پيروزي براي ايران
تحليلي از آسيا تايمز - یکشنبه 26 فروردین 1386 [2007.04.15]

کاوه افراسيابي
با وجود اينکه ايران بعد از بحران ايجاد شده بر سر 15 ملوان بريتانيايي و دستگيري آنها و بعد آزاد کردن آنها بعد از دو هفته در حال لذت بردن از ستايش جهاني است، محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، با اعلام اين نکته که ايران به توانايي توليد اورانيوم در "مقياس صنعتي" رسيده است، تضمين کرد که همه توجه ها روي کشورش ثابت بماند.
از لحاظ فن آوري، معناي اين حرف چنين است که ايران به نقطه غير قابل بازگشت رسيده است و از اين لحظه به بعد، غرب فقط مي تواند اميدوار باشد که بتواند بر سر "تضمين هاي عيني" در مورد اينکه فن آوري هسته اي ايران صلح آميز باشد، مذاکره کند.
احمدي نژاد، در سخنراني روز دوشنبه اش در نطنز، سايت اتمي اصلي ايران، گفت که 3000 سانتريفيوژدر تاسيسات زير زميني نصب شده و ايران مي تواند سوخت هسته اي را در مقياس صنعتي، توليد کند.
پيش از اين، تايم چاپ لندن نوشته بود: "احمدي نژاد براي اولين بار در اين بيست ماه رياست جمهوري اش يک اقدام از سر بخشندگي در مورد غرب انجام داد". اين روزنامه افزود که رئيس جمهور ايران با آزاد کردن 15 ملوان بريتانيايي، محبوبيت بزرگي بدست آورد.
روزنامه دست چپي آلماني درتاگس زايت هم در مورد اقدام رئيس جمهور ايران نوشت و به توني بلر، نخست وزير بريتانيا، توصيه کرد که از احمدي نژاد ياد بگيرد.
در عرض يک شب، رسانه هاي انگليسي و اروپايي، تغيير روش دادند تا "اقدام از سر بخشندگي" ايران را تحسين کنند و "پيروزي ديپلماسي رابر اعمال فشار" که به طور ناگهاني به بحران دو هفته اي بين ايران و انگلستان پايان داد را شادباش بگويند.
درحالي که ما به اين واقعه را چنان از نزديک زير نظر داريم که چيزي بيش از يک پايان ترسيم کنيم، هنوزواقعيت هاي مذاکرات پشت پرده تهران و لندن يا روند تصميم گيري در داخل ايران که منجر به چنين اقدام رحيمانه اي شد، براي ما فاش نشده است. قضيه فقط تا اينجا روشن است؛ از ابتدا، اين يک بحران براي فرصت طلبي ايران بود، که حقه بازي را هم بايد چاشني آن کرد، اما بهتر است که آدم نقد را بچسبد و نسيه را رها کند.
موقعيت احمدي نژاد، محکم تر شد
بدون شک، نتيجه اين بحران اين بود که دولت احمدي نژاد، هم در داخل و هم در خارج از ايران، تقويت شد. به عقيده بسياري از کارشناسان، چه در داخل و چه در خارج، در تمام مراحل اين داستان، ايران نشان داد که از همه جهات، نيروي اراده، حل کردن مشکل، قدرت و مهارت در ديپلماسي و سياستمداري اش برتربود و در نتيجه توانست کاري کند که درحالي که سپاه پاسداران، از 23 مارس ملوان هاي انگليسي را دستگير کرده بود، امتياز بيشتري براي خود کسب کند.
در مقابل "حمله فريبنده" تازه ايران، اقدام احمدي نژاد، تاثير نا همگوني بر سياست خارجي ايران گذاشت و توانست موضع گيري ايران براي داشتن انرژي هسته اي در روابط بين دولت هاي خليج فارس و خارج از آن را تقويت کند.
با اين ايستادگي در مقابل غرب، ايران توان بيشتري در ميان کشورهاي منطقه به دست آورد و اين اتفاق درست در زماني افتاد که همه کشورهاي همسايه ايران در خليج فارس، مثل گوسفند پشت سر آمريکا حرکت مي کردند. اهميت سمبوليک اين اقدام ايران، يعني فرستادن ملوان هاي بريتانيايي به خانه، اين سوال را که چه کسي خطا کرد و حق با چه کسي بود؟ را کم رنگ کرد و قدرت ايران و دوستانش را در منطقه، بالا برد.
هر چقدر هم که توني بلر بخواهد چهره مثبتي از ديپلماسي "محکم و با ثابت قدم" انگلستان به نمايش بگذارد، واقعيت اصلي اين است که دولت او ضربه بدي از ابتکار ايران خورد که پاسخي بود به هژموني سياست غرب در منطقه خليج فارس.
قابل درک است که بعضي از عوامل رسانه اي آمريکا و اروپا، معناي متضادي به اين درس عبرت آموز مي دهند که يکي از آنها اين است که چطور اين بحران چهره ايران را خدشه دار کرد. چنين تحليل هاي بدرد نخوري صرف نظر از اينکه در خيابان هاي دنياي عرب و جهان اسلام و جهان سوم، تعبيري غير از تفسير اروپايي پيدا مي کنند، نا روشن است.
