آلترناتيو سياست خارجي ايران!
ظهور طبقه جديد – 231 - سه شنبه 28 فروردین 1386 [2007.04.17]
جلال يعقوبي
ماجراي فرج سركوهي اعتراضهاي گستردهاي در سطح بينالمللي بدنبال داشت و حتي برخي محافل داخلي ايران نيز بصورتي سربسته نسبت به آن معترض شدند. چنانچه روزنامه سلام دراينباره نوشت: «فردي دستگير مي شود، آزاد مي شود. مجدداً دستگير مي شود و سروصداي آن دنيا را پر مي کند ولي در داخل نه مردم و نه ارباب جرايد نمي دانند که اصل خبر چه بوده و چه اتفاقي افتاده است و دليل کاري که انجام شده، چه چيزي است ؟ و چگونه در برابر تهاجم بيگانگان بايد از عملي که انجام شده است، دفاع کرد.» [روزنامه سلام - بيستوپنجم بهمنماه 1375]
هفتهنامهي عصرما-ارگان مجاهدين انقلاب- نيز، اين ماجرا را برنامهي جناحي خاص براي تشنج در روابط با اروپا ارزيابي کرده و نوشت: «به نظر مي رسد يک جناح خاص در صدد است تحولي در روابط خارجي جمهوري اسلامي ايجاد کند و در اين زمينه قرائني به چشم مي خورد. براي مثال مدتي است روابط ايران و آ لمان، که در ميان کشورهاي اروپايي نزديکترين روابط را با جمهوري اسلامي داشته است « به دنبال واقعه رستوران ميکونوس» و اظهار نظر هاي دادستاني آلمان مبني بر دخالت مقامهاي عالي رتبه جمهوري اسلامي در اين ماجرا متشنج شده است. در اين مدت گامهايي در جهت بهبود روابط ميان دو کشور برداشته شد، اما باز شدن پرونده جديدي در روابط بين دو کشور به نام «ماجراي فرج سرکوهي» مجدداً روابط فيمابين را متشنج کرد.» عصرما در جملهاي كنايه آميز اضافه كرده بود:«از آن طرف تحرکاتي براي بهبود رابطه جمهوري اسلامي ايران با انگلستان ديده ميشود. شايد سفر هيأت بلند پايهي متشکل از سه وزير اقتصادي ايران به لندن و استقبال گرم دولتمردان انگليس از اين هيأت به اين منظور صورت گرفته باشد.» [هفتهنامه عصرما- شانزدهم اسفندماه 1375]
اوج ماجراي ميکونوس، در فروردين سال 1376 اتفاق افتاد. در اين ماه دادگاه پروندهي ميکونوس راي خود را صادر کرد و طي آ ن چند تن از متهمان به حبس ابد و چند تن ديگر به زندانهاي طولاني مدت محکوم شدند. اما در مقدمه اين حکم اشاراتي به رهبران بلند پايه ايران در برنامه ريزي اين قتلها شده و با تعابير تندي حکومت جمهوري اسلامي ايران، مورد خطاب قرار گرفته بود. در اين حكم رهبرايران؛ هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور، علي فلاحيان وزير اطلاعات، علي اكبر ولايتي وزير خارجه و محسن رضايي فرمانده كل سپاه پاسداران متهم به مشاركت در ماجرا شده بودند.
متن حکم دادگاه ميکونوس و اينکه چه چيزي در آ ن ذکر شده است، در ايران منتشر نشد. ليکن از اخبار جسته و گريخته نشريات مشخص بود که ماجرا چيست. به دنبال صدور اين راي، ايران در اولين واکنش رسمي، سفير آ لما ن را به وزارت خارجه احضار کرده و ضمن اعتراض شديد به صدور چنين حکمي، از سفير آ لما ن خواست که «چهار ديپلمات آ لما ني در تهران به دليل رفتار خلاف شئون ديپلماتيک، خاک جمهوري اسلامي ايران را ترک کنند.»! [روزنامه همشهري –بيست و سوم فروردينماه 1376] با اوج گيري تنش در روابط دو کشور سفير آ لما ن نيز از ايران اخراج شد كه اقدامي بيسابقه تلقي شد. دولت آلمان بارها تاكيد داشت كه اعمال نفوذي در دستگاه قضايي كشورش نميتواند انجام دهد ليكن ايران معقد بود كه دولت آلمان نيز در اين ماجرا مقصر است. بلافاصله پس از اين اقدام کليهي سفيران دولتهاي اروپايي براي اعتراض به اقدام ايران و همبستگي با دولت آلمان به کشورهاي خود فرا خوانده شده و ا ز ايران خارج شدند. حسين موسويا ن، سفير وقت جمهوري اسلامي و ديپلماتهاي ايراني نيز چندي بعد از آ لمان اخراج شدند. بحران سياست خارجي ايران به اوج خود رسيده بود.
