Rooz

کدخداي ماسوله و وام مسکن

مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com - سه شنبه 28 فروردین 1386 [2007.04.17]

po_masoud_01.jpg

بعد از آن که آقاي برقعي رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي علت گراني مسکن را باز کرد و در اولين برخورد خود در سمت تازه با افکارعمومي، علت را گفت، داستان کدخداي ماسوله زنده شد. چرا که در حقيقت مي فرمايند حتي دادن وام هم منحصر به دولت باشد، بانک هاي خصوصي به مردم وام ندهند تا مردم اولا دکاني غير از دکان دولت براي حل مشکل خود پيدا نکنند و در ثاني وام بخش خصوصي يک طوري است که مسکن را گران مي کند اما پارسال که کارشناسان نوشتند با وام هاي دولتي مسکن گران مي شود معلوم بود که بي هوده مي گويند چون وام دولتي که چنين خاصيتي ندارد.

کدخداي ماسوله در مثل همان کس است که از اهالي خواست کمک کنند تا طاقي [دروازه کوچک] جلو خانه روستائي وي شاخته شود. مردم قبول کردند و گفتند کدخدا اين همه زحمت مي کشد و ضعيف شده حالا دلش دروازه مي خواهد، باشد، بسازيم. سالي کار کردند و دروازه اي شکل گرفت. از آن پس بود که کدخدا همه راه ها را داد بستند. همه کوره راه ها را کور کردند. مردم که چنين ديدند پرسيدند اين چه کارست گفت پس دروازه براي چي با اين زحمت ساخته شده . بايد از زيرش رد شويد ديگر. روستائيان گفتند آخر راهمان به طرف آسياب بالاست از اين طرف دور مي شود. کدخدا گفت باشد همين راه بهترست . گفتند بار سنگين داريم گفت باشد تحمل کنيد. به ارباب هم مي گفت اگر اهالي از زير طاقي رد نشوند من مسووليت هيچ کارشان را به عهده نمي گيرند. محصول کم شود، بي ناموسي زياد شود. در عين حال خطبه خوان و حکيم را هم آورده بود و چسبيده به خانه خود يک اتاق به آن ها داده بود. هر کس مي خواست عقدي کند و يا گواهي فوت بدهد، يا دلش درد مي گرفت مجبور بود از زير طاقي رد بشود.

کم کم کار به جائي رسيد که واي اگر کسي ندانسته از راه هاي ديگر گله به آغل مي برد. يا يکي از کوره راه بالا مرغي براي همسايه بيمار مي برد. يا از ديوار خانه شان مشت گندمي به همسايه مي داد. فردايش کدخدا اعلاميه صادر مي کرد که فلاني خطا کرده و مجازاتش را هم تعيين مي کرد. اهالي در مانده بودند که حکمت اين کار چيست.

تا سرانجام به عذاب آمدند و جمع شدند و گفتند کدخدا اين چه بازي است که درآورده اي. کدخدا گفت ببيند اين همه سال بي دروازه بوديد هزار گرفتاري حادث شد به من بگوئيد باباهاتان کجا هستند، محصول ده سال پيشتان کجاست. چرا برکت از سفره تان رفته. چرا گورستانمان اين همه ميهمان دارد. من مي گويم براي اين که تا به حال ماسوله طاقي نداشت. حالا کساني که عمري به اين ماسوله خيانت کرده اند هر شب در پشت ديوار آسيا جمع مي شوند و عليه اين طاقي که باعث عزت ماسوله است نقشه مي کشند. گفته باشم حالا که دروازه داريد ديگر نمي شود از جاي ديگر گذر کنيد. خلاف است.

پايان حکايت کدخداي ماسوله معلوم است. مردم مي ريزند يا دروازه را خراب مي کنند و يا کدخدا را معزول، اما اين داستاني که جناب برقعي برساخته هم جاي کار دارد. مي فرمايند علت گراني مسکن وامي است که يک يا چند بانک خصوصي امسال به مردم دادند. و کس بايد به اين داستان بخندند. حتي اگر مانند جناب کمال اطهاري که از علماي رشته مسکن هستند بپذيريم که گاه بانک ها سودجوئي مي کنند، بايد گفت بله بخش خصوصي اصلا خوب است که سودجوئي کند. همه خوب است سود بجويند. مردم ديگر خسته شده اند از بس که سخن از مهرورزي گفته شد و در عمل از سودجويان عالم سودجوتر بوديم. پس چندي هم سود جو شويم و. دولت هم کارش اين باشد که وسط جامعه اي که سود خود مي جويد، مراقب امور باشد و خط بدهد و از سودها ماليات بگيرد. اصلا دولت در سطح جهاني و منطقه اي هم خوب است سود بجويد.

مگر باور کرده باشيم که مانند روايت رييس جمهور از آزادي ملوان هاي بريتانيائي، دولت خوب است که کرامت کند و حالا که سفرهاي استاني يک دور تمام شده شروع کند به مردم کشورهاي ديگر [ مانند ساکنان جزيزه بريتانيا] هديه بدهد و از سود خود بکاهد. ورنه اگر از بانک بخواهيم که سود نجويد بايد سر خزانه غيب را به آن ها وصل کنيم تا مانند دولت بذال و بخشنده شوند و در ضمن وام هاي دولتي هم جلوه کند.

از روزنامه ها هم بخواهيم که هيچ ننويسند مبادا متاع دولت بي مشتري شود. خلاصه اين که از همه اهالي بخواهيم فقط از زير طاقي کدخدا رد شوند، تا بلکه عنايتي شود و برنامه هاي دولت که علما مي گويند راه به جائي نخواهد برد، به اجرا در آيد و برکت به سفره ها برگردد.

اگر شک داريد اين گزارش را از روزنامه تهران امروز روز يکشنبه بخوانيد: در 10 سال گذشته افزايش شديد قيمت مسكن در كشور و به ويژه در كلانشهر تهران موجب شد تا قدرت خانواده‌ها و به خصوص زوج‌هاي جوان براي خريد مسكن در كشور به طور چشمگيري كاهش يابد به طوري كه امكان خريد مسكن از محل پس‌انداز حاصل از دستمزد كار ديگر وجود ندارد و اگر وام مسكن بانك‌ها نبود، قطعا بسياري از صاحبان مسكن امروز، اجاره‌نشين بودند.

در يك سال گذشته نيز با افزايش قيمت مسكن، حتي تسهيلات 18 ميليون توماني بانك مسكن نيز براي خريد خانه كاربرد چنداني ندارد چرا كه اين وام سهم كوچكي از بهاي مسكن را شامل مي‌شود و بنا بر اطلاعات كسب شده، اين بانك به ابزار دلالي تبديل شده و خريد و فروش آن رونق گرفته است، نه كاربرد آن در خريد مسكن.


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.