Rooz

روز زن♦ هنر و سياست

پرستو سپهري - پنجشنبه 16 فروردین 1386 [2007.04.05]

زنان ايراني در روز جهاني زن در پاريس هنر و سياست را بهم آميختند. گزارش اين رويداد – هر چند اندکي دير- براي ثبت اين تجربه است.

zanhonarvasiasatb.jpg

زن، هنر و سياست

روزجهاني زن بود. 8 مارس. جلسه پاريس را کميته دفاع از آزادي برگزار مي کرد و جلسه توسط مريم يوسفي اداره مي شد.

جلسه با گزارش اداره کننده جلسه در باره" فجايع دارفور" شروع شد. بعد از پوران بازرگان ياد شد که همان روزها در گذشت.

سخنراني اول توسط خانم برنيس دوبوا (Bernice Dubois) به زبان فرانسه انجام گرفت. برنيس دوبوا تا سال 2006 دبير کل انجمن زنان موسوم به لابي اروپايي زنان (CLEF) بود. او يکي از فعالان پرسابقه و پرکار جنبش زنان فرانسه است. خانم دوبوا در اغلب کنگره هاي بين المللي زنان (کوپنهاگ، نايروبي و پکن) شرکت کرده و در کميسيون هاي بين المللي چون سازمان ملل عضويت داشته است.

موضوع بحث برنيس دوبوا جايگاه لائيسيته در مبارزه ي زنان براي رهايي و برابر حقوقي بود. او به توضيح و تشريح مضمون لائيسيته پرداخت و بر اين نکته ي تآکيد ورزيد که لائيسيته، با جدا کردن حوزه دولت از امور دين، نه تنها شرايط آزادي و همزيستي همگان را فراهم مي آورد، جه آنان که باور به دين دارند و چه آنان که بي دين يا آگنوستيک هستند... بلکه، به خصوص، تضميني براي زنان در مبارزه با ينيادگرايي ديني است. لائيسيته مي تواند سلاحي در دست زنان باشد، به ويژه در آن جا دين سالاري حکومت مي کند. سلاحي که به کمک آن زنان مي توانند براي رهايي خود (émancipation) مبارزه کنند. رهايي از قيموميت مذهبي و قوانين شرعي... که زن را موجود فرودست، نابرابر با مردان و غير حاکم بر خود مي کنند.

در قسمت دوم برنامه، خانم مهستي شاهرخي به شيوه اي نمايشي بخشهايي از کتاب تازه ي خود، مجموعه جمهوري سکوت را به فارسي براي تماشاگران خواند و سپس پس از هر بخش همان قطعه به فرانسه به زبان فرانسه براي حاضران که اکثراً فرانسوي بودند به شيوه اي نمايشي توسط چهار هنرمند فرانسوي بازخواني شد.
اولين بخش برنامه، قطعه کوتاهي به نام "چراغ نامه" بود که نظرگاه نويسنده را در مورد نوشته و کار خود نشان مي داد. اين بخش توسط ژان لويي ويتراک بازخواني شد. ژان لويي ويتراک بازيگر تئاتر و سينما و تلويزيون بوده است و در سينما در برابر بازيگراني چون کاترين دونوو و ژوليت بينوش ايفاي نقش کرده است.

ejrazakhmaheyziba.jpg

سپس اجراي بخش بلند و تأثيرگذار "زخم هاي زيبا" توسط خانمها بود. شارلوت رنو و مارتين لوريگه، به تناوب نقشهاي زيبا کاظمي و زني با کابوسهايش يا نجواها و دردهاي نويسنده را ايفا کردند. مارتين لوريگه با پانزده سال سابقه ي بازيگري حرفه اي در تئاتر و سپس روزنامه نگاري هنگام بازي صحنه هاي شکنجه زيبا کاظمي تماشاگران را بسيار متأثر کرد. اين بخش با استقبال بسياري مواجه شد.

در بخش دوم، مهستي شاهرخي و جيلداس برتولو قطعات متنوعي را خواندند که بعضي از قطعات طنز قوي و گزنده اي داشت که باعث شد حاضران فضاي تلخ و پر از شکنجه و مرگ زيبا کاظمي را براي لحظاتي فراموش کنند. بخش دوم با شعر "جمهوي سنگسار" به پايان رسيد.

در بخش نهايي برنامه مهستي شاهرخي اجراي "جمهوري قلم" بود که در واقع اعتراضي بود عليه سانسور موجود در درون ايران. او از حاضران در جلسه خواست که در بازي شرکت کنند و در برابر اوامر مربوط به چاپ و نشر به او جواب بدهند و همين فضاي زنده و شادي را در انتهاي برنامه به وجود آورد. پايان برنامه اجراي "جمهوري قلم" توسط ژان لويي ويتراک به فرانسه بود. "جمهوري سنگسار" و "جمهوري قلم" تصوير گويايي از آنچه در ايران امروز مي گذرد به فرانسويان و ايرانيان مهاجر مي داد و گويايي و وضوح کلمات صريح و پوست کنده ي مهستي شاهرخي به همراه اجرايي نمايشي او و بازيگرانش به بسياري از سئوالات پاسخ مي داد. برنيس دوبوا درباره ي کار مهستي شاهرخي گفت" "اين فوق العاده است! مهستي همه ي آن چيزهايي که ما فمينيستها به شکل مقاله و پژوهش مي خواهيم بگوييم را با شعر و نمايش به زيبايي برايمان تصوير کرد. به اين مي گويند خلاقيت!" يک خانم ايراني هم گفت:" من هيچ با کار مهستي شاهرخي آشنا نبودم ولي کارش خيلي قوي است و در عرض سه ربع هم ما را گرياند و هم ما را خنداند." خودش ساده است و خودماني. از او مي پرسم برنامه ي آينده اش چه زماني خواهد بود؟ با صميميت غريبي مي گويد: "نمي خواهم تبديل به روضه خوان دوره گرد شوم بنابر اين زود به زود برنامه اجرا نمي کنيم حالا رفت تا.... بيشتر دوست دارم بنويسم." از برنامه مهستي شاهرخي و همراهان فرانسوي اش بسيار استقبال شد.

پس از تنفس در بخش سوم برنامه، سخنراني خانم مهناز زير عنوان "جنبش زنان و جريان اصلاحات در ايران:" مروري بر يک تجربه "ارائه شد.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.