همانطور که انتظار مي رفت، رسانه هاي آمريکايي ترجيح دادند بجاي شاخ و برگ دادن به رفتار ايران، به سادگي از کنار آن بگذرند. مثلا شبکه اي بي سي که درباره آزادي ملوان هاي انگليسي گزارش مي داد، گستاخانه و بي آنکه بخواهد شرح درستي از ماجرا بدهد، اظهار داشت که اين اقدام "ترديد ها را نسبت به اهداف اتمي ايران، افزايش مي دهد".
از طرف ديگر، يک شبکه ديگر آمريکايي با مطرح کردن اين سوال که چرا انگلستان با ايران درگير نشد؟ گزارش دادند که دولت آمريکا تا چه حد از رفتار انگلستان در اداره خليج فارس، ناراحت است. آنها هيچ اشاره اي به اين موضوع نکردند که انگلستان با درگير نکردن خود در بازي آمريکا، کاري هوشمندانه انجام داده است.
در عين حال، آمريکا با اين گفته بعضي از مقامات کاخ سفيد که به نيويورک سان گفته اند که بالاترين مقامات دولت بوش، تصميم به آزاد کردن ديپلمات ايراني در بغداد گرفته اند، مشتاق است تا از موقعيت پيش آمده، اعتبار سياسي کسب کند.
اين روزنامه با ارائه اين عقيده که معامله غير مستقيم و يا "نيم بندي" در جريان بوده است، اظهار داشت که درخواست ايران براي ديدار با ايراني هاي ديگر که توسط آمريکا در عراق دستگير شده اند هم، قسمتي از اين معامله بوده است. اگر چنين باشد، لحن گفتگو ها بين ايران و آمريکا در جريان نشست عراق که اين ماه در استانبول برگزار مي شود، نرم تر خواهد شد.
منفي بافي رسانه هاي آمريکايي در اين باره غير منتظره نبود؛ موضع گيري سختگيرانه آمريکا درباره ايران حالا با ديدن اينکه چطور زبان ديپلماسي انگليس در اين مورد ثمربخش بود، تدافعي شده است و رسانه ها و سياستمداران آمريکايي که قادر به چنين کاري نبودند و بعضي از آنها فقط ايران را متهم کردند که در مورد ملوان ها يک برنامه ساختگي اجرا کرده است.
مسلما، آمريکا در حال حاضر با پيشرفت هاي نسبي که در روابط ايران و اروپا بوجود آمده است در اين خطر است که منزوي بشود و اين نتيجه مستقيم پايان يافتن بحران است. و علاوه بر اين واشنگتن، ممکن است خيلي زود کشف کنند که انگليس، به عنوان نزديک ترين متحدش در اروپا، حالا زير منت ايراني هاست و ديگر نمي تواند رهبر يورش به سمت ايران در اروپا، محسوب شود. از لحاظ اهداف استراتژيک ايران، اين موضوع مهم ترين نتيجه بحران ملوان ها براي اين کشور بود.
همزمان با بازگشت ملوان ها به لندن، خبر کشته شدن چهار سرباز انگليسي در شهر بصره در جنوب عراق، به افکار عمومي انگلستان ياد آورد شد که اين بهاي گزافي است که براي پيوندشان با سياست هاي آمريکا در خاورميانه مي پردازند که تجديدنظر در آن باعث ايجاد موضعگيري متعادل تر و اروپايي تر نسبت به آمريکا مي شود. مثلا بلر بخاطر حمايت از حمله بي تناسب اسرائيل به حزب الله در تابستان سال گذشته، همچنان مورد انتقاد قرار مي گيرد.
از اين پس، به نظر مي رسد که ماشين ديپلماسي ايران، با بزرگنمايي بخشندگي شان و آزادسازي ملوان ها و تبديل بحران به اختلاف جزئي، با احتياط در پي ايجاد گفتگو با اروپا هستند تا به سياست آمريکا که به طور دائم علائم اسکيزوفرني را از خود بروز مي دهد و دروازه هاي صلح و آشتي را به روي ايران مي بندد، پايان دهند.
منوچهر متکي، وزير امور خارجه ايران، يکي از کساني بود که از اين بحران، سود زيادي برد. وزارتخانه او در حاشيه گفتگو هاي اتمي قرار داشت، اما با نقش موثري که متکي بازي کرد، ممکن است که اين وضعيت تغيير کند و در حد علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي و سرپرست تيم گفتگو کننده ايران، قرار بگيرد.
در همين ارتباط، ترکيه هم که با استفاده از روابطش از ايران خواسته بود که هرچه زودتر راه حلي براي بحران ملوان ها پيدا کند، چند امتياز بدست آورد و اين امتياز به موقع مي تواند در مورد درخواست اين کشور براي پيوستن به اتحاديه اروپا، موثر باشد. سوريه هم به نظر مي رسد که نقش سازنده اي داشته است که تلاش هاي اخير آمريکا براي ايجاد شکاف ميان ايران و سوريه را بر باد داد.
