلام - يازدهم مرداد 1377]
به نظر ميرسيد که جريان رفورميست درون ايران خواهان تغييرات جدي در سياستهاي خارجي کشور است و شايد برنامهي عبدي نيز بدون هماهنگي و اطلاع خاتمي انجام نگرفته بود. چندي بعد هفته نامه عصرما طي يادداشتي اقدام عبدي را "تابوشکني در امتداد سياستهاي خاتمي" ناميد. ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نوشت: "عبدي با جسارتي درخور تحسين در برابر گروگان سابق خود و همچنين دهها خبرنگار خارجي حاضر شد و از عمل خود و همراهانش دفاع کرد و افکار عمومي را تحت تأثير قرار داد. اينکه يک گروگان با يک دانشجوي خط امام مينشيند و درباره موضوع گروگانگيري بحث ميکند به منزله تأييد ضمني عمل انجام شده، حداقل به لحاظ منطق اجتماعي است. روزن گروگان سابق در جريان اين مناظره تصحيح کرد که امروز درک ميکند چرا گروگانگيري انجام شده است. وقتي گروگان سابق از چنين موضعي نسبت به واقعه گروگانگيري سخن ميگويد، طبيعي است که افکار عمومي امريکا و ساير کشورهاي جهان تأثير بسيار مطلوبتري از اين مناظره دريافت کرده و ديد واقعيتري نسبت به آن پيدا کرده باشند."[هفتهنامه عصرما – بيستويکم تيرماه 1377]
مواضع اصلاحطلبان در قبال ماجراي فتح سفارت امريکا و هزينههاي سنگين اين اقدام براي مردم هيچگاه به سوي عذرخواهي يا عقب نشيني نرفت. شايد يکي از دلايل اين موضعگيري حمايت بيدريغ آيت الله خميني از اين اقدام باشد که امکان نقد آن حتي توسط فاتحان سفارت را نيز مقدور نميکند. در واقع هرگونه اظهار پشيماني از اين اقدام به معني رويارويي با موضع رهبر فقيد انقلاب ايران است. البته از طرف ديگر نبايد فراموش کرد که در ايران معمولا هيچ گروهي رفتارهاي خود را در دورههاي مختلف تاريخي – حتي اگر اين رفتارها متناقض و متفاوت هم باشد – اشتباه تلقي نميکند. اصولا در ايران کسي اشتباه نميکند!
