Rooz

"پيام" بحران اخير

حسين باستاني - دوشنبه 20 فروردین 1386 [2007.04.09]


زماني که 3 ماه پيش، جورج بوش اعلام کرد که به نيروهاي آمريکايي دستور برخورد با مأموران ايراني در عراق را داده است، مي شد پيش بيني کرد که منطقه، شاهد نوع جديدي از اتفاقات نظامي – امنيتي باشد.
po_bastani_01.jpg

يکي از صريح ترين واکنش هاي صورت گرفته به اين دستور، مقاله هشدار آميز چاپ شده در صبح صادق، نشريه دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، در تاريخ 9 بهمن 85 بود، که تاکيد داشت: "زماني که افسران امنيتي آمريکا به راحتي در دام نيروهاي آموزش نديده و کم تجربه جيش المهدي قرار مي گيرند و يا افسر برجسته موساد در پاريس به يک باره سر به نيست مي شود يا قايق نيروهاي انگليسي در اروند به علل نامعلومي ناپديد مي شود، مي تواند پيامي روشن براي آنان باشد که خيال هاي باطل در ذهن مي پرورانند."

هشدار نهفته در عبارات فوق، واضح تر از آن بود که نياز به تفسيرهاي پيچيده داشته باشد. سپاه پاسداران، مي خواست به نيروهاي غربي هشدار دهد که در صورت ورود به فاز برخورد قهرآميز با نيروهاي ايراني در عراق، باب بازي جديدي را گشوده اند که خود، در آن زمينه بسيار آسيب پذير هستند. اشاره به مواردي چون "ناپديد شدن قايق نيروهاي انگليسي در اروند" در مقاله هشدار آميز فوق، وقتي قابل فهم تر شدند که دستگيري 15 ملوان بريتانايي در دو ماه بعد، درست در همين منطقه اروند رود – يا قول عراقي ها شط العرب- به وقوع پيوست، و آزادي اين ملوانان، توأم با آزادي ديپلماتي ايراني بود که چند ماه پيش از آن، در عراق ربوده شده بود.

گذشته از تفسيرهاي مختلفي که در سطح نشريات بين المللي، در مورد ماهيت دستگيري 15 نظامي بريتانيايي و جريانات پشت پرده منتهي به آزادي آنها ارائه شده، احتمالاً بايد اين واقعه را، در راستاي واکنش جمهوري اسلامي به موضع ايالات متحده در مورد برخورد با نيروهاي نظامي – امنيتي ايران در عراق تفسير کرد.

به نظر مي رسد محافلي در ايران به اين نتيجه رسيده اند که در صورت شروع اين نوع بازي هاي متقابل نظامي - امنيتي در منطقه، دو طرف در وضعيت يکساني قرار ندارند. اين محافل، البته ترديد ندارند که توان نظامي نيروهاي ائتلاف در عراق، بيشتر از ايران است؛ اما به عقيده آنان، در عوض، تبعات سياسي دستگير شدن نيروهاي غربي در منطقه براي دولت هاي اروپايي و آمريکايي، بيشتر از دولت جمهوري اسلامي است.

در يک طرف معادله، اسارت تعدادي از نيروهاي ائتلاف با شهروندان اروپايي و آمريکايي توسط نيروهاي ايراني، فشاري عظيم را براي آزادي آنها از اسارت ايجاد مي کند؛ فشاري که در صورت آزاد نشدن اسراي غربي، ممکن است هزينه هايي سنگين را از طرف پارلمان، گروه هاي سياسي رقيب يا رسانه ها بر حزب حاکم تحميل کند و حتي در دراز مدت، به شکست اين حزب در انتخابات بعدي بينجامد (افکار عمومي جهان، هنوز تجربياتي چون سقوط حزب دموکرات در انتخابات رياست جمهوري در پي عدم توفيق کارتر در آزادي گروگان هاي آمريکايي در ايران را از خاطر نبرده است). اما در طرف ديگر اين دعوا، مسوولان ايراني در معرض خطرهاي مشابه قرار ندارند. به عنوان نمونه، نه تنها اتفاقاتي چون اسارت طولاني مدت 5 تبعه ايراني دستگير شده در کنسولگري ايران در اربيل، که اسارت احتمالي تعدادي به مراتب بيشتر از مأموران ايراني در عراق يا مناطق ديگر در آينده هم، موقعيت سياستمداران حاکم و نتايج انتخابات آتي را در معرض تاپيرات جدي قرار نخواهد داد. نبايد فراموش کرد که چطور در همين ماجراي اخير دستگيري ملوانان، محافل حکومتي ايران به همان راحتي که از تجاوز نيروهاي بريتانيايي به قلمرو کشور سخن گفته و محاکمه سربازان دستگير شده را حقي ترديد ناپذير قلمداد کردند، به فاصله چند روز آنها را بدون محاکمه، و درست پيش از پايان مهلت 48 ساعته اعلام شده توسط لندن آزاد کردند و نام اين کار را نيز يک پيروزي بزرگ گذاشتند، و مشکل بزرگي هم در صحنه سياسي کشور برايشان پيش نيامد.

نهايت آنکه در ايران، ظاهرا اين تئوري به طور جدي در ميان نظريه پردازان نومحافظه کار نزديک به ارگان هاي نظامي مقبوليت دارد که اگر فرآيند ربودن نيروهاي دو طرف در منطقه تشديد شود، سياستمداران غربي در اين ميانه بسيار آسيب پذيرتر از مسوولان ايراني خواهند بود. شايد يادآوري اين واقعيت، مهمترين پيامي باشد که حکومت ايران، در ماجراي دستگيري 15 نظامي انگليسي، قصد ارسال آن را به غرب داشته است.

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.