Rooz

چرا ايراني ها از ما متنفرند؟

طنزي در بلفاست تلگراف: - چهارشنبه 29 فروردین 1386 [2007.04.18]

belfasttelegraph.jpg

الکسي سايل

در جريان بحران اخير ايران بر سر گروگان ها، مقاله هاي زيادي از کارشناسان خاورميانه خواندم که در آن توضيح داده شده بود که ايراني ها ايده قدرتمند بودن انگليس و توانايي هايش در اداره اوضاع به شکل پنهاني را زير سوال برده اند.

يک ايراني معمولي، ظاهرا دست هاي امپراطوري انگليس را در پس پرده هر بحران پيش پا افتاده اي، از چسبيدن ته ديگ به کف قابلمه بگيريد تا گم شدن يک جفت دستکش، مي بيند. اين موضوع تا حد زيادي قابل توجيه است، زيرا زماني انگلستان تغييرات وحشتناکي در کشوري که پرسيا نام داشت، بوجود آورد. ما در سال 1941، به اين کشور تجاوز کرديم تا توليد فرآورده هاي نفتي را به صورت مطمئن امکان پذير کنيم و در سال 1953، با کمک سازمان سيا، با نخست وزير منتخب، محمد مصدق، مخالفت کرديم و جاي او را با شاه ضعيف، عوض کرديم. شاه، سازمان پليس مخفي اش، ساواک، را تشکيل داد که مردم را شکنجه و سرکوب کرد تا جايي که آيت الله خميني به قدرت رسيد. جرم مصدق اين بود که گمان مي کرد مي تواند سود حاصل از فروش نفت را به کشورش بازگرداند. اين موضوع به مذاق شرکت نفتي انگليسي- آمريکايي آن زمان، که امروز بي پي نام دارد، خوش نيامد و به همين دليل از دست مصدق خلاص شدند.

از همه چيز مهم تر براي اينکه يک ايراني معمولي فکر کند که انگلستان قدرت بي پاياني براي انجام کار هاي شيطاني دارد، اين است که تا همين چند وقت پيش تنها اتومبيلي که مي شد در ايران خريد، مونتاژ محلي هيلمن هانتر بود که نامش را "پيکان" گذاشته بودند.

شاه آنقدر از ما ممنون شد که معامله اي اختصاصي با شرکتي که آن زمان روتز گروپ نام داشت انجام داد و آنها هم تنها اتومبيلي که در ايران مي فروختند، يک هانتر درپيتي بود. راستش را بخواهيد اگر کسي من را هم مجبور مي کرد که در سال 2007، هيلمن هانتر برانم، عليه دولت شورش مي کردم و آن را با يک حکومت ديني شيعه عوض مي کردم، اما اين احتمال هم وجود داشت که خودم را قانع کنم که آنها قدرت فوق العاده اي براي شرارت دارند.

اما موضوع فقط به اين جا ختم نمي شود که ما ايراني ها را مجبور کرديم که ماشين هاي قراضه سوار بشوند. آيا هرگز از اين موضوع شگفت زده نشده ايد که چه بلايي بر سر فروشگاه هاي لباس ورزشي ما آمد؟ وقتي من در اواخر دوران نوجواني بودم، فروشگاه هاي "ميلت" در همه شهرها بود، اما در زمان شاه، تنها فروشگاه هايي که اجازه فروش در ايران را داشت، فروشگاه هاي "ميلت" بود و به همين دليل از سال 1974 تا همين اواخرايراني ها جوري لباس مي پوشيدند که انگار همين الان از معدن بيرون آمده اند؛ شلوار هاي نايلوني پاچه گشاد، کت هاي تنگ پيچازي عجيب و چکمه هاي ليژدار. مسلما، کاپشن کوتاه رئيس جمهور احمدي نژاد (که يکي از بزرگترين اتفاقات مد در ايران است)، مدل کلاسيک "ميلت" است که در سال 1973 مد بود و آن را جيمز هانت (راننده ماشين هاي مسابقه) و اعضاي گروه موسيقي راک اسکاتلندي بي سيتي رولرز، آن را مي پوشيدند.

حالا ديگر ايران ماشين هاي طراحي شده خودش را توليد مي کند. داشتم کاتالوگ اتومبيل هاي جهان را ورق مي زدم که متوجه شدم ايراني ها، اتومبيلي به نام سمند سرير و اتوموبيل ديگري به نام سايپا 141 ساخته اند که عقب آن به شکل ناهنجاري قلنبه است. پس من از طرف مردمي که باعث انجام اين کار ها شده اند، عذر خواهي مي کنم و با خريدن ماشين هاي آنها مي توانيم جبران مافات کنيم. من خودم قصد دارم از شرکت خودروسازي مرتب در خيابان جمهوري تهران، يک پاژن 3000 جي ال وي، سفارش بدهم. من پيشنهاد مي کنم که زماني که دولت تصميم به خريد مجدد اتومبيل براي وزارت کشورانگلستان گرفت، چند دستگاه سيناد 2 از شرکت کيش خودرو بخرد. و فقط در آن زمان است که آيت الله ها متوجه مي شوند که ما چقدر از دخالت هايي که کرديم، احساس پشيماني مي کنيم.

منبع: بلفاست تلگراف، 17 آوريل 2007

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.