به اين ترتيب روابط ايران و اروپا که در سياست خارجي جمهوري اسلامي به عنوان آ لترناتيو رابطه با آمريکا پيگيري مي شد سرد شد و به وضعيتي شكننده منتهي گرديد. از طرفي تظاهرات سازماندهي شدهي مختلفي در شهرهاي ايران و تهران در محکوميت حکم دادگاه ميکونوس انجا م گرفت و احزاب در بيا نيه هاي گوناگون به محکوم کردن اين ماجرا پرداختند. جالب آن بود كه تظاهر كنندگان هيچ خبري از ماجرا نخوانده يا نشنيده بودند و آنچنان كه در ايران مرسوم است چون حكومت نياز به چنين نمايشي داشت گروهي نيز وجود داشت كه در نمايش شركت كند!
علي اکبر هاشمي رفسنجاني، رئيس جمهور وقت در نمازجمعه تهران، حکم دادگاه را يک فضاحت تاريخي براي دستگاه قضايي آلمان توصيف کرد و همزمان شدن اعلام راي دادگاه و آنچه راكه شکست مذاکرات صلح خاورميانه ميناميد؛ قابل تأمل دانست. رفسنجاني در سخنان خود به سير ديپلماتيک اين دادگاه نيز اشاراتي کرد و سپس ماجراي خلبا ن اسرائيلي - ران آراد - را پيش کشيد و اشاره کرد که ميخواستهاند بر سر آن با ايران معامله کنند. او گفت: «دلالان اينها قبلا آمده بودند و پيغام داده بودند که چيزي بدهند و يا بگيرند. بارها از زبان مسئولان آلما ني و انگليسي و ديگران شنيديم که قبلا مي گفتند ايران محکوم مي شود، و اين براي دادگاه که عامل دست جريانات ناحق سياسي قرار بگيرد افتضاحي است که يک جريان عادي و مربوط به يک قاضي نيست، بلکه موضوعِ يک کشور و سيستم مطرح ا ست.» وي ادامه داد: «آ نها كه پيشنهاد معامله ميکردند که براي سرنوشت "ران آراد" کمک کنيد آلماني نبودند اما دولت آلما ن هم نتوانست از منافع خودش حفاظت کند و ما با هيچ دولتمرد آلماني در اين چند سا ل ملاقات نکرديم که بگويد اين دادگاه به ضرر آ لما ن نيست.» رفسنجاني در اظهاراتي شگفتآور- بي آنكه حداقل به فلسفهي ظاهري تفكيك قوا توجه كند- اضافه كرد: «اين خفت است که يک دولت نتواند جرياني را که از پشت بر دولت خودش خنجر مي زند کنترل کند. آلما نيها مي دانند با اين حکم رسوا، در ايران و دنياي اسلام چه چيز را از دست مي دهند، صد سا ل است که عاطفي ترين روابط بين مردم ايران و آ لمان برقرار بوده، اما ا ينکه دولتي مجبور شود يک دوستي صدسا له را در کشوري مثل ايران که در قلب جغرافياي جهان قرار گرفته، با يک راي بي پايهاي يک تاريخ دوستي را تضعيف کند، موضوعي است که براي مدتي لااقل مردم ما نمي توانند اين ناجوانمردي آ لماني ها را فراموش کنند.»[روزنامه همشهري – بيست و سوم فروردين 1376]
هاشمي، خروج سفراي اروپايي از ايران را نيز مشابه خروج آنان در ماجراي سلمان رشدي دانست و اينکه نهايتاً با «خضوع» برگشتند.
