زمان درشت گويي نيست
علي انصاري - یکشنبه 12 فروردین 1386 [2007.04.01]

دستگيري 15 ملوان و سرباز انگليسي روابط ايران و انگستان را، که به دليل بن بست بر سر مساله برنامه هسته اي تهران تيره بود، تيره تر ساخت. گروهي خيال پردازانه اين حرکت را با قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در باره دور جديد تحريم ها عليه ايران مرتبط دانسته اند. ولي اين فقط برداشت غربي ها در تحليل رفتار هاي ايران است که همه چيز را از دريچه بحران هسته اي نگاه مي کنند.
برخي ديگر از تحليل گران ماجرا را تصادفي می دانند و سوء تفاهمي مشابه دستگيري ملوانان انگيس در سال 2004 ارزيابي مي کنند؛ بحراني که با ديپلماسي شکيبايي دولت اصلاح طلب ايران در آن تاريخ حل شد.
ولي شواهد در مورد دستگيري اخير نشان مي دهد که اين يک رويداد تصادفي نبوده است. اين حرکت نشان دهنده جابجايي در سياست داخلي ايران است و ناشي از قدرت گرفتن بيشتر سپاه پاسدارن انقلاب اسلامي در داخل و خارج کشور.
منظور از خارج بالطبع عراق است. رويداد هاي عراق، بخصوص پس از افزايش نیروهای نظامی آمریکا در عراق، عامل اصلي اين واقعه ديپلماتيک است. دولت بوش، با ناديده گرفتن توصيه هاي گزارش بيکر-هاميلتون و در يک بازي فکري که فقط از عهده متفکرين بر مي آيد، به اين نتيجه رسيد که نفوذ ايران در عراق به اندازه اي نيست که بتواند وارد نبرد شود ولي به اندازه اي هست که درگيري ايجاد کند. بوش بر اساس نتيجه گرفت که زمان سخت گيري با ايران فرا رسيده و بايد به خصوص در مقابل سپاه قدس (وابسته به سپاه پاسداران) ايستادگي کرد.
اين سپاه اسلحه و مواد منفجره در اختيار شبعه نظاميان شيعه قرار مي دهد که از آن ها در تهيه بمب هاي کنار جاده اي استفاده مي شود. فرماندهان عراق معتقد بودند سپاه القدس باني اين حملات است و لذا بوش نيز تصميم گرفت که اکنون زمان رويارويي نيرو هاي آمريکا با ايران است. نتيجه اين سياست تهاجم سريع عليه ديپلمات هاي ايراني و نيرو هاي اطلاعاتي و سپاه پاسداران و هجوم به مقر ايراني ها در اربيل بود. ايراني ها به سرعت خود را هدف حمله مستقيم ديدند.
آزار دهنده اين بود که عده ای ناگهان ناپديد شدند. اين امر عکس االعملي را که انتظار مي رفت به دنبال آورد. سپاه پاسداران در موضع گيري کرد و وقتي حجم اين گونه عمليات کاهش يافت کم کم ندا هاي تلافي جويانه از وب سايت هاي مربوط به سپاه بر آمد. اين نداها زماني شدت بيشتر يافت که آيت الله خامنه اي در پيام سال نو اعلام کرد ايران ناچار است در مقابل رفتار هاي "غير قانوني" پاسخ مناسبي بدهد. اين سخنان دو روز پيش از دستگيري سربازان انگليسي ايراد شد. شايد اين اتفاقي باشد ولي به هر حال براي آن ها که در سپاه منتظر چراغ سبز بودند اين علامت مناسبي محسوب مي شد. شاید از همين رو در حالی که عکس العمل هاي خصوصي برخي مقامات اين بود که دستگيري ملوان ها بريتانيائی عملی صحيح نبوده است ولي موضوع ديگر دنبال نشد
جالب است که اين اقدام در تعطيلات سال نو، يعني در میان تعطیلی دو هفته ای همه ايران صورت گرفت. آن ها که ممکن بود با اين حرکت مخالفت کنند در مقابل عمل انجام شده قرار مي گرفتند. تاکيد مقامات ايراني در مورد عدم ارتباط اين موضوع با مسائل مطرح شده در عراق همه نشان از بازگشت شتابزده مقامات ايراني به سر کار و عکس العمل سريع و کوشش آن ها براي کنترل موقعيت دارد.
سپاه پاسداران بيشتر از آنکه نيرويي جنگي باشد يک موسسه تجاري بزرگ شده است: برخي از ايرانيان معتقدند که دستگيري سربازان ابريانیائی در اثناي يک عمليات قاچاق در منطقه صورت گرفته است. اين نيرو موظف است درآمدي براي خرج هاي خود به دست آورد و اين روحيه در زمان رياست جمهوري احمدي نژاد تشديد هم شده است. از همین راه سپاه موفق شده است از حيث اقتصادي از دولت استقلال پيدا کند.
تقويت سپاه و استقلالش مورد تائيد همگان نيست. بسياري از فعالان سياسي به نظامي شدن جو زندگي ايرانيان اعتراض کرده اند. بسياري از شخصيت ها، تسلط سپاه را در همه شئون مورد انتقاد قرار داده اند. سپاه در داخل و خارج هشدار داده است که نمي تواند نسبت به وقايع بي تفاوت بماند و اکنون اين کار را زير پرچم حيثيت ملي و در مقابل تجاوز به آب هاي ايران انجام داده است.
انگليس ها در اين ميان هدف خوبي به شمار مي آيند. آن ها کمتر از برادران آمريکايي خود دمدمي مزاج محسوب مي شوند و حمله به آن ها به دلايل تاريخي در جمع ايرانيان بيشتر خريدار دارد. متهم کردن انگليسي ها در ايران امتياز بيشتري دارد همان طور که سخت گيری در مورد ايران در انتخابات آمريکا امتياز بيشتر به همراه مي آورد.
معذالک با توجه به تعدد عقايد در سران سياسي ايران و با سوء ظني که معمولا در مورد سپاه وجود دارد بايد در اين موضوع ديپلماسي زيرکانه و دقيقي در پيش گرفت. اين سياست بايد با وضوح و هدفمند، به خصوص در اتحاد با متحدين جامعه اروپا، تدوين شود تا هر گونه ترديد را در نظر ايرانيان نسبت به جدي بودن مساله بزدايد.
اکنون زمان درشت گويي و يا تهديد هاي گمراه کننده نيست. همچنين نبايد فرصتي به آن ها که دست بردن به سلاح را ترويج مي کنند داده شود. هيچ چيز فرماندهي سپاه پاسداران را بيش از دست بردن به سلاح خوشحال نمي کند. تفاوت اين موضوع با سال 2004 آن است که در حال حاضر انگلستان کادر ورزيده ايراني را در اختيار دارد که همه آن ها مسائل ايران را مورد توجه قرار مي دهند. ژنرال ها بايد به آن ها تکيه کنند و کار را به متخصصين بسپارند.
* اين مقاله، اولين بار در نشريه تايم لندن روز جمعه به چاپ رسيده است.
