Rooz

بوش در تدارک ضدحمله مستقيم

کارشناس خاورميانه در مصاحبه با لوموند: - سه شنبه 14 فروردین 1386 [2007.04.03]

silvy_kafman.jpg

سيلوي کافمن

فلينت لورت [Flynt Leverett]، کارشناس "بنياد امريکاي نوين" در امور خاورميانه که سالها در سازمان سيا و وزارت امور خارجه امريکا مشغول به کار بوده، در مصاحبه اي با لوموند به بحث پيرامون ابعاد مختلف بحران هسته اي ايران مي پردازد.

bush400.jpg

وي که در گذشته در شوراي امنيت ملي کاخ سفيد مسؤوليت امور خاورميانه را برعهده داشت، در ماه مارس 2003 به دليل عدم توافق سياسي از اين سمت کناره گيري کرد. او پس از آن به مؤسسه مطالعاتي بروکينگز وارد شد و امروز نيز به عنوان يکي از اساتيد مؤسسه فنآوري ماساچوست مشغول به کار است.

شما معتقديد که دولت بوش فرصت هاي بسياري را در مذاکره با ايران از دست داده، به ويژه در بهار 2003. آيا مي توان گفت که مسايل امروز پيچيده تر از گذشته شده اند؟
پيشنهاد ايران که در سال 2003 توسط سوييس منتقل شد بسيار قابل توجه بود: مقامات ايراني مي گفتند براي مذاکره پيرامون هرگونه مشکلي، از جمله برنامه هسته اي، آمادگي کامل دارند. اما ما حتي به خود زحمت نداديم که پاسخ آنها را بدهيم.
به من گفتند ديک چني، معاون رييس جمهور، شديداً با هرگونه مذاکره اي با ايران مخالف است. من يک ماه پس از خروجم از دولت، کالين پاول را ديدم [وزير امور خارجه وقت]. پاول به من گفت در کاخ سفيد موفق نشده درخصوص اين پيشنهاد هيچ پيشرفتي بکند.

سپس رييس کابينه او اعلام کرد که وزير امور خارجه و معاون رييس جمهور يک معامله انجام داده اند: اگر چه کالين پاول نمي توانست پيشنهاد ايراني ها را پيش ببرد، ولي به هرحال در مورد کره شمالي قدرت مانور بالايي داشت. با نگاهي به گذشته به خوبي مي توان پيشرفت پرونده کره شمالي را مشاهده کرد.

اکنون که چهار سال از آن تاريخ مي گذرد، به خوبي مي توان ديد که روزنه ديپلماتيک با ايران تنگ تر شده است. توانايي هاي تهران در زمينه چرخه سوخت اتمي پيشرفت چشمگيري کرده و ساختار فعلي دولت تهران با قطب هاي مختلف خود و بودن محمود احمدي نژاد در رأس دولت، فضاي آنچنان همواري را خلق نکرده است.
امروز فکر نمي کنم بتوان با ايراني ها به توافق رسيد، مگر اينکه وجود يک مرکز غني سازي اورانيوم را بپذيريم و "ضمانت هاي امنيتي" نيز از جانب ايالات متحده فراهم شود؛ به طوري که هيچ گاه به اعمال زور و خشونت و ايجاد تغييرات مرزي يا حکومتي دست نزند.

اساس مخالفت دولت بوش در گفتمان با ايران چيست؟
رييس جمهور بوش معتقد است که جمهوري اسلامي يک حکومت بنيادگرا و نامشروع است. او با هرگونه مسالمتي با اين حکومت به شدت مخالف است. معاون رييس جمهور هميشه از ايران به عنوان يک تهديد ياد کرده؛ تهديدي بس خطرناک تر از کره شمالي. اين تهديد ها به مسايل مختلفي مربوط مي شوند: نفت، اسراييل، تعادل قدرت ها و نقش ايالات متحده در منطقه.

دولت بوش در مبارزه خود عليه تروريسم معتقد است که اين مقوله بيشتر از جانب دولت ها تقويت مي شود تا از جانب افراد. به همين دليل از ديد ديک چني، ايران يک قدرت شرور است.

ولي امروز به نظر مي رسد که معاون رييس جمهور نفوذ بسيار کمتري دارد... آيا کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه نيز چنين عقيده اي نسبت به ايران دارد؟
فکر نمي کنم. مي بينيد که او نمي تواند راه حلي براي بحران هسته اي ايران يافت کند، ولي در عوض به دنبال اين است که رييس جمهور تصميم خطرناکي اتخاذ نکند.

نکته جالب اين است که اظهارات رييس جمهور بوش [ماه ژانويه] درخصوص عراق نبود، بلکه به ايران مربوط مي شد: او با متهم کردن تهران به "پشتيباني تجهيزاتي" در حملات عليه نيروهاي امريکايي قصد دارد افکار عمومي را براي يک ضدحمله مستقيم آماده کند، بدون اينکه نيازي به تصميم گيري هاي کنگره يا سازمان ملل باشد. او ايران را به صورت يک کشور "شرور" که سربازان ما را مي کشد معرفي مي کند.

شما رفتارها و رويکردهاي روسيه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
به نظر مي رسد روس ها نيز در تلاشند تا حداکثر استفاده را از زمان بکنند. همان طور که مي دانيد آنها تحويل سوخت هسته اي براي نيروگاه بوشهر را به تعويق انداخته اند. روسيه و چين اکنون فهميده اند که چيز زيادي از ايران به دست نخواهند آورد و کاسه صبرشان لبريز شده، ولي در عين حال مايلند براي اين بحران يک راه حل ديپلماتيک و مسالمت آميز يافت شود.

منبع: لوموند، 2 آوريل

مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.