ايران و شوراي امنيت سازمان ملل
يکي ديگر از اين منافع بحران ملوان ها براي ايران، رابطه ايران و سياست هاي تحريمي شوراي امنيت سازمان ملل بود. رئيس جمهور احمدي نژاد در کنفرانس مطبوعاتي اش که آزادي ملوان ها را در آن اعلام کرد، شوراي امنيت را در موقعيت تدافعي قرار داد. او در قسمت هاي زيادي از سخنراني اش به آمريکا و انگليس شکايت نکرد، و خوب است که قسمت هايي از آن را در اينجا نقل کنيم:
"امروز، هيچ يک از اعضاي سازمان ملل نمي توانند از آمريکا و انگليس به شوراي امنيت شکايت کند و انتظار رسيدگي به شکايتشان را داشته باشند... ساختار شوراي امنيت بايد مطابق اصول عدالت، اصلاح شود و اين اقدامي لازم است. تا آن زمان فرا برسد، همه کشورها بايد بدانند که حق و حقوق کشور و ملتشان در توسط بعضي از قدرت ها در شوراي امنيت، پايمال مي شود. شوراي امنيت، به دليل مقاومت بعضي از کشورهاي مستقل، همه درخواست هاي انگلستان را اجرا نکرد که مي خواست بدون درنظر گرفتن واقعيت ها و اسناد کليدي، قطعنامه را تصويب کنند. مردم دنيا مي پرسند: چرا؟ سووال اينجاست که شوراي امنيت با اين گرايش ها به کجا مي رود؟"
مسلما اين سووال درخوري است که بايد سازمان ملل به آن پاسخ بدهد و اين در حالي است که معلوم نيست نفوذ تعادل بر هم زننده قدرت ها که به وضوح در شوراي امنيت ديده شد، مطمئن ترين سازمان جهان را زير سووال برده است يا نه.
آيا در طولاني مدت، اين گرايش ناخوش آيند بايد ادامه پيدا کند و کشورهاي توسعه يافته هيچ چاره ديگري جز ايجاد يک سازمان موازي جهاني ندارند که بتواند آنها را در قبال موضع گيري رقت آور کنوني شوراي امنيت، مصون نگه دارد؟
شوراي امنيت اگر منصفانه و بي طرفانه قضاوت کند، نبايد نسبت به شکايت ايران مبني بر ورود غير قانوني نيروهاي نظامي يک کشور به آبهاي ايران، بي تفاوت باشد. اگر بخواهيم به نسخه انگليسي اين واقعيت نگاه کنيم، که بطورمداوم توسط خود وزارت امورخارجه انگلستان حک و اصلاح شده است،در پشيماني مارگرت بکت، وزير امورخارجه انگلستان که در مصاحبه هفته گذشته اش با يک تلويزيون ايراني آن را ابراز کرد، جلوه گر مي شود و شوراي امنيت با تظاهر به اجراي قوانين بين المللي، خودش را مسخره کرد.
قابل توجه است که بعضي از ملوان هاي انگليسي، در زماني که در اسارات ايران بودند، به آزادي کامل پذيرفتند که در آبهاي ايران بودند واين پذيرش صرفنظر از اينکه آنها از فيلم پخش شده راضي نبودند، دردادگاه به عنوان يک مدرک به حساب مي آيد. اگر اين موضوع در يک دادگاه بين المللي قانوني مطرح مي شد، پذيرش ملوان ها در حکم نهايي، تاثير زيادي داشت.
اما در نظام جهاني کنوني که تحت سلطه غرب است، به ندرت پيش مي آيد که کشور هاي کوچک، وقتي با يکي از قدرت هاي بزرگ رقابت مي کنند، پيروز شوند و اين بحران استثنايي بود که باعث مي شود قدرت هاي غربي نيروهايشان را دو برابر کنند تا مطمئن شوند که چنين اتفاقي تکرار نخواهد شد.
مهم نيست که کساني در غرب وجود دارند که همچنان اين درس عبرت را به نفع خود مي دانند، اما واقعيت اين است که شوراي امنيت سازمان ملل، با عجله اي که در مورد قضاوت عليه ايران بخرج داد، ضربه خورد و اين مسئله در مجمع بعدي شوراي امنيت که انگليس و آمريکا عليه ايران تبليغ خواهند کرد، اثر مي گذارد.
در عوض، وجود شکاف عميقي که آمريکا و اتحاديه اروپا را در مورد ايران از هم جداکرده، اجتناب ناپذير است و اين نتيجه موفقيت آميز پايان دادن به بحران ملوان ها توسط ايران است و انگليس در مورد اتحاد ناکارآمدش با آمريکا، فشار بيشتري را متحمل خواهد شد و اين احتمال وجود دارد که در مورد تحريم ايران، باد در جهت سازمان ملل نوزد. مسلما همه اين ها بستگي به توانايي ايران در نشان دادن تيزهوشي لازم دارد که در دور تازه گفتگوهاي اتمي با اروپا در روزهاي آتي، از خود نرمش نشان بدهد.
منبع: آسيا تايمز، 11 آوريل 2007
